Pierwsze 200 wierszy.
FRANCOFILMS@
اون موقعها که پرواز میکردم.
چون میدیدم تو داری پرواز میکنی.
تو، هانری گیومه.
با تو بود که ما مسیرهای جدید رو
برای شرکت هواپیمایی عمومی باز میکردیم.
با تو.
همیشه سریعتر.
همیشه دورتر.
همیشه با هم.
ترجمه و زیرنویس: علی کلان
سنت-اکس به گوشم...
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه، لعنتی!
گیومه از سنت-اگزوپری به گوشم!
دیگه نمیبینمت، کجایی؟
منم نمیتونم بگم.
چطوری؟
دید هیچی ندارم.
و دیگه اصلا زمین رو نمیبینی؟
آه نه، ولی نگران نباش!
بالاخره یه جوری از این ابر میام بیرون.
پس اول مسیرت رو چک کن.
روی چه باند مغناطیسی هستی؟
تکرار میکنم، چه باند مغناطیسی؟
قطبنما کلا قاطی کردهه.
داره دور خودش میچرخه.
آره، آره، همینه.
تو یه ابر الکترومغناطیسی هستی.
حتما باید فرود بیای.
نه، نمیتونم بیام پایین.
آخه رعد و برق میزنه بهم!
شاید.
ولی الان دیگه نمیتونی جا بزنی.
از بالاش رد شو!
دارم بالای 4000 متر میرم.
تکرار میکنم، بالای 4000 متر.
وگرنه موتور خفه میکنه.
سنت-اکس...
گوش میدی؟
سنت-اگزوپری، داری منحرف میشی!
دیگه نمیدونی کجایی!
باید موقعیتت رو تغییر بدی.
محکم بچسب!
بلند شو!
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه
فیلمی از: پابلو آگوئرو
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه
سنت-اکس به گیومه، لعنتی
گند زدم! گند زدم!
چی میگی؟
زخمی شدی؟
نه، خوبم، هواپیما شناور شده!
چطوری داره شناور میشه؟
ای بابا، اینجوری نگو!
گوش کن، تو نباید خیلی از من دور باشی.
اطراف چی میبینی؟
خب ساعت 12 آب، ساعت 9 آب، ساعت 3...
صبر کن، ساعت 3 یه چیزی هست!
یه جزیرهست!
یه جزیره؟
چه جور جزیرهای؟
یه جزیرهست ولی هیچی توش نیست!
باشه، دارم یه قسمتی از اقیانوس رو میگردم که
همهجا آب باشه، و یه جزیره کوچیک که هیچی توش نباشه.
خیلی خب، الان میرسم.
الان برات میکشمش.
اِ، الان وقتش نیست.
میدونم، ولی اینجوری بهتر میبینم.
یه کلاهه!
یه چیزایی روشه!
یه چیزایی روشه که دارن وول میخورن!
چیزایی روشه که دارن وول میخورن...
این جزیره پرندههاست. من خیلی نزدیکم، الان میرسم.
امیدوارم نامهها رو از توی صندوق درآورده باشی؟
اِ، نامهها؟ آره، حتما!
حتما!
گیومه!
خوبی؟
میتونی شنا کنی؟
شنا میکنی یا ولت کنم؟
خواهش میکنم، تکون بخور.
ولی تو میتونی.
نه، نمیتونم.
منو اینجا ول نکن.
دیگه پاهامو حس نمیکنم.
ولی تو میتونی شنا کنی.
میتونی شنا کنی چون من اینجام.
بیا، من و تو.
من اینجام.
بیا، ما میتونیم.
تکون بخور، بلند شو.
بزن بریم.
بیا، نگاه کن، مثل پرندهها.
اگه باعث بشم اینطوری بپری هوا، فاتحت خوندهاس.
باید یه جوری پیدات کنم، حداقل یه منبع گرما.
یه چیزی مثل این.
یه فکری دارم.
چی؟
همدیگرو گرم میکنیم.
بیا، بیا.
آره!
گیومه به مرکز، به گوشم.
مرکز به گیومه، به گوشم.
موقعیت خودتون رو اعلام کنید. .
تکرار می کنم: موقعیت خودتون رو اعلام کنید
من از جزیره پرندگان بلند شدم،
به سمت 340 درجه، همراه با سنت-اکس و نامه هاش.
مرکز به گیومه، به گوشم.
مرکز به گیومه، به گوشم.
یه نقطه فرود اضطراری پیدا کن.
تکرار می کنم: یه نقطه فرود اضطراری پیدا کن.
«باید به فرودگاه برسم.»
«خیلی دوره، وقت کافی نداری.»
که قبل از غروب آفتاب برسی.
«چارهای ندارم.»
سه تا کیسه پستی دارم که باید فوری تحویل بدم.
تکرار میکنم، سه تا کیسه پستی.
«فرود بیا، هانری.»
تو نمیتونی جلوی خورشید رو بگیری.
«من میرسم.»
پنج دقیقه دیگه شب میشه.
همین الان دنبال یه نقطه فرود بگرد.
«الان باید فرودگاه باشم.»
سرعت رو ثابت نگه داشتم.
لعنتی!
«سرعت سنج قفل کرده.»
دنبال یه دشت میگردم که فرود بیام.
«من راهنماییت میکنم.»
یه نشونه بصری بده تا موقعیتت رو پیدا کنم.
«خب، دیگه زمین رو نمیبینم.»
باید بدون دید فرود بیام.
«نه، نه، نه.»
صبر کن.
«حدود پنج دور دیگه فرصت داری.»
«اگه فرود اضطراری کنی، ممکنه منفجر بشی.»
«تو آسمون دور میزنم تا باک خالی بشه.»
«هواپیما منفجر نمیشه.»
میتونی نامهها رو برداری.
«تا سی دقیقه دیگه یه آتیش برای کمک روشن میکنم.»
«شاید یه کم پر و بالمون بریزه.»
«ولی همه چی درست میشه، نوئل.»
«ما از پسش برمیایم.»
«مثل همیشه.»
«گیومه!»
«گیوم!»
«هیچی نمیشنوم!»
«آه!»
«گیومه.»
«گیومه.»
چه غلطی میکنه!
در رو ببند!
زده به سرت!
«گیومه.»
«دنبال قطار شب میریم!»
«داریم میایم!»
تموم شد، دارم بالای مِندوزا پرواز میکنم.
خیلی خوبه.
صبر کن.
چراغ آشیانه روشنه.
باید ببینیش.
دارم چشمک میزنم.
آره، همینه.
خیلی نزدیکیم.
ولی من باند رو نمیبینم.
یالا!
ماشینها رو ببرید بیرون.
ببرید بیرون!
مسیر فرود رو روشن کنید.
بجنبید!
گرم شدی.
هانری! هانری!
دوست ندارم!
ازت متنفرم!
خوبی؟
ممنون.
خواهش میکنم، رفیق.
من دنبال تو نیومده بودم.
( کمپانی آئروپُستال )
بهتر شدی.
باید گرم شیم.
موزیک!
بزن بریم!
یالا سنت-اکس!
یالا سنت-اکس!
سنت-اکس!
مدیر میخواد باهاتون صحبت کنه.
آفرین، سنت اگزوپری. خوشحالم که تونستی نامهها رو برسونی.
خیلی ممنون، آقای مدیر.
No comments yet. Be the first to leave one.