Pierwsze 200 wierszy.
دکتر بالتز، ممنون که .دوباره به دیدنمون اومدین
،میخوایم به جزئیات اتفاقات روز پنجم .یعنی روز اول سپتامبر بپردازیم
.همهمون میمیریم
.وضعیت درهم و برهمی بود
.هیچکس نمیدونست چه خبره .هیچکس مسئول نبود
.و تصمیماتی گرفته شد که نباید میشد
واقعا باید تعداد افراد داخل بیمارستان رو کمتر کنیم
.و به نظرم باید با گروه بعدی از اینجا بری
برم؟
سوزان، من نمیتونم برم. ناسلامتی من دکترم
.دکترها باید از بیمارهاشون مراقبت کنن
هورس، دیگه کاری از دستِ .هیچکدوم ما برنمیاد
.همون موقع بهم گفتن که آماده رفتن بشم
گفتن که با یه قایق نجات از اونجا میبرنم
.سر از اونجا رفتنم به شدت عذاب وجدان دارم
.سر اینکه تا آخرش اونجا نموندم
...میدونین
قهرمانی واقعی این بود که به خاطر بیاریم چرا دکتر شدیم
و اینکه مهم نیست شرایط چقدر بد باشه
:باید به سوگندمون پایبند باشیم «به هیچکس آسیبی نرسان»
ولی تو اون اوضاعِ درهم و برهم آدما چشمشون رو به روی اینکه کی هستن، بستن
و این جهل و بیتدبیری همهچیز رو فرا گرفت و کنترل اوضاع رو به دست گرفت
.یعنی کنترل همهچیز رو به دست گرفت
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سحر
«روز حساب»
«بتنروژ»
«یازده ماه بعد از توفند کاترینا» «هجدهم ژوئیه سال 2006»
.عصر همگی بخیر
،بیمارستان مموریال .بیمارستانی در شهر نیو اورلینزه
بیمارستان بزرگیه و چندین سال پیش اونجا ساخته شده
توی اون بیمارستان، یه بیمارستان .کوچیکتر به اسم «لیکساید» هست
.لایفکر
لایفکر. بیمارانی که به مراقبت ویژه نیاز دارن، بستری میشن
که گفته میشه بعضی از این بیماران .با تزریق دُزهای کشنده، کشته شدند
دکتر آنا پو و دو پرستار به نامهای چری لَندری و لوری بودو
به اتهام چهار فقره قتلِ .درجه یک تا دو دستگیر شدن
.به چهار بیمار مُرفین و «مَزدولام» تزریق شده
.میدازولام
.میدازولام که به اسم ورسد شناخته میشه
حالا هر کدوم از این داروها میتونه کشنده باشه
ولی وقتی با هم ترکیب بشن .به ترکیبی مرگبار تبدیل میشن
احتمالا متخصصین پزشکی در اونجا .خودشون رو گذاشتن جای خدا
تضمین امنیت جانِ کسانی که به کمک و .مراقبت نیاز داشتند، به اونا سپرده شده بود
.این اسمش اتانازی نیست .این بدون هیچ شک و شبهای قتله
حالا پرونده به دفاتر ،دادستان ناحیه کشیشنشین نیو اورلینز
ادی جردن ارجاع داده میشه
تا تصمیم بگیره آیا اتهامات قتل در .حضور هیئت منصفه عالی مطرح بشه یا خیر
.ممنون
عواقبِ بیشتری از توفند کاترینا ...در روز سه شنبه
.یک پزشک و دو پرستار به قتل متهم شدند
با اتهاماتی مبنی بر قتل چهار نفر... .در بیمارستان مموریال در نیو اورلینز
کدوم مجری قانونی میره سراغ پزشکان و پرستارهایی که
در طول بحران سر شیفتشون موندن؟
دفتر دادستانی کل سه متخصص پزشکی شریف رو دستگیر کرده
تا جناب دادستان بتونن رویدادی .رسانهای برگزار کنن تا مشهورتر بشن
آیا موکلتون، دکتر آنا پو بی گناهه؟
.بله. بدون هیچ شکی. قطعا
.کسی کار خلافی نکرده
بفرمایید، این استشهادیه رو میبینید؟
این فقط یه تیکه کاغذه که ادعاهایی توش مطرح شده
و مثل هر تکه کاغذی دو طرف داره
هیچ انگیزه قتلی وجود نداره، هیچ قتلی اتفاق نیفتاده
حالا چی کار کنم، وینس؟
چطور میتونم برم بیرون؟ مردم چه فکری در موردم میکنن؟
...فکر میکنن
فکر میکنن به ناحق داره بهت .ظلم میشه و حقیقت هم همینه
بله، الو؟
.خیر، نیستن
جانم؟
آره، مهم نیست من کیام، خب؟
.نه، نمیشه
میدونی چیه؟ اون کوفتی رو از برق میکشم
هنوزم شش یا هفتهاشون اون بیرون میپلکن
شوخیت گرفته؟ - این دیگه خیلی عجیب و غریبه -
.باید پاسپورتم رو تحویل بدم
تا پنج شنبه باید وثیقه صدهزار دلاری ببریم .وگرنه دوباره میندازنم زندان
.باورم نمیشه واقعا همچین اتفاقاتی داره میفته
.گوشی من که خاموشه شماره تو رو هم پیدا کردن؟
الو؟ - وینس، دَن ناسم، چطوری؟ -
.سلام دن .راستش تمام تلاشمون رو میکنیم
گوش کن، دارم سعی میکنم به آنا زنگ بزنم
.آره، خیلی خب، یه دقیقه صبر کن
.سلام دن
آنا، واقعا متاسفم
این جریانا و بلاهایی که دارن سرت میارن واقعا حالم رو به هم میزنه
همه طرف تو هستن و دارن میپرسن چه کاری از دستشون برمیاد
.شنیدنش باعث دلگرمیه
خب، پیشنهاد من اینه. میخوام یه صندوقی بذارم برای تهیه پول دفاعیهت
.دن، نیازی به این کارها نیست
.چرا هست. بیا واقعبین باشیم .پولش نیازت میشه
.و همه هم میخوان کمکت کنن
.واقعا لطفتون رو میرسونه
!تو رو خدا ببین
که چندتا آدم ناراضی بتونن همچین ادعاهای مسخرهای رو مطرح کنن
و بعد یکهو کل این جریانا
تبدیل به چیزی برای تحریک افکار عمومی بشه؟
.همین طور که گفتم، حالم رو به هم میزنه
باورت نمیشه چقدر بابت اینکه .تماس گرفتی و پشتمی، ازت ممنونم
.خواهش میکنم. ما همه پشتتیم
.خب، جنگ شروع شد
همه زحمتها رو ما میکشیم بعد چارلز فوتی حتی نمیتونه اسمها رو درست تلفظ کنه
آره. تنها چیزی که الان مهمه اینه که دادستان ناحیه نیو اورلینز چه تصمیمی بگیره
چی ازش میدونی؟
مطمئن نیستم ادی جردن چه نظری درباره این پرونده داشته باشه
.عالی شد
باید تا حد امکان کاری کنیم شک و شبهای براش باقی نمونه
اولین چیزی که هر دادستان ناحیهای میخواد بدونه
اینه که نظر متخصصان درباره این مرگ و میرها چیه
،پس تمرکز ما هم روی همینه .روی شواهد پزشکی قانونی
قول داده بودم اگه برای همفکری بیایین، یه شب ببرمتون بیرون
.برای همین یه میز توی گالاتوا رزرو کردم
دیگه تا بعدش ببینیم تو چه دردسری میفتیم
.یه مشت آسیبشناس که از این بار به اون بار میرن
.بهتر از این نمیشه
بوچ، دادستان ناحیهای هم میاد جلسه یا نه؟
.ادی جردن باخبره که این جلسه برگزار میشه
.بیایین شروع کنیم .هر وقت بیاد در جریانش میذاریم
رابرت، میخوای شروع کنی؟
حتما. خب، آزمایشگاه من نمونههای بافتی 41 جسد رو بررسی کرده
نتیجه 23تاشون، وجود مرفین یا .میدازولام یا هر دو رو تایید کردن
خیلی خب، تحلیلت از میزان این داروها چیه؟
.به نظر من غلظت دارویی بالاییه
.کاملا واضحه
به نظرت با توجه به وضعیت اجساد به نتیجه درستی رسیدی؟
.کاملا. بله، همین طوره
خیلی خب پس. بیایین پروندۀ بیماران رو .یکی یکی بررسی کنیم
آلیس هاتزلر، بیماری 90 ساله که به دلیل ذاتالریه در لایفکر بستری بود
شب چهارشنبه هیچ گزارشی از درد کشیدن یا ناراحتیش ثبت نشده
.که نشون بده به این داروها نیاز داشته
با این حال بعد از ظهر روز پنجشنبه مُرده
با وجود مرفین و میدازولام در کبد، مغز و بافتهای عضلانیش
که هیچکدوم هم براش تجویز نشده بودن - حالا با توجه به این نتایج -
.تحلیل من قتله. مایکل اگه موافقی بگو
.موافقم
.رز ساوا
،هر دو دارو رو بهش زدن .هیچ نیاز پزشکیای نداشته. قتل
.موافقم - .ویلدا مکمنس -
.قتل
.امت اورت
.این بیمار گویا در اون لحظه کاملا هوشیار بوده
.هیچکدوم از اون داروها هم براش تجویز نشده بوده
.قتل - .موافقم -
.ببخشید دیر اومدم
شما؟ - ،دستیار دادستان ناحیهای -
مایکل مورالز هستم. شما؟
.من بوچ شیفر هستم و ایشونم ویرجینیا رایدر .از دفتر دادستان کل اومدیم
ادی جردن کجاست؟ - .من از طرف ایشون اومدم -
دادستان ناحیهای کار مهمتری از بررسی بیش از بیست قتلِ احتمالی داشتن؟
.من دادستان ارشد این پروندهم
اگه حرفی دارین پس بگین ببینم
آقای مورالز، میشه چند دقیقه خصوصی صحبت کنیم؟
آقای مورالز، مطمئنم شما هم موافقین که
گزارشات سمشناسی در این پرونده خیلی مهمن
.معلومه
پزشکی قانونی شهر، دوتا کارشناس خارجی آسیبشناسی پزشکی قانونی
و رئیس یکی از بهترین آزمایشگاههای کشور
.همه اومدن اینجا تا شواهد رو بررسی کنن
.به نظر میاد ادی جردن باید حضور داشته باشه
دادستان کل میدونست که ما باید اونایی باشیم که پیگیر این پرونده باشیم
.ولی تصمیم گرفتن خیلی ما رو در جریان نذارن
ولی این پرونده کوفتی مال ماست
.و ما تصمیم میگیریم چطور بهش رسیدگی بشه
پس یعنی فکر میکنی این پرونده ارزشِ توجه کامل دادستان ناحیهای رو نداره؟
هر مرگ و میری در شهر ارزش توجه کامل ما رو داره
.ولی به نظر من که اینا قتلهای معمولی نیستن
ببینم منم 27 ساله مثل تو دادستانم
و میتونم بگم که یه پرونده خیلی خوب .با شواهد موثق براتون جور کردیم
و من اونیم که تصمیم میگیرم واقعا اینجوریه یا نه
حاضری برگردیم تو؟
حس میکنم این دستیاره مورالز شور .و شوق ما رو برای پیگیری پرونده نداره
!نه بابا؟
هنوز کسی با اون بازرسها صحبت میکنه؟
بدون احضاریه یا بدون حضور وکیل تنت، نه
امیدوارم دیگه کسی حرفی بهشون نزنه
جسارت نباشه ولی
چرا کارکنان نباید بخوان با بازرسها حرف بزنن؟
اگه اشتباهی نکردن پس چرا باید نگران باشن؟
هورس، واقعا اینقدر سادهای؟
فقط مونده بودم چرا
هیچکس حاضر نیست بپذیره اشتباهاتی رخ داده
هورس، میشه یه سوالی ازت بپرسم؟ - .حتما -
اگه تصمیمش با تو بود که یه بیمار رو راحت کنی
احتمالا مرگش رو سریعتر کنی
یا اینکه به حال خودش رهاش کنی که آهسته آهسته به مرگی عذاب آور بمیره
کدوم رو انتخاب میکردی؟
.بعید میدونم این انتخابها برامون مونده بودن
.میشه بدون آدمکشی هم آدما رو راحت کرد
و هیچکس مجبور نبود .به حال خودشون رهاشون کنه
واقعیت اینه که وقتی دکترها در موقعیتی غیرقابل دفاع قرار میگیرن
که مجبورن تصمیم بگیرن از کی مراقبت بشه و از کی نشه
.هیچ جواب درستی وجود نداره، هورس
.فقط انتخابهای وحشتناکی میمونه
.همچین اتفاقی نیفتاد
نیفتاد؟ چک لیست کجا بود؟ پروتکلهای اضطراری چی؟
کسی تا حالا معیاری تعریف کرده که باید براساس اون عمل میکردیم؟
ایووینگ، تنها خواستۀ من اینه که همه دور هم بشینیم
و ببنیم چه اشتباهی کردیم .تا درس عبرتی برامون بشه
.میرم واسه خودم خرچنگ بردارم
.آره، منم میام
No comments yet. Be the first to leave one.