Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه گذشت
من دارم سعی میکنم کمکت کنم - تنها کمکی که میخوام -
اینه که پلیس مرد مسئول قتل نامزدم رو پیدا کنه
داریم روش کار میکنیم - اینکارو نکن. آرومم نکن -
کارآگاه مسئول پرونده میخواد باهات حرف بزنه
،من به خوبی مصونم
من دستنیافتنی هستم
آتش بس
کیلا، من دوسِت دارم
یه جای کار میلنگه. چرا از اسم برادرش استفاده کرده؟
معلم کسی که میگه نیست
،اون از ایثن هم دیوونهتره، که در ضمن
از روی زمین محو شده
من این رو پیدا کردم
دو میلیون دلار
پول کجاست؟
بهم بگو پول کجاست و همهی اینا تموم میشه
نمیدونم - خون داره بالا میاد -
ولی مایکروویو به جایی ختم نمیشه
یه نفر اومده و اون رو برده
تو اینجا نمیمونی. با من میای
خواهش میکنم، باید کمکم کنین
برش گردونین به زیرزمین
!نه! نه! نه! نه
!ولم کنین
اون ماشینِ توئه؟
یعنی چی؟
!مادر جنده
ماشینِ قشنگی داری
!کارت تمومه لعنتی
ادی هم دقیقاً همین حرف رو زد
میچ هم همینطور
...روحتم خبر نداره داری
خدای من، تو دلت نمیخواد سر به سر من بذاری
،من بهت یه راه خروج دادم یه فرصت، یه حق انتخاب
و من جوابم رو بهت دادم
کارت ساختهست، مرد
!حسابی به گا رفتی
ببینم چیکار میکنی
« SinCities زیرنویس از سـینـا صـداقـت »
اولین کانال طرفداران اصیلها @TheOriginalsFans
حالش چطوره؟
برای دردش یه مسکّن بهش دادم
شب رو خوابیده - خبری از سم نشد؟ -
چرا. اون خیلی دستپاچهست
منم همینطور
به خواهره زنگ بزن. قرار مبادله رو بذار
ولی من نمیخوام تو بری
دختره به نظر شر میاد
فکر کردم به بروس زنگ بزنم
و اون آمادگیش رو داره؟
اون خوبه
میخواد انجامش بده
دیگه گند نزنه
همینکه پول رو گرفت، باید دختره رو بکشه
و بعدش تو میتونی حسابِ این یکی رو برسی
الان بهش زنگ میزنم
مرسی، مامان
تو خیلی دردسر درست کردی
متأسفم
یه چیزی بهم بگو
از کجا میدونستی که دن سیمنز پول رو داره؟
نمیدونستم
ما کلید کمدش رو پیدا کردیم
ولی برای به دست آوردنش مجبور شدین بکشینش
نه. یه حادثه بود
اون افتاد. سرش خورد به جایی
پس، تو یکی از پسرای دن بودی
که دوست داشت باهاشون بازی کنه
ما فکر میکردیم پول مالِ دنه
اون پولِ من بود و من پسش میخوام
فقط لطفاً به هانا صدمه نزنین
،اوه، اون صدمه میبینه
و میمیره
و میره تَه همون رودی که ما ،جسد دن سیمنز رو انداختیم
به همراه جسد خودت
از آدمِ اشتباهی دزدی کردین
برای مدرسه دیرت میشه
من نمیرم
روزِ سلامت روان
معلومه
بابات بهم گفت که باهم حرف زدین
صبح زود رفته؟
آره، ولی تو میتونی خونه بمونی
مطمئنم اونم موافق باشه
معذرت میخوام کیلا
بابتِ همش
حتماً... به طرز فجیعی ناجوره
این شکسته نفسی محسوب میشه
تو در مورد مادرم حق داشتی
اون قابل اعتماد نبود
حالا این رو علیه من استفاده میکنی؟
نه
ولی تو درست میگفتی
نه، من در موردش اشتباه میکردم
،چون... اون تو رو به دنیا آورد
!و تو... کمالِ مطلقی
باشه، حالا داری بزرگ نمایی میکنی
...خب، یه خُرده، ولی من میخوام منظورم رو برسونم
که چیه؟
من خیلی خوشحالم که اینجایی، کیلا
واقعاً مطمئن نبودم
،این مادربزرگ بودن چطور پیش بره
...ولی
یه جورایی ازش خوشم میاد
باید برم سرِ کار
یه تلفن بزنی میام پیشت
تونستی یکم بخوابی؟
خیلی کم
ما برش میگردونیم، هانا
چطور؟
اینا آدمهای ناجوری هستن
که منابع خیلی خوبی دارن
آره، ولی ما اینجا دستِ بالاتر رو داریم
اونا از من خبر ندارن
،تا جایی که میدونن
تو تنها کار میکنی
خودشه
الو؟
برای دیدنِ برادرت حاضری؟
کجا باید ببینمت؟
انبار بین خیابون جونز و کاماستاک
امشب ساعت 9
،تنها بیا
وگرنه پول گیرت نمیاد
سر ناهار رفتم، و نیک اونجا نبود
خبری ازش نداری؟
چرا
یکسره بهم پیامک میده
همون گیرهای سه پیچ
باید به بابات بگی چه خبره
میدونم. راست میگی
...نه، بهش میگم
امشب
قول میدی؟
آره، قول میدم
با کی داری حرف میزنی؟
ایثن از مرگ برگشته
اوه، نه
آره، میخواد به دیدنش برم
میرم
واقعاً؟
واقعاً
امشب موفق باشی
ممنون، لینی
برای چی؟
برای اینکه دوستم هستی
تنها دوستِ من
من تنها چیزیم که لازم داری
میشه یه عروسک بگیرم؟ - تو الانم یکی از اونا داری -
این چی؟
امروز نه. یالا، یالا، یالا
چطوره... به جاش بستنی بگیریم؟
آره - آره؟ باشه -
چه بستنی دوست داری بخوری؟ - شکلاتی -
شکلاتی؟ - خیلی خب، بیا بریم -
آه، کارآگاه رینولدز گفت بیخیال شی
میدونم
من سر به سر اون یارو نمیذارم
اون یارو کلی پارتی داره
اون بهم گفت که ادی لانگو روز سرقتِ جواهرفروشی پیش ساقیش بوده
من با ساقیش حرف زدم؛ اون دو ماهه که ادی رو ندیده
گفت ادی بهش پول بدهکار بوده و ازش دوری میکرده
خیلی خب. و چرا رینولدز باید در این مورد دروغ بگه؟
یکم در مورد برادرانِ لانگو تحقیق کردم
معلوم شد رینولدز
،افسر آزادی مشروط میچ لانگو تو سال 2009
و ادی تو سال 2011 بوده
من مدارک قدیمی رو بررسی کردم
و ارتباطی بین کاغذبازی دستنویس پیدا کردم
ولی تو سوابق دیجیتال ثبت نشده بود
اتفاقی بوده
من اعتقادی به اتفاق ندارم
،به نظرم عمداً اینا رو تو سوابق وارد نکرده تا هیچکس نتونه اونا رو به هم ربط بده
بیخیال، همیشه تو پایگاه اطلاعات گند میزنن به این چیزها، هردومون میدونیم
،روز سرقت
رینولدز به حوزه محل خدمتش گزارش نداده
خب، ممکنه بیرون در حال کار کردن رو یه پرونده بوده باشه
آره. درسته
یا همچنین میتونسته خوکِ سوممون باشه
این جهشِ خیلی بزرگیه، رنه
خب، خدای من
چیه، داری عقلت رو از دست میدی؟
گوش کن، این یارو تو منطقهاش یه ستارهست
اولین پلیسِ فاسد دنیا نمیشه
یواش یواش داری مثل اوانز حرف میزنی
تو هیچ مدرکی نداری
میدونم. میدونم
فقط دارم بررسی میکنم
چه خبر؟
تو دردسر افتادم. به کمکت نیاز دارم
بذار حدس بزنم، ایثن؟
آره. اون کاملاً مسته
برای بردنش به خونه به کمکت نیاز دارم
واقعاً؟
واقعاً
میخوام به دیدنم بیای
خواهش میکنم، کیلا
باشه
ولی بعد از این، من هیچ کاری به ایثن ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.