On Modern Servitude (De la servitude moderne)

On Modern Servitude (De la servitude moderne)

De la servitude moderne

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

on modern servitude-documental movie
Komentarz od sooraticamrang
فقط هماهنگ کردم

Tagi

other
Opublikowano: 2017-07-19
Pobrania: 47
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

برده داري مدرن

خوشبيني من يقين دارد که اين تمدن فرو ميريزد

: بدبيني ام مي گويد ما نيز بهمراه آن سقوط ميکنيم

چه روزگار غريبي است وقتيکه يک ديوانه رواني، رهبر کورها ميشود ويليام شکسپير

بردگي مدرن عملي اختياري است

که توسط بردگانِ خسته روي زمين پذيرفته شده است

آنها دايما مشغول خريد اجناسي هستند که بيشتر اسيرشان ميکند

آنها هر روز به دنبال مشاغلي ميگردند

که اراده شان را بيشتر سلب ميکند

آنها خودشان سرکردگاني را که اطاعت خواهند نمود، انتخاب ميکنند

براي تحقق اين تراژدي پوچ و هزيل

ابتدا بايد توسط استثمار و از خود بيگانگي آگاهي آنها را زايل کرد

اين مدرنيته عجيب و غريب زمان ماست

بر خلاف بردگان دوران باستان يا رعاياي دوران فئوداليته

يا کارگران اولين انقلاب صنعتي جهان

امروزه در برابر طبقه اي از بردگان قرار گرفته ايم

که بر استثمارشان آگاه نبوده يا برايشان ! بهتر بوده که ناآگاهي را انتخاب کنند

لذا متوجه تنها سلاح در دسترس بردگان يعني شورش کردن هم نيستند

برعکس به زندگي رقت انگيزي که برايشان تدارک ديده شده، تمکين کرده

و بي تفاوتي و رخوت تنها پناهگاهشان ميباشد

بنگر کابوس برده مدرن امروزه را

که چگونه رقص وحشت را در درون ماشين از خود بيگانگي به بيضه نشسته

استثمار مدرن همه کانالهاي فريب و تحميق را بکار ميگيرد

تا بندگي و رذالت ما را مستتر گرداند

واقعيت آشکار همانطور که هست و نه آنطور که قدرتها نشان ميدهند

اينست که تنها حقيقت سرنگوني و تخريب سيستم موجود ميباشد

فقط حقيقت، انقلابي است

اوربانيسم يا اعتياد به شهر و شهرنشيني برنامه کاپيتاليسم براي کنترل مطلق است

در پايان اين پروسه بسط و انکشاف منطقي که با نيت تسلط کامل انجام ميگيرد

اکنون سيستم ميتواند يا بايد کل فضا را بر اساس دکور دلخواه خود طراحي کند

گاي ديبور، عضو نهاد سوسياليسم يا بربريت کتابِ جامعه نمايش

هنگاميکه اين دنيا بوسيله نيروي کار از خود بيگانه شده ساخته ميشود

دنياي شهر با پوسته و دکورش به زنداني براي سکونت اجباري تبديل ميگردد

جهاني کثيف فاقد هر نوع رنگ و بو و مزه اي

که بزرگترين توليد آن بدبختي ميباشد

اين دکور با قالب و زندانهايش جزو ساخت و ساز دايمي دولت است

چيزي در آن ثابت نيست

تنها توجيه اين طراحي بي وقفه فضا که ما را احاطه نموده

نسيان عمومي و بي امنيتي مي باشد

که ساکنين را مجبور به زندگي گياهي در آن نموده است

سيستم همه چيز را طبق تصوير مورد نظر خويش باز طراحي ميکند

دنيايي که روزانه مثل يک کارخانه کثيف تر و پر سر و صدا تر ميگردد

هر اينچ از زمين توسط دولت يا بخش خصوصي اشغال شده است

نماد علني اين سرقت اجتماعي تسلط و اشغال زمين

و محصور کردن آن بوسيله ديوارها نردها، درها و سيم خاردارها ميباشد

اين ظواهر نشانه هاي حمله و کنترل همه جانبه مي باشند

اما بهرحال اين درهم آميختگي فضاها

که بخاطر مقاصد اقتصادي – امنيتي ميباشد

هدف و مقصدِ اول اين دوران غمگين اند

جهان به يک بزرگراه وسيع و پر سرعت

براي تسهيلِ ترانزيت کالا تبديل گشته

و هر مانع انساني يا طبيعي بايد از بين برود

فضا و تک سلوليهايش محل تراکم و انباشت غير انساني بردگان

و يادآور غارها، زندانها و قفسها ميباشند

اما بر خلاف بردگان عهد کهن

بردگان مدرن امروزه بابت آنها پول هم مي پردازند

زيرا نه انسان بلکه جهان غير طبيعي شده آنتونين آرتو، فيلسوف فرانسوي

کالا در وهله اول چيزي ساده و پيش پا افتاده بنظر ميرسد

اما تجزيه و تحليل دقيق آن نشان ميدهد که در واقع چيزي بسيار پر رمز و راز

به پيچيدگي متافيزيک و الهيات ميباشد

کارل مارکس، سرمايه جلد چهارم، فصل اول

در اين اتاقکهاي تنگ و غمگين بردگان مدرن همچون کالا بيتوته کرده اند

يک زندگي گياهي که سکرين هاي تبليغاتي موجود در همه جا

آن را قرين خوشبختي و سعادت جار ميزنند

اما افسوس که انباشت کالاها باعث خوشبختي نمي گردد

چه ارزشي دارد اگر انسان تمام دنيا را بدست آورده ولي روحش را بفروشد ؟

انجيل مرقس

کالاها

با ماهيت ايده ئولوژيک شان

نه تنها مولد خويش را از کار بيگانه ميکنند

بلکه مصرف کنندگان را هم از زندگي جدا ميسازد

در سيستم اقتصادي حاکم

ديگر تقاضا تعيين کننده ميزان عرضه نيست

بلکه عرضه نقش اصلي را دارد

نيازهاي جديد بصورت دوره اي و مصنوعي اختراع شده

و با زور تبليغات، احساس نياز کاذبشان به مردم حقنه ميشود

اين پروسه با راديو شروع شده بعدها به ماشين و تلويزيون رسيد

و امروزه در اَشکال کامپيوتر و موبايل ادامه دارند

اين کالاها در بازده زماني کوتاهي بصورت انبوه توليد و توزيع گشته

و باعث تغييرات عميق و بنيادي در روابط انساني – اجتماعي ميگردند

آنها همچنانکه انسانها را از همديگر جدا مي سازند

در خدمت بسط و اشاعه فرهنگ و سياست سرکرده هاي جهان قرار دارند

کالاهايي که فکر ميکرديم مالکشان هستيم صاحب اختيار ما ميگردند

غذا براي بعضيها و سم کشنده براي ديگران پاراسليوس

اما هر بار که برده مدرن به خود غذا ميدهد

نااميدي و حرماني که به آن گرفتار شده بيشتر آشکار ميگردد

زيرا هر بار زماني بسيار کوتاهتر براي مصرف و ارتزاق

از محصولات هورموني – ژنريک در اختيار دارد

او براي پيدا کردن غذاهاي مبتذل سرگردان و آواره سوپر مارکتهايي شده

که جامعه کذايي موسوم به رفاه بهش قالب ميکند

يکبار ديگر انتخاب او چيزي غير از توهم نيست

فراواني مواد غذايي بعنوان يک کالا

مدرکي است بر تخريب و دستکاري آن

اينها چيزي بيش از ارگانيسمهاي دفرمه شده ژنتيکي

آفت کشها و هورمونهاي اختراع مدرنيته نيستند

براي يک برده، اشباع فوري انگيزه مصرفي تنها دليل انتخاب مواد غذايي اش ميباشد

ارضاء و اشباعي که بر همه وجوه و اَشکال زندگي مصرفي اش سايه انداخته

و عواقب آن همه جا مشهود ميباشند

زيرا تنها به بهاي فقر و تنگدستي اکثريت مردمان جهان

غرب وحشي ميتواند به موقعيت بالا دست خويش

و مصرف گرايي آتشينش بنازد

و اين بدبختي ها نتيجه وجود يک جامعه مصرفي و ديکتاتور در غرب است

قحطي روي ديگر سکه وفور و فراواني نعمت مي باشد

و در سيستمي که در آن نابرابري بعنوان پيشرفت جا زده شده است

حتي اگر توليدات کشاورزي – هورموني براي همه کفاف بدهند

باز هم گرسنگي ريشه کن نخواهد شد

آنها خود را متقاعد کرده که انسان بعنوان بدترين متجاوزِ تمام گونه ها

تاج آفرينش و اشرف مخلوقات بوده و بقيه موجودات بايد بهش غذا و پوست داده

و همزمان توسط او نابود و منقرض گردند

ايزاک بشويس سينگر نويسنده لهستاني

از ديگر نتايج فراواني مواد غذايي افزايش و گسترش وسيع مراکز نگهداري

کشتارگاهها و کارخانجات براي نابودي وحشيانه و سوء استفاده

از گونه هاي حيواني – گياهي مي باشد

اين سرشت و ماهيت توليد امروزه است

انسان و زندگي نمي توانند حرص و طمع خويش را براي سود کمتر کنترل نمايند

تراژدي اينست که طبيعت سخن ميگويد و انسان نمي شنود

ويکتور هوگو

غارت منابع کره زمين

توليد گسترده انرژي و کالا

محصولات زائد و تجملي – مصرفي

امکان بقاي سياره ما

بهمراه گونه هاي ساکن آن را بخطر انداخته است

با اين حال هم بخاطر رشد اختاپوس سرمايه

! ظاهرا اين کژ راهه بايد ادامه يابد

توليد، توليد و حفظ توليد

آلوده کنندگان و مخربين محيط زيست

در لباس ناجيان کره خاکي فرو خزيده اند

دلقکهاي کاسب و آلوده گر مادر طبيعت که مورد حمايت کارتلهاي بين المللي اند

سعي کرده ما را متقاعد کنند که

تغييرات ساده در عادات زندگي ما براي نجات کره زمين از فاجعه کافي است

و همگام با القاء حس گناه به وجدانمان به تخريب طبيعت و روحمان ادامه ميدهند

اين قبيل شبه نظرات مفلوک و بظاهر محيط زيست گرا

خوراک تبليغاتي سياستمداران فاسدي شده

که خود مسئول بيشمار آلام بخاطر ممانعت از تغيير راديکال نظام توليدي موجود اند

و اين رويه ادامه داشته تا مسايل کما في سابق بدون تغيير بمانند

کار به فرانسوي يعني رنج و به لاتين يعني سه ميله شکنجه

اما براي ورود به پريود ديوانه وار مصرف گرايي

به پول نياز هست و براي تأمين آن بايد کار نمود

به ديگر سخن يکي بايد نيروي کار خود را بفروشد

سيستم فعلي حاکم بر جهان کار را به يک ارزش اصلي تبديل کرده

تا برده امروزه مجبور به کار بيشتر براي خريد اعتبار

و پرداخت هزينه هاي زندگي پر از بدبختي خويش گردد

هر برده در محل کارش

نيروهاي حياتي خويش را از دست داده

و از شديدترين نوع توهينها رنج ميبرد

آنها تمام دوره زندگي خويش را با کار خسته کننده و طاقت فرسا

به نفع يک مُشت سرکرده مفت خور صرف ميکنند

شگرد و اختراع بيکاري مدرن بمثابه يک تاکتيک آماده است تا آنها را ترسانيده

و بطور مستمر وادار به تشکر از حاکمان بخاطر بقايشان در کار مزدي نمايند

بدون اين شکنجه موسوم به کار کردن چکار ميتوانند بکنند ؟

اين برده داري از خود بيگانه کننده را آزادي ناميده اند

! ... چه فاجعه و مصيبت بزرگي

آنها هميشه تحت فشار و عجله بسر برده

و تمام حرکاتشان در جهت افزايش استثمار طراحي شده اند

سازماندهي علمي – منطقي کار اساس انتزاع کارگران

از دسترنج و زماني مي باشد

که در طول پروسه توليد اتوماتيکِ کالا و خدمات صرف ميکنند

زمان و نيروي کار کارگران را با دستگاهها در کارخانجات

و کامپيوتر ها در ادارات عمدا اشتباه گرفته اند

در حاليکه هيچ دستمزدي جبران زمان و نيروي کار انساني کارگران را نمي کند

بر اين منوال براي هر کارگري يک کار تکراري تعيين کرده اند

خواه جسمي و فيزيکي باشد يا فکري و عقلي

هر کارگري محدود به بخشي از نظام توليدي شده است

اين تخصص گرايي و محدوديت را ميتوان در مقياس جهاني تقسيم کار مشاهده کرد

طراحي و شروع در غرب، توليد در آسيا کشتار و فلاکت و زباله در آفريقا

رفتار انسان در داخل کارخانه ها توسط سيستم سازماندهي کار مشروط شده

و در خارج از محيط کار هم تنها مشغولِ زندگي گياهي و حفظ بقا خويش اند

کريستف دوژو

شايد کسي بخواهد بردگي مدرن را تنها محدود به محل کار بداند

، اما بکمک سيستم سازماندهي توليد استثمار کل زندگي را فرا گرفته است

، لذا برده مدرن تمامي اوقات فراغت تعطيلات و فعاليتهايش تلف ميشود

زيرا هيچ يک از بخشهاي زندگي اش از ماتريکس و شموليت سيستم مصؤن نبوده

و هر لحظه آن زير هجمه ميباشد در واقع او يک برده تمام وقت است

داروها بتدريج شما را ميکشند پلوتارک

اپيدمي استرس و اضطراب

تخريب و زوال عمومي محيط زيست

هواي تنفسي و غذاهاي مصرفي

اضطراب هاي محيط کار و شرايط اجتماعي

باعث و باني بيماريهايي جديدي هستند که برده مدرن از آنها رنج مي برد

او بيمار شرايط خفت باريست که در آن زندگي کرده و هرگز مداوا نمي گردد

لذا فقط رهايي کامل از قيد وضعيت موجود

ميتواند او را از دست درد و رنج و امراض گوناگون نجات بخشد

طب تجاري – ابزاريِ غرب تنها يک راه حل براي مداواي

: بردگان مدرن ارائه نموده است قطع عضو و عقيم سازي

و بر اساس متد اين طب تجاري بيماران تحت عمل جراحي

آنتي بيوتيک درماني و شيمي درماني قرار ميگيرند

و اين يعني پرداختن به عواقب و پيامدها بدون در نظر گرفتن دلايل و ريشه ها

در غير اين صورت مجبورند

تمامي ساختارهاي اجتماعي و زيربنايي سيستم را محکوم نمايند

همانطور که نظام حاکم کنوني ارزش همه چيز را به سطح کالا تقليل داده

بدن ما نيز وسيله اي براي

تحقيقات و آزمايشات دانشمندان باهوش ولي بي احساس راسيوناليته حاکم

و زيست شناسي مولکي آنها شده

و حاکمان جهان آماده ثبت حق اختراع و اکتشاف براي عقلاي مزدور ميباشند

کشف اسرار دوره کامل ژنوم انساني

يکي از مهمترين استراتژيهاي حاکمان جهان ميباشد

رمزگشايي ژنتيک نمي تواند در خدمت هيچ هدفي

بغير از گسترش سلطه و کنترل باشد

مانند ديگر موارد بدنهايمان نيز بخودمان تعلق ندارند

تکرار و تحکيم اطاعت، رفتار انسان را به واکنش حيواني تبديل ميکنند

More Farsi Persian subtitles for On Modern Servitude (De la servitude moderne)

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left