Pierwsze 193 wierszy.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
یالا
اوه
لعنتی، دارم فراموشی میگیرم
...تایرون؟ چه
اوخ
«مترجمین: فاطیما موسوی و سینا اعظمیان» ::. Sina_z & Fatima .::
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
کصشره
من قبول نمیکنم که گناهکارم
...پس
چی، یه دادرسی مجدد میخوای؟
این چیزی که میخوام نیست چیزیه که نیاز دارم
قرار نیست بگم کثلین رو کشتم
خدایا، مایکل
مایکل، به پول فکر کن
سالهایی که برای جنگیدن برای این حروم کردی
احمق نیستم، تبعاتش رو میدونم
اگه این کلمهها رو بگیم - اگه من بگمشون -
اگه بگی، دیگه از زندان خبری نیست
میخوای برم تو جایگاه شهود و بگم من مقصر بدترین شب زندگیمم
که من مقصر زجر کشیدن کثلینم؟
به چیزی که خوندم گوش دادی؟
داریم میگیم تو کار اشتباهی نکردی
نه تا آخرش که میگم
اشتباه کردم
قرار نیست بگم من گناهکارم
نمیتونم
میخوام از هرچیزی که
آزادیت رو به خطر میندازه دوری کنم
میخوام بچههات دیگه نگران نباشن
اونا درک میکنن، اونا حمایتم میکنن
مایک، اطرافت رو ببین
این تموم حمایتیه که در اختیار داری
بهشون زنگ زدم، گفتم نیان
تا خودشون رو اذییت نکنن تا شهادت دروغ باباشون رو بشنون
ممکنه دوباره گناهکار شناخته بشی
آره، با کدوم مدرک
تموم مدارک دادستانی یا مشکل داره یا نامعتبره
بهجز دروغات مایکل
شخصیتت
اونا هنوز به قُوت خودش باقیه
نمیتونی از فریب برگردی
از جوری که مردم میبیننت
من ادعای گناهکار بودن نمیکنم
نمیکنم
کلاس خوب پیش میره
بهنظر میرسه دانشآموزا بیشتر خودشون رو وقف دادن
متاسفم، سوفی
روزای من زیاد الهام بخش نیستن
دارم به پاریس برمیگردم
ژان به الهام دهندهـش نیاز داره
با پایین داستان به مشکل خوردیم
...پس
پس کی برمیگردی؟
مطمئن نیستم
امیدواریم فیلم رو زود تموم کنیم
ولی نمیدونم
نمیشه زمان دقیقش رو گفت
چه فکرای تو سرته؟
در مورد چی؟
بیخیال، درمورد من
ما
رابطهـمون
خب، برمیگردم به پاریس
بعدش برمیگردم
...و بعدش
همین
برمیگردی خونه به دورهم
فکر نکنم هیچوقت دورهم خونهـم بشه، مایکل
فقط به خاطر توئه که اینجام
خب، یه فکری براش میکنیم
درست میشه
،با گرفتن دستانش، نبض زندگی "
عشق و شور رو احساس میکنم
و تموم او رو میخواهم
لباهایش، موهایش
بدنش که هنوز نتوانستم ببینم
ولی سرنوشت مقاربهِ جنسی رو ازم دریغ کرده
و باعث شده وسوسه بشوم و به رابطهی معنوی قانع بمانم
رابطهای آسمانی، پاکی خالص
کلمات و ذهن او
"ولی آیا این کافیست؟
دیشب به ذهنم رسید
نظرتون؟
سلامتی مارجی، خواهرم
بهت افتخار میکنم
تقریبا 30 سالمه، طلاق گرفتم
از یه جعبه کارتنی به عنوان میز استفاده میکنم
بهت افتخار میکنم که ترکش کردی
میدونم لوکاس مرد خوبی بود
بهترین بود
امیدوارم خوب باشه
آره، ببین، باید تموم
انرژی که روی بقیهی مردم میذاری
رو برداری و روی خودت تمرکز کنی
منظورت چیه؟
خب، وقتی که بلاخره شروع
به توجه کردن به خودت کنی
دیگه نمیتونی قایم بشی
باشه، پس بگو چی رو دارم نادیده میگیرم؟
لوکاسم قبلا همینو میگفت
ما خیلی چیزا رو از سر گذروندیم
و تو هیچوقت درموردش حرف نزدی
...ما هیچوقت
یا میذاری گذشته تا ابد روت تاثیر بذاره
یا فراموشش میکنی و میگذری
نه من، نه تو نمیتونیم اتفاقی که افتاده رو تغییر بدیم
درسته، ولی میتونم سعی کنم درکش کنم
چرا حس کردم یه مشکلی بود
حتی قبل از اون شب
و به همین خاطره، میخوام
میخوام به خونه برگردم
منظورت چیه برگردی خونه؟
فقط بهم بگو درمورد چی داری حرف میزنی
تقریبا اینقدر پول جمع کردم تا بتونم به آلمان برم
تو این مدت با پتی حرف میزدم
و اون هنوز توی همون مجتمع آپارتمانی
که توش بزرگ شدیم زندگی میکنه
گفت میتونه منو به خونهی مامان ببره
و اگنس رو بیاره تا حرف بزنیم
داری به آلمان میری؟ - اوه، مارجی -
میدونستم عصبانی میشی، میدونستم
و نمیخوام چیزی رو ازت قایم کنم
خب، پس دفعهی بعدی چیزی درمورد
این چرت و پرت و پیدا کردن خودت حرفی نزن
میدونی، تو قرار بود به من کمک کنی
و الان دوباره باید نگران تو باشم
لعنتی، من همیشه باید حواسم به تو باشه
و این خیلی خسته کنندهـست
چون چند ساله که همش نگرانم
که نکن یه جا دار حال مواد زدن باشی یا این که کار داری یا نه
یا نکنه بلایی سر خودت بیاری
آلمان قراره کمک کنه
چرا اینقدر برات مهمه؟ چرا عصبانی هستی؟
هروقت درمورد زمان بچگی حرف میزنم
مثل بابا جلوی حرف زدنم رو میگیری
نرو
بهخاطر من
لطفا
متاسفم مجبورم
گاییدمت
هی، جان میخوام یه لحظه بیای اینجا
اسبیآی کثیفه
اگه وقت بیشتری داشته باشم میتونم اثبات کنم
که مدارک استنباطی کامل ارائه نشده و تحریف شده
منظورم اینه، نتایج آزمایشات مخفی شده
حالا، این مرد حبس ابد خورده
و نمیتونه با عزیزانش وقت بگذرونه
پس باید روی دورهم تمرکز کنیم؟
قطعا - بیا برسونیمت اونجا -
ما مدرک میخوایم که اونا خلاف کردن و انگیزه غیر حرفه ای داشتن
باید اینو ببینی
جسد توی سردخونهـست
خدای من
باورنکردنیه
عزیزم، پاریس چطور بود؟
همه چی خوب بود
پیرمرد چطور بود؟
ژان؟
استرس داره ولی چیزیش نمیشه
به ژان سلام برسون
دوست دارم یه روزی اینجا ببینمش
مایکل، باید برم
به زودی حرف میزنیم
خدافظ
از دریافت ایمیلتون شگفتزده شدم
کدوم ایمیل؟
درمورد قتل
چی؟
جرحاتش میخوره کتک زدن باشه
باشه، نمیدونم کی اونو برات فرستاده
ولی کار من نبوده
...یه چیزی روی
اوه
خب، یه مرد کشته شده
پلیس به دنبال یه مضنونه
روزنامهها درموردش نوشتن
بهنظر میرسه انگیزهی قاتل واضح بوده
و آلت قتل یه چراغقوهی سنگین بوده
پس ارتباطش چیه؟
علت مرگ ضربه وارد شده به سره
این یه قتله - باشه -
و هیچ شکستگی جمجمه وجود نداشته که یعنی
نه - ماهیت مرگ کثلین پیترسون -
دیگه خلاف قاعده و غیر عادی نیست
ولی تموم گزارشهای کالبدشکافی
بقیهی پروندههای ضرب ضرب و جرح
تمومشون شکستگی جمجمه داشتن
تا الان
تو گفتی انگیزه ی قتل وجود داشته
به طور رسمی، دزدی بد پیش رفته بود
ولی کارآگاه هالند فکر میکنه اون مردا همدیگه رو میشناسن
No comments yet. Be the first to leave one.