Pierwsze 200 wierszy.
=آنچه گذشت=
مطمئن نيستم که تو تمام زندگيت چيز واقعي اي تجربه کرده باشي
و اين سر نخ ما براي رفتنه
يه ماه پيش بازيگر اصليمون ناپديد شد
آخر دنيا شده که درگيرش شدي تو با ستاره نامزد توني ِ نمايش من خوابيدي
تو با ستاره نامزد توني ِ نمايش من خوابيدي
و همه چيزُ خراب کردي- آره، خب-
ميدوني که با تو هم خوابيدم
من هيچي رو خراب نکردم
آره، جز ده سال درمانُ
ربکا فکر ميکنه
اگه ما چند تا بچه داشتيم زندگيمون تا الان سر اومده بود
حق با اونه پال
من عاشق زندگيمونم
و از تغييردادنش ميترسم
چون حقيقت اينه که وقتي چشمهامُ ميبندم
و درباره ي آينده مون فکر ميکنم
خودمونُ با بچه ها مي بينم جک
آره
ويليام هيل من عاشقت بودم و تو رفتي
حالا ميخوام که وقت تلف نکنم
شما با من ميمونيد
ميمونيد؟
بابا، پدربزرگ گِي هستش، حداقل دو جنس گراست
اين الان چيه؟
چیزی که من نميتونم بدون ِ اون زندگي کنم
تويي
کجا بودي؟ فقط همینُ بگو
به تو گفته بودم هيچ ربطي به تو نداره
!بابا!بابا
تنهاش بذار
جک
جک مشکلي نيست حالا برگرد اتاقت
اين لحظه ي بزرگيه براي تو، جک؟
فکر ميکني خودت تنهايي به دستش آوردي؟
هر دوتون لايق همدیگه هستيد
مامان
قول بده هرگز دوسش نداشته باشي
بهم قول بده
هرگز ديوونگي جادويي رو تا اين حد حس نکرده بودم
جک، عاشقشم
ما اتاق خواب دوم رو براي نوزاد نياز داريم، درسته؟
باشه، تختخواب بچه ميتونه درست اينجا قرار بگيره
شايدم بتونه اونجا قرار بگيره
من الان دارم لونه ميسازم؟
چون اونا بهم گفتن شروع کردم به لونه سازي؟
آره
از پس هزينه اينجا بر مياييم
آه....اون آقا نگفت که ماهيانه دويست دلاره؟
ببين، ميدونم که گرونتر از
اون يکي اتاق خوابهاشونه اما اگه خوشت اومده
خوشت اومده، درسته؟- آره-
باشه، اين خوبه چون واقعاً
اولين و آخرين بيعانه ممکن رو کنار گذاشتم
چي؟- آره-
!جک
!جک- آره، آره، قبلاً انجامش دادم-
خيلي وقته که وقت تلف کردم
خيلي وقته که متعجب شدم
پس، اين همون لحظه ست؟
اين، اين زمانيه که ما مي فهميم
که يه دختر يا یه پسر خواهيم داشت؟
صبر کن، مشکل چيه دکتر اشنايدر؟
شماها به من چي ميگيد اگه بهتون بگم
که يه دو قلو داريد؟
...خب، من-
ميگم دروغ ميگيد- آره-
چي؟
دروغ گفتم
اوه، خوبه
شما سه قلو داريد
اصلاً جالب نيست به يه زوج ِجوون بگي سه قلو دارن
و نه اون يکي که منتظرش بوديد
آره
سه قلو
هميشه با سه قلوها يه سردرد همراهه
خوشحاليم از اينه که بيماراي تو هستن نه من
ماییم
نميتونم زندگي کنم
!يه دستگاه احيا ميخوام، الان
زنده ميمونه؟- از سر راه برو کنار، زنده ميمونه-
ببرش بيرون
مراقب پشت سرت باش
نميشه زندگي کرد
بريم، داريم از دستش ميديم
!بريم
!از سر راه بريد کنار
متاسفم
ميدونيد اتاق 412 کجاست؟
اوه، خوبه، اينورا سرگردون بودم
اين چيزيه که از پرواز از اون سر کشور
براي سورپرايز کردن ِ تو نصيبم شد
تو زنده اي، شکايت کردنُ تمومش کن
نه، خسته ام، بداخلاقم
و بدرد نخور
یه آشغالُ تو من فرو کردن در حالیکه میتونم فریاد بکشم
اگه عطسه کنم "از شاد بودن نگران نباش"
چيکار ميتونم کنم که حالت بهتر شه؟
ازت ميخوام که
درُ ببندي و بياي بالاي اينجا
زودباش
بيا اينجا، زودباش- نه، نميتونم-
تو حمله ي ِ قلبي داشتي
نه، فقط آریتمی ِ
آريتمي مسئله جدي اي نيست
بسيار خب، اون بي خطره ....مثل ِ اين که
هي، چرا اون يارو سفيد ِ اينقد رقاص ِ افتضاحيه
اوه بهش توجه نکن اون آريتمي داره
تو بيمارستان پايه کارهات نميشم
يالا، لطفاً
توبي، حداقل همون يه کارُ انجام بده جايي که غلغلک ميدادي
هي
عذرخواهي ميکنم پرستار راشِت
اون سير نميشه
نميتونه به قدر کافي داشته باشه
اون... يالا يه بوس بهم بده
همش دعوا داری
بسيارخب، اوه، خوبه
ريختم روت؟ متاسفم
نه، يه چيز کوچولو روي ِ منه
نه، نه- يه بوس بهم بده-
يه بوس خوشمزه بهم بده
بايد آروم بگيري
شوخي نميکنم شوخي نميکنم
هرگز اين کارُ قبلاً نکردم من
اوه
صبح بخير- سلام-
صبح بخير
الان وقت صبح بخير ِ ديگه؟
زيادي سحرخيزن
اِسلون رو که يادتونه
نمايش نويس نابغه و با استعداد
يهودي که کريسمس اومده بود- آه-
ازتون خيلي ممنونم
براي مهمون کردنم
اون...يه تاکسي هست
...بيرونه، آه
خب، خدافظ- خدافظ-
عزيزم، ميدونم داري چه فکري ميکني
داريد فکر ميکنيد که "کوين اينجا که فاحشه خونه نيست"
"که براي قرارهات ازش استفاده ميکني"
اوهوم
به قدر کافي فهميدم ديگه تکرار نميشه
باشه؟ ميخوام که اينو بدونيد
همچنين احتمالاً فکر ميکنيد که من با نويسنده ي ِ
يه نمايشنامه خوابيدم که کارمُ بسط بدم
و قرار ِ دست آخر با يه مُشت تو صورتم تموم شه، درسته؟
امروز صبح درباره ش گفتم- اوهوم-
اما ما هيچ ذهنيتي نداريم، ميدوني که
ارتباطات کاري ِطبيعي
ما رابطه ایُ داريم که دوست دارم اسمشُ بذارم
صبر کن براي اون "آرت نرشيپ"
اوه خوبه
تو چيزي که من ديدمُ مي بيني؟ من پارتنرشيپ رو برداشتم
بدون ِ"پ".آره فهميدم
تو هم فهميديش ويليام؟
دارم سعي ميکنم- اوهوم-
ويليام بذار توضيحش بدم
چطوره، آه، پايان ِ کار
براي تازه کارها؟
همون فيلم کريستوفر پلامر که چند سال پيش ساخته شد
در مورد مردي ِکه آخر عمرش ميفهمه همجنس گراست
دارم اينو ميگم چون تو الان گِي هستي
من الان گِي نيستم
من هميشه هم زنها رو دوست داشتم هم مردها رو
و ميدوني خيلي از هنرمندان معتقدند که
تمايلات جنسي ثابت نيستن بلکه در حال تغييرن
چي در حال ِ تغييره
اوه، پدر بيولوژيکت نصفه گِي هستش الان مشخص شده
هووم
آه، يه کم مبهمه درباره ش فکر کردم
داره مبهم ميشه- اوه، نه، مبهم نميکنم-
امشب خونه باش...با جسي ميرم بيرون
اون داره با جسي ميره بيرون bow chick a bow ترانه مايک پوزنر
من هميشه ميتونم دوباره برنامه ريزي کنم- نه، نه، نه-
خوبه، همه چيز خوبه
آه، تو و جسي به کارهاتون برسيد
!سوپ ميوه براي تو نه
اين اتاق خواب الان خيلي کوچکتر حس ميشه
نميخواستم براي سه تا لونه سازي کنم
فقط ميخواستم براي يکي لونه بسازم
ميدونم- سه تا بچه چجوري-
ميخوان تو يه اتاق خواب بزرگ بشن؟
من...ما چطور ميخوايم اينور اونور بريم اينجا؟
بالا و پايين رفتن از شش طبقه؟
بايد بيعانه مون رو پس بگيري
نميتونيم سعي کردم
خب، من ميتونم خواهش کنم
اونا در اين مورد خيلي قاطع هستن
ميتونم گريه زاري کنم
من کردم
تاثيري نداشت
ببين عزيزم، ببين بيا بيش از حد واکنش نشون نديم، باشه؟
فقط بيا بپذيريمش
تمام روزايي که با مادرم ناهار خورديم
انتظار داشته که بشنوه ما تو خونه ي ِ دو خوابه زندگي ميکنيم
که شش طبقه رو با سه قلوها بالا پايين ميريم
مدارا و قضاوت؟- آه، بک-
...بس کن
ميدونم، ميدونم، ميدونم اون اينقد بد نيست
No comments yet. Be the first to leave one.