Pierwsze 200 wierszy.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
نه، نمیتونم. نمیتونم درشون بیارم.
نه. نه، همه جا هستن.
نمیتونم.
نه! پلیس رو صدا نزن. نمیتونم به کسی زنگ بزنم.
بیا دنبالم.
نه، نیستم.
احساس میکنم اصلاً داری بهم گوش نمیدی.
الو؟
الو؟
کسی هست؟
۹۱۱ رو زدم.
دارن میان.
خبر فوری ساعت این.
بازیگر و فعال جنا جانرو
رسماً مفقودالاثر اعلام شده.
همسایهها صداهای ناراحتی شنیدن...
بچههاتون میخوان صبحانه شیرین بخورن،
ولی شما میخواین مطمئن شین سالم بمونن؟
با موزهای رژیمی گاردنر آشنا شین. همون طعم خوشمزه،
فقط نصف کالری.
حالا مدیرعامل بزرگترین
برند سلامت و تندرستی آمریکا،
زویی شانون قراره بنشینه
با سالی جونز در مورد شل حرف بزنه،
شرکتی که قول میده
همیشه جوون بمونین.
ولی بعد از وقفه، ماشینهای خودران
دارن بیشتر آمریکاییها رو به جایی که میخوان میبرن،
ولی آیا میتونن به سرطان هم منجر بشن؟
اون داستان و...
رسیدیم به مقصدتون.
روز ایمن داشته باشین.
خب، چطور گذشت؟
آه، دارم میرم داخل حالا.
باشه. واضحه، فیلم استودیویی،
ولی واقعاً بازن به کشف اینجا.
کارگردان مشتاق ملاقاته.
خب، واقعاً احساس میکنم
با شخصیت ارتباط برقرار کردم و...
- عالیه. - بهت اعتقاد داریم، سمی.
باشه، خب، دارم میرم تو آسانسور،
- پس ممکنه قطع شم. - موفق باشی، کوچولو.
خداحافظ. خداحافظ.
وای خدایا. سامانتا لیک؟
سامانتا. سلام.
سلام. وای.
آه، صبر کن، ام، این... کلویی.
کلوئی، آره. آره.
کلوئی بنسون؟ درسته.
ردماونت رود؟
آه خدای من، آره. تو بچهداری منو میکردی.
وای، آه... آره.
عیسی، واقعاً، اه...
یعنی، بزرگ شدی یا بالغ شدی.
خب، مثل، ده سال گذشته.
واقعاً انقدر طولانی شده؟
اینجا چی کار میکنی؟
صبر کن، تو هم برای این تست میدی؟
دیوونهکنندهست. من تست نمیدم.
- دارم با کارگردان ملاقات میکنم. - آه، باحال.
آه-هوم. برای چه نقشی ملاقات میکنی؟
نمیدونستم میخوای بازیگر بشی.
آه، واقعاً نه، ولی مدیریت من
میخواد مخاطب اجتماعیمو گسترش بدم،
پس اساساً بیشتر کاوشی تو این مرحلهست.
عالی. آره.
باشه.
سامانتا لیک؟
اون تویی. اون منم.
موفق باشی.
تو هم.
نمیتونم صبر کنم به مامانبابام بگم که همدیگه رو دیدیم.
میمیرن.
هی، بچهها.
سامانتا. یوهو، عاشقتمون.
آو، ممنون. منم عاشقتمون.
خب، وقت تنگه،
پس مشکلی نداری مستقیم شیرجه بزنیم؟
آه، آره، اه... وای، باشه.
وای. حتماً. اه، کارگردان، ام...
آه، در نهایت، نتونست
با برنامهش جور کنه،
ولی نوار همه رو میبینه.
آه، باشه.
آره، متاسفم. فقط...
من انقدر... فکر میکردم این فقط یه ملاقاته، پس...
ایجنت من... اون چیزی گفت. آماده تست نبودم، ام.
همه دارن تست میدن.
- همه دارن تست میدن. درسته. - سم.
مدتها گذشته.
آره، خوبه دوباره میبینمت.
یه وقفه گرفتی، اه، چون احساس میکنم
من... یه مدته ندیدمت.
آره، نه. نه، وقفهای نه.
باشه، شروع کنیم؟
آره.
اینو دربیار، تا راحت شی.
فقط... باشه.
ام...
- به وقت خودم؟ - هر وقت آمادهای.
میخواستم دیده بشم.
انقدر طولانی میخواستمش.
واقعاً آماده بودم هر کاری بکنم.
و هر کی باشم، فقط...
فقط یه آدم دیگه نگام کنه.
واقعاً نگام کنه و فکر کنه که بامزهام یا...
باهوشم یا...
جذاب.
فکر کنم فقط میخواستم تو نگام کنی
و یکی دیگه ببینی.
و فکر میکردم دیده میشم.
فکر میکردم دیده میشم.
که آدما نگام کنن و من فکر کنم،
"میدونن. میدونن چی توشه.
منو میبینن."
به نظر واقعاً احمقانه میاد، مگه نه؟
فکر کنم احمقم. وگرنه...
اینجا نبودم، نشسته جلوت...
ازت میخوام یه شانس دیگه بهم بدی، قاضی محترم.
آره.
ببخشید. گریه نکردم.
فکر میکنم باید گریه میکردم، شاید؟
سورس اصلی — مووی پووی
ببخشید. گریه نکردم.
فکر میکنم باید گریه میکردم، شاید؟
غریزه فوقالعادهای.
- گرفتیمش، ولی. - شاید فقط...
باید... یه دونه دیگه میخوای؟
خوشحال میشم یه دونه دیگه بدم، اگه بخوای.
میدونی چی؟ من...
- فکر کردم عالی بود. - عالی. فوقالعاده.
- بینقص. ممنون. - باشه.
خیلی ممنون. خوشحال شدم دیدمت.
ممنون، سم. کار عالی.
بازیگر خوب،
ولی استودیو هیچوقت تاییدش نمیکنه.
- اون، چی، چهل و خردهای؟ - میدونم.
منم داشتم همینو فکر میکردم.
میخوای یه ناهار بگیریم؟
میخوام بنجی برامون چیزی بیاره.
میخوام نگا کنی
به این دختر بعدی، کلوئی بنسون.
یه کم جوونه برای نقش، ولی خیرهکنندهست.
- اون تازه تست داد برای، اه... - هی، بچهها،
واقعاً متاسفم، فقط، گوشیمو فراموش کردم.
باشه. واقعاً عالی بود دیدنتون. ممنون.
خوشحال شدم دیدمت...
تو.
تو انقدر لعنتی خوبی.
میدونی؟ "سامانثای یگانه."
برای فیلم دارن راه دیگهای میرن، ولی...
- کی گرفتش؟ - اه...
فکر نکنم هنوز تصمیم گرفتن.
دارن نگا میکنن به کسی که، ام...
تجربه کمتری داره.
آه. پس، جوونتر؟
چهره تازه. درسته، خب، شخصیت
یه مادر مجرد مطلقه با دو تا بچهست،
پس نمیدونم چقدر میتونن جوون برن، ولی...
ام، خب، ببین،
خوشحالم اینجاییم چون میخواستم باهاتون حرف بزنم.
ممکنه حتی نباشم... این فضا خیلی رقابتیه،
و همیشه سعی کردم با شما رو راست باشم.
هیچوقت واقعاً سراغ جراحی یا لیفت نرفتی،
و اینو درک میکنم.
احترام میذارم. ممنون.
و میتونم اینو به عنوان زن به زن بگم.
با همه پیشرفتهای اخیر،
داریم تقاضاهای جدیدی روی استعدادها میبینیم برای رسیدن...
به استانداردهای بالاتر. برای برآورده کردن انتظار.
وای. باشه.
هیچکس ازت نمیخواد لاغر شی.
ام. ام-ام. عاشق اینم که...
عاشق اینم که بدنت نوع سنتی نداره.
به زنایی مثل تو بیشتر نیاز داریم.
- ممنون. - منم عاشقشم.
فقط برای ثبت.
میخوایم در نظر بگیری
- یه سری گزینههای درمانی. - آه، آره. آره.
در مورد کلینیک شل چی؟ آه، آره.
آره. ببخشید، در موردش چی؟
آره، حالا نمایندگیشونو برای برندینگ داریم.
میتونیم دفتر یه چیزی جورش کنه.
آه، من...
ممنون، ولی نمیدونم آیا... هنوز آمادم.
شاید بعدا... همه یه چیزی میکنن.
شرم نداره. درسته.
امتحانش کن. و اگه کار نکرد،
خب، کار نکرد.
باشه، اه، آره، یعنی، در موردش فکر میکنم.
⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠
در مورد شل چی میدونی؟
میدونم کار میکنه.
جن برای رو از کلاس هفتم یادته؟
آره.
هفته پیش تو گلسون دیدمش.
انگار هنوز تو کلاس هفتمه.
مگه یه جورایی، نمیدونم، ضدفمینیستی نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.