İçerde

İçerde

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Icerde S01E08 720p WEB-DL (SamSerial)
Komentarz od samserial

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
480p
480
1080
720p
720
Opublikowano: 2019-08-04
Pobrania: 55
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

در زندان (نفوذی)

قسمت هشتم سام سریال

بچه های من

اینکه نمیتونم شما رو با هم ببینم خیلی سخته

اما روزی میرسه که

یه خانواده ی بزرگ و خوشبخت میشیم

مصطفی روزی که بفهمه یه برادر داره خیلی خوشحال میشه

همین که منو از خانواده ات میدونی برای من کافیه

البته که همینطوری این چه حرفیه

اگر پسر خودم بودی اینقدر دوستت نداشتم

حسودی کنم؟

نه

برای همه ی ما بلا به دور باشه بچه ها

اگر این یارو طالب الان زنده بود

مرت داشت لو میرفت

در مورد جوشگون چی فهمیدی بابا؟

زنده اس؟

نه دخترم

اون سگ مرده و رفته پی کارش

پس مرده

خیلی برای تو امیدوار شده بودم داداشم

شاید از طریق اون یارو میفهمیدیم خانواده ات کی هستن

خانواده ی شما؟

شما یه بابا جلال دارین

مگه نه مرت؟

بله .

تو زندگی قبل از تو

به معجزه ها باور نداشتم

نمیدونستم فردا چه اتفاقی می افته

آدم خوبی هستی جلال کبابچی

میبینی به من چی میگه؟

چی قراره بگه؟ این حرف منم هست

نکنه شما منو دوست ندارین؟

یه کوچولو

اگر شما نبودین من چیکار می کردم؟

اما مرت

این

اواخر

یه مسئله ای ذهنمو درگیر کرده

چیه؟

با خودم میگم چند تا رئیس یوسف وجود داره؟

نم

هر جا که می رم سبز میشه

بیست سال بود اینقدر منو تحت فشار نگذاشته بود

شاید من تو رو به اون میفروشم

این کار شوخی نداره

یوسف

یوسف قبلی نیست

چی شد که اینقدر میتونه منو تو منگنه بذاره؟

این آدم جز جلال وردی سر زبونش نیست

می دونم اما دیگه داره حالمو بد می کنه

اگر تو بارانداز تو نبودی من الان پشت میله های زندان بودم

بله خطر از سر گذشت

آکین ایشیک رو پیدا کرد

تو بارانداز داشت کمال رو به چنگ میاورد

اینا همه به کنار

دیشب رو چی میگی؟

از کجا فهمید من سر مطار با طالب قرار دارم؟

یه خبری هست مرت

یه ..

جاسوس هست که راه رو به یوسف نشون می ده؟

چرا که نه؟

دقت میکنم

اما تو هم دقت کن

یوسف یه اکیپ جدید درست کرده

تنها کارشون جلال دومانه خبر داشته باش

یه گرگ هفت خط رو هم گذاشته سر گروه شاید بشناسیش

کی هست؟

مرت کاراداغ

بهترین خبری که این روزا شنیدم همینه

صبح بخیر رئیس

این طالب دو تا کارگرار داشت چی شد؟

گروهها اونا رو تو یه زمین بایر پیدا کردن

به سرشون شلیک کردن

به پایان آمد این دفتر

ملخ باز هم پرید

این یارو طالب

چرا به ایلم ایمیل زده؟

فقط به ایلم نزده

برای همه ی روزنامه نگارا فرستاده اما فقط ایلم منتشر کرده

به دختره بگو دیگه دست به همچین کاری نزنه

من حلش کردم نگران نباش

اگر دفعه ی بعد امکانش باشه تنهایی عمل کنیم

اگر شک کنه کارمون خیلی سخت میشه

این بار به بودن یه جاسوس شک میکنه شروع به جستجو میکنه

این یارو آلیاناک کارای عجیب و غریب میکنه

رفته رستوران مادر من

خواسته حرف بکشه

اون مارمولک رو به من بسپر

میفهمیم دردش چیه

ایول

این طالب برای چی جلال رو تهدید کرده؟

اونجاشو نمیدونم رئیس اما میفهمم

سارپ

این کار باجگیری در مورد ملک نباشه؟

این از کجا درومد؟

تو داری یه چی از من مخفی میکنه بچه

تو طالب رو پیدا کردی اما در این مورد اون رو یه حرف نیاوردی؟

قربان هر کارش کردم حرفی نزد

. اون مرگ رو به جون خریده بود خودت که دیدی خودشو کشت

این قضیه به ملک ربط داشت؟

سارپ به من حقیقت رو بگو

ببین وقتی موضدوع اونه رفتارای عجیب غریب میکنی

قربان نمیدونم چرا باج گرفته

اما تحقیق میکنم

ایوالله

سلام علیکم

نوش جون

بفرما بیا نوش جون کن ایوالله

سلامی بدو برو برای داداش مستان یه چایی به رن خون خرگوش بیار و بیا

تو این دنیا فقط تو رو نمیتونم درک کنم آلیاناک

تو دستت یه تسبیح 10 هزار لیره ای

اما از اینجا نمی ری

اینجا رو خیلی دوست داری؟

ببین کی این حرفو میزنه

منم لباسای شیک وپیک به تن تو ندیدم

من دوست دارم اینجا سرگرم باشم

تو هم

لباسای فانتزی رو دوست داری

بفرما مستان جون

نونمون درجه ی یک

دوستیمون هم همینطور

ببین سلامی

اگر دعوتش نکنیم داداش مستان پیش ما نمیاد

چه بدونم داداش

اینطور میگی؟

سارپ کجاست؟

ندیدمش

ما هم نمی بینیمش

این اواخر خیلی سرش شلوغه

کارش چیه؟

چه

رانندگی و اینا

گاهی هم

میره دیدن مادرش

اما پسره خیلی تنده

بابا جلال خیلی کار خوبی کرده اونو آورده پیش خودش

که اینطور؟

دقیقا ..

سلامی

برای ما تخم مرغ بجوشون

عسلی میخوری؟ آره عسلی

می خوری؟

نه ممنون خوبم همینجوری

خوب خود دانی

ببین برات چی خریدم

دوست داری؟

آره خیلی قشنگه

ممنونم

نبینم درش بیاری

منم فکر نکنم درش بیارم

بشین دیگه

باید در یه موردی با هم حرف بزنیم

چیه؟

یشیم اونشب ما رو دیده

نمیدونم به باباجلال میگه یا نه

خوب نشد

اصلا

ببین چی میگم

میخوای یه مدت از هم فاصله بگیریم؟

هو نبینیم

واقعا؟

یعنی

مگه نگفتی با ترس نمیشه عشق رو تجربه کرد؟

یعنی بیشتر دقت کنیم

میشه یه چی ازت بپرسم؟

البته که بپرس

هر چی میخوای

وقتی خبر اینترنت منتشر شد

خیلی ناراحت شده بودی

اونی که در مورد بچه های خیابونی بود

میخوای بگی قضیه چیه؟

بی خیال

گذشت و رفت

فقط اون لحضه حالم بد بود

نکنه تو چنگ اون آدم بودی

خیلی روزای بدی بود سارپ

در مورد برادرم برات گفته بودم

امید

بله یادم افتاد

وقتی سه سالش بود گم شده بود

پلیس لباس خونیش رو به خونه آورد

اما من

همیشه باور دارم که امید زنده اس

میخوام یه چی از تو بپرسم

این از چی که تو فکر میکنی برای من خیلی مهمتره

برادرمو

ممکنه وقتی که تو خیابون بودی دیده باشی؟

نه سارپ

کاش میتونستم بگم آره

اما این بچه به نظرم آشنا نمیاد

مطمئنی؟

مطمئنم

من وقتی تو خیابونا بودم بچه ی به این کوچیکی اطرافم ندیدم

متاسفم

شاید تو دلت میگی این چه آدم احمقیه

فکر میکنه من باید هر بچه ای رو که تو خیابونا بوده رو بشناسم

اونجا یه امتحانه پسر

با دختر آدمی هستم که ازش متنفرم

آره

More Farsi Persian subtitles for İçerde

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left