Informacje o wydaniu

All Thats Left of You 2025 10bit 1080p x265 WEB-DL 6CH PaHe 30NAMA fa
Komentarz od OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم های مهجور @oldman505

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-05-15
Pobrania: 175
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫- اون چیه؟ - هیچی.‬

‫بذار ببینمش.‬

‫اصلاً راه نداره!‬

‫برگرد!‬

‫- اون مال منه. - دروغگو!‬

‫- مراقب باشین، ای وروجک‌ها! - ببخشید عمو!‬

‫برگرد! می‌گیرمت!‬

‫آهای، تو! برگرد! اون دوچرخه منه!‬

‫فکر کرده مارادوناست.‬

‫- مامان گفت شیر بگیرم. - بعداً!‬

‫مالک؟‬

‫- سلام خاله. - نور؟‬

‫- کیفم رو اونجا گذاشتم. باشه؟ - مشکلی نیست.‬

‫- مالک کجاست؟ چرا سر کلاس نیستی؟ - زود تعطیلمون کردن.‬

‫- واسه ناهار بمون، نور. - یه وقت دیگه.‬

‫بیا اینجا، بیا اینجا!‬

‫- دیدی؟ - نه!‬

‫چند بار بهت گفتم سربه سر من نذار؟‬

‫جلو پاتو نگاه کن مرد.‬

‫بریم! زود!‬

‫خیلی رو اعصابی.‬

‫آروم باش.‬

‫الان چی داره می‌شه؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫اصلاً دست از سر ما برمی‌دارن؟‬

‫- باید بریم خونه. - چرا؟ ترسیدی؟‬

‫نه، ولی باید بریم.‬

‫جان و خونمان فدای تو ای فلسطین!‬

‫انتفاضه!‬

‫انتفاضه!‬

‫این طرف! بیا اینجا قایم شو!‬

‫سوار ماشین شو!‬

‫خدا بهت قوت بده.‬

‫همون‌جا وایسا!‬

‫- خدا همراهت باشه. - و همچنین همراه تو.‬

‫- چی باید بگی؟ - ممنون بابا.‬

‫در خدمت شما هستم، سرورم سلیم.‬

‫دیروز چی بهت یاد دادم؟‬

‫من دریایم. در اعماق من تمام گنج‌ها نهفته است.‬

‫آیا غواصان را درباره مرواریدهایم پرسیده‌اند؟‬

‫شعر رو این‌طوری می‌خونن؟‬

‫نه.‬

‫وای بر شما! من نابود می‌شوم، و زیبایی‌هایم نیز.‬

‫و داروی شما، اگرچه اندک، ...‬

‫- زیباست...؟ - نه.‬

‫- گرانبها؟ - دوباره سعی کن.‬

‫وای بر شما! من نابود می‌شوم، و زیبایی‌هایم نیز.‬

‫و داروی شما، اگرچه اندک، درمان من است!‬

‫پسر خوب. بقیه‌اش رو بعداً بهت یاد می‌دم.‬

‫با گذشت زمان مرا فراموش نکن، چرا که من...‬

‫... می‌ترسم که این...‬

‫... منجر به نابودی‌ام شود.‬

‫اگه خیلی باهوشی، بگو درباره چیه؟‬

‫- دریا. - غلطه.‬

‫- ولی اون می‌گه: «من دریایم»! - اون داره از دریا به عنوان استعاره استفاده می‌کنه.‬

‫باز دوباره همین؟‬

‫- این تصویر... - نمادینه.‬

‫- اون داره زبان عربی رو به دریا تشبیه می‌کنه. - خب چرا مستقیماً همینو نمی‌گه؟‬

‫چون شعره. حرف دلت رو مستقیم نمی‌زنی.‬

‫- کی اینو بهت گفته؟ - بابا!‬

‫قهرمان.‬

‫- ای خدا. شعر خسته‌کننده‌ست. - یه جورایی راست می‌گه.‬

‫ببخشید بابا. چند تا درس دیگه قراره بهمون بدی؟‬

‫کی می‌تونیم برگردیم مدرسه؟ دلم واسه دوستام تنگ شده. -منم همین‌طور.‬

‫تا چشم به هم بزنی برمی‌گردی،‬

‫و دلتنگ روزهایی می‌شی که بابا تو خونه بهت شعر یاد می‌داد.‬

‫راسته.‬

‫اون کجاست؟‬

‫بوی آدمیزاد به مشامم می‌رسه.‬

‫من غول گرسنه هستم.‬

‫می‌خوام بخورم. اون کجاست؟‬

‫کمک! یه غول! خواهش می‌کنم منو نخور!‬

‫می‌خوام یه لقمه از اینجا بردارم.‬

‫- می‌خوایم بخوابیم یا نه؟ - نه!‬

‫بیاین دیگه. برید زیر پتو.‬

‫برید زیر پتو.‬

‫و بخوابید.‬

‫- شب بخیر. - بابا؟‬

‫- بله؟ - دیر یاسین چیه؟‬

‫- درباره دیر یاسین کجا شنیدی؟ - از رادیو.‬

‫دیر یاسین یه روستای کوچیک و زیبا نزدیک قدس است.‬

‫- شنیدم اونجا قتل‌عام شده. - چی؟‬

‫نیازی نیست به این چیزها فکر کنی. می‌دونی چرا؟‬

‫چرا؟‬

‫چون هیچ اتفاق بدی قرار نیست اینجا بیفته.‬

‫- از کجا می‌دونی؟ - من می‌دونم.‬

‫و تا وقتی بابا اینجاست... لازم نیست بترسی.‬

‫- برو بخواب. - شب بخیر مامان.‬

‫شب بخیر بابا.‬

‫شب بخیر.‬

‫بابا!‬

‫- چی داره می‌شه؟ - کجایی؟ بیا اینجا!‬

‫بیا اینجا عزیزم.‬

‫لیلا کجاست؟ احمد!‬

‫همه حالشون خوبه. بیاین همین‌جا بمونیم.‬

‫لیلا!‬

‫دوره. خیلی خیلی دوره.‬

‫خیلی دوره.‬

‫خیلی دوره.‬

‫نترس.‬

‫نترس.‬

‫- بیاین بازی حاکم و بازرس رو بکنیم. - شریف.‬

‫هر کسی یه تیکه کاغذ برداره.‬

‫بیاین دیگه.‬

‫یکی بردار.‬

‫- بازرس کیه؟ - من!‬

‫من حاکمم.‬

‫خب. بازرس باید بفهمه دزد کیه.‬

‫- تو دزدی؟ - نه پسرم. من دزد نیستم.‬

‫یه دلیل برام بیار.‬

‫دلیلم اینه که پدرتم. من هیچ‌وقت بهت دروغ نمی‌گم.‬

‫من دزد نیستم.‬

‫تو دزدی؟‬

‫نه.‬

‫دلیلت چیه؟‬

‫دیروز داشتم از قلعه نگهبانی می‌کردم.‬

‫قلعه!‬

‫من حاکمم.‬

‫- این حرامزاده‌ها دارن نابودمون می‌کنن! - مراقب حرف زدنت باش احمد!‬

‫راست می‌گه.‬

‫ارتش‌های عربی کجان؟‬

‫چطور این اروپایی‌ها فکر می‌کنن به زمین ما حق دارن؟‬

‫اوضاع تغییر کرده شریف. اونا حیفا رو گرفتن.‬

‫- ما توافق کردیم که بمونیم. - من نمی‌گم از کشور خارج بشیم.‬

‫نابلس فقط یک ساعت فاصله داره.‬

‫ما اون چیزی رو که می‌خوان بهشون نمی‌دیم.‬

‫اونا رو ول کن. بحث اونا نیست.‬

‫پس بحث کیه؟‬

‫اونا می‌خوان ما رو بیرون کنن تا بتونن همه‌چیز رو مال خودشون کنن.‬

‫این اتفاق نمی‌فته. بریتانیایی‌ها قول دادن که دخالت کنن.‬

‫بریتانیایی‌ها؟‬

‫اونا ریشه تمام مشکلات ما هستن.‬

‫اونا از پشت به ما خنجر زدن.‬

‫اون موقع از ما محافظت نکردن. الانم نمی‌کنن.‬

‫- به فکر بچه‌ها باش. - منم به فکر بچه‌ها هستم منیره.‬

‫اینجا خونه اوناست.‬

‫فقط دو هفته‌ست. تا وقتی ارتش‌های عربی بگن دوباره امن شده.‬

‫ما به خونه برادرت نمی‌ریم.‬

‫همه‌چیز درست می‌شه.‬

‫بهم اعتماد کن.‬

‫بهم اعتماد کن.‬

‫گلوله‌باران صدها عرب را در مرکز کشور به کام مرگ فرستاده‬

‫و منجر به فرار مردم از سراسر فلسطین شده است.‬

‫بمباران‌های وحشیانه شمال یافا را خالی از سکنه کرد،‬

‫و آن را به شهر ارواح تبدیل نمود.‬

‫- امروز باغ پرتقال من رو بمباران کردن. - اونا باغ‌های ابو عیسی رو بمباران کردن.‬

‫- به بچه‌ها سلام برسون. - حتماً برادر. خداحافظ.‬

‫شبه‌نظامیان صهیونیست به‌خوبی آموزش دیده‌اند و مجهز هستند.‬

‫ما هیچی نداریم. نه ارتشی، نه دفاعی.‬

‫خب که چی؟ باید تسلیم بشیم؟‬

‫من فقط دارم واقعیت‌ها رو می‌گم. هر طور میلته عمل کن.‬

‫اما اگه تصمیم داری بمونی، بهت نصیحت می‌کنم که تسلیم بشی.‬

‫چی داری می‌گی؟‬

‫یعنی همین‌طوری بذاریم کشورمون رو بگیرن؟‬

‫- اینجا خونه منم هست. منم عصبانی‌ام. - ولی قصد داری بمونی؟‬

‫فکر نمی‌کنم اونا بذارن.‬

‫به همین خاطر من و خانواده‌ام فردا راهی بیروت می‌شیم.‬

‫مشکل همینه. تو خودت بخشی از مشکلی.‬

‫خیلیا فرار کردن. دیگه کی می‌مونه که از ما دفاع کنه؟‬

‫چرا کلید خونه‌هامون رو دودستی تقدیمشون نکنیم؟‬

‫آقایان.‬

‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم برم.‬

‫تا جایی که می‌تونستم ازش دوری کردم.‬

‫اما الان دیگه خیلی خطرناکه.‬

‫این حق و وظیفه منه که خانواده‌ام رو در امان نگه دارم.‬

‫اگه شما هم می‌خواید همین کار رو بکنید...‬

‫بهتون می‌گم: تردید نکنید.‬

‫چه فضاحتی. شرم بر تو!‬

‫عجب شهرداری.‬

‫می‌دونی وقتی این دیوانگی تموم بشه کجا می‌برمت؟‬

‫کجا؟‬

‫حدس بزن.‬

‫- غزه؟ - نه.‬

‫- دمشق؟ - نه.‬

‫بیروت؟‬

‫سینما.‬

‫همون‌جایی که می‌رفتیم تا از دست پدر و مادرم قایم بشیم؟‬

‫هیچ‌وقت نتونستن پیدامون کنن.‬

‫اگه پیدا می‌کردن، الان تو اینجا کنار من نبودی.‬

‫بابام تو رو می‌کشت.‬

‫دلم واسه اون روزها تنگ شده.‬

‫- بچه‌ها! - حالتون خوبه؟‬

‫- نمی‌دونم. - همین‌جا بمونید.‬

‫کجایی عزیزم؟ حالت خوبه؟‬

‫- همه حالشون خوبه؟ - چی داره می‌شه بابا؟‬

‫- من زخمی شدم. - بذار ببینم.‬

‫نشونم بده.‬

‫طوری نیست. چیزی نیست. خوبی.‬

‫من خوب نیستم، شریف.‬

‫باید بفهمی. دیگه بسه.‬

‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‫نمی‌خوام انگشت‌هام رو قطع کنن.‬

‫می‌تونن منو بکشن، اما نمی‌ذارم مثله‌ام کنن.‬

‫هر چیزی می‌شنوی باور نکن.‬

‫شاید می‌خوان ما رو بترسونن تا دقیقاً همین کاری رو بکنیم که الان داریم می‌کنیم.‬

‫نمی‌خوام ریسک کنم.‬

‫این یکی آماده‌ست؟‬

‫امیره، بگیرش.‬

‫اون روزی سه تا تزریق داره. یادت هست چطوری؟‬

‫- آره بابا. نگران نباش. یادمه. - سلیم کجاست؟‬

All That's Left of You subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for All That's Left of You

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left