Prisoner 951

Prisoner 951

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Prisoner 951 S01E03 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-NESTED
Komentarz od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tagi

webdl
Opublikowano: 2025-12-03
Pobrania: 218
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 163 wierszy.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫نازنین بیش از ۹ ماه است که ‫در حبس انفرادی نگه داشته شده است

‫جوکاش استاندارد خوبی داره، فکر کنم.

‫چطوره پادشاه خوب ونسلاس...؟

‫بد نیست. بالاخره فقط ترقّه ارزونیه دیگه.

‫از خارجه.

‫الو؟

‫- ریچارد، عشقم. کریسمس مبارک! ‫- نازنین. وای خدای من!

‫خب، اِم... هنوز دقیقاً کریسمس مبارک نشده،

‫ولی، اِم... شنیدن صدات خیلی بهتره.

‫- غذا میخوری؟ ‫- آره میخورم. خیلی بهتر شدم.

‫خیلی خیلی بهتر.

‫شنیدن صدات خیلی خوبه.

‫خبر خوبی دارم.

‫گفتن دارن منو میبرن بخش عمومی.

‫وای این خبر خیلی خوبه. ‫همینه که لازم داری. هم ‌صحبت.

‫امیدوارم زنای دیگه دوستم داشته باشن.

‫معلومه که دارن. ‫غیرممکنه آدم دوستت نداشته باشه.

‫کجایی؟

‫خونه بابا مامانم، ‫شام کریسمس میخوریم

‫و همه‌ اش به تو فکر میکنم.

‫و کریسمس خیلی خیلی ‫مبارک به همه خانوادت.

‫کلاه کاغذی سرت کردی؟

‫اِه، نه. اگه بخوای میکنم.

‫باید بکنی.

‫برای من.

‫آره. پس... اِم... میکنم، برای تو.

‫اینجا برف اومده. کریسمس سفید.

‫داشتم تصور میکردم ‫گیسو اولین بار برفو میبینه،

‫تو برف بازی میکنه. ‫خند‌ه گیسو میشنوم.

‫با هم انجامش میدیم.

‫تو برف باهاش بازی کنیم.

‫اِم... هی، تو ایران... ‫گلوله برفی پرت میکنن؟

‫معلومه که پرت میکنیم. ‫گوله برفیه.

‫چی؟

‫اِم...

‫...گوله برف. ‫فارسیش میشه گلوله برفی.

‫خب، یه روز درست وسط دماغت میزنم

‫با یه گوله برفی.

‫قوله؟

‫قول.

‫این بابامه.

‫خیلی خوشحال. خیلی خوشحال.

‫میخوام بابت مهربونیاتون تشکر کنم.

‫همه‌ مون حسش کردیم.

‫جواب مردم به کمپین ‫واقعاً غافلگیرکننده بود.

‫و اگه اجازه بدین اول از ‫مامانای همپستد تشکر کنم

‫بابت راهپیماییشون از ترافالگار اسکوئر،

‫خیابون داونینگ، تا وزارت خارجه،

‫جایی که ما آواز خوندیم ‫و اونا اومدن پشت پنجره.

‫صدامونو شنیدن.

‫بذار ببوسمت.

‫پنج سال.

‫بعد از گذروندن یک سوم حکمش،

‫میتونه درخواست آزادی مشروط بده.

‫باید هدف بعدیمون این باشه؟

‫یهو حس واقعی شد.

‫تا حالا ده ماه گذشته.

‫یعنی ممکنه سال دیگه آزاد بشه.

‫آره گفتم حس واقعی شد.

‫یه لحظه هم فکر نمیکنم باید قبولش کنیم

‫- که اجتناب ‌ناپذیره. ‫- داریم گزینه ‌ها رو بررسی میکنیم ریک. همین.

‫خب خدا رو شکر گابریلا و خانوادش پیششن.

‫تمرکز روی آزادی مشروط ‫خیلی منطقی به نظر میاد.

‫میتونه بیاد بیرون و پیش خانوادش باشه.

‫وزارت خارجه هم حتماً موافقه.

‫وزیر قبول کرده باهامون ملاقات کنه

‫درباره سفر اخیرش به تهران حرف بزنه.

‫باید به حرفاش گوش بدیم.

‫میخواد همون بحث پارسال رو ادامه بده،

‫درباره برگردوندن گابریلا. ‫این گزینه نیست.

‫من قول دادم نازنین رو بیارم خونه.

‫این کارو میکنم.

‫با هم میان خونه.

‫جورج حتماً جزئیات جلسات من ‫تو تهران رو بهتون گفته.

‫خیلی روی همه پرونده‌ های ‫دوتابعیتی تمرکز کردیم.

‫اونا البته دوتابعیتی رو به رسمیت نمیشناسن،

‫ولی واقع ‌بینانه فکر میکنم ‫تا جایی که میشد موفق بود.

‫خوبه که اینو میشنویم.

‫باید قوه قضاییه ایران رو ‫با خودمون همراه کنیم.

‫و بازم رک میگم،

‫من هنوزم شدیداً با استراتژی شما مخالفم.

‫- باشه. ‫- شما از مهربونی یه پدر و شوهر رد شدین

‫و دارین بیشتر وارد فضای سیاسی میشین.

‫ایرانی ‌ها هم همینو میبینن و همینو گفتن.

‫گرفتن نازنین به عنوان ‫گروگان انگیزه سیاسی داره.

‫کمپین شما چیزی که ما میخوایم ‫بهش برسیم داره خراب میکنه

‫آزادی نازنین و بقیه.

‫معاون وزیر خارجشون یه لیست از هر کلمه‌ ای ‫که من و شما گفتیم داشت.

‫وقتی شما از وزارت خارجه انتقاد میکنی ‫انگار ما با هم حرف نمیزنیم.

‫از این به بعد دوست داریم شما رو ‫به عنوان کسی نشون بدیم

‫که دلش میخواد با خانوادش یکی بشه،

‫نه کسی که دنبال معامله تانکه.

‫آره. مرسی بابت... اِم... صداقت و درستیتون،

‫ولی من پرونده ‌های قبلی ‫گروگان ‌گیری رو نگاه کردم،

‫و ساکت موندن هیچ نتیجه‌ ای ‫برای اون خانواده‌ ها نداشته.

‫پیشرفت‌ هایی بوده که دیده نشده.

‫و اگه ایرانی ‌ها میگن من سیاسی هستم،

‫یعنی براشون دردسرم.

‫این عوض نمیشه.

‫خب پس داری مشکل رو بدتر میکنی.

‫شاید ریچارد بتونه مستقیم ‫به رئیس ‌جمهور روحانی نامه بنویسه،

‫به عنوان شوهر و پدر.

‫آره، ولی بهتره بعد از اینکه ‫گابریلا برگشت خونه،

‫- اون موقع محتوای نامه میتونه... ‫- اون نمیتونه برگرده.

‫گابریلا تنها چیزیه که ‫نازنین رو زنده نگه داشته.

‫شماره موبایلم رو بهتون میدم، ‫ولی فقط میتونم توصیه کنم...

‫...اگه دیده نشه که ما ‫یه تیم هستیم کمکی نمیکنه.

‫جلو اون انتقادها رو بگیر.

‫به همه بگو، ولی وقتی آزاد شد.

‫ریچارد. ریچارد بیا اینجا.

‫فکر کنم باید به حرفش گوش بدیم. ‫یه فرصت بهش بدیم همکاری کنه.

‫یعنی هرچی اونا میخوان بگیم؟

‫نه نه. میدونن تو هیچوقت قبول نمیکنی.

‫اگه الان داره مستقیم ‫با وزارت خارجه ایران حرف میزنه،

‫حتی قوه قضاییه، منطقیه که ‫با هم هماهنگ کار کنیم،

‫ببینیم کجا میبره.

‫- پس فعلاً در مورد بدهی حرف نزنیم؟ ‫- الان آره.

‫هنوز برای آزادی مشروط فشار میدیم،

‫ولی به وزارت خارجه ‫فضا و وقتی که خواستن میدیم.

‫تصمیم با خودته.

‫باشه؟ یه دقیقه فکر کن.

‫قبول کردم ساکت بشم. چه فایده‌ای داشت؟

‫توییت لعنتیشو دیدی؟ ‫توبیاس الوود.

‫میگه منتظر اجازه خانواده هستن

‫- برای برگردوندن گابریلا. ‫- آره دیدم.

‫تماس گرفتم، ایمیل زدن، ‫خبرنگارا حتی اومدن دم خونه،

‫همشون یه سوال اتهام تکراری داشتن،

‫چرا اینقدر پدر بدی هستم؟

‫چرا دارم میذارم دختر دو سالم ‫تو ایران بمونه و زجر بکشه؟

‫چرا نمیخوام بیارمش خونه؟» ‫خب ولش کن.

‫این سوالا برنامه‌ ریزی شده و عمدیه، ‫فقط میخوان حواسو پرت کنن.

‫اگه از دولت در مورد نازنین بپرسن،

‫اونا میخوان به جای معامله تانک، ‫از یه چیز دیگه حرف بزنن.

‫اون چیز دیگه هم ‫که انتخاب کردن، گابریلاست.

‫همه ا‌ش برای اینکه مجبور نشن در مورد پولی ‫که ۴۰ سالِ بدهکارن حرف بزنن.

‫به وست ‌مینستر خوش اومدی.

‫حس میکنم الان دارم با دو تا دولت میجنگم،

‫ایرانی‌ ها و دولت خودمون.

‫چیه؟

‫یه کادو.

‫از یه غریبه کامل.

‫باحاله.

‫آره.

‫یه پتو برای تو و گابریلا.

‫داری چی میبافی؟

‫- یه ژاکت درست میکنم. ‫- برای من؟

‫فکر کنم یه دونه جا انداختی.

‫ریچارد عزیزم، ‫زنای اینجا خیلی با من مهربونن.

‫مهم نیست چقدر غمگین و ترسیده باشن،

‫چقدر دنیا باهاشون بد بوده باشه، ‫اهمیت میدن.

‫انسانیت و خوبی هیچوقت ازشون نرفته.

‫گفتم یکی از زنای بزرگتر کمکم کرد

‫برای تولد سه سالگی گیسو کیک بپزم،

‫تو یه ماهیتابه رو اجاق، باور میکنی؟

‫باورنکردنیه چقدر خلاقن.

‫تو حال زندگی میکنن ‫و به آینده اعتقاد دارن.

‫ولی هر چی ماه‌ ها میگذره، ‫امیدم داره کم میشه...

‫...و یه افسردگی غیرقابل فرار پرم کرده.

‫بهم بگو این تموم میشه.

‫بهم بگو میام خونه.

‫من برای دیدن گیسو زنده‌ هستم.

More Farsi Persian subtitles for Prisoner 951

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left