Platonic

Platonic

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Platonic S01E09 1080p WEB H264-CAKES
Platonic S01E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
Platonic S01E09 720p WEB x265-MiNX
Platonic S01E09 WEBRip x264-XEN0N
Platonic S01E09 WEBRip x264-ION10
Platonic S01E09 1080p x265-ELiTE
Platonic S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Platonic S01E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Platonic S01E09 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Platonic S01E09 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Komentarz od sahar_frb
█⫸ امیرعلی_پی‌ام و سحـر ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagi

web
1080
x264
720p
720
x265
webrip
BRip
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Opublikowano: 2023-07-04
Pobrania: 59
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫دایان اطلاعات امیدوارکنندۀ یه خونه رو فرستاد ‫بریم ببینیم چطوره؟

‫امروز نمی‌تونم

‫خب اگه دوست داری می‌تونیم فردا یا آخر هفته بریم

‫می‌دونی چیه؟ من خیلی سرم شلوغه پس...

‫چرا از ویل نمی‌خوای که بیاد؟

‫ببخشید قبل تو بهش گفتم که اخراج شدم

‫ببخشید ببخشید ببخشید!

‫اشتباه کردم، ببخشید عزیزم ببخشید!

‫چندبار باید بگم آخه؟

‫خب اگه داد بزنی،‌ عذرخواهی حساب نمیشه

‫ببخشید ببخشید ببخشید

‫باشه

‫چقدر قراره اینجوری باشی؟

‫نمی‌دونم، گوی جادو که ندارم

‫خب واسه شام خونه میای؟

‫شاید، شایدم نه

‫نه راستی، ‫ به فرانسیس گفتم تو تکالیفش کمکش می‌کنم

‫پس قبل 9 برمی‌گردم

‫- خب ‫- خب

‫خب

«عشق افلاطونی» «فصل اول: قسمت نهم»

‫خب، اینا قشنگ 200 ساعت اضافه کاری میشن، ‫چقدر گشنمه

‫خب بهتره طی استراحت‌های 6 دقیقه‌ای شام بخوریم

‫خب ونسا چی می‌خوری؟ استیک یا غذای دریایی؟

‫نمی‌دونم، حالا که دوپان پولشو میده، ‫چطوره جفتشو بخوریم؟

‫هم استیک هم دریایی

‫چارلی تو کارت رو تو خونه تموم می‌کنی؟

‫می‌دونی چیه؟ ‫ امشب رو می‌مونم پیشتون کارارو انجام بدیم

‫دلم برای استیک خوردن با چنگال پلاستیکی تنگ شده

‫به به خبریه دوستان؟

‫بیخیال بابا، چارلی امشب می‌مونه؟ ‫تو که هیچوقت تا دیروقت نمی‌مونی

‫معمولا کارِات رو تو خونه تموم می‌کنی، ‫مثل آدم‌هایی که عاشق خانوادشونن

‫خب امشب نمیرم

‫آره همینه!

‫عالی می‌نوازی، بنواز برادر

‫چارلیِ آخر شب، عالیه

‫می‌دونید چیه؟ اصلا برام مهم نیست بیکار شده، ‫اتفاقه، میشه دیگه

‫مشکل اینجاست که اول به تو نگفت

‫یه آدم همچین چیزی رو نباید از ‫آلبوم عکس‌هاش بفهمه

‫اشتباه ناشیانه‌ای بود

‫هروقت داگ سفر کاری میره، ‫من یه ربع یه بار عکس‌هامو چک می‌کنم

‫- واقعا؟ ‫- آدم باید حواسش جمع باشه

‫می‌دونی چیه؟ اصلا به درک

‫چارلیِ آخر شبا عالیه، خیل خب بچه‌ها، ‫من باید برم یه دوستی رو ببینم

‫ببخشید

‫نگاش کن، حیوون درنده شدی نه؟

‫خب، اینم از شرابی که تو تعطیلات هدیه گرفتم

‫- چیزی اینجا داری؟ ‫- می‌دونی چیه؟

‫یه بطری ویسکی اکازیون دارم

‫- خببب، حالا خوب شد ‫- بعله،‌ خیلیم خوب

‫ممکنه؟

‫ادای فرانک رو در بیار

‫اسم شما چیه؟

‫- اسم هیچکسو نمی‌دونه ‫- نه

‫« ترجمه از امیرعلی_پی‌ام و سحر » ‫ .:: Amirali_Pm & Sahar_Frb ::.

‫آلبرت هم تو اتاقش ویسکی داره، ‫هیچوقت بهش دست نمی‌زنه

‫واقعا آلبرت همینه

‫بریم بدزدیمش؟

‫- خیلی خبیثی ‫- آره؟

‫- خیلی خبیثی، بزن بریم ‫- بزن بریم، چارلیِ آخرشب‌ها همینه

دیجــــی موویـــــز

‫خیلی بدی

‫آلبرت پسر خوبیه

‫برو برو برو

‫خیلی خوبه ‫اینجا جاییه که...

‫نه نه نه بذار ببینم، ‫الان دی‌جی منم

‫- باشه خیل خب ‫- دی‌جی منم، خب؟

‫آره!

‫آره

‫خدای من، آره

‫آره

‫- بهتره... بهتره برم آره ‫- م... منم همینطور

‫- باید برم ‫- آره

‫رقص کثیف می‌کردین؟ این چیه دیگه ؟

‫یجورایی مثل رقصیدن تو اون فیلمه

‫چی... منظورت فیلم «رقص کثیف»ـه؟

‫فقط دارم میگم کارم نامناسب بود، و پشیمونم

‫- خب نشونم بده چیکار کردی ‫- نه لازم نیست

‫نه واقعا می‌خوام بدونم چیشد

‫نشونم بده

‫من یکم مست بودم، خوب یادم نیست

‫چی؟ سر کار مست بودی؟

‫آره... یکم مشروب داشتیم، استوارت هم بود

‫چی؟ اونم رقص کثیف می‌کرد؟ ‫منظورت چیه؟

‫نه اون موقع دیگه رفته بود

‫دقیقا می‌خوام ببینم که چیکار کردی

‫می‌خوای آهنگ «بهترین موقع زندگیم رو داشتم» ‫ رو بذارم؟

‫کمک می‌کنه یادت بیاد؟

‫اون آهنگ رو نذاشته بودیم

‫چه آهنگی بود؟

‫«شراب قرمز قرمز»

‫- از گروه «یو‌بی40»؟ ‫- آره

‫الان جدی‌ای؟ خدای من

‫به جای تو بدن من از خجالت مورمور شد، وای

‫نزدیک 8 تا 10 ثانیه هم از رو لباس مالیدیم همو

‫- چی؟ ‫- من...

‫- خدای من... بوسش هم کردی؟ ‫- نه

‫- دوستش داری؟ ‫- نه

‫شما دوتا احساسات مخفیانه نداشتید نسبت به هم؟

‫اصلا، من هیچ حسی به ونسا ندارم، ‫اون خیلی حوصله‌سر‌بره

‫خب این حسم رو بهتر نکرد، ‫اون چهارتا بچه داره

‫مثل کارخونه بچه‌سازیه، ‫احتمالا همین الان ازت دوقلو حاملست

‫اصلا به هیچوجه، ‫من اصلا نزدیک ارضا شدن هم نبودم

‫اون کلمه رو نگو، خیلی حال بهم زنه... حرف نزن

‫خب پس فقط از رو لباس همو مالیدید؟ ‫چی؟ خیلی مسخره‌ست این کار

‫فکر می‌کنم داشتم تلافی می‌کردم

‫به خاطر اینکه کلی با ویل وقت می‌گذرونی

‫حالا اشتباه من شد؟ خیلی عوضی‌ای

‫نمی‌خوام برای رفتارم بهونه بیارم

‫فقط می‌خوام بدونی حسم چجوری بوده ‫من خیلی متاس...

‫اصلا به هیچ‌وجه! همون عقب بمون

‫ببخشید، باشه، حتما، ببخشید من فقط...

‫ونسا، اون که خیلی مسخره و خشکه، ‫مثل کاغذ دیواری می‌مونه زنیکه

‫اشکال نداره بیام اینجا بخوابم؟

‫خب زود باشید

‫- سلام ‫- صبح بخیر

‫- صبح بخیر مامانی ‫- سلام

‫- صبح بخیر ‫- بچه‌ها غذا خوردن و لباس پوشیدن

‫موهاشون هم شونه شده، ‫میرم بذارمشون مدرسه

‫برگشتن هم میارمشون

‫برات نیمرو درست کردم، تو آشپزخونه گذاشتم

‫اگه سرد بودن، برات دوباره درست می‌کنم

‫آره

‫مرسی جناب

‫این لاته با شیر جو دو سره

‫اگه سرد شده، یکی دیگه برات سفارش میدم

‫- خوبه ‫- خوبه، امروز چیکاره‌ای؟

‫فکر کنم، هرکاری بخوام

‫خب خوبه، عالیه

‫- خدافظ بچه‌ها ‫- خدافظ

‫چرا مامان اینجوری نگات می‌کنه؟ ‫کار بدی کردی؟

‫نه، خب بسه دیگه، سریع باشید، بریم

‫- بریم دیگه، خیل خب، خوبه ‫- هنوز داره بد نگاهت می‌کنه

‫پسر دیوونه شدی؟

‫اصلا هم دیوونه نشدم

‫اون کار چای الکلی‌تون بدون من موفق نمیشه

‫فقط به خاطر چیزی که من تو این بار ساختم ‫می‌تونید سرمایه‌گذار پیدا کنید

‫- من هم باید تو این کار شریک شم ‫- خیلی حرفت مسخرست

‫چرا مسخره باشه؟ تو سن دیگو دربارش حرف زدیم ‫باهاش موافق بودی

‫آره اون حرفا قبل این بود که ‫معامله جانی 66 رو خراب کنی احمق

‫من اون معامله رو برای دلایل اخلاقی بهم زدم

‫و اصلا هم ربطی به هوش تجاریم، ‫که خیلیم زیاده، نداشت

‫به من حتی گفتن شبیه «وارن بوفه» هستی ‫( سرمایه‌گذار آمریکایی )

‫- درستش «بافت» هست ولی ادامه بده... ‫- تو خفه شو بابا

‫خب؟ و اگه درست یادم باشه

‫اون معامله داشت به فنا می‌رفت ‫تا اینکه من اومدم درستش کردم

‫خب بذار ازت یه چیزی بپرسم، ‫فکر می‌کنی چند درصد سهام حقته؟

‫سوال خوبیه

‫چون نمی‌خوام شما دوتا آقای محترم، ‫منو وحشیانه به فنا بدید، 51 درصد

‫خدای من، تو دیوونه شدی

‫52 درصد

‫- خدای من ‫- چی...

‫تو هیچ اهرم فشاری نداری ‫ و الان هم مذاکره نمی‌کنیم

‫- رسما داری پول می‌خوای ازمون ‫- 53 درصد

‫نه رفیق، من با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنم

‫54 درصد

‫- عمر می‌فهمه ‫- ویل، همچین چیزی ممکن نیست

‫ما کل کار‌های زمینه‌ای «دا بوچ» رو بدون تو کردیم

‫شما رو شونه بزرگان وایساده بودین

‫ببخشید، الان بزرگ تویی؟

‫قطعا بزرگ منم

‫من کلی وقته کسشراتو تحمل کردم

‫می‌خوام تو چشام نگاه کنی که بفهمی

‫که این اتفاق عمرا نمیوفته

‫اهرم فشار می‌خوای؟ ‫الان اهرم فشارمو نشونت میدم

‫اصلا اهرم فشارم رو می‌پاشم رو صورتت ‫من اعتصاب کار می‌کنم

‫- برو درتو بذار بابا ‫- اعتصاب می‌کنی؟

‫تو مغازه خودت می‌خوای اعتصاب کنی؟

‫آره قطعا همین‌کارو می‌کنم، ‫بذار ببینیم بدون من اینجا چطور می‌گرده، خوبه؟

‫وقتی به من سهام دا بوچ رو دادید برمی‌گردم

‫و در ضمن، اولین تصمیم کاریم، ‫به عنوان سهام‌دار اصلی،

‫اینه که اون اسم کسشرو عوض کنم

‫مرتیکه کیری

‫اون برمی‌گرده

‫یک، دو، سه،

‫چهار...

‫لعنت بهش

‫عمر میشه تا وقتی برگرده، ‫ حواست به اتاق مخزن باشه؟

اینم که خیالمون رو راحت نکرد

‫ببین آخه چه موفقه، ‫نگاه تو چندتا هیئت مدیره هست

‫خدای من، کی واسش مهمه که کجاها هست؟

‫مثل آدم دیوونه‌هاست، ‫شبیه «ایمی کُنی برت»ـه

‫منظورت یکی از قدرت‌مند‌ترین زنان آمریکاست دیگه؟

‫آره، ولی منظورم رو خودت گرفتی

‫چجوری فرصت این کارا رو داره؟ ‫چهارتا بچه داره آخه

‫اون تو شرکت شریکه و رسما تازه زاییده

‫و خیلیم بچش بامزست، ‫قیافش حتی عجیب غریب هم نیست

‫آره ولی احتمالا خیلی نمی‌بینتش ‫احتمالا هیچکدوم رو وقت نمی‌کنه ببینه

‫احتمالا با تنفر ازش بزرگ میشن، ‫این خط و این نشون

‫احتمالا بزرگ شدن می‌خوان شبیهش بشن

‫یعنی نمیشد یه آدم بدتر رو انتخاب کنه؟

‫اون شریک شرکته، چهارتا بچه داره

‫بلوند هم هست، قدشم که بلنده

‫خیل خب باشه، بیا از راه تو انجامش بدیم

‫وای، واقعا خوشگله

‫خیلی موفقه

‫فکر می‌کنم کار درست اینه که ‫شوهرتو بدی بهش

‫اون خیلی ساده‌ست، حوصله‌سربره

‫آره بابا، اصلا اونقدر‌ها هم بامزه نیست

‫و کی دیگه از رو لباس می‌ماله؟ ‫شلوارتو درار درست انجامش بده

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left