Pierwsze 200 wierszy.
زن زندگی آزادی
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
ماه سرگردان
هی این یارو میشناسی؟
آره میشناسم- عه میشناسیش ! همون پدوفیله -
چیزی دربارش نشنیده بودم
جریان مال دوهزار و هفته ، درسته؟
...سالی که به دنیا اومدیم- آره-
همینه ؟
آره ، خودشه
نگاه کن
...اونی که سمت راسته
میتونیم صورتشو ببینیم- این ، اون یارو پدوفیلِ است-
کی همبرگر کبابی سفارش داده بود؟
پلیس دختره رو نجات داد
اینو نگاه کن
مراقب باشید ، داغه
کل سفارشتون همین بود؟
نوش جان
دختره رو خامش کرد- ترسناکه -
این عوضی ها رو باید دار زد- موافقم باهات-
فومی
فومی
یکی میخوای ؟
ترسوندیم
حالت خوبه؟
خیلی وقته سیگار نکشیدم
دودش خفه ام کرد
رنگت پریده
خب راستش ، سیگار نمیکشم
ببخشید
میدونستم
ایستگاه بعد ، نامیکی
اومدم
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
خوش اومدی- من رسیدم-
خیس عرق شدم
یه دقیقه صبر کن
اول دست و صورتتو بشور
خسته نباشی
وای
اون کاریه؟- آره مادربزرگت برامون سبزیجات فرستاده-
تو کاری دوست داری
مادربزرگ واقعا به خودش فشار میاره
چی؟
بابا زنگ زده بود میگفت مادربزرگ از دیروز حالش زیاد خوب نیست
این نگران کننده است. تو باید بری ملاقاتش
توام میای ، ساراسا؟
اون دلش میخواد تو رو ببینه
آره ، باشه
مردم روستا مثل پدر و مادربزرگم
...شاید به خاطر گذشته ات شوکه بشن
...اما اونها با ازدواجمون موافقت میکنن
وقتی حقیقتو بدونن تو رو میبخشن
یکشنبه ، اوکیه ؟؟ من به بابا خبر میدم
من روز یکشنبه شیفتم
چی؟
توافق کردیم این تعطیلات باهم باشیم
ببخشید ، کسی نیست که جام وایسته. پس نمیتونم برای نرفتن بهونه ای بیارم
هیچ کس شغل پاره وقتش رو اینقدر جدی نمیگیره
مترجم: ساجی @mixnonaz2
عصبانی هستی؟
بابت ازدواجمون
نه
...اما
یکم غافلگیر شدم
من به ازدواجمون فکر کردم
پس نیازی نیست نگرانش باشی
من تموم تلاشمو میکنم
ریو کون
من اونی که تو فکر میکنی نیستم
من نمیخوام بهم ترحم بشه
میدونم
تموم مدت بهم خیره نشو. ترسناکه
ببخشید
اخه تو جوری میخوابی که انگار مردی
حالا دوباره احساس میکنم زندم
اونی سان صدات کنم؟
سائکی فومی
میتونی فومی صدام کنی
فومی سان
فومی خالی
پس
فومی صدات میزنم
چیه؟
این چیزیه که میخوای؟
همیشه اینقدر زیاد میخوابی؟
من این مدت زیاد نخوابیدم
وقتی با مامان و بابا زندگی میکردم ، زندگیم خوب بود
الان عمه ام منو مثل یه مزاحم میبینه
خانواده ات کجان؟
یه چیزی توی شکمم بابام رشد کرد و اونو کشت
مامانم هم با دوست پسرش فرار کرد
فومی سان
فومی
مگه تو نگفتی بستنی شام نمیشه
تو دلت میخواستش- فکر نمیکردم اجازه اش رو بهم بدی-
ساراسا
اسمم اینه
کانای ساراسا
ساراسا چان
ساراسای خالی
ساراسا
فومی
میتونم تا ابد اینجا بمونم؟
آره
واقعا؟
شرمنده ، تو باید جای منم وایستی و شیفتمو انجام بدی
اشکالی نداره
کسی یه پسر خوب سراغ داره ؟
مدیر ما چطوره ؟
بد نیست
سفارشتون اماده است- ممنونم-
ساراسا بالاخره قبول کرد توی جمعمون باشه
راست میگی
تو همیشه میری خونه
متاسفم
اون باید بره به دوست پسرش برسه
تو در این مورد این باهاش حرف زدی ؟
نه ، شنیدم که داشت در مورد تغییر شیفتش با مدیرش صحبت میکرد
اون گفتش که نمیتونه روز یکشنبه به خاطر دوست پسرش سرکار بیاد
البته
خب پس پسره از این تیپ های قابل کنترل هست؟
من فکر میکنم که اون به خاطر گذشته ام نگرانه
اینطور نیست؟
نه ، به این خاطره که تو خوشگلی
منم نگرانم میشم
خسته نباشی
خسته نباشی
اونها نمیدونن که چقدر خوش شانسن
وقتی شوهراشون دارن کار میکنن میشینن اینجا غیبت میکنن
به حالشون حسودیم میشه
من یه مادر مجردم که شبها داخل بار کار میکنم
زندگی توام سخته. ببخشید اما من درموردت جستجو کردم
باشه
من وقتی بچه بودم اونو توی اخبار دیدم.این یه خبر بزرگه
آه چیز بدی گفتم؟
من بهش عادت کردم
میتونی بهش عادت کنی؟- به هرچیزی میشه عادت کرد-
هی پایه ای بریم نوشیدنی بزنیم بر بدن؟
واقعا؟
اسمش کاریکو یا کالیکو یا یه همچین چیزایی بود
کاملا مطمئنم که اون یه بار بود
جاییه که کوکتل های شیک سرو میکنن
طبقه بالای یه مغازه عتیقه فروشیه
قبلا اونجا رفتی؟ - نه هنوز -
اینها اینجاست . باحاله ، نه؟
بزار بازش کنم
چقدر خفنه
آره
بزار یه نگاهی بندازم
مترجم: ساجی @mixnonaz2
ببخشید اینجا کافه است
من فکر میکردم یه بار مخفیه
قهوه میخوری؟
هرچی باشه اوکیه
خب میتونیم شیرینی هم بخوریم
خوش اومدین
اینجا جای عجیبی برای یه کافه نیمه شبه
چی؟ خدایی؟ فقط قهوه سرو میکنن
میتونیم سفارش بدیم؟
تصمیمت رو گرفتی؟
چی میخواید سفارش بدید؟
آبجو ندارید؟
نه
کیکم ندارید؟
فکر کنم ندارید
خب پس میتونم شماره یک رو سفارش بدم؟
...خب
منم از همون میخوام
باشه
پسره رو دیدی؟
رفتارش خیلی خشک و غیر دوستانه بود. قهوه امون رو خوردیم بیا بریم
باشه
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
این لیوان شراب باکاراست
برای شرابه؟
پدر من توی چیزی شبیه به این لیوان ویسائکی میخورد
پدرم از لیوانش برای نوشیدن شوچو استفاده میکرد
خوبه
بابام میگفت حتی مشروب ارزون هم توی این لیوان طعم خوبی داره
...میدونی
شاید این لیوان برای پدرت باشه
اشیا هم مثل آدما هستن. همدیگه رو می بینیم ، از هم جدا میشیم و دوباره همدیگه رو ملاقات می کنیم
میتونم برش دارم؟
یه لحظه صبر کن
ممنونم
سفارش شماره یک خدمتتون
سلام
ببخشید ، دیر کردم. چیزی خوردی ، ریو ؟
دوباره باید اضافه کاری انجام بدی؟
آره ، کسی نیست جام وایسته
من گشنمه ها
ببخشید . الان میام خونه
ساراسا چان
بله؟
میتونی یه دقیقه بیای اینجا؟
رابطه ات تازگی با دوست پسرت چطوره؟
ببخشید؟
آه نه خب منظورم اینه که
No comments yet. Be the first to leave one.