Pierwsze 200 wierszy.
= دوشیزه هلمز =
ما اون مستخدمهها رو وقتی
به معبد رسیدیم پیدا کردیم
بعد از اینکه نبضشونو چک کردیم
فهمیدم که
به خاطر مریضیشون
از کاخ اخراج نشدن
ما درست فهمیدیم
برادر شیه
تو چته؟
خیلی عجیب شدی
حالت خوبه برادر شیه؟
اون خوبه
روشوانگ فهمیدی که
با چی اونارو مسموم کردن؟
با یه سم مزمن
کف دستشون
یهو ورم کرده
و قابل درمان نیست
برای همین از کاخ اخراج شدن
هفت سال بعد
کف دست بیشترشون
تغییر شکل میده
بعد از اینکه مسموم شدن فقط کف دستاشون تغییر شکل نیده
اما آخرین امپراطور
به طور ناگهانی فوت کرد
دلیل فوتش با علائم مسمومیت مزمن
اون مستخدمهها فرق میکرد
برای همین من فکر میکنم
یه نفر از عامل کاتالیزور استفاده کرده
برای همین سرعت عمل سم رو زیاد کرده
مطمئنی؟
من یه مقدار بیشتر زمان لازم دارم
همین که سم رو پیدا کنم
میتونم عامل کاتالیزور هم پیدا کنم
!عالیه
برادر شیه
امروز چت شده؟
دو روز پیش پکر و افسرده بودی
و امروز داری با خوشحالی میخندی
اتفاق خوبی افتاده؟
بهمون بگو
فی یوان کوچولو
اتفاق خوبی نیوفتاده
نمیدونم چرا
نمیتونم جلوی خندیدن خودمو بگیرم
جدیدا خیلی پکر بودی
میخواستم که خوشحالت کنم
برای همین بهت یه مقدار داروی خنده دادم
داروی خنده؟
خواهر روشوانگ تو عالی هستی
تو حتی میتونی همچین داروی کمیابی رو درست کنی
روشوانگ
پادزهرشو بهم بده
خیلی خندیدم
الان ممکنه که شکمم آسیب ببینه
باشه
میتونم بهت پادزهر رو بدم
اما باید بهم قول بدی که
دیگه ناراحت و پکر نباشی
باید مثل همیشه خوشحال باشی
روشوانگ بهت قول میدم
لطفا الان پادزهر رو بهم بده
باشه بهت پادزهر میدم
پادزهر روی میز توی اتاقمه
توی بطری سفید
برو بنوشش تا خوب میشی
باشه
به صحبت ادامه بدید من میرم پادزهر رو بردارم
خیلی وقت بود که
صدای خندههای بلندشو نشنیده بودیم
برادر پی، خواهر سو
اون تازگی
باهاتون حرف زده؟
مشکل چیه؟
نمیدونم چه مشکلی داره
فقط احساس میکنم که جدیدا داره از من دوری میکنه
انگار یه چیزی داره اذیتش میکنه
باهاش دربارهاش حرف زدی؟
حرف زدم
اما به سوالام جواب نداد
نمیدونم چرا ازم دوری میکنه
انگار نمیخواد من چیزی بفهمم
روشوانگ
هرکسی اسرار خودشو داره
مثل من که راز خودمو داشتم
باید بهش زمان بدی
میدونم
برای همین مجبورش نمیکنم که بهم چیزی بگه
فقط میخوام کنارش باشم
و خوشحالش کنم
وقتی باهاش کنار اومد
خودش بهم میگه
مستخدمهها با سم نادر مزمنی
به اسم فی یوئه
مسموم شدن
برای سرعت بخشی بهش از کاتالیزور بله تیلا میتونه استفاده شده باشه
ما معمولا از بلهتیلا به عنوان داروی گیاهی برای تقویت خون استفاده میکنیم
من از دکتر سلطنتی ژانگ خواستم که
نسخه هایی را که امپراطور فقید هنگام زنده بودن استفاده کرده است
لیست کنه
بلهتیلا توی این لیست نیست
هیچ عامل کاتالیزور دیگهای توی لیست هست؟
بذار به همه این گیاهای دارویی نگاه کنم
تو با من نمیای؟
من کار دیگه ای دارم
بلهتیلا باید کاتالیزور باشه
اما چرا تو
لیست نسخهها نبود؟
خانم روشوانگ
سلام آقا
امروز دنبال چه داروی گیاهی هستی؟
داروی گیاهی به تازگی آوردید؟
بله برامون یه محموله تازه اومده لطفا بیایید و یه نگاه بندازید
ببین
اجازه بدید ببینم
از خودت پذیرایی کن
هرچیزی خواستی فقط بهم بگو
برات بسته بندیش میکنم- ممنون-
آقا
من دوتیل(واحد وزن) جیسینگ ماگنولیا لازم دارم
باشه یه ثانیه صبر کن
آقا- بله-
اون چیزی نیست که این آقا خواسته
بله هست
اون یه مقدار بلهتیلا خواست
مگه نگفت ماگنولیای جیسینگ؟
ماگنولیای جیسینگ همون بلهتیلاست
مگه میشه یکی باشن؟
ماگنولیا جیسینگ شبیه جیسینگه
علاوه بر اون متعلق به خانواده گیاه ماگنولیاسه است
بزرگترها بهش
ماگنولیا جیسینگ میگفتن
اما اسمش تغییر کرده
بفرمایید
درسته ماگنولیا جیسینگ همون بلهتیلاست
این کاتالیزوره
آره
این بلهتیلاست
بلهتیلا به تنهایی مضر نیست
اما امپراطور فقید
مسمومیت مزمن داشته
...خوب
پس کی به امپراطور این معجون رو داده؟
ملکه دوئاگر
ایشون خیلی به امپراطور فقید نزدیک بودن
میدونستم
پس
اون نمیتونسته امپراطور فقید رو مسموم کنه
پس
ممکنه کسی ازش سوءاستفاده کرده باشه
تا معجون رو به امپراطور بده؟
نگران نباش
سعی میکنم بفهمم که چی میدونه
شاید جواب رو پیدا کنم
معجون میخوای؟
بله
از جنگهای سالهای قبل
زخمهای زیادی دارم
برای همین فکر کردم
یه مقدار معجون برای قویتر شدن بخورم
آره
تو دیگه جوون نیستی
باید از بدنت مراقبت کنی
و بچههای خودت رو داشته باشی
یادمه وقتی امپراطور فقید زنده بود
اغلب معجون میخورد
برای همین فکر کردم که شاید شما چیزی دربارهاش بدونید
معجونی که پدرت استفاده میکرد
رو در واقع من پیشنهاد داده بودم
اما توسط پزشکان سلطنتی آماده میشد
اما نمیتونم جزئیات نسخهاش رو
الان به خاطر بیارم
یادمه پدر یه بار بهم گفت که
معجونی که سه بار در روز ميخوره
واقعا تاثیرگذاره
بعدازمصرفش خیلی انرژی میگرفت
و احساس میکرد جوونتر شده
اما کی میدونست
مدت کمی بعد از اون تا سرحد مرگ مسموم بشه
آره
حالا که حرف معجون شد همسرشاهزاده یون
خیلی برای پیدا کردنش تلاش کرد
همسر شاهزاده یون بود که معجون رو تهیه میکرد
چیکار میخوای بکنی؟
میخوام این ظلم رو
به اعلیحضرت گزارش بدم
شاهزاده یون بوده
اون بوده که دستور داده لباس ها رو آلوده کنن
و از زنش سوءاستفاده کرده تا معجون رو آماده کنه
اون بوده که امپراطور رو کشته
و برای کل خاندان بای لیانگ پاپوش درست کرد
آروم باش
با قدرت و نفودی که
در دولت داره
صرفا با نامه ها
و استنباطمون از پرونده
نمیتونم بهش آسیبی برسونیم
پس باید بذاریم بدون اینکه مجازات بشه به قانون شکنیش ادامه بده
امپراطور فقید
No comments yet. Be the first to leave one.