Pierwsze 200 wierszy.
من هنری رو انتخاب نکردم و هنری هم من رو انتخاب نکرد
فقط از لحاظ زمانی به ترتیب نادرست همدیگه رو دیدیم
تموم پلهها رو بیا بالا
سلام، هنریـم - تموم پلهها رو بیا بالا -
همه دربارهی کنترل احساسات حرف میزنن
همیشه آدمها باید بتونن به تنهایی روی رفتارشون کنترل داشته باشن
خب، بذارین یه چیزی بهتون بگم
،وقتی به دام عشق میفتی
نمیتونی احساساتت رو کنترل کنی
واسه همین بهش میگن به دام افتادن
کنار دستور پختش عکس نبود؟
این قراره اون باشه؟
شما عاشقین؟
امیدوارم باشین
.ولی از خودتون این رو بپرسین کی اتفاق افتاد؟
خودتون انتخاب کردین کی باشه؟ کِی باشه؟ چطور باشه؟
...اون آدمی که صاحب بخش بزرگی از زندگیـونه
اصلا شبیه تصوراتتون هست؟
به وقتش اومده؟
اصلا شبیه برنامهریزیهات هست؟
!همنیطور ادامه بده بیا بالا
آره خب، خودمم فهمیدم بیام بالا بهتره
،شما تصمیمگیرنده نیستین تصمیم خودش به سمتـتون میاد
سفت بچسبینش و اسمـش رو بذارین برنامهریزی
موضوع این نیست که آشپزی بلد نیستم
موضوع اینه که نمیخوام - ولی امروز داری آشپزی میکنی -
خب، نصفه نیمه آشپزی میکنم
آشپزخونه رو ببین
یعنی واقعا ازش خوشت میاد
یا اینه یا چشم دیدنـش رو ندارم
...حالا که حرفش شد
...تنها تفاوت من و هنری اینه که
همه چیز قاطی شده
یعنی هر از گاهی میدونیم چی پیش میاد
چیزهای خیلی کم و جزیی، نه همه چیز رو
چیزهای خیلی کوچیک این مسیر رو
!جناب کتابدار
اینطور صدام میکنه؟
صدات میکنه هنری
تو رو چی صدا میکنه؟
گومز
از دیدنت خوشحالم
بفرما داخل
،البته هر از گاهی
با کسی آشنا میشین ...که قبلا ازتون متنفر بوده
ممنون
.و خودتم نمیدونی دلیلـش چیه البته فعلا نمیدونی
واو. خونه قشنگیـه
پس تا حالا خونهـش نیومدی
حالا تو چرا انقد خوشحالی؟
کی گفته خوشحالم؟
...اون لبخند گنده روی صورت یُغورت
داره چشمامم رو از حدقه در میاره
جک زیاد میگی - نواسانات احساسیـه -
!ببینین کی اومده اسباببازی جدیدت رو آوردم
گفت اسمش هنریـه ولی میتونین بهش بگین جناب کتابدار
و جک زیاد میگه - لطفا هنری صدام کنین -
من تنها کتابداریـم که با جرم و جنایت میجنگه
قدرتهای ماوراییـت چیه؟
سیستم چیدن کتابها بر اساس موضوع و قفسهبندی سریع
همیشه واسه سرقت از بانک ...کار ساز نیست
ولی آرزو بر جوانان عیب نیست
.دیدین؟ خیلی بامزهست هیچی نشده چهارتا جک گفت
کی داره میشماره؟ پنجتا گفتم
سلام - سلام -
اسم من شریزه. هماتاقی کلیرم - آره! مال منه -
واسه همینه که بارها اومدم به این خونه
آره، واسه جابهجایی وسایل سنگین نیازش دارم
و سکس
سکس رو یادت نره - !مطمئنم اونم سعی میکنه باهات سکس کنه -
شد ششتا - آبجو میخوای؟ -
آره - گومز، براش آبجو بیار -
آبجو توی یخچاله - آره، توی یخچاله -
واسه همین از یخچال براش آبجو بیار، گومز
...واو! این - آره -
هنوز تموم نشده - باشه -
بده که مرغ صورتی بشه؟
بستگی داره. میخوایم بخوریمش یا احیاش کنیم؟
مرغ و ریساتوئه
با چاشنی کدو حلوایی ودانهی کاج
اصلا آشپزی بلدین؟
نه
ممنون
فکر کنم بتونم یه چیزی با این درست کنم
.جناب کتابدار مسئولیت رو به عهده گرفت خیالم راحت شد
!خوش به حالت یه پیشبند بهم بده
قرار بود کسی بیاد؟
نه
کلیر، وایسا
کلیر نگفته بود آشپزی بلدی
یا اصلا وجود داری
...کلیر، میشه - چیه؟ -
...اون یاور حس میکنم قبلا دیدمش
خب داری دوباره میبینیش
باشه؟ حالا یه پیشبند به دوستپسرم بده
بعضی وقتا آگاهی قبلی میتونه کمکت کنه
،دونستن اتفاقی که قرار بیفته عجیبه
میتونه مفید باشه یا فاجعه به بار بیاره
گاهی مسخرهست - و گاهی هر دوشه -
چند وقته کلیر رو میشناسی؟
سوال سختیه
نه نیست. کجاش سخته؟
...خب - خیر سرم باهاش زندگی میکنم -
.هر روز میبینمش تو کی دیدیش؟
هر چند وقت یه بار - ببخشید؟ -
.واقعا هم خندهداره فقط باید یکم از موضوع بدونی
جناب کتابدار، هنوز داری جک میگی؟
راستش سوژه جک گفتن نداشتم
خدا رو شکر برگشتی
هنری، میشه یه لحظه بیای؟
البته که میتونم - ...بچهها، اگه میشه -
یه لحظه صبر کنین. ممنون
دم در با تو کار دارن
کیه؟ - تویی -
باشه. ولی کیه؟ - تویی -
چی؟ من؟ - آره -
!هی، جوون
فکر کنم کلیر رو ترسوندم
آره، راستش صدات رو میشنوم
...ببخشید، پیر مرد
الان شرایط خوبی نیست
و داره اوضاع لو میره
تا 13 سال دیگه قراره لخت ،از دست پلیس فرار کنی
پس بذار بیام داخل
تازه دوستاش رو دیدم و همینطوری ازم خوشـشون نمیاد
واقعا الان زمان مناسبی نیست که هر دو مون باشیم
خب، حدس بزن کی برای شام میاد
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: فاطیما موسوی و سینا اعظمیان» ::. Sina_z & Fatima .::
سلام، هنری
لباسام رو عوض کردی
چرا باید اینطور لباس بپوشم؟
میخوای درمورد لباسات حرف بزنی؟
خیلی خوشگل شدی
24ام میـه
!اوه، تولدت مبارک - سال 2006ـه -
به خاطر تولدت اینطور لباس پوشیدیم؟
سال 2006 - سال 2006 انقدر مهمه؟ -
تسلیمم. بگو اهمیت امروز چیه؟
اوه، صبر کن
18 سالهـت میشه؟ - امروز -
هجده
خیلیخب - تو چند سالته؟ -
من 41 سالمه - !چهل و یک -
.موهای جو گندمیـت رو دوست دارم یه جورایی قشنگه
وقتی موهات جو گندمیـه احساس امنیت میکنم
بیا بشین کنارم - چرا؟ -
چون کارمون همینه میشینیم و حرف میزنیم
...آره، ولی
آره، ولی چی؟ - ...تو -
حالا دیگه 18 سالته
و؟ - و من زن دارم -
زنت منم - نه -
خب آره - الان که نیستی -
معلومه که همین الان
،تو 41 سالته و متاهلی
و همین الان من زنت هستم
،به نظرت زنی که توی تخت تنهاش گذاشتم
یعنی همسرم، چه حسی داره بدونه ...به گذشته سفر کردم
...و با نسخهی 18 سالهی خودش
روی زیرانداز نشستم؟
خاطراتش تداعی میشه؟
به نظرم ناراحت میشه - نمیشم -
من میشم - خب من خودم دارم میگم -
داری فکرم رو اصلاح میکنی؟
واو، ما ازدواج کردیم
ببین، کلیر، یه سری قوانین هست
وقتی همه چیز شروع شد ،یه سری قوانین برای خودم تعیین کردم
و زیر پا نمیذارمـشون
تو واسه نشستن روی زیرانداز با یه آدم قانون تعیین کنی؟
نه - ...با کسی که -
بارها باهاش اینجا نشستی؟
...آره، ولی
تو الان 18 سالته
آره - ...تو همهـش -
همهـش چی؟
من یه سری قوانین دارم
!دیگه بهشون نیاز نداری
از اینجا به بعد کارمون تمومه - منظورت چیه؟ -
24ام می 2006ـه - روز تولدته، درسته -
آره، و؟ - و چی؟ -
خدایا! یادت نمیاد؟
152ـمین قرارمون توی این 12 سال تکمیل شد
همه رو انجام دادیم
.خداحافظی میکنیم ...این آخرین باره
...توی این محوطهـیم و و حتی نمیدونم چقدر طول میکشه
حالت خوبه؟
حداقل بگو چقدر طول میکشه
دو سال
دو سال؟ - آره تقریبا -
بعدش نسخهی جوونـتر من رو میبینی و اون موقع من جا میخورم
توی این دو سال چیکار کنم؟
زندگی خودته. باشه؟ به زندگیت برس
،فکر نکن چی پیش میاد چون بالاخره اتفاق میفته
هر کاری دوست داری بکن
آدما رو ببین. باهاشون باش
باهاشون باشم؟ - آره -
باشم؟ - میدونی -
No comments yet. Be the first to leave one.