Pierwsze 200 wierszy.
!!تولدت مبـارک- !!تولدت مبـارک-
هـــی، میتونم بازش کنم؟
ازش خوشت میاد؟
آره، تو از مال خودت خوشت میاد؟- آره-
تو مال خودتو دوست داری؟
آره، مطمئنی؟
مم-همم
خوبه
خیلیخب
!تق تق، هـی
تو هم به مهمونی امشب میای؟
من همه رو به جز اسکات دعوت کردم .پس... نباید نگران باشی
چرا همچین کاری کردی؟
الان فکر میکنه من ازت خواستم این کارو کنی
اوه، واسه اینکه هنوز دوستش داری؟
نوچ. فقط نمیخوام به حرف زدن درموردش ادامه بدم
واسه اینکه هنوز دوستش داری
همم، بازم میگم که همچین چیزی نیست- اوه، باشه-
.ولی... در هر صورت امشب نمیتونم بیام لیندا ما رو دعوت کرده
اوه، درسته مهمونی غافلگبر کنندهات
اوه خدایِ من، اینو گفتم، نگفتم؟
آره، گفتی
!اوپســی
اشکالی نداره
از قبل میدونستم
خب، پس به لیندا نگو که بهت گفتم، باشه؟
اوه، اره- به هر حال، خیلی خوشکل شدی-
اسکات کُلی حسودیش میشه
ممنون- باشه، امشبو خوش بگذره، خداحافظ-
باشه
هی، تد- هی، دنی-
واقعاً متاسفم مرد
واقعاً وقت نداشتم برم خونه و دسته چیکم رو بیارم
همم، دوباره، هاا؟
آره، به هر حال، اشکالی نداره هفتهی دیگه بهت بدم؟
اصلاً، درموردش نگران نباش
ممنون- مهمونی خفنیه-
ایول- ممنون تد-
هی، تولدت مبـارک
ممنون، بابا
هی، مامان و من دوتا کادو واست داریم
باشه، بعداً در موردش حرف بزن
هی، رفقا
... اینایب که اینجان ... نمودارایی هستن که نشون میدن
حقیقتش نمیدونیم
اگه بشه اتفاقاتی که توی جهان میفته رو به یه حیوون تشبیه کرد
ما باید چه حیوونی داشته باشیم؟
!گربـه سیاه! منظورم پلنگه
!خودشه، میخوام یه پلنگ شکار کنم
هی
سلام لیندا
تو و دنـی امشب میاین؟
آرهــ، تو از یک سال پیش دعوتم کردی
آره، صاف سر ساعت هفت پا نشو بیا
مثلاً بیا سر ساعتِ.... هفت و پنج دقیقه
باشه، هفت و پنج دقیقه
ساعت هفت و پنج دقیقه در نزن
... آخه
قبلش سـرم حسابی شلوغه
باشه، خوبه
این روشیه که ما پولمونو خرج میکنیم
تولدتون مبارک بچهها
!!سورپرایـز
واو، خیلی عجیب غریبه
ما رو گذاشتی توی یه قلب؟
شما توی قلبم زندانی هستین
این ارزون ترینش بود
فوتش کنید
بیاید نوشیدنیی بخوریم
یعنی، اول کیک بخوریم بعدش نویتِ نوشیدنیه
اوه، این عالیه
!خوش بگدرونید
اون مسابقهی پیانو به کجا رسید
تو هم مسابقه دادی؟ تو هم به گردش رفته بودی یا چیز دیگه؟
آیوی بهت گفته بودم
اون برنده نشد- اوه-
کاری نکن که درمورد برنده نشدنش حس بدی داشته باشه
اشکالی نداره
من روی اعصابم- آره هستی، خدایا-
باختشو به روش آوردم، متاسفـم
در واقع، من یه مدیر برنامه پیدا کردم
اوه- عالیه-
خیلی ببخشید ولی چه مدته داری تلاش میکنی؟
هنوز داری سعی میکنی، درسته؟
واسه اینکه تا قیامت میتونی این کارو بکنی
و نتیجهای نگیری
باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم
اگه میخوای در مورد کار حرف بزنی، عمراً
دلم میخواد یه گلوله خالی کنم تو مغزم
نمیخوام در مورد کار حرف بزنم
میخوام با یه نفر ملاقات داشته باشی
نه، فقط به خاطر اون راهی که گفتیمن نمیتونم برم
.بهم اعتماد کن .میدونم دارم چی میگم
نه- من دو بار طلاق گرفتم-
...ضد اکسید ها، در هر صورت
اون دیگه کیه؟
اوه خدایا، اون همین الان اینجاست، کرایگ
اوه، خدایا- چیه؟-
کرایگ رو میشناسم- سلام کرایگ، حالت چطوره؟-
همونجوری که گفتی شروع کردم به رژیم گرفتن
رفتم تو مترو و یه ساندویچ گرفتم
آره، رژیمِ متـرویی
ولی بعدش رفتم خونه و سفارش یه پیتزا دادم
اینجوری شد
بعدش با بن و جری حموم کردم
به نظر میاد حسابی خوش گذروندی
با سس شکلات
خیلیخب، شاید باید بیخیالِ رژیم بشی
و اونجوری که دلت میخواد خوش بگذرونی
نظرت چیه؟
راست میگه
ولی فکر میکنم، خوشکله
تو دنبال علایقت هستی ولی به چه قیمت؟
تا وقتی اخراج بشی، درسته؟
یا شاید اخراج نشی ولی راه دیگه ای واسه موفقیت پیدا کردی؟
...خب فکر میکنم - آره، نمیدونیم، درسته؟-
واسه همینه یه کار ثابت دارم
کار ثابت داره
و بابتش خیلی شکرگذارم- منم-
ببین، از اونجایی که خودت به تتهایی خیلی متخصص شدی
...و یه مدرک توی رشته موسیقی داری شاید اصلا منطقی به نظر نیاد
درحالیکه من یه جور قابلیت تغییرپذیری دارم
ولی راجع به مدیر برنامهات حس خوبی دارم به هرحال
همیشه انتهای تونل، نور در انتظارته
واقعا اینطوره، آره
در این لحظه اینو واست میخوام
من نشستم فکر کردم و فکر کردم و فهمیدم
یادم اومد که یه دوست دارم
که توی مدرسه موسیقی خونده و
و برای آگهی های تجاری شرکت آیفون، آهنگ میسازه
ما میتونیم شمارهاش رو بهت بدیم
اگه یه وقت قضیهی مدیر برنامه هات جور نشد
اون همیشه دنبال کارآموزه
... و البته دنبال اوناییه که از تو جوون تر هستن
اون اینقدر عجیب غریبه، نه؟
میتونی 16 سال کاز کنی، درسته؟
اون خیلی لاکچریه- اوه-
موافقم- و خیلی هم سختگیر-
اگه صورتت رو ببرم ناراحت نمیشی؟
اوه خدای من
بامزه اس- میخوام اینکارو کنم-
میخوام این کارو کنم اوه، کردم
متاسفم، بابت صورتت
بامزه اس
زیاد میای اینجا؟
منظورت چیه، خونه؟- هممم-
نه، ماریانا دعوتم کرد
باهاش به صورت آنلاین ملاقات کردی؟- نه، قرار انلاین ندارم-
.اوه، آره، منم همینطور .هیچ وقت درموردش نشنیدم
فقط درستش میکنم
اوه
تو شبیه همسایه ی قبلی پدربزرگم هستی، گاس
.اوه، باشه
آره، عجیبه
گاس، مثل 70؟
نه، اون مرده- اوه، عالیه، دستت درد نکنه-
آره، با این حال بهترین بود
اون خودش تافی آبنباتی درست میکرد
اوه،تافی ، عالیه- اره-
آره، تافی درست میکنه، گاس- آره-
اینه، خیلی چندش آور تر از
.چیزیه که فکر میکردم
آره
اوه، اوه-اوه- چی، اوه-اوه؟-
فکر کنم احتمالا باید داداشمو از یه
مکالمه ی وحشتناک نجات بدم
منظورت چیه؟- خب، به نوعی عحیبه-
ما واسه ی مهمونی های غیرمنتظره یه رمز کلماتی داریم
رمز کلماتی داری؟- اوهوم-
جالبه، پس شماها مثل کلاس سومیا هستین؟
... اه، خب، دوقلوهایی که سنی ندارن
اسمت چیه؟
اها، هی، من اندی هستم
کریستال- از دیدنت خوشحالم-
بابت شیرنی خامه ای متاسفم
آره، تو واقعا دستای محکمی داری
ممنون
میتونی بهت یه نصیحتی کنم؟
عاشقش میشی
برو خونه، همین الان
و به خودت سر و سامون بده
این کارو کن
اون برادرته؟
ناراحت به نظر میاد
اولین چیزیه که درموردش متوجه شدم
اون افسرده، غمگین و ناراحته
برگرد، برگرد
بچه ی خوبی به نظر میاد
ممنون که نجاتم دادی
گمونم میخواست تا دو ساعت دیگه حرف بزنه
مسئله ای نیست،اون بدتر از ایناست
اندی معلم هنره و توی آلمان "هابیت" میخونه
اره- توی المان چی بهش میگن؟-
"فقط بهش میگن "هابیت
هابیت معادل آلمانی نداره
منطقیه
چرا از معلمی خوشت میاد؟
چون من پیانو تدریس میکنم و ازش بدم میاد
اوه، عاشقشم
من ابتدایی درس میدم ولی دبیرستانم بودم
No comments yet. Be the first to leave one.