The Priest and the Girl

The Priest and the Girl (O Padre e a Moça)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

The Priest And The Girl 1966
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tagi

webdl
Opublikowano: 2025-02-28
Pobrania: 37
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

زیرنویس این اثر تقدیم می‌شود به دوست خوبم پوریا رضایی

...فیلم «کشیش و دختر»، ابتدا در سال ۱۹۶۵ توسط سینمای برزیل

با استفاده از نگاتیوهای اورجینال دوربین ...به استثنای یک حلقه که

قبلا کنار گذاشته شده و توسط نگاتیوی تکراری جایگزین شده بود، ترمیم و اصلاح شد

صدای این فیلم، به صورت اورجینال ...در استودیوی پاریس

با استفاده از سه نسخه فرانسوی پرتغالی و برزیلی بازسازی شد

...ترمیم دیجیتال فعلی

...به رغم وجود سندروم خرابی در طول زمان

به دنبال استفاده از نگاتیوهای اورجینال بوده است

...اصلاح اساسی و دیگر اقدمات مثبت

در سال 2006 در سینمای برزیل ایجاد شده

و به عنوان منابع تکمیلی به کار رفته

اصلاح صدا، به اصلاح نسخه بازیابی شده سال 1999 محدود بود

هماهنگ سازی فیلم اصلی حفظ شده است

اصلاح دیجیتالی در ژانویه سال 2007 در سان پائولو به اتمام رسید

«کشیش و دختر»

برگرفته از شعر "O PADRE, A MOÇA"

سروده‌ی کارلوس دراموند دی آندره

عصر بخیر - عصر بخیر -

پدر آنتونیو؟

عصر بخیر

کشیشِ ما بسیار بیماره

تب بالایی داره، هذیان میگه

می‌ترسم به موقع نتونی به دادش برسی

اون بیماره

می‌خواد یک چیزی بگه - نه، داره هذیان میگه -

من باید باهاش تنها باشم

اینجا داشتی چیکار می‌کردی؟

هیچی

منتظر بودم

دوباره جلوی پنجره بودی

من اینجا منتظر تو بودم

تو جلوی پنجره بودی از توی خیابون دیدمت

پدر آنتونیو می‌میره؟

چرا این قدر طول کشید تا حالش رو بپرسی؟

نمی‌دونم

دوست نداری درباره‌ی اون حرف بزنم؟

پدر آنتونیو خیلی بیماره

مگه همه کنارش نیستند؟ - خیلی‌ها هستند -

می‌تونم همراهِ تو به اونجا برگردم؟

بیا اینجا، بیا اینجا و به من کمک کن

می‌خوام شام رو آماده کنم

من نمی‌خوام چیزی بخورم خسته‌ام، حالم خوب نیست

بیا و بهم کمک کن

پدر روحانی جدید رسیده

برای مراسم تدهین؟

نمی‌دونم

پدر آنتونیو داشت برای اون اعتراف می‌کرد

می‌دونی توی اعترافاتش چی گفت؟

اسم تو رو

ماریانا

درباره‌ی کاری بود که با تو کرده

چی؟ - از کجا بدونم؟ من نشنیدم -

فقط شما دو تا می‌دونید

حالا کشیشِ جدید هم می‌دونه

در طول درس‌ها، وقتی با هم تنها بودید باهات چیکار می‌کرده؟

هیچی

اون هرگز کاری نکرده

اون فقط بهم درس می‌داد

گاهی اوقات یه کم هم صحبت می‌کرد

همیشه همین رو ازم می‌پرسی

پرسیدن هیچ فایده‌ای نداره تو حرفم رو باور نمی‌کنی

فقط اگر از خودم داستان بسازم باور می‌کنی

چی؟

درباره‌ی کاری که فکر می‌کردی می‌کردیم

چی؟ راجع بهش باهام حرف بزن

همون کاری که تو با من می‌کنی

بهش گفتی؟

اون ازت این چیزها رو پرسیده؟

یک بار پرسیده - !و تو به من نگفتی -

فکر نمی‌کردم که مجبورم بهت بگم

کِی بود؟ در طول اعتراف؟

آره، آخرین بار

و تو چه جوابی دادی؟

تظاهر کردم که متوجه نشدم

حالا داری درست همون طوری که به اون دروغ گفتی، به من هم دروغ میگی

من به تو دروغ نگفتم - گفتی -

همیشه به من دروغ میگی

درباره‌ی این چیزها نه

یک هدیه برات دارم

چیه؟

یک لباس

خیلی وقت بود که پیشم بود

منتظر فرصتی بودم تا بهت بدم

الان می‌خوای بهم بدی؟

الان نه

اما می‌تونی ببینیش

تهِ صندوقه زیر کاغذها

...خداوندا

...که بخشش و مرحمت از آن توست

...ما فروتنانه از طرف روحِ خدمتگزارت

کشیش آنتونیو ازت خواهش می‌کنیم

اون ایمان و امیدش به توئه

...اون نمی‌تونه درد و رنج‌های جهنم رو تحمل کنه

...اما می‌تونه

از طریق عیسی مسیح، اربابمون صاحب شادی ابدی بشه

او رو ببرید

اینجا نه، اون طرف اونجا جای توئه

بیا، اینجا جای توئه

پروردگارا، فرشته مقدس رو ...برای محافظت از این آرامگاه

و برای همه‌ی کسانی که اینجا دفن شدند، بفرست

ارواح اونها رو از همه‌ی قید و بندهای گناه رها کن

تا همیشه با قدیسین تو شاد باشند

زمانی که بیشتر از همیشه به کشیش نیاز داشتیم، خداوند او را از ما گرفت

...باشد که تا ابد با قدیسین در شادی به سر برند

پدر آنتونیو همیشه می‌گفت باید تسلیم خواست خدا بشه

اینجا همه تسلیم همه چیز شدند

خداوند فکر می‌کنه کَسِ دیگه‌ای بهش نیاز نداره

و اون کشیش مُرد

اون مُرده، اما کسی نمی‌تونه چیزی رو تغییر بده

پدر آنتونیو بهمون اجازه‌ی (تغییر) نمی‌داد

ما همه تسلیم فرمان خداییم

همه چیز رو همون طوری می‌خواهیم که همیشه بودند

پدر آنتونیو هرگز اجازه سوءاستفاده از اینجا رو نمی‌داد

!ببریدش - !ولم کنید -

!پدر آنتونیو قدیس نبود! ولم کنید

!پدر آنتونیو قدیس نبود ...اون

!ولم کنید

پدر آنتونیو قدیس نبود !اما هرگز تحمل پیرمردهای بی‌حیا رو نداشت

!ولم کنید! ولم کنید

بیا داخل پدر دیدن شما در اینجا، باعث افتخاره

نه، ممنونم، عجله دارم

آقای ویتورینو

همسر خوزه گونزالوس به شدت بیماره

می‌دونم، می‌شناسمش - همین الان دیدمش -

دوباره داره خون بالا میاره

دوست دارم کمی دارو بهش بدم

بگذار ببینیم

این زن، چاره‌ای نداره

اون رو به بیمارستانی در دیامانتینا بردند

اونها بَرش گردوندند

هیچ کاری نمی‌شد کرد

می‌دونم، بهم گفتند

اما شاید بشه کمی دارو بهش داد

یک نگاهی می‌اندازم

من اینجا پنی سیلین داشتم

تمام شده، خالی خالیه

مرگ پدر آنتونیو رو خیلی عمیق حس کردم

من این طوری‌ام خیلی درگیر آدم‌ها میشم

...گاهی اوقات

سعی می‌کردم خودم رو توجیه کنم

گاهی اوقات بیش از حد می‌نوشم

اصلاً مهم نیست

دارو داری؟

هیچی نیست

پدر، کاری از دستم بر نمیاد

یک چیزی داشتم اما کاملاً تمام شده

چیز دیگه‌ای در راه نیست؟

فقط وقتی جاده پاک سازی بشه وقتی بارون تمام بشه

جاده‌ی جدید خیلی از این صخره‌ها دورتره

پدر، هیچ وقت کسی به اینجا نمیاد

تپه‌های زیادی برای عبور هستند

پایین اومدن ازشون آسون‌تر از فرار کردن ازشون هست

اونهایی که می‌خواستند برند خیلی وقت پیش این کار رو کردند

هر کسی که مونده با رضایتِ خودش این کار رو کرده

ما آرامش و سکون رو دوست داریم

پدر، هیچ فایده‌ای نداره هرگز اوضاع اینجا تغییری نمی‌کنه

تغییر می‌کنه اما اون قدر آروم که هیچ کس حسش نمی‌کنه

بعضی از آدم‌های اینجا دنیا رو فراموش کردند

بعضی از آدم‌های اینجا هرگز جای دیگه‌ای رو ندیدند

ما اینجا جامون امنه

حالا، هیچ کس به اینجا نمیاد

اولش می‌آمدند

...پیاده و سوار بر اسب

ماه‌ها سفر می‌کردند

گاهی سال‌ها... در جستجو بودند

در جستجوی طلا و زمرد

هیچ توجهی به الماس نمی‌کردند

اون سنگ رو نمی‌شناختند

اون روزها، تمامِ این سرزمین خالی بود

کسی اینجا زندگی نمی‌کرد

کسی تا حالا به اینجا نیومده بود

الماس‌ها شل شدند و به دریاچه غلطیدند

در طول سیل، زمانی که باران شدیدی می‌اومد

رودخانه اونها رو به جاهای دورتری می‌برد

اون سنگ سنگینه، اما به هر حال رودخانه اون رو حرکت می‌داد

و وقتی خشک شد، کنار ساحل انداختنش

اولش، الماس‌های زیادی وجود داشتند برای پیدا کردنشون فقط باید روی زمین رو نگاه می‌کردی

بعد، به تدریج ناپدید شدند

جستجوگران همه چیز رو استخراج کردند

اونها تمامِ این تپه‌ها رو شخم زدند

..سال‌ها و سال‌ها

هر سنگریزه‌ای که می‌تونستند پیدا کنند رو استخراج کردند

امروزه، فقط چیزی رو پیدا نمی‌کنی که اونها نمی‌خوان

سنگریزه‌ای به اندازه نوک سوزن

پیدا کردنش کار دشواریه

تشخیص الماس کار آسونیه

بین بقیه سنگ‌ها، مثل یک ستاره می‌درخشه

با بقیه سنگ‌ها فرق داره

اگر کسی یکیشون رو ببینه ...هرگز دست از جستجو برنمی‌داره

هر چند ممکنه هرگز پیدا نکنه

و تنها در بدترین منطقه ظاهر میشه

روی تپه‌ای که فقط سنگ و صخره داره

این ۶۷ قیراطه

پدر، اینجا رو ببین

می‌بینی؟

این چیزیه که امروزه ظاهر میشه حتی صورت حساب‌هات رو هم نمی‌پردازه

همه‌ی اونها به من پول بدهکارند

به سختی پول کافی برای غذا و ابزار به دست میارند

بیشتر مقروض میشن

The Priest and the Girl subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Priest and the Girl

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left