Pierwsze 141 wierszy.
! ریکا
! ریکا
حتی اگه بمیری هم چیزی عوض نمیشه
دنیا بدون تو به حرکتش ادامه میده
راحت باش و ناپدید شو ، توسو تتسو
رسیدیم به صحنه
بنظر نمیاد مشکلی باشه
اما میرم به خونه ای که گزارش شده
چی ؟
هیچوقت هیچکس رو دوست نداشتم
پدرم یه مقام دولتی بود
و مادرم توی یه دبیرستان خصوصی معلم بود
هردوشون سرشون با کار شلوغ بود ، والدینم مجبورم کردند به شدت درس بخونم
هیچ کاری بجز درس خوندن نکردم
بعد از دانشگاه ، وارد یه شرکت بزرگ شدم
با زنی که والدینم برام قرارش رو گذاشته بودند ازدواج کردم
و اون زن بچه ام رو باردار شد
اما حتی اون موقع هم ، هیچوقت عشق رو احساس نکردم
برای همین فکر کردم توانایی دوست داشتن رو ندارم
این دیگه چیه ؟
... این ... برای من
در نهایت ، حتی یک دفعه هم بچه رو بغل نکردم
و قبل از اینکه بفهمم
اونقدر بزرگ شده بود که بغل کردنش غیرممکن بود
کانون اصلاح و تربیت نوجوانان
نوبوتو به کانون اصلاح و تربیت نوجوانان فرستاده شده بود
درخواست طلاق
یامااوچی یوشی تاتسو
درخواست طلاق
یامااوچی یوشی تاتسو
طلاق گرفتم و از کارم استعفاء دادم
چون می خواستم زنده باشم زندگی نمی کردم
هیچ خاطرات خوبی نداشتم
هیچ دلیلی برای زندگی کردن نداشتم
فقط پول درمیاوردم که یه روز دیگه دوام بیارم
اما تشکیلات دنبال اونهایی که سابقه ی خانوادگی ای مثل من داشتند بودند
! بهش میگن عشق ، عشق
پسرت داره آزاد میشه ، مگه نه ؟
! باید خودت رو جمع و جور بکنی ، بابا
تو هیچ کار اشتباهی نکردی
این تقصیر والدینته ، اونها یادت ندادند که ! چطور یکی رو دوست داشته باشی
می تونی پسش بگیری
! باید پسرت رو دوست داشته باشی
! با دوست داشتن اون ، دوباره می تونی یه انسان باشی
حمایت پدری که کلی پول درمیاره رو نشونش بده
پدر ؟
من یه پدرم ... ؟
بابا ؟
خوش اومدی ، نوبوتو
حسابی هیجانزده ای ، ها ؟
بالاخره شروع شد
این لحظه ایه که می تونم انسان بودن رو شروع کنم
... اما
... اون دیگه اینجا نیست
چرا ؟
چون من هیچ کاری بجز درس خوندن نکردم ؟
چرا حتی نمی تونم یک نفر رو بکشم ؟
یکی از افراد تشکیلات طبقه ی پایین منتظرمه
... اگه برنگردم ، متوجه میشند
که قاتل واقعی کیه
تو و خانواده ات نابود میشید
ضعیفیم ، مگه نه ؟
کاملاً ضعیفیم
هردومون ، تو و من
... نوبوتو
! نوبوتو
یعنی عاشق بودن چه جوریه ؟
تعریفش توی لغت نامه رو درک نکردم
واقعاً ، عشق یعنی چی ؟
شاید دردی باشه که کلمات نمی تونند کامل بیانش کنند
کنار هم گذاشتن شروع و پایان
خدا می تونه خیلی بی رحم باشه ، درسته ؟
مطمئنم که ما آدمهای شجاعی هستیم
چون با دونستن اینکه پایانی وجود داره به زندگی کردن ادامه میدیم
مهم نیست مجبور باشم چی رو قربانی کنم
بارها و بارها دستهام رو آلوده میکنم
حس گناه می تونه مثل احساس حسرت باشه
همونطور که مخفیش میکنم ادامه میدم اما این راه منو به کجا هدایت میکنه ؟
یه روزی می میری
حتی فکرش هم برام دردناکه
کی قلب منو توی مشتش له میکنه ؟
باید عشق بورزی
شاید یه روز پایان فرا برسه
تا ما رو از هم جدا بکنه
اما تا انتهای دنیا می دوم
با سرعتی که هیچکس نتونه به من برسه
قسمت 12 : خوشبختی حال حاضر
اما ... چرا ؟
وقتی از دستش بدی می فهمی
! می بخشید ، پلیس هستیم
میشه لطفاً در رو باز کنید ؟
سلام ؟ می دونیم اونجا هستید
پلیس ؟
می خواستیم چند تا سوال ازتون بپرسیم
میشه در رو باز کنید ، لطفاً ؟
الان خودم رو تحویل میدم
... تو و خانواده ات
همتون نابود میشید
! الان نه
! می بخشید
! می تونیم صداتون رو از داخل بشنویم
! لطفاً باز کنید
چیکار باید بکنیم ؟
بعضی از مردم اسم پلیس رو که می شنوند فکر می کنند دستگیر میشند
حتماً یکی از همونهاست
! سلام ؟ لطفاً باز کنید
! موقع ارتکاب جرم گیر میوفتم
! هنوز نمی تونم خودم رو تحویل بدم
سلام ؟ برای دستگیریتون نیومدیم
برای سر رو صدا ازتون شکایت کردند
... همسایتون شکایت کرده ، پس
سلام ؟ چیزی گفتید ؟
سلام ؟
! ببخشید
! الان سرم واقعاً شلوغه
بعداً باهاتون تماس میگیرم
باید به کدوم ایستگاه پلیس بیام ؟
... بالاخره
خوب ، اگه الان بتونیم رو در رو همدیگه رو ببینیم واقعاً لازم نیست اون کار رو بکنید
الان ... یه همستر از جاش فرار کرده و توی آپارتمان اینطرف و اونطرف میره
داشتم دنبالش می کردم که بگیرمش
متوجه شدم ... خیلی سر رو صدا کردم
واقعاً خیلی متاسفم
یه همستر ؟
و وقتی داشتم اینطرف و اونطرف می دویدم افتادم و یه مقدار آب روی پریز ریختم
! برای همین فیوزم پریده
و بخاطر سنم شونه های من خیلی سفت شدند برای همین زدن فیوز برام سخت بود
میشه یه موقع دیگه باهاتون صحبت کنم ؟
می خواهید برای فیوز کمکتون کنم ؟
اگه الان در رو باز کنم ، همستر ممکنه فرار بکنه ، می دونید که ؟
اون همستر دخترمه
هنوز جوانه ، پس اگه بذارم همسترش فرار بکنه ممکنه از من متنفر بشه
میشه این دفعه رو بی خیال بشید ؟
احتمالاً نمی خواد در رو باز بکنه
آره
به هر حال ، یه شکایت داشتیم ، پس میشه یه کمی کمتر سر رو صدا کنید ، لطفاً ؟
! بله ! واقعاً متاسفم
امروز رو کاری باهاتون نداریم
! اما اگه دوباره اتفاق بیوفته ، اینقدر بهتون آسون نمی گیریم
! بله
! بابت همه دردسرهایی که درست کردم معذرت می خوام
No comments yet. Be the first to leave one.