Pierwsze 200 wierszy.
مردم از اسکین شیفتر ها بیشتر از مادبورن های دیگه میترسن
چون اونا میتونن بین ما به صورت مخفیانه زندگی کنن
میتونی پیداش کنی و بکشیش؟- اگه هنوز اینجا باشه-
ریت آرزو داره به جای تو فرمانروای شیلدلنز بشه
خواهم دید که تو رای اکثریتی که نیاز داری رو از انجمن نخواهی گرفت
خودتی!تو اونا رو کشتی
تا از خانواده ام محافظت کنم
من باور دارم که اسکین شیفتر برای یکی دیگه داره ایفای نقش و فعالیت میکنه
قتل ها راجع به تحریک تبار ها بود ـه
پسرم،اون برگشته؟
این اسب ـه اسلین ـه
هی!گورت رو از اونجا گم کن
!اوی
شنیدم به زودی یه بیوه ی جدید توی شهر به وجود میاد
!آه
تــــــرجـــــــــــمه از ..::MAA.Vampire::....::مـــــــــحمــــــــــد امـــــــین::..
کسی که میخواین منم بزارین اون بره
میتونیم همین الان بکشیمش؟
یکی پول مید تا برش گردونه البته برای یه تیکه اش
به شمشیر نگاه کن
تو چی میگی؟- من میگم که اون به زور میتونه یه شاخه رو ببره-
اما این؟
این شمشیر یه مرد ـه
بئوولف
بگیرش
این یه هدیه از طرف پدرم بود
بلند شو
کونتون رو تکون بدین
اگه اسکوران رو به آرامگاه رامین نبریم،پول گیرمون نمیاد
جایی که ازش میام،ما واسه آشغال هایی مثل تو اسم میزاریم
تکون بخور
وقتی اسب اسلین داشت از اینجا میگذشت،یه سوارکار روش بود ـه
برادرم؟
اگه اسلین با اسکوران ملاقات کرده باشه اینجا نبوده
ین سرزمین ها به اندازه امنیت ندارن که اونا اینجا بوده باشن
یه مادبورن بود اطراف دریاچه ی نقره
یه موجود بیگانه
با دست بریده شده؟
دیدمش
اگه ترسیدی،میتونی اینجا منتظر باشی
و سرنوشت شیلدلنز رو به دست های تو بسپارم؟
من برای اسلین اینجام
اسکین شیفتر دوباره هوشیاری اش رو به دست اورده؟
به محض اینکه بشه از کال بازجویی کرد بهتون خبر میدم
تا اون موقع،زنش تنها دارایی ماست که میتونیم باهاش بفهمیم
کی دستور داده که اون جانور کد خدای من رو بکش ـه
براتون میارمش
چرا شما ها بیرون دنبال اسکوران و پسرم نیستید؟
من دستور دادم که هاسکارلا اطراف هیروت باشه
شهر هم باید محافظت بشه
مردم تو ترسیده و اعصبانی هستن
اونا نمفهمن که تو چرا اسکین شیفتر رو زنده نگه داشتی
فردا صبح،پادشاهان دیگه در انجمن رای میدن
بدون اسکوران،من پشتیبانی کافی برای فرمانروا شدن رو نخواهم داشت
اسکوران پیدا میشه.برادرش ریت و
بئوولف الان اون بیرون دارن دنبالش میگردن
اونا حرفه ای ترین مبارزان شیلدلنز هستن
اونا اسلین رو پیدا میکنن،من مطمئنم
قبول دارم که،تو هدف رو گم کردی
شنیدم تو میتونستی توی یه مبارزه از پس خودت بر بیای
میتونستم؟- همم-
همه ی این سال ها تو فارلندز ممکنه تو رو یکم...نازک نارنجی کرده باشه
هنوز میتونم از پس خودم بر بیام
تو خودت یکم نازک نارنجی به نظر میای
یه مردی که(میخواد)شاه بشه فقط باید راجع به یه مبارزه خوب حرف بزنه
این لااقل واسه یه هفته پیش ـه
یه واریگ؟
زود باش
!سریع تر
قلافش کن
قبل اینکه به خودت صدمه بزنی بزارش زمین
شمشیرش رو بهش بده
نه
منو ببین که دارم با مرگ دست و پنجه نرم میکنم
بیا
توی قبیله ی من،اگه یه نفر شمشیرش به یه دشمن ببازه
اون دیگه شایسته ی یه مبارز شدن نیست
واقعا؟
میزارم بره به کوهستان و در تنهایی بمیره
و اگه شمشیرش رو به یه واریگ ـه نمیه رشد و غیر حرفه ای ببازه چی؟
معمولا فقط شمشیرش رو پس میگیریم
و میزاریم از خجالت و شرمساری بمیره
افراد اسکوران
بزارش به عهده ی من- نه.یه روز دیگه حسابش رو میرسی-
اسلین اینجا نیست
بیا.وقت نداریم
اونج!اون زن داره میاد
خودشه- اون اینجاست-
زن ـه اسکین شیفتر
بکشینش!بکشینش
اونا باید این وضعیت رو قبل اینکه از کنترل خارج بشه،جلوش رو بگیرن
از کجا گیرش آوردین؟
اون موجود توی اون انبار که نگهش داشتن موجودی که این شوهر صداش میکنه
پسرم رو کشت
واسه اتفاقی که سر پسرتون افتاده متاسفم
اما هر کاری که کال کرده،اجباری بود
اون یه مرد خوبه؟
مامان!مامان
!نه
!نه
این نا حقی ـه
این مجازات با مرگ همسر اسکین شیفتر خاتمه میابه
!مامان
فقط اگه خبر داشت این اتفاق میفته
اون میدونست،نه؟
!تو خبر داشتی
انکار کن
انکار میکنم
من هیچوقت نمیدونستم
بگو.اون چیه؟
یه مادبورن کثیف
بلندتر
یه مادبورن کثیف
یه قاتل
کسی که من و دخترم رو فریب داد
برین کنار!تکون بخورین
فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
...دستور من
این بود که این زن رو به صورت سالم بیارینش
نه اینکه یه گوشه وایسین و شکنجه شدنش رو تماشا کنین
!نه
من جون این زن رو در اعضای جون پسرم میخوام
ریدا،من با کمال میل جونم رو به این زن میدم
دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم
اما هنوز یه دختر دارم
شوهرم هنوز براش ارزش قائل ـه.خواهش میکنم؟
مردمانت میخوان که اون بمیره
اما من زنده میخوامش
وگرنه هیچوقت نمیفهمم که اسکین شیفتر تحت کنترل کی بوده
این زن حق داره که این رو محاکمه کن ـه
اما در دادرسی
بیارینش به اتاقم
یعنی چی؟
در قبیله ی من،به محض اینکه کشف میشد که شوهرش اون موجود ـه
سریعا اون زن کشته میشد
قبیله ها که متفاوت باشن،قانون ها هم فرق دارن
وفاداریت به خواهرت کاملا موثر ـه
اما اگه در بریگان بودی
تو به عنوان شاه اونجا از دادرسی ـه کسی که
با یه اسکین شیفتر خوابیده،حمایت میکردی؟
نه
اما ما که توی بریگان نیستیم،درسته؟
هی
اگه اسکوران برای رای گیری اینجا نیومده باشه خواهرت ممکنه توی دردسر باشه
خواهرم رو دست کم نگیر
یکم واسه نوشیدن زود ـه،اینطور فکر نمیکنی؟
به عنوان شاه،میتونم بهت بخشش نشون بدم،اما اگه
میخوای که اینکار رو بکنم،باید کمکم کنی
من نمیدونستم که کال چی بود
کال برای کی فعالیت میکرد؟- نمیدونم-
...سیلویــ- قسم میخورم-
فکر کنم داره حقیقت رو میگه
...اگه کمکم نکنی
ریدا،وقتی بقیه راجع به شاه شدن تو شک داشتن
من از تو تعریف کردم
من هیچوقت دروغ نمیگم
به تو دروغ نمیگم
این وضعیت راجع به خونبها نیستش اینارو اجیر کردن تا منو بگیرن
آیسن
تکون بخور
این خاکستر ها وذغال ها گرم هستن
فکر میکنی اونا اسلین رو هم گرفتن؟
این تو رو به شک نمیندازه که برادرت
توی روز ـه انجمن ناپدید بشه؟
شک به کی؟
برای کسی که میخواد ریدا رای رو از دست بده
تو فرض میکنی که اسکوران به ریدا رای میده
اما برادرم بر این باور ـه که شیلدلنز به یه راهنما و حاکم قدرتمند تر نیاز داره
و اونوقت اون راهنما باید تو باشی؟
به چه قیمتی؟
اگه برای جامعه خوب باشه
به هر قیمتی که باشه
حتی به قیمت جون برادرت؟
بلند شو
قوزک پام
همین حالا
تکون بخورین
نزارین فرار کنن
دارن فرار میکنن!تکون بخورین!زود باشیــــن
بپر
میتونستی بهم بگی که
قصد داری فرار کنی- نمیدونستم-
داری با این وضعیت حال میکنی
هیـــــس!هیـــــــس
دل و روده شون رو صفره کنین
نگهش دار
بریم
قوزک پات،چطوره؟
نمیدونستم که برات مهم ـه
اسکوران
شاه جدید به اسکین شیفتر یه بستر میده و زنش رو محاکمه میکنه
دفعه ی بعد،یه مادبورن سر سفرتون میزاره که داره نوشیدنی میخوره
شاید راثگار توی دید به پسرش و تعیین
زنش به عنوان شاه،اشتباه کرده
قوانین هیروت در دوران پادشاهی شوهرم،وضع شدند
اما در دوران من ازشون تبعیت خواهد شد
بهر حال تو باید نگران دست هایی باشی که رای دادن
ما برای بحث در رابطه با شوهرم نیستیم اما قراره در رابطه با اون بحث کنیم
و با وجود درجه ات،ازت میخوام که این رو یادت باشه
اگه من به عنوان گناهکار بشناسمت ادامه زندگیت رو به عنوان گداز کار میگزرونی
No comments yet. Be the first to leave one.