Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه در هانيبال گذشت
من اينطوري متوجه شدم يا واقعاً نگاه کردن به اينا برات راحت تر شده ؟
ميتونم خودم رو به ديدنش وادار کنم ، اما . راه فکر کردن بهش بسته ميشه
من يه مُدلي هستم که با ... مُدل تو
. سازگاري نداره...
ميدوني کجايي آقايي "گراهام" ؟ - نه -
بدن خواهرمو با شاخ گوزن تيکه پاره کردن
. از وسط نصف شده
.ميتونم کمکت کنم . ميتونيم جسد رو مخفي کنيم
آبيگل هابز " ممکنه تنها کسي باشه که " . حقيقت رو ميدونه
. "الان نميتوني از اون سوال بپرسي ، "جَک
. ميخوام برم خونه
بدترين نوع پازل "جيگسا" تو دنيا
درسته ، اما گوشه ها کجان ؟
چي ؟
"مادرم هميشه ميگفت که پازل "جيگسا رو از گوشه ها شروع کن
. آه ، فکرکنم کله ها حُکم گوشه ها رو دارن
. بيش از حد ، گوشه داريم
هفت تا قبر ، اما خيلي کله داريم
به نظر ميرسه که کله ها تنها قرباني هستن
يه سري از اونا به چند سال پيش و يه سريشون حتي به يک دهه ي پيش مربوط ميشن
...و همينطور ميدونيم که اين هفت تا
. جسد ، اونجا به خاک سپرده شده بودن...
هر کسي که نبش قبر کرده ، دقيقاً ميدونسته اونا کجا دفن شدن
فکر کنم براش کافي نبوده که يه بار اونا رو بکشه
اون برگشته و با اينکارش ، ميخواسته به قرباني هاش . بي حرمتي بکنه
..."به اين قبرها بي حرمتي نشده ، "جَک
. اونا در معرض نمايش قرار گرفته ـن
! خيلي خب ، همگي ، بياين صحنه رو خالي کنيم
...، من اين لحظه رو طراحي کردم
اين ياد بود رو ، با دقت و ظرافت
...همه ي اجسادي که داشتم رو گردآوري کردم
. من با دقت جاهاي اجساد رو مشخص ميکنم
جوري که هرکدومشون جاي مناسبي قرار بگيرن
. هر قسمت ، روي قسمت هاي جداي شده
...آخرين قرباني من
...اونو گذاشتم براي آخر کار
. ميخوام ببينه که دارم چيکار ميکنم
ميخوام طراحي مَنو ببينه
. اين رِزومه ي کاري مَنه
اين حاصل تلاش منه
. اين ميراث مَنه
ويل" ، انتظار نداشتم ببينمت"
نميدونم چطوري اومدم اينجا
ماشينت بيرونه ، پس ميفهميم که رانندگي کردي
خب ، من کنار ساحل توي . گرافتون" ، غرب "ويرجينا" بودم"
...بعدش با يه چشم به هم زدن
، توي اتاق انتظار تو بيدار شدم... ! بعلاوه من خواب نبودم
گرافتون" ، "غرب ويرجينا" ، 3 ساعت و نيم" . با اينجا فاصله داره . تو زمان رو از دست دادي
يه مشکلي داره براي من بوجود مياد - "داري از همکاري کردن دست ميکشي "ويل -
اين يه جور مکانيسم دفاعي بَد براي يه بيمار رواني هست که مورد سواستفاده ي مکرر قرار ميگيرن
! نه ، نه ، از من سواستفاده نشده - . تو اختلال همدردي داري -
تحمل چيزي که حس ميکني رو نداري - ميدونم ، ميدونم ، ميدونم -
. هنوز هم ميخواي انکار کني ...منظورم همين سواستفاده اي هست که
دارم بهش اشاره ميکنم.... - چي ، تو ازم ميخواي کناره گيري کنم ؟ -
خب ، "جَک کرافورد" يه شانس به تو داد تا کناره گيري کني و تو قبول نکردي . چرا ؟
...آم
. من زندگي ها رو نجات ميدم
و اين حس خوبي داره - به طور کلي ، آره -
زندگي خودت چي ميشه ؟
. "من دوست تو هستم ، "ويل
من به زندگي هايي که تو نجات ميدي اهميتي . نميدم ، من به زندگي تو اهميت ميدم
. و زندگي تو داره از واقعيت جدا ميشه
. من داشتم تو خواب راه ميرفتم
. دارم دچار يه سري توهمات ميشم
. شايد بهتر باشه يه اسکن مغزي بکنم - "ويل" -
ديگه دست از منحرف کردن خودت براي .پيدا کردن جواب اين سوال بردار
...تو سَر صحنه ي جرم بودي
. وقتي که دست از همکاري کشيدي . بگو ببينم داستان چيه
اونجا يه درخت از اجساد بود
توي بعضي از فرهنگ ها ، جنايات و ....گناه به نمايش گذاشته ميشن
اينطوري همه ميتونم اونا و اين شرمساري رو ببين
نه ، اين شرمساري نيست
اين يه جور جشن هست . اون داره پيروزي هاش . رو جشن ميگيره
...و روبرو شدن با پيروزي هاي اين قاتل
باعث فرار کردن ذهن تو شده و بعدش . هم زمان رو از دست دادي
درسته
"من نگرانتم ، "ويل
، " همدلي زياد تو با "جَک کرافورد ...، به منظور بررسي اين قاتلين
ذهنت رو تا حدي سرگردون کرده که . داري خودت رو از دست ميدي
چي ميشه اگه زمان رو از دست بدي و به خودت صدمه بزني ؟
و يا به يه نفر ديگه صدمه بزني ؟
نميخوام ببينم که تو بيدار بشي و . درختي از اجساد خودت رو ببيني
: مترجمين عرفان.س.ا اميرحسين
...هر روز ، من بيدار ميشم ، و
. صداي پدرم رو ميشنوم
.مثل اينه که اون کنار تخت من زانو ميزنه
زمزمه کنان باهام حرف ميزنه
اون بهم ميگه دخترها رو کشته
و دوباره و دوباره
.پس اون نميخواد مَنو بکشه
کاشکي اون هنوز زنده بود تا ...ميتونستم ازش بپرسم
نسبت به من چه حسي داره ؟
...مشکلش با من چي بوده
...که ميخواسته بکش - اون بايد اينکارو ميکرد -
اون بايد تو رو ميکشت
پس اون نميخواست مَنو بکشه - اون نميخواست مَنو بکشه -
اون نميخواست مَنو بکشه - اون نميخواست مَنو بکشه -
پس اون نميخواست مَنو بکشه
ترجمه نشده -
پس اون نميخواسته مَنو بکشه - پس اون نميخواسته مَنو بکشه -
اون بايد تو رو ميکشته
پس اون نميخواسته مَنو بکشه
سلام
بابت ديروز متأسفم
براي چي متأسفي ؟
...يه جورايي خودم نبودم
...خب ، اينکه خودت نباشي
يه جورايي به کارت مربوط ميشه ، درسته ؟...
گمون ميکنم همينطوره
آره ، درسته
پس از نظر تو من حالم خوبه ؟
چيزي هست که بخواي بهم بگي ؟
. آه ،نه ، نه ، نه
خب ، ظاهرا چيزي هست که نميخواي بهم بگي
. فکر کنم فقط ديروز يه ذره گيج بودم همش همين
امروز حالت چطوره ؟
...تحت تأثير قرار گرفتم
. اون اجساد مَنو تحت تأثير قرار دادن
فکر ميکردم واضح تر از اون چيزي باشه که . در واقع بود
اگه مشکلي هست ، بايد بهم بگي
مشکلي هست ، "ويل" ؟
همه چيز روبراهه
خيلي خب
خيلي خب
اونا خونه ي خانواده ي مَنو فروختن
اين روزا براي خونه اي که توش قتل اتفاق افتاده ، پول خوبي نميدن
. تازه الان همه چيزو ندادي
خانواده هاي قرباني هاي پدر تو . دادخواست مرگ اشتباه رو ضبط کردن
مرگ نادرست ؟ - ...يعني اينکه اونا -
. همه چيزو ميگيرن ، "آبيگل" ، همه ي پولو
چيزي که اينجا داري ، تمام چيزيه که داري
بهشون اجازه بده همه ي پول اون رو ببرن
هيچکدومشون رو نميخوام
ميتوني براي خودت پول دربياري
...، اگه درباره ي من کتاب مينوشتي
چقدر گيرم ميومد ؟...
درباره ي پدرم ؟
خيلي
هنوز هم ميخواي داستان مَنو بگي ؟
...، به نظرم بهتره خودت داستانت رو بگي
اما من تنها کسي هستم که ميتونم تو گفتنش بهت کمک کنم
هيچ کس بيشتر از من از کاري که پدرت انجام داد مطلع نيست
حتي "ويل گراهام" ؟ - ..."ويل گراهام" -
، "بخشي از داستاني هست که توي ميگي ،"آبيگل... . اون کسي نيست که تو گفتن داستان بهت کمک کنه
اون از من دوري ميکنه چون من باعث . ميشم که احساس کنه جاي پدرمه
جاي پدر تو بودن ، باعث ميشه اون حس قاتل بودن بهش دست بده
مردم فکر ميکنن من تو قتل اون . دخترها ، به پدرم کمک کردم
خب ، تو ميتوني ديدگاه مردم رو تغيير بدي
ميتونيم با همديگه اينکارو انجام بديم
. همه حقيقت رو ميفهمن
باشه
بذار داستانم رو بگم
چند تا جسد ؟
به طور کلي 17 تا جسد
...، تازه ترين جسد رو ببين
"جول سامرز"
...، چهل ساله
. يه مغازه موبايل فروشي تو "ناکسويل تِنِسي" داره
يا بهتره بگيم داشته . به مدت 3 روز . ناپديد شده بوده
. چاقو به قلبش اصابت کرده
...بقيه ي جراحات بعد از مرگ اتفاق افتاده ...، استخوان هاي شکسته ، جابجايي لَگن ، شانه ها
. يه جورايي براي قاتل ويژه بوده
. اون نماد افتخارش بوده
، هفت تا جسد از قبرهاي بدون نشاني . تو صحنه ي جرم پيدا شدن
زمين پر از تکه هاي بدن جسد بوده که . با اجساد توي قبرها مطابقت داره
، زخم هايي که با زور ايجاد شده ، ضربات چاقو . آثار خفگي . مرگهاي اشتباه
...حداقل هشت جسد ديگه وجود داره
. که همشون تو غرب "ويجرينا" نبش قبر شدن...
.هيچ اثري از جنايت رو نميشه بهشون نسبت داد . مرگ هاي تصادفي
. اونا همشون به قتل رسيدن
...آنتوني لَمب " ، 28 ساله "
... در سال 1986 ، در ماشين به قتل رسيده
...فرانچسکو بوردين " ، 42 ساله "
...، خودکشي با قرص ، سال 1994
... آدريان پکهام " ، 60 ساله "
...حمله ي قلبي شديد ، سال 2001
...پيتر مَک گي " ، 25 ساله "
، مسموميت با گاز کربن مونوکسيد در خانه ...سال 2006
و همينطور 7 جسد ناشناسي که لَب ساحل . دفن شدن
...، هر مرگ با بقيه فرق ميکنه
. باعث ميشه جور ديگه اي بهش نگاه کرد
... نه آزار جنسي ، نه شکنجه
روش اين قتل ها از اهميت کمتري براي ...قاتل برخودار بوده
...تا اين حقيقت ساده که...
. اين آدم ها همشون مُردن...
...، "جول سامرز"
. با اصابت ضربه ي چاقو به قلب کشته شده
بوسيله ي نمايشي عظيم ، در معرض . ديد قرار گرفته شده
. بالاتر از همه ي قرباني هاي ديگه
طرح قاتل اين بوده که ناشناس باقي ...بمونه ، مثل يه روح
. اين چيزيه که اونو هيجان زده ميکنه
...تا الان
...چرا
اون تو روشنايي مياد بيرون ؟
ويل" ؟"
اگه داري حرف ميزني ، نميخواد ...وقفه اي ايجاد کنم ، يا
. آه ، نه ، نه ، نه، مشکلي نيست . مشکلي نيست
اينجا خيلي بداخلاقي
آه....خب ، هميشه همينطورم
No comments yet. Be the first to leave one.