Pierwsze 200 wierszy.
چرا دستدست میکنی؟
ای کاش یه لباس خوشگلی داشتم
اینی که اینجاست چطور؟
به گمونم خوبه
جز اینکه قبلا توی دادگاه پوشیدمش
طرز لباس پوشیدن شمالیها فرق میکنه مگه نه؟
لهجهشون هم تفاوت داره
تو به فکر لهجه و لباس پوشیدن اونها نباش
بهگمونم امروز بعد از دادن شهادت خبرنگارها به سمتم هجوم بیارن
خدای من، کاش دست از سرمون بردارن
...به گمونم لازم به یادآوری نیست
که مراسم انتخاب دختر شایستهی دبیرستان نمیریم
زندگی روی و جیدبلیو در خطره
محض رضای خدا، جوانیتا خیال میکنی خودم نمیدونم؟
من جوابش رو میدم
زود باش و حواست هم خوب جمع کن
همهمون رو به دردسر انداختی
به عهدهی خودته که بیرونمون بیاری
خانم بردلی، وکیل مدافع ناامید شده
حسش میکنم
...اعتراف به آدمربایی از جانب متهمها
...و کلی شواهد مستدل داریم
...و الان به لطف شاهدهای جدید
...میتونیم ثابت کنیم
...امت چندین ساعت پیش از ناپدید شدنش
در مزرعهای بوده که برادر میلام در اون کار میکرده
خدا رو شکر بابت وجود دکتر هاوارد و تیمش
قطعا ما هم قدردانیم
...پیش از اینکه این شاهدها جلو بیان
...هیچ سرنخی از محل ارتکاب جرم نداشتیم
فقط میدونستیم اتفاق افتاده
...امروز من قصد دارم ثابت کنم
...میلام و برایانت صبح اون روز
پسرت رو در اون مزرعه کشتن
...خانم، برای هیئت منصفه سخت خواهد بود
که شهادت عینی این کارگرهای مزرعه رو نادیده بگیره
خوشحالم که این رو میشنوم
...با اینحال... یه موضوعی هست
...این که تنها مدرک فیزیکی
...و تنها مدرکی که ثابت میکنه قتل رخ داده
جسد پسر شماست
به همین خاطر مصمماند منکر هویتش بشن
و به همین دلیل میخوایم ...به هیئت منصفه ثابت کنین
که هیچ حقهای در کار نبوده ...و به عنوان یک مادر
بهتر از هر کس دیگهای پسرتون رو میشناسین
متوجه شدم
میخواین که حقیقت رو بگم
و قصد دارم همین کار رو انجام بدم
البته وکیل مدافع تلاش میکنه ...که شک و شبهه ایجاد کنه
ولی شما فقط حقایق رو بگین و خوب پیش خواهید رفت
یه چیز دیگه هم هست
ما چندین نامه ...از شهروندان دریافت کردیم
مبنی بر اینکه ...شما رو "خانم بردلی" صدا زدم
خیلی خوششون نیومده
قطعا به آداب و رسوم جنوبیها آگاهید؟
همینطوره
به عقیدهی ما ریسک اهانت ...به هیئت منصفه به نفعمون نیست
اون هم پیش از اینکه حرفهاتون رو بشنون
پیشنهاد میکنم ...اگه اجازه بدین
در طول بازجویی طبق رسوم پیش برم
میتونید من رو میمی صدا کنید
ممنونم
و خواهش میکنم در پاسخهاتون هم احتیاط کنین
اونها میخوان کلمهی "قربان" رو از زبونتون بشنون
!نوشابه بیا نوشابه گازدار ببر
صبح بخیر
نگاهش کن
بس که رنگ مالید سر و صورتت یه لحظه نشناختمت
!نوشابه گازدار بیا نوشابه خنک ببر
...لعنت بهش، این جهنم دره
هر روز گرمتر میشه، مگه نه؟
پسر، یه دونه خنکش رو بده
رد کن بیاد
میدونی که چی بگی؟
معلومه، روی
بسیارخب، مندی میخوام تو رو ببرم به 28اُم آگوست 1955
اون روز صبح ویلی رید رو دیدی؟
بله، قربان
...نزدیک خونهی من ایستاده بود
از ساعت 6:30 تا 7:00
و در اون زمان به منزل آقای لزلی میلام نگاه کردی؟
.بله، قربان از پنجره بیرون رو نگاه کردم
صندلیهامون کدوم گوریاند؟
هیس! یه نفر جابهجاشون کرده
لطفا سکوت رو رعایت کنید
میدونم امروز تعداد حضار ...زیاد شدن
ولی نمیتونم اجازه بدم ...کسی در راهروها بایسته
چون خطر آتشسوزی وجود داره
...ببخشید ولی اگه صندلی ندارین
بیرون بایستید
ایشالا دفعهی بعد، رفقا
ادامه بدین
مندی، وقتی به خونهی آقای لزلی میلام ...نگاه کردی
چی دیدی؟
...یه وانت سبز و سفید دیدم
و چهارتا مرد سفیدپوست
...میرفتن داخل کلبه و میومدن بیرون
و یکیشون رفت کنار چاه ...و آب خورد
و دوباره به سمت کلبه برگشت
اگه اون مرد رو دوباره ببینی میتونی شناساییش کنی؟
بله
یه جورایی قدش بلند بود
و سرش تاس بود
ممنون، مندی
سه روز زحمت کشیدیم ...تا اون شاهدها رو پیدا کنیم
ولی الان حتی نمیتونیم دیدههاشون رو گزارش کنیم؟
داروخونه صندلی تاشو میفروخت
دیدم که چندتا خبرنگار سفیدپوست صندلیها رو میارن
فکر میکنی ما با خرید صندلی میتونیم بریم داخل؟
بذار یه امتحانی بکنیم - ببخشید -
شما خبرنگارین، درسته؟
.دارم سعی میکنم که باشم چه کاری از دستم برمیاد؟
...خب، ما به این امید اومدیم اینجا
که شاید یه نفر بتونه کمکمون کنه
...ببینین
ببینین، دیروز که خانمم ...رفته بود آرایشگاه موهاش رو درست کنه
یه حرفهایی شنیده
فکر کردیم شاید لازمه یه نفر درموردش بدونه
چی شنیدین؟
در مورد مردهایی که مردم در موردشون حرف میزنن
همونهایی که اون شبی ...که اون پسر شیکاگویی رو بردن
توی وانت بودن
ویلی، وقتی که به سمت ...خونهی آقای لزلی میلام رفتی
کسی رو اونجا دیدی؟
.نه، قربان اولش ندیدم
ولی جلوی کلبه یه وانت سبز و سفید ...پارک شده بود
...و همون وانتی بود
که پیشتر از جلوی من رد شده بود
چه کسی داخل اون وانت بود؟
...چهار مرد سفیدپوست در کابین
...و سه مرد سیاهپوست عقب وانت بودن
...و دیدم که یه نفر پشت وانت نشسته
یه پسر سیاهپوست
...آیا بعدا
...عکسی رو شناسایی کردی
...یا چیزی که نشون بده
اون کسی که عقب وانت نشسته بود کیه؟
توی روزنامه عکس یه پسری رو دیدم
همون پسری بود که عقب وانت نشسته بود
امت تیل بود؟
اعتراض داریم، جناب قاضی
...وارده
البته به شرطی که مرتبط باشه
من یه عکس دارم که به عنوان مدرک شمارهی یک ارائه شده
این پسر رو قبلا دیدی؟
.بله، قربان ...این تصویر پسریه
که پشت وانت دیدم
...بسیارخب، صبح روزی
که از جلوی منزل آقای لزلی میلام ...میگذشتی
آقای جیدبلیو میلام هم اونجا بودن؟
بله، قربان
دیدم که از کلبه بیرون اومدن و به سمت چاه رفتن
آقای جیدبلیو همون مردیه که اونجا نشستن؟
بله، قربان
آیا میگی که این آقا چیز عجیبی همراهش داشت؟
یه هفتتیر به کمرش بسته بود
...وقتی که آقای جیدبلیو میلام رو دیدی
چیکار میکرد؟
...خب، اون رفت کنار چاه
...یکم آب خورد
بعد برگشت به سمت کلبه
...وقتی که از کنار اون کلبه رد شدی
چیز غیرعادیای ندیدی یا نشنیدی؟
صدای داد و فریاد ...یک نفر رو از اون تو شنیدم
...صدای تازیانه میشنیدم
انگاری که یه نفر داره یکی رو شلاق میزنه
ممنونم
سوال دیگهای ندارم
...ویلی
...اون روز صبح که اون وانت از کنارت گذشت
آقای جیدبلیو میلام رو داخل وانت دیدی؟
من خیلی به کسایی ...که جلوی وانت بودن
توجه نکردم
به اونهایی نگاه کردم که پشت وانت بودن
پس نمیگی که آقای میلام داخل وانت بودن؟
.نه، قربان این رو نمیگم
...نه. بعدا که از کنار اون کلبه گذشتی
چقدر ازش فاصله داشتی؟
فاصلهام زیاد نبود، قربان
خب، میشه گفت 90 متر فاصله داشتی؟
نمیدونم، قربان
...شخصی که شهادت دادی
...آقای میلام بوده
...اولین باری که اونجا دیدیش
چقدر ازت فاصله داشت؟
نمیتونم بگم چقدر ...چون
نمیدونم، قربان
...پس نمیتونی بگی که 90 متر
یا 180 متر یا 450 متر ازش فاصله داشتی؟
نه، قربان
...گفتی که از اون کلبه یه صدایی
...شبیه به صدای تازیانه شنیدی
...ولی نمیدونی که آیا آقای میلام
داخل کلبه بوده یا نه، مگه نه؟
...ولی من آقای میلام رو دیدیم
اون موقع که از کلبه اومد بیرون
ولی داخل کلبه ندیدیش، مگه نه؟
نه، قربان
...ولی من دیدمش که از کلبه اومد بیرون
...و به سمت چاه رفت
No comments yet. Be the first to leave one.