Ip Man 4: The Finale

Ip Man 4: The Finale (葉問4)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Ip Man 4 The Finale 2019 DUBBED 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Ip Man 4 The Finale 2019 DUBBED 1080p BluRay x265-RARBG
Ip Man 4 The Finale 2019 DUBBED 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Komentarz od Naser_69
► www.YekMoviez.net | ناصر اسماعیلی ◄

Tagi

BluRay
1080
x265
720p
720
Opublikowano: 2020-04-16
Pobrania: 71
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫تورنومنت بین‌المللی کاراته‌ی سان‌فرانسیکو. ۱۹۸۴

‫بیاین به آقای بروس‌لی از ‫باشگاه جان‌فان‌گونگ‌فو خوش‌آمد بگیم

‫«هنگ‌کنگ، یک ماه پیش»

‫آقای ایپ

‫تومور شما بدخیم هست. ‫شما سرطان سر و گردن دارین

‫گرچه هنوز در مراحل اولیه هست، ‫سلول‌های سرطانی‌تون دارن به سرعت پخش میشن،

‫و باید بواسطه‌ی درمان‌های متداول کنترل بشن

‫این روزها، بیمارستان‌ها شیمی‌درمانی توصیه میکنن

‫میتونه سلول‌های سرطانی رو کنترل کنه

‫باید بهش فکر کنین

‫ولی اولین چیز، سیگار رو ترک کنین

‫دیگه سیگار نکشین

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی

«ایپ‌من ۴: قسمت پایانی»

نه

بیشتر بچرخ

بالا‌تنه‌ت رو بچرخون

دقیقا

‫نه. بجنب مرد، اینطوری نه

‫- داری چیکار میکنی؟ ‫- هی. آروم باش. آروم

‫فقط خواستم نظرم رو بگم

‫کسی میدونه این داره چی میگه؟

‫نه

‫- نمایش تموم شد ‫- آروم باش. ما برادران کونگ‌فویی هستیم

‫- فقط بهم گوش بده. آروم باش مرد. آروم ‫- نمیفهمم داری چی میگی

‫- بهم گوش بده خب! ‫- زده به سرت؟

‫میخوای در عوض بزنم ناکارت کنم؟

‫- برو گمشو! ازت میخوام بری بیرون ‫- منو هول نده! گفتم منو هول نده!

‫میخوای ما رو به چالش بکشی؟

‫باشه

‫استاد

‫استاد بزرگ. ایول!

‫خیلی از دیدنتون خوشحالم!

!چقدر هیجان‌زده‌ست

‫من شاگرد بروس‌لی هستم. اسمم بیلی هست

‫یه چیزی براتون دارم

‫استاد میخوان که به تورنومنت کاراته در آمریکا بیاین،

‫که ماه دیگه برگزار میشه

‫بفرمایین، بلیط هواپیمایی که براتون تهیه کردن

‫و این کتاب رو ایشون نوشتن. ‫میخوان که همراهتون باشه

‫بروس

‫- حالش خوبه؟ ‫- حالشون خوبه

‫تو سیاتل یه مدرسه‌ی کونگ‌فو داره

‫و من از مدرسه‌ی جدیدش در سان‌فرانسیسکو هستم

‫بیلی،

‫به بروس بگو،

‫که شاید وقت نکنم

‫ممنونم

‫ممنونم

‫اینو بده به استاد

این چیه؟

‫کتاب مصورم رو بهم پس بده!

‫لطفاً برین جلوش رو بگیرین!

‫آقای ایپ،

‫باید ایپ‌جین رو اخراج کنیم

‫دیگه نمی‌تونیم جین رو تو مدرسه‌مون نگه داریم

‫جناب مدیر،

‫لطفاً یه فرصت دیگه به جین بدین

‫قول میدم درست رفتار میکنه

‫لطفاً یه فرصت دیگه بهش بدین. ‫بذارین بمونه

‫اولین بارش نیست که درگیر میشه

‫دفعه‌ی پیش آخرین فرصتش بود

‫از اوتجایی که خیلی ورزشیه،

‫درس خوندن در خارج از کشور ‫شاید گزینه‌ی بهتری براش باشه

‫جدی نیست. فقط چند تا بریدگی سطحی هست

‫ولی دفعه‌ی دیگه مراقب باش

‫ممنونم دکتر

‫پرستار میاد بخیه‌ت رو میزنه

‫- خانواده‌ت کجاست؟ ‫- دکتر

‫استاد ایپ!

‫خیلی وقته ندیدمتون

‫من مینگ هستم. پسر عمه لیو

‫باشگاه کونگ‌فوی شما قبلاً طبقه بالای ما بود

‫مامانم منو فرستاد آمریکا درس بخونم، ‫چون بچه‌ی شلوغی بودم

‫تازه برگشتم. تو این بیمارستان کار میکنم

‫واقعاً خوبه که تنهایی تو خارج از کشور بودی

‫نه راستش

‫استاد ایپ، جین مشکلی نداره. نگران نباشین

‫- بعداً می‌بینمتون ‫- ممنون

‫ببین کیه جین

‫- استاد ایپ ‫- باب! بفرما تو

‫چی شده؟

‫آمریکا خیلی دوره. عجله‌ت برا چیه؟

‫دارم میرم به سان‌فرانسیسکو ‫که یه مدرسه برا جین پیدا کنم

‫فکر خوبیه

‫عمو «با» هم جدیداً پسرش رو فرستاد اونجا

‫یه مدرک تحصیلی خارجی ‫خیلی تو آینده‌ی بچه‌ها کمک میکنه

‫- بفرمایین ‫- ممنون

‫- یه فنجون چای بریزم ‫- زحمت نکش

‫جین

‫- به عموت سلام بده ‫- داد، سر تکون داد

‫- یکم چای بخورین ‫- ممنون

‫باب

‫میشه وقتی من نیستم بیای به جین سر بزنی؟

‫مشکلی نیست

‫وقتی برم آمریکا، هر روز ساعت ده شب ‫به وقت هنگ‌کنک، به اینجا زنگ میزنم

‫باشه

‫نیازی نیست زنگ بزنی. جواب نمیدم

‫نگران نباش

‫اون ساعت میام اینجا و مجبورش میکنم جواب بده

‫آره، زیاد به پسرت رو نده. ‫داری لوسش میکنی

‫نه، مجبورم

‫میخوام بفرستمش خارج، ‫تا شانس اینو داشته باشه که،

‫- مستقل باشه ‫- درسته

‫من نمیرم

‫اگه میخوای بری، خودت برو

‫اگه میخوای چیزی بگی، بیا بیرون بگو

‫من عمراً نمیرم آمریکا. نمی‌تونی مجبورم کنی

‫چندین بار بهت گفتم که از درس خوندن خوشم نمیاد

‫به درد درس خوندن نمیخورم

‫اگه درس نخونی میخوای چیکار کنی؟

‫میتونم هنرهای رزمی تدریس کنم. ‫کونگ‌فو رو دوست دارم

‫کی میذاره هنرهای رزمی تدریس کنی؟

‫چرا نتونم؟ خودت اینکارو نمیکنی؟

‫- چرا به شاگردات نمیگی بی‌فایده‌ست؟ ‫- بسه

‫اگه کسی هنرهای رزمی یاد نمی‌گرفت، ‫الان گرسنه بودی

‫به حرفای خودت عمل نمیکنی. ‫همیشه منو بابت همه چیز سرزنش میکنی

‫یکی کتاب منو برمی‌داره، مقصر منم

‫اون موفق نمیشه، مقصر منم

‫میخوام هنرهای رزمی تدریس کنم، ‫دوباره، مقصر منم

‫- بسه دیگه ‫- همیشه حق با توئه. من همیشه اشتباه میکنم

‫هیچوقت منو حمایت نمیکنی. ‫اگه مامان هنوز زنده بود، الان...

‫بسه! برو بیرون! برو بیرون ببینم!

!خفه شو

‫هنوز بچه‌ست، صبور باش

‫اینقدر ناراحت نباش

‫باب،

‫پس می‌سپارمش به تو. ممنونم. ‫بیا. لطفاً بنشین

‫خانم‌ها و آقایون، ‫داریم به فرودگاه سان‌فرانسیسکو نزدیک میشیم،

‫و وقت محلی ۱۱:۱۵ صبح هست

‫من!

‫- من! خیلی ساله ندیدمت ‫- بله

‫- حتما از پرواز طولانیت خسته شدی ‫- من خوبم

‫ماشینم بیرونه. بریم. ‫بذار اینو من بیارم

‫- ممنونم ‫- بریم

‫از آخرین باری که همو دیدیدم خیلی سال گذشته

‫درسته

‫هی گان

‫چرا اومدی آمریکا؟

‫همچین برنامه‌ای نداشتم

‫روزنامه‌م منو فرستاد تا روی ‫نسخه‌ی آمریکای شمالی کار کنم

‫الان چینی‌های بیشتری اینجا هست. ‫خیلیا بچه‌هاشون رو اینجا می‌فرستن مدرسه

‫الان وقت خوبیه که جین بیاد اینجا

‫در رابطه با توصیه‌نامه برای پذیرش در مدرسه

‫- اتحادیه‌ی چینی‌ها آماده‌ش کرده؟ ‫- باهاشون تماس گرفتم

‫رئیس وان گفت میخواد اول شخصاً ببینت

‫همین‌که رسیدیم به محله‌ی چینی‌ها، ‫میریم به اتحادیه‌ی چینی‌ها

‫رئیس وان خیلی وقته اینجاست؟

‫خانواده‌ش نسل‌هاست که اینجاست

‫پدربزرگش در طول هجوم طلا به آمریکا اومد

‫واقعاً نگران هم‌میهنانش هست

‫بریم

‫عمو گویی

‫- سلام عمو گویی ‫- سلام آقای لیونگ

‫بذارین معرفی‌تون کنم، ایشون استاد ایپ هستن

‫- سلام عمو گویی ‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم

‫رئیس وان اومده؟

‫- استاد ایپ! ‫- اومدن

‫- استاد لو ‫- خیلی ساله ندیدمتون. واقعاً همینطوره

‫کِی اومدین اینجا؟

‫الان چند سالی میشه با خانواده‌م اومدم اینجا

‫خب، اومدین تا مقدمات مهاجرت به اینجا رو آماده کنین؟

‫استاد لو، آقا نمیخوان بیان اینجا. ‫بنشینیم و صحبت کنیم؟

‫عالیه. بعد از شما

‫اساتید، لطفاً اجازه بدین معرفی کنم، ‫ایشون استاد ایپ من هستن

‫سلام اساتید گرامی

‫- اول بنشینیم ‫- بفرمایین

‫بذارین همه رو معرفی کنم

‫اون‌ها همشون اساتید کونگ‌فو ‫از محله‌ی چینی‌ها هستن

‫استاد لو از چوی لی فوت

‫استاد چن از پنجه‌ی عقاب

‫استاد هان از ماهیخوار سفید

‫استاد چیو از آخوندک هفت ستاره

‫استاد چیانگ از ژینگ یی

‫استاد لوی از نخل چند وجهی

‫استاد تام از باشگاه رزمی تام

‫و منم که، بذارین معرفی رو بیخیال بشیم

‫ما دوستان قدیمی هستیم

‫آخرین ولی نه بی‌اهمیت‌ترین، ‫رئیس اتحادیه‌ی چینی‌ها،

‫استاد وان از تای‌چی

‫رئیس وان، خیلی بابت کمکتون ممنونم...

‫استاد ایپ، هنوز ازم تشکر نکنین

‫چیزای زیادی درباره‌تون شنیدم

‫در بهترین زمان ممکن اینجایین

‫میخوام از استاد ایپ یه لطفی بخوام

‫چه کمکی ازم برمیاد؟

‫اینجا در محله‌ی چینی‌های سان‌فرانسیسکو، ‫یه قانون خیلی قدیمی هست،

‫باشگاه‌های کونگ‌فو فقط باید ‫شاگردان چینی پذیرش کنن

‫شاگرد شما بروس‌لی، ‫نه تنها این قانون رو شکسته،

‫حتی کتابی رو منتشر کرده،

‫تا هنرهای رزمی چینی رو به انگلیسی توضیح بده

‫از اونجایی که استاد ایپ اینجا هست، چطوره که ‫کمکمون کنین تا اول این مسئله رو حل کنیم

‫اون فکر میکنه که میتونه ‫سخنگوی هنرهای رزمی چینی باشه؟

‫شاگرد شما خیلی مغروره

‫نه فقط این

‫قراره تو تورنومنت کاراته شرکت کنه

‫داره ما رو تحریک میکنه

‫- واقعاً داره ما رو تحریک میکنه ‫- دقیقا

‫این کتاب رو خوندم

‫به خوبی نگاشته شده

More Farsi Persian subtitles for Ip Man 4: The Finale

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left