Pierwsze 200 wierszy.
...امم
میشه سوالتو یه بار دیگه بپرسی؟
من فقط کلمه ی «آیا» رو فهمیدم؟
.حتما «،به نظر تو، در آمریکای دوره ی نیکسون»
«،مفهوم برابری جنسیتی»
چیزی بیشتر از» «برابری دستمزد مرد و زن هست؟
و سوال من اصلا .کلمه ی «آیا» نداره
،خیلی خب. بریم سراغ .سوال بعدی
.ام، خیلی خب. نوبت منه
«در عین حال که شوروی ،و دول شرقی جمع گرا»
«... به سمت برابرگرایی اف»
.افراطی .برابر گرایی افراطی حرکت میکنند
«،برابرگرایی افراطی حرکت میکنند»
«کشورهای دموکراتیک غربی ...چه نقشی در»
میدونی چیه؟ فکر نمیکنم .این سوال رو متوجه بشی
همه ی مردم دنیا .باید متوجه این سوال باشن
،از بین بردن تفاوت های جنسیتی .کاملا در جو فکری عصر ما رسوخ کرده
حتی اگه یه خبرنگار هم تو نشست خبریمون ،شرکت کنه باس کلامونو بندازیم هوا
.چه برسه به خبرنگارهای باهوش و باسواد
.حق با بمبی ئه .به موضوعات ساده و کلی بپردازین
،میگم که بیشتر این سوال .به لاتین نوشته شده
.هووم - .اوه، من زبان پیگ لاتین رو بلدم
میگم که چی حشریت میکنه؟
،و همینطور در ادامه اش .چی حست رو میخوابونه
نماد ماهت چیه؟
،اوه، من میخواستم .این سوالو بپرسم
.سوال اول
از دخترهایی که لباس .سکسی میپوشن خوشم میاد
.وای، خدا
از اونهایی که لباس سکسی .نمیپوشن، خوشم نمیاد
.جوابت اشتباهه - رو چه حساب اشتباهه؟ -
.نظرشو گفت .منم باهات هم نظرم، رفیق
.شماها خیلی تند حرف میزنین
نشست خبریمون هم قراره همین شکلی باشه؟
.آره، معلومه - .نه، عمراً -
.چرا، همینجوریه
،این یارو ،این آدم جذاب و کله پوک
،نمیتونه نماینده ی
اولین شماره ی .مجله ی ما باشه
.عکسش رو جلد مجله مونه
اتفاقاً نماینده ی .کل مجله مونه
اگه تو نشست خبری، فقط تو حضور ،داشته باشی، هیشکی نمیاد
.هرچند که خیلی جذابی
،این تنها فرصت ما
.برای گذاشتن تاثیر اولیه ست
ما داریم یه چیز .کاملاً جدید و تازه معرفی میکنیم
.باید درست انجامش بدیم
،شاید تو عقل کل مجله باشی .اما اون نماد مجله ست
و بیخود نیست که به نماد مجله .میگن «عامل پول ساز»
.اونه که پول درمیاره
.آره، میفهمم
اون حتی معنی یه .دست تکون دادن ساده رو هم نمیفهمه
حتی گوریل ها هم .از اون باهوش ترن
.چند روزی وقت داری
،تا جایی که بلدی .بهش آموزش بده
و نمیدونم، شاید بهتر باشه .این طرز فکرم عوض کنی
«.طرز فکرمو عوض کنم»
امروز صبح از طرف .شورای شهر تماس گرفتن
میتونی دهن بندت رو روی خانم عضو .شورای شهر امتحان کنی
.گروه پیشاهنگی 69
آره، بخش هنر مجله .واقعا ترکوند
خب حالا مامور تشخیص مالیات بخش .داره حساب هامون رو حسابرسی میکنه
نمیتونستی بچه خوبی باشی، نه؟
میدونی، وستبری باید به من .نشان لیاقت بده
،من دارم به جوون های خوش فکر و آینده دارمون
یاد میدم که راه های زیادی .برای رسیدن به ظرف عسل هست
.داگ - ،میگم، شنیدی که
اسکاتی چندتا خیابون پایین تر ابلاغیه ی فروش یه ساختمان داده؟
،شرط میبندم اگه دست بجنبونیم ،میتونیم یه پیشنهاد بدیم
و اونجا رو قبل از اینکه بخوان .یه دلال فروش استخدام کنن، بقاپیم
.ما پول خریدش رو نداریم - .پولشو جمع میکنیم -
.داریم مثل چی پول از دست میدیم
باید پول خرج کنی .تا پول به دست بیاری
باید پول داشته باشی .تا بتونی پول خرج کنی
کی گفته؟
.نگران حسابرسی نباش .حساب های ما مشکلی ندارن
.جری ردیفش میکنه
.هی، ژاکتت رو دربیار .بجاش اینو بنداز رو شونه ات
فصلی جذاب و جدید در .«سالنامه ی ادبیات شهوانی»
ادبیات مورد علاقه ی .تامپکینز هم سالیانه ست
کی گفته فیمینیسم نمیتونه «سکسی» باشه؟
.فرصتی طلاییه
باید یکی رو برای پوشش خبری .این نشست بفرستیم
منظورشون از «نگاه زنانه»
همون سکس دهانی خانم های همجنسگراس؟
دیدی؟ .نوشتن راجب این چیزها عین آب خوردنه
کسی میخواد این ماموریت خبری خیلی ساده رو انجام بده؟
.ششصدتا کلمه
.من انجامش میدم
.گلن
،گلن، گلن ،گلن، گلن
،گلن، گلن، گلن .گلن، گلن، گلن
.خب، بذار مرورش کنیم
فمینیسم چیه؟
.خوبه - و؟ -
.با جادوگرها شروع شد
.نه. این یکی تقصیر منه
نباید حرفهام رو با محاکمات جادوگران زن .در سیلم شروع میکردم
.خیلی خب برگردیم سر بحث خودمون ... در تکاپو برای
.الیزابت کیدی استاتون
،این یکی از اسم هایی بود
که من ابتدای حرفهام .بهش اشاره کردم
.مامانم نزدیک بود اسم منو بذاره، کودی - .اوه -
ولی بخاطر فامیلی مون .اینکارو نکرد
،اون گفت که اگه اسمم کودی برودی باشه
.مردم منو جدی نمیگیرن
.به نظر زن باهوشی میاد
به نظرت میشه بهش گفت یه زن فمینیسته؟ - .جلو روش که نه -
.بیخیال .کلمه بدی که نیست
.موضوع فمینیسم برابریه
موضوعش قدرت دادن به مردم .و شنیدن صداشونه
حتی اگه یه موجود ،خوشگل و کوچولو باشن
که هنوز یاد نگرفتن .از قدرت و صداش استفاده کنن
.باشه .ببخشید. خدایا
حالا میفهمم چرا زنها .اینقدر مصیبت دیدن
... خیلی خب، ام
نظرت چیه مشروب بخوریم؟ - .حتماً -
.باشه - آبجو داری؟ -
.نه ندارم .یه بطری شراب خوشمزه ی «پولی فوزه» دارم
.بهم اعتماد کن
.هووم
نباید میرفتی بولینگ بازی کنی؟
.چرا باید میرفتم
... دارم یه نگاه به حسابهای جری می
.نمیدونم اسم این کارو چی بذاریم
.باشه، حالا بهش سخت نگیر .اون یه حسابدار واقعیه
.اونو از شرکت «کپیتول» قاپیدم
،اون همونیه که راه
حذف مالیات اسلحه های فیل اسپکتور .رو پیدا کرد
.این حساب ها خیلی به هم ریخته ان .تازه من مدرک حسابداری هم ندارم
،خب منم حتی دیپلم هم ندارم
ولی خب الان .به اینجا رسیدم
.سلامتی رسیدن به قله ها
.نوش
کسب و کار تو واقعا .موفقیت آمیزه
.ممنون - .البته شلخته ست -
نصف کارمندات .سابقه کیفری دارن
نصفه ی دیگه شون خوش شانسن .که سابقه دار نیستن
،داری پولی که نداری رو
خرج چیزهایی میکنی .که نیازی بهشون نداری
.نظرت غرض ورزانه ست
.بیخیال. یه لحظه صبر کن
... یه نگاه به .یه نگاه به چیزی که فرانک فرستاده، بنداز
.برجی که ممه ساخته
،رفیق جدیدمون رو یادت نره .کیر و خایه های عزیز
میخوای بهم بگی که دلت نمیخواد ،هر روز صبح
برا کار بیای یه همچین جایی؟
.بیخیال، تین، برنامه ی ما .این برنامه
،تیراژ بالا .شرکت های تبلیغاتی کله گنده، پول کله گنده
،همون برنامه ای که روی صندلی عقب
.اون ماشین ایمپالا مدل 64 ریختیم
،خوش خیالی و بلند پروازی هامون
هنوزم مثل قدیما .رنگ و بوی واقعیت داره
جدی؟
.آره
همه چی رو تحت کنترل داری؟
.مثل شیری که طعمه ش رو زیر نظر داره
پس باید بدونی که تو این حساب ها .شصت هزار پول گم شده
.نه، نمیدونستم - .هووم -
.از این قضیه خبر نداشتی
.خب الان دیگه خبر دارم
خب پس مردسیلاری مردها رو ،مجبور میکنه که
نقش هایی رو بازی کنن .که خودمون هم ازش بیزاریم
.به خدا قسم، فکر کنم دیگه فهمید
.ما اینیم دیگه
.آره
.ولی تو معلم خوبی هستی
.ممنون
..بیشتر دخترهایی که
،زنهایی که باهاشون آشنا میشم ،علاقه ای به
.حرفهایی که میزنم ندارن
خب برا من روشنه که .تو مرد حساسی هستی
منظورم اینه، میدونم که مردم انتظار دارن ،آتش نشان ها آدم های سرسختی باشن
.و منم از آتش یا این چیزا نمیترسم
.احتمالا باید بترسی
،ولی بعضی وقت ها ،مردهای دیگه
.اونها خیلی ... بدجنس میشن
.اوه
مثلا یه بار یه گربه ،رو از داخل
ساختمون آتیش گرفته .نجات دادم
،به سرعت دوییدم بیرون .ولی گربه نفس نمیکشید
،به همین خاطر بهش تنفس دهان به دهان دادم .که روی حیوون ها هم کاملا جواب میده
هیچوقت فکرشم نمیکردم .همچین کاری بکنم
ولی اون شب ،موقع دوش گرفتن
مردهای دیگه همینجور دائم .صدای گربه درمیاوردن
.اوه
من فرار کردم و .رفتم تو ماشین شماره 9 قایم شدم
.اون مردها، اونها سرسخت نیستن
،اونها فقط میترسن .از اینکه آسیب پذیر باشن میترسن
حالا میتونم بهت بگم که ،اگر زنها آتش نشان بودن
،اونوقت هیچکس بخاطر نجات جون
یه گربه ی ناز و ملوس .مسخره ت نمیکرد
حیف که زنها نمیتونن .آتش نشان باشن
کی گفته؟
.خب از اسمش که مشخصه
.مردان آتش نشان - .باشه -
،اوه ولی اینم هست که باید بتونی 80 کیلو رو حمل کنی
.اوه، جدا؟ خیلی زیاده؟
الان رو به روت .یه مرد 80 کیلویی وایساده
.عه؟ جدی
No comments yet. Be the first to leave one.