Pierwsze 200 wierszy.
لیک
به سلامتی...
وگاس.
دوتا دیگه.
چی شده؟
نه.
هی.
نه، ولش کن.
بر اساس رمان «لیک» نوشته کیلی اسکات
لاس وگاس
صبح بخیر.
آسپرین؟
آره، باشه.
بفرمایید.
ممنون.
آره.
متشکرم.
مطمئنی حالت خوبه؟
حالا باید برات غذا پیدا کنم.
میتونم سفارش اتاق، توست یا هر چیز دیگه ای بدم.
لازم نیست.
اوه، بگیر.
خفه شو.
صبر کن. / ممنونم.
خواهش میکنم.
وای خدا!/ آره، راجع به اون.
اگه کوچیکترشو بخوای، این یه کم بزرگه.
اینو واسه من خریدی؟
آره.
من...
یه لحظه، یادت نمیاد؟
این حدودا ۳ قیراط هست، نه؟
چی یادت میاد؟
حتما شوخی میکنی.
دیشب چیکار کردیم؟
ما ازدواج کردیم.
اِوِلاین.
سلام.
هی، گوش کن، من همه چی رو درست میکنم.
وکیل من این کارو انجام میده.
وکیل داری؟ / آره.
اونها مدارک یا هر چی رو برات میفرستن.
آره، این یه اشتباهه.
راضی نیستی؟
نه.
خودتو جمع و جور کن! / یه لحظه صبر کن، اینو بگیر.
وای خدای من! بذار همینجا بمونه. / صبر کن، نه!
این حتما خیلی گرونه. من...
حتی اسمتم نمیدونم!
"دیوید"
من... فقط نميفهمم
چرا سلیقه ی موسیقی ات انقدر افتضاحه؟
چیزی بهت یاد ندادم؟
اینکه نباید تکیلا بخوری!
اینو گوش کن!
نه، لازم نیست. / این استیج دایوه!
صبر کن، دیشب بعد از اینکه غیب شدی،
چیکار کردی، غیر از بالا آوردن؟
خب، بذار یه خلاصه بگم.
پورتلند
این طرف. اِوِلاین، اِوِلاین.
واقعا تتو اسم هر کدوم رو داری؟
میخوای بری ال.ای؟ / این آخر کار استیج دایوه است؟
دیوید فریس، گیتاریست اصلی استیج دایوه،
یه شبه تو وگاس ازدواج کرد.
خبر گارسون و راک استار رو شنیدی؟
معلوم شد یه دختر پورتلندی بوده و...
خب دیوید، اگه میخوای یه کادویی به من بدی...
بارداریشو مخفی کردن؟
ببخشید.
اتاق شیردهی
حرف بزن.
اِو، تو موقع مسافرت ازدواج کردی؟
من...
شاید. / وای خدا!
از خواب بیدار شدم... یهو اون بود
و اعصابمو خورد کرد، و دیگه نمیدونم.
انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.
آره، فکر کنم این کار جواب نمیده.
حالا کجا بریم؟
خونه. خونه ی پدر و مادرم، منظورم اینه. / تصمیم خوبی.
آماده ی فرار هستی؟
لطفاً کمکم کن.
آره. / گروه مورد علاقمو منحل نکن!
خدایا! پیک گیتار.
اون گیتاریست بود، نه؟
آره، دیوید فریس، تنها بهترین ترانه سرا دنیا.
چیکار کنم؟ / تبریک؟
با یه راک استار ازدواج کردی.
خدایا، باورم نمیشه دیوید ازدواج کرده.
ازدواج؟
شنیدم دیوید فریس با یه دختر از پورتلند ازدواج کرده.
و بقیه اعضای گروه از این موضوع خوشحال نیستن.
اگه این باعث بشه گروه استیج دایو از هم بپاشه، حسابی دردسر داریم.
سلام، طرفدارای استیج دایور! فکر کنم باید یه کم راجع به این ازدواج حرف بزنیم.
دیوید و جیمی با هم حرف نمیزنن.
همه منتظر آهنگ جدیدش هستیم. منتظر تور جدیدش هستیم.
جیمی، دیوید، بن و مال… هیچ دختری باعث نشد این گروه از هم بپاشه.
[خوشحالم که عاشق شده، ولی آلبوم جدیدش کی میاد؟ تمرکز کن!]
[اون دختر معروف نیست، دیوید لیاقش بیشتر از ایناست]
[چرا اون دختر؟ اصلا کی هستش؟ اِو!]
استیج دایور برای همیشه!
اِوِلین، اِوِلین… / دیوید اینجا چیکار میکنه؟
با هم قهر کردین؟
نه، نه. همه برین دیگه!
اینجا ملک شخصیِ.
لطفاً برین.
همه برین.
خب دیگه برین!
لیتون.
چشم.
صبح بخیر.
کارآموزیت لغو شد.
لیتون حس میکنه با توجه به شرایط فعلی…
خانم توماس؟
دیوید فرستادهَم. / پلیس رو خبر میکنم.
صبر کن.
خواهش میکنم.
داره زنگ میزنه.
میخواد راجع به تی شرتش بپرسه. / تو کیفمه،
چون تو اون اتاق جا گذاشتش، چون من روش بالا آوردم.
اِو.
اِو؟ / سلام.
گوش کن، شاید بهتر باشه یه مدت خودتو قایم کنی تا این قضیه آروم بشه.
سم میفرستتت اونجا.
کجا برم؟
اون میبرتت پیش من.
کلی سند باید امضا بشه،
پس بهتره بیای پیش من.
نمیدونم.
دیگه چی میخوای بکنی؟
اِو؟ / ببخشید.
آره، پیشنهادتو قبول میکنم.
ممنون.
ببخشید.
بیا اینجا. لطفاً.
به دیوید بگو عاشقشم!
ازت متنفرم، عوضی! دیوید کجاست؟
اونقدرم که فکر میکنی خوشگل نیستی.
لس آنجلس
نمیدونم دیوید کجاست.
اینجا صبر کنی؟
سلام. اسم من ماله.
دیوید از اینجا رفت. دنبالم بیا.
دیوید.
ایو.
سلام.
حاضری یه اتاق براش پیدا کنی؟
من که خدمتکارت نیستم!
بعداً میبینمت، عروس کوچولو.
"اِوِلاین"
بیا.
چی؟
این اتاق خوبه.
آره.
نگاه کن، چند نفرن که میخوان راجع به طلاق باهات حرف بزنن.
ساعت 10 میان.
چند نفر؟ وکیل، مدیر برنامه؟
خیلی زود تموم میشه.
کاری داری؟
نه.
شب بخیر.
شب بخیر.
اگه یه قدم دیگه بیای جلو, پشت درخت نخل گم میشی
و دیگه کسی نمیبینتت.
یه کم فکر میکنم.
جیمی.
ایو.
چرا نمی شناسمت؟
همه رو اینجا میشناسی؟
همه رو، جز تو.
دیوید دعوتم کرد یه مدت اینجا بمونم.
کدوم اتاقو بهت دادن؟
اتاق سفید. مگه تو آدم خاصی نیستی؟
ببخشید. یه لحظه.
بیا اینجا. مشکلی پیش اومده؟
اصلاً. فقط میخواستم ایو رو بشناسم.
نیازی نیست ایو رو بشناسی. خب دیگه، داداش.
میدونی که من عاشق چیزای جدیدم.
باشه.
میتونم بزنمش به دیوار یه مهمونی،
و تو باهاش ازدواج کنی؟
اون هیچکس نیست، عوضی.
نگاش کن.
آره؟ یه کاری بکن.
بزن منو، دختر! بزن!
نشون بده کی واقعا ستاره ی نمایشه.
ها؟
تو هم به اندازه ی مادرت بدی.
خیلی پیچیدهای.
میدونی که منظورش این نبوده. / دخالت نکن، مارتا.
من میدونم چیکار باید بکنم. / خب، هنوزم میخوای بری مهمونی، نه؟
چرا چیزی نمیگی؟ من حاضرم هرکاری کنم.
هی، و امشب اخم نمیکنی.
احتمالا یادت میاد. / خیلی احمقی.
نه، نه. حق با توئه. من اشتباه کردم. لازم نیست برگردونمش پیش خواهرم؟
فکر کنم مشکل خواهرت خیلی بدتره
از مشکل زنت، و این یه چیزایی رو توضیح میده.
اِوِلین.
الو؟
No comments yet. Be the first to leave one.