Pierwsze 200 wierszy.
هی، میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
حتما
به نظرت اندازه دستای من با هم فرق میکنه؟
نمیدونم
نه، ببین وقتی اونا رو اینجور کنار هم میذارم، خیلی واضحه
یکی یه ذره از اونیکی بزرگتره، نه؟
من واقعا نمیدونم
من دیوونه شدم یا اندازه دستای همه فرق میکنه
و من هیچوقت متوجه نشدم
تو چی؟
گمونم هیچوقت واقعا بهش فکر نکردم
خب، فکر کنم باید بهش فکر کنی
آره، ببین اینیکی
!قطعا بزرگتر از اینکیه
واقعا؟ - آره -
احتمالا به خاطر اینه که همیشه از استفاده میکنی
میدونی، برای نوشتن
!خوردن، باز کردن در و اینجور چیزا
حالا که حرفش شد، چی میل داری؟
قبل اینکه این گفتگو از این جلوتر بره یه نوشیدنی میخوام
!ودکا تونیک
خیلی خب، هی دوتا ودکا تونیک لطفا
ممنون
اشکالی نداره
به هر حال من جرمی هستم
ونسا
میخوای با بزرگتره دست بدی ونسا؟
از آشنایی باهات خیلی خوشحالم ونسا
منم از آشنایی باهات خوشحالم جرمی
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
!واو! دادا
!پرس رو نگه دار
مرسی
باشه
!خیلی خب
با سبد میوه
!فضای سوئیت رو شاداب کردی
ولنتاین مبارک
ولنتاین تو هم مبارک
خوشحالم که تونستی امروز رو مرخصی بگیری
آره منم همینطور
موندن تو شهر تصمیم خوبی بود
آره؟ تمام منافع تفریح
!بدون دردسر سفر کردن
بزار یه چیزی بهت بگم من فقط خوشحالم که یه مدت از کار دورم، میدونی چی میگم؟
اینکه میتونم یکم با خانومیم وقت بگذرونم
بعدا کلی برای اینکار وقت هست
چرا یه آبجو برنمیداری منظره رو چک کنی
منم سریع وسایلمون رو باز میکنم
!اگه تو اصرار میکنی، باشه
چرا؟
!باشه، یه چیزی بهم میگه این تصادفی نیست
!ملیسا
!لین
!ملیسا
هی ببین کی رو پیدا کردم
...تو چطور رفتی اون
اونجا؟
ما اتاق مشترک داریم؟
!اتاق مشترک داریم
میدونی که چطور همیشه میگی
باید با همدیگه وقت بگذرونیم؟
خب، لین و من بالاخره تصمیم گرفتیم !این اتفاق بیوفته
!سورپرایز
...هی من، من - سفر خانوادگی -
سفر خانوادگی - خیلی خب -
خیلی خب، ما کلی برنامه خوشگذرونی داریم
...خب
شماها آبجوتون رو تموم کنین
!ملیسا و من میریم برای رفتن لب ساحل آماده شیم
یالا، بیا از اینجا بریم
بریم
میدونم چیکار کردی
!میدونم چیکار کردی، آره تو
تو به ملیسا گفتی
باید دسته جمعی بیایم بیرون، مگه نه؟
آره، ولی منظوری نداشتم
این چیزیه که به دوست دخترت میگی
وقتی نمیخوای فکر کنه تو یه آدم گریز ضد اجتماعی
!تو یه آدم گریز غیر اجتماعی
!خب نکتهشم همینه
من نمیخوام اون این فکرو بکنه
!باشه، نه حرکت زیرکانه ایه
خود واقعیت رو از دوست دخترت مخفی میکنی
مطمئنم این برای رابطت خیلی خوبه
!این فاجعهست
!دیوونه شدی؟ مارو ببین
ما سوئیت ناب گرفتیم با منظره عالی
و ساعت 10 صبح آبجو میخوریم این فوق العادست
!"اول از همه، دیگه هیچ وقت نگو "ناب
چرا؟ - فقط بهم اعتماد کن، چراش همینه -
اینو نگو، باشه؟ این شماره یک بود
دوما اینکه، من قراره این هفته
باهاش رومانتیک باشم
اینو که میدونی، درسته؟
پس مشکل چیه؟
مشکل
اینه که تو اینجایی و من نمیخوام منو قضاوت کنی
نمیخوام چشمات یا صورتت رو وقتی قضاوتم میکنی ببینم
هیچکدوم از اینا رو نمیخوام مخصوصا وقتی سعی دارم رمانتیک باشم، میفهمی؟
اول از همه، من از مشکلاتت آگاهی کامل دارم
مشکلاتت تو برقراری رابطه دوستی و تنها کاری
که نمیخوام انجام بدم اینه که باعث شم احساس ناراحتی کنی
این کاریه که میکنیم
هر لحظه که حضور من
باعث ناراحتیت شد یا باعث شد حس کنی
نمیتونی رمانتیک باشی یا با دوست دخترت راحت و صمیمی باشی
!فقط اشاره کن تا برم بیرون
خیلی خب
مثلا یه اسم رمز؟
آره
...من اسم رمز رو میگم و تو
من میرم
باشه
خب اسم رمزمون چیه؟
"امم.. "سالاد مرغ
"سالاد مرغ" - آره -
"باشه "سالاد مرغ
خب آره، من یه راهی پیدا میکنم که سالاد مرغ
!رو تو یه جمله منطقی بیان کنم
کاملا طبیعی کاملا طبیعی
!حرفش رو وسط بکش - آره -
چین
خب یه قتل بهمون گزارش شده
راستی ولنتاین مبارک
هتل چطوره؟
!خب شلوغه
خب شماها
اتفاقی تو اداره هستین؟ - آره -
در واقع لو و من شرط بستیم کدوم یکی از شماها
اول با هتل تسویه میکنین - اوه آره؟ -
...هی، برای پرونده کمک میخواین؟ ما میتونیم
من همین الان از اینجا میام بیرون
نه، نه، نه احمق نباشه !خوش بگذرون
خودمون از پسش بر میایم
!بهش بگو، بهش بگو تا ده دقیقه میرسیم اونجا
ما که هیچ کاری نمیکنیم، یالا - !اونا خوبن -
خیلی خب گوش کن از روز ولنتاینت لذت ببر
ما رو در جریان اتفاقات بذار
و میدونی، امیدوارم بتونی بری خونه و ولنتاین رو کنار ابی باشی
آره، تو هم همینطور
خیلی خب، خوش بگذره
خیلی خب، این اطلاعاتیه که داریم
جرمی هولدن 32 ساله
برنامه نویس اهل پالو آلتو
جسدش تو یه سطل آشغال پشت !کلوب شبانه ورتکس تو وایکیکی پیدا شده
اون قطعا برای قرار شبونه تیپ زده بوده
اوهوم
راستی، اینو ببین
اون چیه، رژ لب؟
انگار قربانیمون خوش شانس بوده
آره، انگار شانس زود بهش پشت کرده
ساعت و کیفش رو از رو جسدش دزدیدن
!به نظر اون رژ لب ماله قاتله
خیلی خب، اون تو کلوب با پسر آشنا میشه اونو میکشونه بیرون
و بعدش ازش دزدی میکنی و بهش شلیک میکنه
دقیقا
و بعدش میرسیم به این
تو جیب کتش پیدا شده
انگار هلدن برای یه کنفرانس اومده بوده به شهر
!"به اسم "روش یکی از این دوره هاست که
مردا در مورد تکنیک های احمقانه
!مخ زنی بحث میکنن
خیلی خب، لو چرا نمیری به اون کلوب
ببینی میتونی اطلاعات بیشتری در مورد زنی که هولدن باهاش بوده به دست بیاری
یا اون خودش قاتله یا حداقل
!یه شاهده
باشه
میبینین آقایون، محل یه چیزه اساسیه، درسته؟
وقتی قصد دارین مخ زنا رو بزنین
!باید کاملا به محل احاطه داشته باشین
!نباید احساس غربت کنین
!شما مثل شیری هستین که دنبال شکارشه
کاری که نمیکنین
!اینه که مثل یه خیار اونجا وایسین
!اه، من نمیدونم"
نمیدونم دارم چیکار میکنم"
امیدوارم امشب با یکی آشنا بشم"
!اصلا
باید با اون جمع قاطی بشین، درسته؟
با همه احوال پرسی میکنین "هی، چه خبر رفیق؟"
!احوال پرسی کنین، باشه؟
با این یارو دست میدی
!با اونیکی همراه میشی
!بهترین دوسته من
من اون یارو رو نمیشناسم
!به جک این یارو میخندین
!با اینکه اصلا جکی نگفته
مهم نیست
!شما میخواین تو جمع بیشتر از همه به چشم بیاین
ولی هرگز هدف اصلیتون رو فراموش نکنین آقایون
!اون زن
چون شما هرگز نمیدون هدفتون کی
!قراره از در بیاد تو
و اون هدف شماست
!شاهد از غیب رسید
میتونم کمکتون کنم؟
بلیک استون؟
وای مرد
جرمی مرد سرسختی بود، میدونین؟
No comments yet. Be the first to leave one.