Pierwsze 200 wierszy.
تورنومنت بینالمللی کاراتهی سانفرانسیکو. ۱۹۸۴
بیاین به آقای بروسلی از باشگاه جانفانگونگفو خوشآمد بگیم
«هنگکنگ، یک ماه پیش»
آقای ایپ
تومور شما بدخیم هست. شما سرطان سر و گردن دارین
گرچه هنوز در مراحل اولیه هست، سلولهای سرطانیتون دارن به سرعت پخش میشن،
و باید بواسطهی درمانهای متداول کنترل بشن
این روزها، بیمارستانها شیمیدرمانی توصیه میکنن
میتونه سلولهای سرطانی رو کنترل کنه
باید بهش فکر کنین
ولی اولین چیز، سیگار رو ترک کنین
دیگه سیگار نکشین
ترجمه از ناصر اسماعیلی
«ایپمن ۴: قسمت پایانی»
نه
بیشتر بچرخ
بالاتنهت رو بچرخون
دقیقا
نه. بجنب مرد، اینطوری نه
- داری چیکار میکنی؟ - هی. آروم باش. آروم
فقط خواستم نظرم رو بگم
کسی میدونه این داره چی میگه؟
نه
- نمایش تموم شد - آروم باش. ما برادران کونگفویی هستیم
- فقط بهم گوش بده. آروم باش مرد. آروم - نمیفهمم داری چی میگی
- بهم گوش بده خب! - زده به سرت؟
میخوای در عوض بزنم ناکارت کنم؟
- برو گمشو! ازت میخوام بری بیرون - منو هول نده! گفتم منو هول نده!
میخوای ما رو به چالش بکشی؟
باشه
استاد
استاد بزرگ. ایول!
خیلی از دیدنتون خوشحالم!
!چقدر هیجانزدهست
من شاگرد بروسلی هستم. اسمم بیلی هست
یه چیزی براتون دارم
استاد میخوان که به تورنومنت کاراته در آمریکا بیاین،
که ماه دیگه برگزار میشه
بفرمایین، بلیط هواپیمایی که براتون تهیه کردن
و این کتاب رو ایشون نوشتن. میخوان که همراهتون باشه
بروس
- حالش خوبه؟ - حالشون خوبه
تو سیاتل یه مدرسهی کونگفو داره
و من از مدرسهی جدیدش در سانفرانسیسکو هستم
بیلی،
به بروس بگو،
که شاید وقت نکنم
ممنونم
ممنونم
اینو بده به استاد
این چیه؟
کتاب مصورم رو بهم پس بده!
لطفاً برین جلوش رو بگیرین!
آقای ایپ،
باید ایپجین رو اخراج کنیم
دیگه نمیتونیم جین رو تو مدرسهمون نگه داریم
جناب مدیر،
لطفاً یه فرصت دیگه به جین بدین
قول میدم درست رفتار میکنه
لطفاً یه فرصت دیگه بهش بدین. بذارین بمونه
اولین بارش نیست که درگیر میشه
دفعهی پیش آخرین فرصتش بود
از اوتجایی که خیلی ورزشیه،
درس خوندن در خارج از کشور شاید گزینهی بهتری براش باشه
جدی نیست. فقط چند تا بریدگی سطحی هست
ولی دفعهی دیگه مراقب باش
ممنونم دکتر
پرستار میاد بخیهت رو میزنه
- خانوادهت کجاست؟ - دکتر
استاد ایپ!
خیلی وقته ندیدمتون
من مینگ هستم. پسر عمه لیو
باشگاه کونگفوی شما قبلاً طبقه بالای ما بود
مامانم منو فرستاد آمریکا درس بخونم، چون بچهی شلوغی بودم
تازه برگشتم. تو این بیمارستان کار میکنم
واقعاً خوبه که تنهایی تو خارج از کشور بودی
نه راستش
استاد ایپ، جین مشکلی نداره. نگران نباشین
- بعداً میبینمتون - ممنون
ببین کیه جین
- استاد ایپ - باب! بفرما تو
چی شده؟
آمریکا خیلی دوره. عجلهت برا چیه؟
دارم میرم به سانفرانسیسکو که یه مدرسه برا جین پیدا کنم
فکر خوبیه
عمو «با» هم جدیداً پسرش رو فرستاد اونجا
یه مدرک تحصیلی خارجی خیلی تو آیندهی بچهها کمک میکنه
- بفرمایین - ممنون
- یه فنجون چای بریزم - زحمت نکش
جین
- به عموت سلام بده - داد، سر تکون داد
- یکم چای بخورین - ممنون
باب
میشه وقتی من نیستم بیای به جین سر بزنی؟
مشکلی نیست
وقتی برم آمریکا، هر روز ساعت ده شب به وقت هنگکنک، به اینجا زنگ میزنم
باشه
نیازی نیست زنگ بزنی. جواب نمیدم
نگران نباش
اون ساعت میام اینجا و مجبورش میکنم جواب بده
آره، زیاد به پسرت رو نده. داری لوسش میکنی
نه، مجبورم
میخوام بفرستمش خارج، تا شانس اینو داشته باشه که،
- مستقل باشه - درسته
من نمیرم
اگه میخوای بری، خودت برو
اگه میخوای چیزی بگی، بیا بیرون بگو
من عمراً نمیرم آمریکا. نمیتونی مجبورم کنی
چندین بار بهت گفتم که از درس خوندن خوشم نمیاد
به درد درس خوندن نمیخورم
اگه درس نخونی میخوای چیکار کنی؟
میتونم هنرهای رزمی تدریس کنم. کونگفو رو دوست دارم
کی میذاره هنرهای رزمی تدریس کنی؟
چرا نتونم؟ خودت اینکارو نمیکنی؟
- چرا به شاگردات نمیگی بیفایدهست؟ - بسه
اگه کسی هنرهای رزمی یاد نمیگرفت، الان گرسنه بودی
به حرفای خودت عمل نمیکنی. همیشه منو بابت همه چیز سرزنش میکنی
یکی کتاب منو برمیداره، مقصر منم
اون موفق نمیشه، مقصر منم
میخوام هنرهای رزمی تدریس کنم، دوباره، مقصر منم
- بسه دیگه - همیشه حق با توئه. من همیشه اشتباه میکنم
هیچوقت منو حمایت نمیکنی. اگه مامان هنوز زنده بود، الان...
بسه! برو بیرون! برو بیرون ببینم!
!خفه شو
هنوز بچهست، صبور باش
اینقدر ناراحت نباش
باب،
پس میسپارمش به تو. ممنونم. بیا. لطفاً بنشین
خانمها و آقایون، داریم به فرودگاه سانفرانسیسکو نزدیک میشیم،
و وقت محلی ۱۱:۱۵ صبح هست
من!
- من! خیلی ساله ندیدمت - بله
- حتما از پرواز طولانیت خسته شدی - من خوبم
ماشینم بیرونه. بریم. بذار اینو من بیارم
- ممنونم - بریم
از آخرین باری که همو دیدیدم خیلی سال گذشته
درسته
هی گان
چرا اومدی آمریکا؟
همچین برنامهای نداشتم
روزنامهم منو فرستاد تا روی نسخهی آمریکای شمالی کار کنم
الان چینیهای بیشتری اینجا هست. خیلیا بچههاشون رو اینجا میفرستن مدرسه
الان وقت خوبیه که جین بیاد اینجا
در رابطه با توصیهنامه برای پذیرش در مدرسه
- اتحادیهی چینیها آمادهش کرده؟ - باهاشون تماس گرفتم
رئیس وان گفت میخواد اول شخصاً ببینت
همینکه رسیدیم به محلهی چینیها، میریم به اتحادیهی چینیها
رئیس وان خیلی وقته اینجاست؟
خانوادهش نسلهاست که اینجاست
پدربزرگش در طول هجوم طلا به آمریکا اومد
واقعاً نگران هممیهنانش هست
بریم
عمو گویی
- سلام عمو گویی - سلام آقای لیونگ
بذارین معرفیتون کنم، ایشون استاد ایپ هستن
- سلام عمو گویی - از آشناییتون خوشوقتم
رئیس وان اومده؟
- استاد ایپ! - اومدن
- استاد لو - خیلی ساله ندیدمتون. واقعاً همینطوره
کِی اومدین اینجا؟
الان چند سالی میشه با خانوادهم اومدم اینجا
خب، اومدین تا مقدمات مهاجرت به اینجا رو آماده کنین؟
استاد لو، آقا نمیخوان بیان اینجا. بنشینیم و صحبت کنیم؟
عالیه. بعد از شما
اساتید، لطفاً اجازه بدین معرفی کنم، ایشون استاد ایپ من هستن
سلام اساتید گرامی
- اول بنشینیم - بفرمایین
بذارین همه رو معرفی کنم
اونها همشون اساتید کونگفو از محلهی چینیها هستن
استاد لو از چوی لی فوت
استاد چن از پنجهی عقاب
استاد هان از ماهیخوار سفید
استاد چیو از آخوندک هفت ستاره
استاد چیانگ از ژینگ یی
استاد لوی از نخل چند وجهی
استاد تام از باشگاه رزمی تام
و منم که، بذارین معرفی رو بیخیال بشیم
ما دوستان قدیمی هستیم
آخرین ولی نه بیاهمیتترین، رئیس اتحادیهی چینیها،
استاد وان از تایچی
رئیس وان، خیلی بابت کمکتون ممنونم...
استاد ایپ، هنوز ازم تشکر نکنین
چیزای زیادی دربارهتون شنیدم
در بهترین زمان ممکن اینجایین
میخوام از استاد ایپ یه لطفی بخوام
چه کمکی ازم برمیاد؟
اینجا در محلهی چینیهای سانفرانسیسکو، یه قانون خیلی قدیمی هست،
باشگاههای کونگفو فقط باید شاگردان چینی پذیرش کنن
شاگرد شما بروسلی، نه تنها این قانون رو شکسته،
حتی کتابی رو منتشر کرده،
تا هنرهای رزمی چینی رو به انگلیسی توضیح بده
از اونجایی که استاد ایپ اینجا هست، چطوره که کمکمون کنین تا اول این مسئله رو حل کنیم
اون فکر میکنه که میتونه سخنگوی هنرهای رزمی چینی باشه؟
شاگرد شما خیلی مغروره
نه فقط این
قراره تو تورنومنت کاراته شرکت کنه
داره ما رو تحریک میکنه
- واقعاً داره ما رو تحریک میکنه - دقیقا
این کتاب رو خوندم
به خوبی نگاشته شده
No comments yet. Be the first to leave one.