Informacje o wydaniu

Death Rides a Horse 1967 720p 1080p BluRay x264 AC3 Ozlem
Komentarz od Amigo
Amigo : زیرنویس از ||| Instagram: @esmaeel.gharavi

Tagi

BluRay
x264
720p
720
AC3
1080
Opublikowano: 2014-03-02
Pobrania: 61
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

.بهتره حواستون رو جمع کنيد .اون دار و دسته اين اطراف هستن

...آره، با اون 200 هزار دلاري که ما در ارابه داريم

.بهتره که چهار چشمي مراقب باشيم

.ـ بگير، اين گرمتون مي‌کنه .ـ عاليه، به درد مي‌خوره

.ـ من برمي‌گردم. شما نگهباني بديد .ـ خيالت تخت باشه

...ـ اون ميره داخلِ خونه گرمش درحالي‌که .ـ خفه شو

.ـ کاش صبح شده بود .ـ بيايد نوشيدني بخوريم

ـ تو چيزي شنيدي؟ .ـ آره، تو بطري رو تکون دادي

.من شنيدم .بريم نگاهي بندازيم

جک؟ پت؟

!نه

جان؟ !جان

.کافيه، بريم

.بريم

!ياه! ياه

.پانزده ساله کسي لبخندت رو نديده

.درک مي‌کنم .زندان بودن خنديدن نداره

ولي امروز مي‌توني بخندي .چون امروز برات روز بزرگيه

،ولي اگر با اين قيافه از اين‌جا بري .دوباره همين‌جا برمي‌گردي

.بيا تو

.بيا تو، رايان

،وقتي بهت نگاه مي‌کنم .انگار نه انگار که اين همه سال گذشته

.حداقل نه براي تو

انگار همين ديروز بود که .براي اولين بار هم‌ديگه رو ديديم

.اينم 83 دلاري که پانزده سال پيش در جيبت داشتي

.آره .اميدوارم براي شروعِ دوباره بهت کمک کنه

.اسلحه‌ام

.متشکرم

.ـ حالا گلوله‌ها ـ گلوله‌ها؟

27.

پانزده سال پيش، داخل يکي از .اون کِشوهاي پاييني گذاشتي

27.

.تو حافظه خوبي داري

.خب، بعضي‌وقتها کار سختي نيست

،من هنوزم 6 تا در اسلحه‌ام .و 21 تا در کمربندم دارم

،اگه بهم نارو نزده بودن !شمارش يه خرده فرق مي‌کرد

اسب قشنگيه، نه؟ .بگيرش، اين اسب 60 دلار مي‌ارزه

!هي! برگرد! هي

چه کمکي از دستم ساخته است؟

.من خيلي وقته که اين‌جا نبودم .همه‌چي عوض شده

والدينت؟

.اونا تمام خانواده‌ام بودن

.متأسفم

.قبلاً درباره‌اش شنيدم

.سلام بيل

،خوشحالم که در شهري .مي‌خواستم باهات صحبت کنم

،من داشتم با قاضي صحبت مي‌کردم تو دوست داري معاون کلانتر بشي؟

،مي‌دونم که حقوقش زياد نيست ...ولي من يواش يواش بايد بازنشسته بشم

.و بعدش تو ترفيع مي‌گيري نظرت چيه؟

،وقتشه سروسامان بگيري .من از قضيه بين تو و بتسي خبردار شدم

.من فعلاً برنامه‌هاي ديگه‌اي در سرم دارم، کلانتر

.بيل، هيچ‌کس نمي‌دونه که تو بهتر از من هستي

.من دوستِ خوبي براي مادر و پدرت بودم

،من مي‌دونم چي تو سرت مي‌گذره ولي فکر نمي‌کني وقتشه که فراموشش کني؟

.به هرحال متشکرم، کلانتر

.اين‌طرف

جريان چيه؟ !کي داره شليک مي‌کنه؟ باز کن

.بيا تو

ـ جريان چيه؟ تمرين شبانه؟ .ـ اوه

،اگه کسي بخواد از پشت بهم شليک کنه .منم از خودم دفاع مي‌کنم

.تو خيلي خوب از خودت دفاع مي‌کني، آقا

.هردوتاشون مُرده‌اند

،اونا از پنجره اومدن !که به معناي شب بخير گفتن نيست

.باشه باشه، دفاع از خود

.ولي ما در اين شهر از خشونت خوشمون نمياد

.ازت مي‌خوام هرچه سريع‌تر شهر رو ترک کني

.صبح بخير بيل تو چندتا ليوان داري؟

.ـ چندتايي هست ـ مي‌تونيم کثيفشون کنيم؟

.باهات يه خرده حرف دارم

چي تو رو اين‌جا کشونده؟

چي تو سرت مي‌گذره؟

.اين

ـ اين يعني چي؟ .ـ يعني که حافظه من خيلي خوبه

من تمام شب در اين فکر بودم که .آيا کاري که مي‌خوام بکنم درسته يا نه

.من چندين ساله که تو رو مي‌شناسم و تو آروم هستي

کجا پيداشون کردي؟

.روي پاهاي يک مرد مُرده

کي؟

.ديشب دو مرد کشته شدن .اينا رو پاي يکي از اونا بود

ـ کي اونا رو کشت؟ .ـ يک غريبه

.رايان .اون به غرب رفت

.خيلي‌خب بلند شو .برنگرد

.دستت رو از اسلحه دور نگه‌دار

،اگه مي‌خواي کسي رو دنبال کني .کارِت رو به بهترين نحو انجام بده

.اين دنيا پر از شخصيتهاي عصبانيه

،اول از پشت بهت شليک مي‌کنن .و بعد خودشون رو معرفي مي‌کنن

.بگو دنبال چي هستي

.پانزده ساله که هيچ ردّ جديدي نيست

.فقط يک مهميز

.بعدش تو مياي و ميشه سه تا مهميز

،اگه از ماجرا خبر داري .مي‌توني بفهمي دنبال چي هستم

.ما هردو يک حساب تصفيه نشده با يک جماعت داريم

.ـ فقط اين‌که من مي‌خوام اول بهشون ضربه بزنم .ـ ما مي‌تونيم باهم ادامه بديم

.نه پسرم، تو بيش از حد نفرت داري .دير يا زود اين برات دردسرساز ميشه

.نفرت نفرته .راه دومي نداره

يه زماني يکي نوشته بود که انتقام .غذاييه که بايد سرد خورده بشه

،آدم داغي مثل تو .با سوءهاضمه تمومش مي‌کنه

.نه، من تنها ادامه ميدم

.ـ بهتره بهم شليک کني ـ مجبورم؟

،اگه شليک نکني .دوباره بهت ميرسم

.آره .به گمونم همين‌طور بشه

.مهم اول رسيدن به اون‌جاست

واسه‌همين اسبت رو در ده مايلي .اين‌جا در رِد راک مي‌گذارم

.مزيتي که بـايـد بهم بدي .موفق باشي پسرم

.شايد لازمت بشه

.ويسکي و آب

کجا مي‌تونم کاواناگ رو پيدا کنم؟

نوشيدني ديگه؟

.من دنبال برت کاواناگ هستم

...ببين رفيق

.من ويسکي فروش هستم

.به خاطر اطلاعات متشکرم

.وايستا تو اين‌ بالا چي مي‌خواي؟

.رايان

.خب، اين بدون‌شک يک سورپريزه

سورپريز خوبي بود يا سورپريز بد؟

چرا؟ فکر کردي از ديدنت خوشحال نشدم؟

به اون دونفر چقدر پول دادي تا از شرم خلاص بشي؟

.متوجه نميشم

.زياد فرقي هم نمي‌کنه .هر چقدرم پول داده بشي سرمايه‌گذاري بدي بود

.بايد بُکشمت

يا شايدم بعد از اين همه سال .يک چيزهايي ياد گرفته باشم

،به عنوان مثال ...حتي موشي مثل تو

.مي‌تونه زنده‌اش از مُرده‌اش باارزش‌تر باشه

مي‌دونم که ول کردنت در ...دادگاه حُقه خوبي نبود، ولي

.نه نه نه

.تو من رو ول نکردي، تو من رو فروختي .تو من رو تحويل دادي. اين خيلي فرق مي‌کنه

.اين مال خيلي وقت پيش بود چرا اين حرفها رو تمومش نکنيم؟

.بگير .اين 100 دلاره

مي‌دونم زياد نيست ولي .اخيراً کار و بار زياد خوب نبود

ـ 100 دلار؟ .ـ بله

صد دلار براي پانزده سال زندان؟

.شايد اولش حق با من بود

.ـ شايد موشي مثل تو همون بهتر که بميره .ـ خيلي‌خب، هيجان‌زده نشو رايان

ـ تو چي مي‌خواي؟ .ـ پانزده هزار تا

ـ چي؟ !ـ 15هزارتا. هزار تا براي هرسالي که در زندان بودم، نقد

چطوري اين همه پول رو تهيه کنم؟

.اوه، تو پيدا مي‌کني

.مطمئنم که پيدا مي‌کني

.من عجله‌اي ندارم .فردا صبح هم اشکالي نداره

باعث دلگرمي منه که مي‌بينم .وضع رفقاي قديميم خوبه

مقام خوبي بهت دادن، مگه نه؟

.من مي‌خوام به ديدن دوستمون در ليندون‌ سيتي برم

.تا ببينم اولين شهروند چه حرفهايي براي گفتن داره

...تا فردا. اوه

.مواظب اين چيزها باش .من نمي‌خوام تو صدمه ببيني

.نه هنوز

ـ سرِ ميز بدشانسي آوردي، رفيق؟ .ـ بد شانسي نه، آقا

.سرقت بود .اونا دار و ندارم رو گرفتن

!مثل اين‌که مشروب لازم داري

.تو نمي‌فهمي .اون يک هشدار بود

،اونا تمام پولهام رو گرفتن .ولي من نمي‌خوام پوستم رو بِکنن

.البته که نمي‌خواي مگه کسي خلافش رو گفت؟

.ـ من نمي‌تونم اون‌جا برگردم .ـ بيا

.نه. نمي‌خوام .نه نه نه

.من نمي‌خوام کشته بشم

.گوش کن، اونا تو رو مي‌کُشن مي‌شنوي؟

.دوتا ويسکي

ـ چقدر باختي؟ .ـ 30 دلار

داري چيکار مي‌کني؟ شوخيت گرفته؟

.بخور

.متشکرم

.پول رو بردار و برو

.من بدون اين‌که نوشيدني‌ام رو تموم کنم نميرم

.ديگه مشکلت حل شد

غريبه، من تو رو به اتهامِ .شروع به قتل بازداشت مي‌کنم

.يعني به مدت 10 سال زنداني ميشي

ـ کِي مي‌تونيم محاکمه‌اش کنيم، قاضي؟ .ـ فردا

.ببريدش به زندان

.متأسفم که نتيجه اين‌طوري شد

!دست نگه داريد

،اگه من لياقت شاهد بودن رو داشته باشم .مي‌گفتم که اين مورد دفاع از خود بود

.بيشتر از هرچيزي که در زندگيم ديدم

.بر پايه شخصيت شاهد، اتهام پس گرفته مي‌شود !زنداني مي‌تونه بره، ورقها

.تو شانس آوردي. از اين‌جا برو .مي‌خوام با دوستمون حرف بزنم

.مرد جوان، دست به اسلحه تو از اون احمقها سريع‌تره

،اگر دنبال کار مي‌گردي .شايد بتونم کمک کنم. بيا بالا به دفترم

!دستها پشتِ سر، پسرم

.حالا چخماق رو بذار سرجاش، آروم

.آروم

.تو هنوز خيلي چيزها بايد ياد بگيري، پسرم

.اين دفعه توئم بايد يک چيزي رو ياد بگيري

واقعاً؟

چي؟

.کاواناگ براي کشتن تو 500 دلار بهم داد

.ـ يک سرمايه‌گذاري بد ديگه ـ اين‌طور فکر مي‌کني؟

.ـ شايد من خيلي اون رو جدي نگرفتم .ـ اگه جدي نگرفته باشي، کارِ درستي کردي

ولي بگو ببينم، اون چرا مي‌خواد تو کشته بشي؟ و کاواناگ کيه؟

.تو خيلي سوال مي‌پرسي

.به خاطر اطلاعات 500 دلارش رو بهت ميدم

.اون بيشتر از اين برام ارزش داره .پانزده هزار تا

.براي‌همين پيشنهاد مي‌کنم فاصله‌ات رو حفظ کني

...چون اگر اين‌کار رو نکني

.شايد عصباني بشم

.اين يک هشداره

.خودم مي‌فهمم اون کيه ...و اگر هموني باشه که فکر مي‌کنم

.براي عصباني شدن آماده باش

.هي، هي .يه لحظه صبر کن

.صبر کن مي‌خوام ازت تشکر کنم .بله آقا

،من اون‌قدرها ارزش ندارم و اين واقعاً خوبه .چون هيچ‌کس کاري به کارم نداره

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left