Miss You, Love You

Miss You, Love You

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Miss You, Love You (2026) 720p WEB-DL
Komentarz od shine021
زیرنویس فارسی فیلم دلتنــگ تو، عاشــق تو

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-06-06
Pobrania: 30
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

دلتنــگ تو، عاشــق تو

زيرنويس از مهدي shine021

به تایلر پیام بده.

چی میخوای بگی؟

سلام، علامت تعجب.

همین الان رسیدم، علامت تعجب.

پیامت به تایلر اینه:

'سلام! همین الان رسیدم!'

- بفرست. - باشه.

پیام ارسال شد.

تایلر میگه، 'خوشحالم که سالم رسیدی.'

میخوای جواب بدی؟

تایلر میگه، 'بازم ممنون که هستی.'

تایلر میگه، 'واقعاً ازت ممنونم.'

- میخوای جواب بدی؟ - نه.

باشه.

اوه! سلام.

- سلام، خانم پترسون، من-- - این گیاه نباید در حال مرگ باشه.

دو هفته پیش خریدمش. باورنکردنیه.

همه برگ‌هاش هی میریزن.

بیام تو؟

خب، من که در رو روت نبستم.

لعنتی، این یه کاکتوسه.

نباید در حال مرگ باشه.

من هیچ کار اشتباهی نکردم، این رو مطمئنم.

ما تو این خونه کفشمون رو در میاریم.

- ببخشید. - همه چی اون بیرون کثیفه.

آره، و سرده.

اون 'گرمای خشک' که انقدر ازش تعریف می‌کنن کو؟

- اسمتون چی بود دوباره؟ - جیمی.

اینجا، ما اسم و فامیلمون رو میگیم.

ببخشید. جیمی سیمز.

خب، احتمالاً مجبور میشم دوباره اسمت رو بپرسم.

فقط این رو بدون. نمی‌تونم براش عذرخواهی کنم.

مشغله‌م زیاده. و حالا، با وجود تو اینجا.

من کاملاً متوجهم...م.

ببخشید، مطمئن نبودم می‌خواستین دنبالتون بیام یا نه.

- نمیدونم چی شده. - من میدونم.

- شرایط خیلی غیرمعمولیه. - داره همش میگنده.

ممکنه زیاد آب داده شده باشه.

- ممکنه هم کم آب داده شده باشه، پس این-- - یه چیز رو بهت میگم

که اشتباه کردم. من به دوریس کاتو اعتماد کردم.

دوستم از نیویورک. خیلی از این گلخانه تعریف کرد،

که البته تعریف کرد. پسرعموش بازش کرده بود.

یه پسرعمو، راستی، که هیچ کس تا حالا حتی اسمشم نشنیده بود.

یه سو یا ورونیکا یا پتی. من که اصلاً نمیدونم.

گوش نمی‌دادم. هی حرف زد و زد و زد.

'خیلی به پسرعموم افتخار می‌کنم. داره از نو شروع می‌کنه.

باید واقعاً حمایتش کنیم.'

خب، متأسفم، اما واضحاً، سو-ورونیکا-پتی

باید دوباره از نو شروع کنه.

خب، اگه دوست داشتید، میتونم ببرمش پس بدم.

چرا؟

- اگه تو خوشحال نیستی. - یعنی الان هم ساعت کارته؟

- همین‌جوری کار می‌کنین؟ - نه، من فقط...

من می‌خوام نجاتش بدم. داره می‌میره، نه اینکه مرده.

می‌شه نجاتش داد.

یه کوکتل درست می‌کنم. لازم دارم.

براتون بریزم؟

- امم... - آره، زوده.

اوه، نه، منظورم این نبود. من فقط...

من اصلاً اهل مشروب نیستم.

ولی ممنون. من یه...

یه اتفاقی تو کالج برام افتاد.

آره، فکم شکست.

فقط کاملاً افتادم

روی چای یخی لانگ آیلند.

درست افتادم روی پیاده‌رو.

بیش از یک ماه فکم بسته بود.

بنابراین، هر بوی الکل‌های زیادی

تو لانگ آیلند برای من یکم آزاردهنده‌ست.

بوی آب آزارت می‌ده؟

آخه همینا رو دارم.

یا پدیالایت.

خب، من هیچ‌وقت کسی نبودم که به پدیالایت نه بگه.

بلوبری یا بی‌طعم؟

آب عالیه.

خب، چقدر اینجا می‌مونین؟

بستگی داره. ااا، چند روز، شاید یک هفته.

این یعنی «چند روز، شاید یک هفته»؟

خب، برای یک مرد همجنس‌گرا، بله.

من انتظار نداشتم که... که بیام اینجا.

هیچ‌کدوم از اینا انتظار نمی‌رفت.

اوه، نه. متاسفم، من که...

امم، من برای یه سفر دیگه وسایلمو جمع کرده بودم،

برای... برای یه سفر طولانی‌تر وقتی پسرتون زنگ زد.

پس این سفر به... به اون سفر اضافه شد.

و برای اون سفر و این سفر رانندگی می‌کنین؟

آره، ترجیح میدم.

می‌دونین، تنهایی، وقت فکر کردن.

من سفر جاده‌ای رو دوست دارم.

اوه خدای من.

- جوراب بیشتر دارم. - فکر می‌کنی اندازه‌ان؟

آره، من، اه...

عاشق سفر جاده‌ایم.

راه خوبیه برای... برای دیدن نیومکزیکو.

واقعاً اولین بارمه. خیلی قشنگه.

ولی خنده‌داره، می‌دونین؟ منظره بیابونی رو می‌بینین،

و فرض می‌کنین، خب، گرم خواهد بود...

خب، این چجوری کار می‌کنه؟ شما، اینجا؟

امم، هر طور شما بخواین.

نه، من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم.

پس، 'با این حال' نیست. خودت بهم بگو.

آه، من... من فقط برای کمک اینجام.

من عزاداری کنم؟

نه، نه، عمراً نتونم.

نه، نمی‌تونی. من خودم از پسش برمیام.

فقط می‌خواستم بگم می‌تونم کمک کنم، آم...

با کارها، امم... کارهای مربوط به ختم.

- فکر کنم تایلر داشت فکر می‌کرد که... - آره، پسرم چی فکر می‌کرد که...

تو رو جای خودش فرستاد؟

فکر کنم تایلر نگرانته.

فکر می‌کردم تو تو این کار بهتر باشی.

دروغ گفتن.

مگه دستیارا تو این کار بهترین نیستن؟

- نگرانته. - باشه. نگرانمه.

و می‌دونی اگه گرفتار خارج از کشور نبود، با کله اینجا بود.

برای چی؟ برای...

تحقیق برای کتاب جدیدش توی خارج از کشور.

آره، همین قدر رو از پیامای اون یاد گرفتم.

همراه با تسلیت گفتنش برای شوهرم،

و ابراز تاسف از اینکه شاید نتونه برای مراسم خاکسپاری برگرده.

و بعد، دو روز پیش، متوجه شدم که دستیارش...

تو نبود اون، اینجا خواهد بود. توی یه پیام از طرف تو.

بله، اون تقصیر من بود.

من به تایلر گفتم که باهات تماس می‌گیرم و من...

باید می‌ذاشتم اون اول این کارو انجام می‌داد.

و چرا ممکنه نتونه برگرده؟

یه اسیر جنگی هست که اون امیدوار مصاحبه کنه...

آه، در خارطوم.

اون یه رابط داره، یه مطلع درونی.

در نیروهای مسلح سودان که...

اصولاً زمان‌بندیه. همش مربوط به زمان‌بندیه.

اون فقط باید آماده باشه برای وقتی که ایمن خواهد شد.

و آیا قبل از شنبه امن خواهد بود که اینجا باشیم؟

امیدواره، بله. امیدش به همینه.

- همم، هفت روز دیگه است. - آره.

پس، ما امیدواریم که...

قبل از شنبه امن بشه.

و اگه امن نشد،

کنار من تو مراسم خاکسپاری میشینی؟

- خب، نه. من... یعنی، من نمی‌تونم... - چرا؟

تو داری بقیه کارها رو برای تایلر انجام میدی.

چرا اون روز نمی‌تونی پسر من باشی؟

خب، چون من جایگزینی برای اون نیستم...

متعجب میشی که اون معیار چقدر پایینه.

خواستی من آب رو بیارم؟

اشکال نداره، نگران نباشید.

- پس آب نمی‌خواستی؟ - نه.

نه... یعنی آره، آب می‌خوام.

فقط منظورم این بود که نگران نباشید از این بابت که...

- اوه، خدای من. - ...اینکه یادتون رفت اشکالی نداره.

ببخشید، قصدم این بود گوشیم رو روی ویبره بذارم.

- اون تایلره؟ - احتمال زیاد آره.

پسرت از طریق کامپیوترش پیام میده،

برای همین مدام دکمه ریترن رو می‌زنه

و یه جمله یه جمله می‌فرسته.

آره، خودشه.

داره مطمئن میشه من سالم رسیدم.

اینا جمله‌های زیادی هستن برای یه پیام اینقدر ساده.

آه...

خب، بذار ببینم چی میگه.

- خب... - بیخیال.

لازم نیست همه‌اش به من مربوط باشه.

ولی اون قسمتی که مربوطه...

می‌تونی بگی که سالم رسیدم و اینکه...

من حالم خوبه.

در صورتی که پیام بعدی‌ش باشه.

آها، و من دمای اتاق رو میخوام. لازم نیست یخ بندازی

اگه قرار نیست کویر گرم باشه.

آره، زمستونه. به خاطر خدا،

لطفاً انقدر از این تعجب نکن.

یه ایموجی قلب فرستاد.

اون برای سالم رسیدن توئه یا حال خوب من؟

- هر دوش رو تصور کن. - چقدر باصرفه‌س!

ترجیح میدم زنگ هشدارش روشن باشه.

اینطوری منم می‌فهمم کِی ازش خبری میاد.

البته.

- چی؟ - هیچی.

- من زیادی پر سر و صدام؟ - نه.

حیفه، چون من دارم سعی می‌کنم که باشم.

جیمی، من رو میبخشی، ولی درک حضور تو برام سخته.

می‌دونم، من فقط دارم— فقط دارم کارمو می‌کنم.

حالت من رو درک می‌کنی، درسته؟ که چرا انقدر بهم ریخته‌م

که می‌فهمم من کار توام؟

نه، نه، ببخشید. بودن اینجا کار منه برای تایلر.

قصد نداشتم به این معنی باشه که شما مسئولیت من هستید.

خب، به نظر میرسه تایلر متفاوت فکر میکنه.

به نظر میرسه فکر می‌کنه می‌تونه مسئولیتش رو از خودش دور کنه

برای بودن اینجا تا با پدرخوانده‌ش خداحافظی کنه.

البته هیچوقت هنری رو جز اسم خودش صدا نکرد،

چه برسه به اینکه تلاشی کنه

که هیچ نوع رابطه‌ای باهاش داشته باشه.

خب، شاید همین باشه.

شاید برای همینه که فکر نمی‌کنه مسئولیتی داره

برای بودن اینجا؟

ولی پسر من با من رابطه داره،

یا یه زمانی داشته — یه رابطه خوب،

که به نظرم مهمه.

پس، در قبال من یه مسئولیتی هست.

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left