Pierwsze 200 wierszy.
AHMAD.HSS ترجمه و تنظیم تلگرام @ a_sty
خب من ازت ممنونم که تویه این فرصت کوتاه ترتیبشو دادی
اینجور مواقع ما باید با احتیاط حرکت کنیم وحواصمون بهم باشه
درسته
خب من دوباره به اورست رفتم
و این چیزی نیست که یکباره انجماش بدی
...ضربان این بیماری حتی بزرگتر از یه کوهستانه که فتحش کنی
فک کنم گادفری مثل شرپا ...میتونه بالا بره, ام
کسی مثل ادموند هیلاری که بالا رفت
خب, ادموند نتونست با شرپا از کوه پایین بیاد
بهرحال تونست به کوه برسه
اونجا میبینمت- باشه-
نورویل ناکس
فرد خاص گادفری ها
دکتر یوهان پرایس, البته من هوادار کارهای شما هستم
مقاله شما در مورد هموگلوبین گلیکوزیل؟
اون برای تیمم پیشرفت های شیرینی داشت
این باعث افتخارمه که شمارو میبینم آقا
میخوام از شما برای کمک های انسان دوستانتون
که به جای خوشگذورنی و گناه به جامعه
نوآوری تحول دادین و اون رو
به طور سیستماتیک منظم کردین
وجامعه ی علمی رو به سطح ها
بالاتر کشف و نوآوری بردید. هرگز فکر نمیکردم این امکان پذیر باشه
چرا نمیزنی لهش کنی؟
فقط یه کیر میتونه دهن چاپلوسش رو ببنده
چیه؟- خب, من خوشحال شدم-
که مردی به این بزرگی دنبال راه حل برای این بیماری میگرده
...حالا این دکتر پرایس- اوپیر؟نه-
هرچند تعداد بدن هایی که صاحب شده بیشتر از ماس
به نام علم, البته
آه.. میشه که
بله لطفا بفرمایید
ازت میخوام وقتی وارد اون بدن شدم اینقد دری وری نگی
نه. تو که نقشه نکشیدی...اون؟
خوشتیپ؟هست .اوپیر؟هست . پولدار؟دوبرابر هست
وقتی زنگ زدی, فکر کردم که منظورت اینه به کمک ما میاد
من دقیقا داخل هواپیماش روبه روش نشسته بودم
چی میتونستم بگم؟
اگه ما مغزشو پاک کنیم من هرچیزی که
ازش یادگرفتم ناامید میشم اونا یه لیست کوتان, بعدش
این مرد میتونه آینده مارو شکل بده
از طریق حمایت کردن هاش
و هنوز,بطریقی اون آینده هرگز شامل تو نشده
نه, من به منابع مالی گادفری دسترسی دارم
همچنین برج سفید, لازمش ندارم
تصور کن. تحقیقاتش, امکاناتش همشون میتونن مال ما بشن
خب. مال تو بشن
یا میتونم اونو بکشم
جامعه علمی بدون سخاوت دور ریخته میشه
منم بدون بدن جایگزین میمیرم
و کارهای شیطانی به ظاهر علمیت نابود میشن
تمام دنیا اینو میفهمن
کشف بزرگیه پرایس
با تکریب اطلاعاتمون. این کشف ناچیزی میشه
مشخصه
لعنتی. یوهان یکم بیشتر مراقب بدن جدیدم باش لطفا مراقب باش
هنوز مال تو نشده
تهدید خاصی در مورد به اشتراک گذاری از ثمرات کار من ساخته شده بود
من مطمئنم که تو اینو با مقامات در میون گذاشتی
دارم زندگیمو تویه دستای تو میزارم
میدونم که کارت درسته
من در صورتی بات کنار میام که کارمون به خوبی پیش بره
به هیچ مقاماتی نیاز ندارم- من انتقالو انجام میدم-
تو هم باهر اطلاعاتی که داری به اینجا برمیگردی. معاملمون قبوله؟
منتظرم که حرفی بزنی
اه. واسه دلایل مزخرفت تو خیلی مغرور و بدگمانی
آره, معاملون قبوله
من دستینی(سرنوشت)تو ام
از قبل میدونم چرا تماس گرفتی اما اگه خواستار چیزی هستی
خواستت رو بعد از بوق بگو
دس؟عزیزم؟ برا هردوتامون صبحونه گرفتم
اون اینجا نیست
پس کجاست؟
اون دیشب خونه نیومد
فکر کردم اون پیش توئه
خب, نه نیست
کجا میتونه باشه؟
بعد از اون همه دروغی که بهش گفتی شاید رفته بندر
دستینی اینکارو نمیکنه
و من اینجا اومدم که همه داستانو بهش بگم
کدوم نسخشو؟
سعی میکنی کونتو مخفی کنی با مزخرفاتی که
تو و باج سر هم میکنید
من هر روز صبح اینجام
و اونو میبینم که گریه میکنه تا وقتی که خسته میشه
و بهش گوش میدم تا بفهمم که چطور پسر عموش
میتونه قلبشو اینجوری بشکونه
من بخاطر اون اینجام
ولی تو؟
تلاش کن یا بمیر؟
برو گمشو
نمیتونم به گذشته برگردم
تنها کاری که میتونم انجام بدم اینه که پیداش کنم و سعی کنم هم چیزو بهتر کنم
میخوای بدونی قبل از اینکه سروکلت پیدا بشه دستینی چطوری بود؟
اون خوشحال بود
و تموم چیزی که در مورد این جنگل فهمیدی
اینه که اون توی کانکتیکات نیست؟
ارتباط اسپیواک نزدیک اسکس و جزیره پالوم بود
...بنظر میرسه مسئولیت انجام اون
الکی سرو صدا نکن تو هیچی نداری هنوز
من "هیچی" ندارم
من تا 37 ساعت پیش یه سر درد که مثل زنگ ساعت میمونه
ویه تیک عصبی برای پیدا کردن استیواک پیدا کردم
فک میکنی به تخممه؟ اگه نتونی این مکانو پیدا کنی
خودم شخصا بیکارت میکنم و یکی که بتونه اینکارو انجام بده پیدا میکنم
میخوای منو بکشی؟
من قاتل نیستم
زود باش. انجامش بده
اینکارو واست اسون میکنه
من قاتل نیستم
خودت دیدی چه اتفاقی افتاد اون اومد اینجا وسرم داد میزد
دیگه داشتم از پا در میومدم
بعدش بهم زد
و من نباید جوابشو میدادم؟
...اما هیچ منظوری از بعد از اون چی؟
اون مرد
اگه پیتر اونو اونجوری میدید براش مهم نبود که چه اتفاقی افتاده
که تصادفی بود یا نه
اون دنبالم میومد, و بعدشم یکیمون میمرد
و اون با من بهم نمیزد
تو هم اونجا بودی
من انتخابی نداشتم
باید اینو بفهمی
من میفهمم. رومن
میفهمم
نمیخواستم به کسی آسیب برسونم
اما زدی, و باید یاد بگیری که چطور باهاش زندگی کنی
من وقتی میخواستم راهمو پیدا کنم جون خیلی هارو گرفتم
تا وقتی که راهمو سمت خدا تغییر دادم ادامه داشت
اینجوری بود که خودمو قبول کردم
از کارای که کرده بودم عصبانی بودم
توبه . تاوان
بخشش
اینا فقط چندتا کلمه نیستن
اینارو روی من جواب نمیده
یه کشیش لعنتی خودش اینو بهم گفت
نمیدونم اون کشیش چی بهت گفته
یا راجع به چیزی که شنیدی چی فکر میکنی :اما من اینو میدونم
"اتاق های زیادی در خانه پدرم وجود دارد"
اتاق واسه من؟
من 100%مطمئنم اتاقی برای من وجود نداره
لعنتی
اگه اون فهمید یادت بیاد که چه اتقاقی افتاد
واسه اون . واسه تو
دستینی دیشب خونه نیومد اینجا نبود؟
بعد از خاکسپاری اونو ندیدم
لطفا منو ببخشید
متاسفم من باید زودتر برم
وقت ملاقاتم دیر شده تو چطور؟
پیش تو نیومده؟
نه نیومده
دستینی احتمالا به یکم فضا نیاز داره بعد از کل این قضایا
اون برمیگرده. زود باش باید چیزی نشونت بدم
این تویه سر ترور بود؟
همینطور سر من
من همشونو دیدم جنگل, اسپیواک, همه چیو
این خیلی بزرگه ما خیلی نزدیکیم
احتمالا باید یه سر به برج سفید بزنیم
و اوانارو تحت فشار بزاریم این مکانو پیدا کنن
من نمیتونم تا وقتی که دستینی روپیدا کنم کاری انجام بدم
باید بگم که فکر میکردم یه واکنش نشون بدی
این همون چیزی بود که منتظرش بودیم پیتر
من هیچ استفادی ندارم تا وقتی نفهمم اون حالش خوبه
سر دستت چه اتفاقی افتاده؟
تویه تیر اندازی اتاق هیئت مدیره بهت که گفتم
دستینی مثل مرد بزرگ شده چرا اینقد نگرانشی
همه چیز
من نگران اینم اون پیش پلیسا رفته باشه و اونا اون رو یجایی نگه داشته باشن
یا میلان اونو گرفته, و الانم اسپیواک واسه خودش میچرخه و به مردم حمله میکنه
اصلا کی میدونه چه اتفاقی واسش افتاده؟
اون قبلا پیش میلان رفته
آره اگه دستینی بوی ببره دیگه نمیتونم کنترلش کنم
اون به گا میره
...خب اگه اون نقشه بکشه یه سیخونک دیگه بندازه
آره, من باید چیکار کنم
زنگ خونشو بزنم و شبیه این باشم سلام به هر حال"
"دختر عموم میخواد تو رو دوباره بکشه؟
با اینکه اونو قبلا بخشیدی
من فکر دیگه ای دارم
اونقد که بخوای هست
مشروب آب سیبه
مثل آنتی اکسیدان میمونه
که من حدث میزنم چیز خوبیه
فقط میخواستم یه نگاهی بندازم
این ماکن برای خوش گذرونی همه اونای هست که اینجا میان
اوه
من نگرانت بودم ,کجا رفته بودی؟
باید یه تصمیمی میگرفتم, از اون بزرگاش
که وقتی تنها باشم بهترین تصمیمو میگرم
و...وقتی که مکعب فکرمو داشته باشم
این تصور من از یه نماد فرهنگیه
آبی, سمبل آبی
آبی
میخواستی در چه مورد تصمیم بگیری
پروانه ها
پروانه ها
...خب
ملکه پروانه ها ماه می بیرون میاد
در طول ماه های گرم به دلیل علاقش به استبرق
No comments yet. Be the first to leave one.