Fargo

Fargo

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 3

Informacje o wydaniu

Fargo S03E04 The Narrow Escape Problem 1080p NF WEBRip DD5 1 x264-NTb
Fargo S03E04 The Narrow Escape Problem 720p NF WEBRip DD5 1 x264-NTb
Komentarz od hossein6
►►حسین غریبی◄◄ TinyMoviez.Co

Tagi

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
Opublikowano: 2017-05-15
Pobrania: 64
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

صداپيشه‌ي راوي اين قسمت کسي نيست جز) (بيلي باب تورنتون، بازيگر نقش آدمکش در فصل اول

هر کدوم از شخصيت‌هاي اين قصه

با يکي از سازهاي ارکستر نشون داده ميشن

براي مثال، پرنده با صداي فلوت نشون داده ميشه

اين‌طوري

،اين هم اردک که با اُبوا نواخته ميشه

گربه، با کلارينت نشون داده ميشه

پدربزرگ با صداي فاگوت نشون داده ميشه

صداي شليک تفنگ شکارچي با صداي تيمپاني نواخته ميشه

گرگ، با صداي کُر

اين داستان واقعي است

اين يک داستان است

اتفاقات به تصوير کشيده شده در مينسوتا و در سال 2010 رخ داده است

،به درخواست بازماندگان اسامي تغيير کرده‌اند

،به احترام قربانيان حادثه بقيه‌ي داستان بدون کوچک‌ترين تغييري بيان شده است

و پيتر، با سازهاي زهي

راحت نشستين؟

خوبه. پس شروع مي‌کنم

ترجمه: حسين غريبي

« سنت‌کلاود »

خيلي خب

صندوق امانات شماره‌ي 1606

حدس مي‌زنم تمبر رو اونجا قايم کرده

پس کليد چي؟ مگه لازم نيست...؟

بهش بگو وقتي دکوراسيون اتاق کارت رو عوض کردي گم شده

اوه

.يادت نره با اون قمارباز گنده قرار ملاقات داريم

برت لردزمن، تجهيزات لوله‌کشي

واقعاً حس مي‌کنم اين فرصتو به چنگ مياريم

حسابي پولدار ميشيم

يادت باشه

پولدارترين آدم اتاق، هميشه رئيسه

به بانک و صندوق امانات کپلي خوش اومدين

سوار مي‌کنين يا پياده مي‌کنين؟

چي؟

اوه، شوخي کردم

مي‌خواين برداشت کنين يا سپرده بذارين؟

!اوه

...من... من

.طوري نيست، ميلي من راهشون ميندازم

ببخش که نشناختت، اي‌اس

ميلي تازه از بميجي منتقل شده اينجا

بايد چهره‌ها رو ياد بگيري، ها؟

ببخشيد

...نه، اشکالي

بالاخره بايد از يه جا شروع کرد

ميشه بري يه نوشابه براي آقا بياري؟ !خداي من

بازم بابت اون بليت‌هاي بازي تيم گوفر ممنونم

ژامپونش خيلي چسبيد

براي خواهرزاده‌م بود. يادته؟

اوه، آره. آره، خواهش مي‌کنم

...من

مي‌دوني، امروز زياد وقت ندارم

...اوه، چشم رو هم بذاري برمي‌گرده. ميلي

بيشتر توي رده‌ي خوشگل‌ها قرار مي‌گيره تا مثلاً نابغه‌ها

قصد داشتم به صندوقم دسترسي پيدا کنم

اين مدت خيلي ورزش کردي، نه؟

.انگار حجم آوردي اين مدت باشگاه مي‌رفتي؟

من... در واقع بوفه مي‌رفتم

به خاطر عروسي و اين مسائل

.آره ، مي‌فهمم کلي کيک رو بايد امتحان کرد

خيلي متأسفم، آقاي استاسي

...نه، مشکلي

کارت خوب بود

بذار آقا نفس بکشه،‌ دختر

مشکل اينه که کليد صندوقم رو گم کردم

دکوراسيون رو عوض کرديم قفسه‌ي قديمي رو انداختيم دور

اين مشکلي...؟

چون... چيزي که توشه رو امروز حسابي لازمش دارم

...خب

،اصلاً دوست ندارم سختگيري کنم، اي‌اس ...ولي بدون کليد

...آخه بايد - ...نه، درک مي -

...بايد قفل رو سوراخ کنيم و

درک مي‌کنم. منطقيه

،مي‌دوني چيکار بايد بکنيم بايد يه کليد جديد سفارش بديم

بيشتر از يه هفته طول نمي‌کشه و اين طوري قانون هم سرجاشه

مي‌فهمي که

مي‌دوني چيه؟

فراموشش کن

فقط لطف کن تمام حساب‌هام رو بده ببرم

اگه پول نقد کافي ندارين چک هم قبول مي‌کنم

...ببين، اِميت، لازم نيست

نه، مشکلي نيست، درک مي‌کنم

نمي‌خواي کمکم کني

کليد گمشده، انگار يه فاجعه‌ي مليه

ولي تو هم قانون خودتو داري

مقررات و اين چيزها

يه بانک ديگه پيدا مي‌کنم که شايد مشتريش رو در درجه‌ي اول اهميت قرار بده

به مايک زنگ بزن

...يه لحظه صبر کن، اي‌اس. ما

مي‌دوني چيه؟ اون قفل وامونده رو سوراخ مي‌کنيم

هيچ مشکلي نيست ...دو ثانيه طول مي‌کشه و بعدش مي‌توني

هر کاري خواستي بکني هر چيزي توشه بردار

...نه که من بدونم، يا بخوام بدونم. فقط

پس لازم نيست حساب‌هام رو به بانک چيس انتقال بدم؟

...بانک چيس؟ اين

عجب آدم شوخي هستي

...يه لحظه خيال کردم جدي داري

فقط بذار کليدهام رو بردارم

،تا مشغول هستي مي‌خوام ده هزار تا برداشت کنم، اسکناس صد دلاري

و يه دلار هم سکه‌ي 25 سنتي براي پارکومتر

آخه... خب، البته

...فقط بايد يه فيش پر کني

يا اصلاً مي‌دوني چيه؟

خودم ترتيب کاغذبازي‌هاش رو ميدم

...ولي، اي‌اس، ميشه پيشنهاد کنم

آخه، هر وقت مبلغي بيشتر از 10 هزار تا ...بخواي برداشت کني

..."به طور خودکار باعث ميشه "ساي

باک، اگه مي‌خواستم نظر يه عوضي رو بدونم از خودم نظر مي‌خواستم

گرفتي؟

« لوورن »

خب، منو بلاتکليف نگه ندار

،تمبر اون تو نبود ولي اينو آوردم

کريسمس

چقدر تو حسابش پول داشت؟

نمي‌دونم. شايد يه ميليون دلار

،برادرت يه ميليون داشت ..اون‌وقت تو

چقدره... 10 هزار تا برداشتي؟

،ببين، اين طرز فکر جناييه زندگي قبليت

...و بهش چي ميگي الگوهاي داخل مغز

ولي ما دزد نيستيم

،اين سرمايه‌ي اصليه

،درستش اينه ...ارزش منصفانه‌ي بازار در ازاي

چيزي که ازم گرفت، تمبره

لوورن کيه؟

چيکار کرده؟

باور کن، خودمم اعصابم خرده

من اون سگ رو دوست داشتم

البته، پوله رو هم دوست داشتم

،پناه بر خدا واقعاً همچين انتظاري ازش نداشتم

آخه، محصول بهداشتي استفاده‌شده‌ي زنونه توي کشوي ميز مرد يه چيزه

...ولي حالا

تمسخر باقيمونده‌ي يه سگ عزيز

خاکستر مُرده" فکر کنم اصطلاح بهترشه"

فقط همينو کم داشتيم

با اين قضيه‌ي وارگا

و اِرو بيچاره که هنوز جنازه‌ش سرد نشده

...مي‌دوني همين

اتفاقاً مي‌خواستم راجع بهش باهات صحبت کنم

...خودکشي چيزيه که پليس

اون جور که باهاشون صحبت کردم

آدم‌هاي پير نزديک تعطيلات که ميشه افسرده ميشن و اين چرت و پرت‌ها

ولي فکر نکنم

،آدمي مثل اين وارگا

مي‌خوام بگم، هر کاري ازش برمياد

خداي من

تو چه هچلي افتاديم؟

بايد ملاقات با اين بيوه گولدفارب رو در نظر بگيريم

شرکت رو بفروشيم؟

...اين يه کم - نه، نه، فروش نه -

فقط ميگم، باهاش ملاقات کنيم

باک ميگه پول زيادي دست اين زنه و قصد خريد داره

و به نظر مي‌رسه اينجا داريم ...درگير جريان کثيفي ميشيم، پس

آره. آره، فکر خوبيه

معلومه چه برنامه‌اي دارن؟

،وقتي پوتين بچه بود

از همون موقع مي‌دونست که در آينده مي‌خواد عضو سرويس امنيت بشه

،توي يه گودال زندگي مي‌کرد

يه عکس از برجين کنار رختش نگه مي‌داشت

،برجين که سال 1920 توي گل و لاي زندگي مي‌کرد

،اداره‌ي اطلاعات رو تأسيس کرد که بعدها کاگ‌ب شد

پدرخوانده

،و اين پسر، پوتين مبارزه‌ي سامبو ياد گرفت

با مشت خودش حاکم حياط مدرسه بود

مي‌دوني، توي روسيه براي حقيقت دو تا کلمه هست

پراودا، حقيقت انسانه

ايستينا، حقيقت خداست

،ولي نپراودا هم هست خلاف حقيقت

و اين سلاحيه که رهبر ازش استفاده مي‌کنه

چون چيزي رو مي‌دونه که اونا نمي‌دونن

« اِ. استاسي »

هر چيزي خودش بگه حقيقته

« هيئت آزادي مشروط سنت‌کلاود »

نمي‌فهمم اين وسط چي پيچيده‌ست

،يه بي‌عرضه‌ي بالفطره و يه معتاد رو در نظر بگير

،بي‌کار باشه ،جيب‌هاش هم خالي باشه

،ترک يکباره هم کرده باشه

...فکر کردي همچين آدمي راه نميفته

تصادفي دنبال کسي بگرده که ازش دزدي کنه؟

چرا

ولي پس چرا يه صفحه از دفتر تلفن رو پاره کنه؟

يه خونه انتخاب کنه؟ ...معنيش اين نيست که

بفرما

براي يه مشکل يه بخشي کلمه‌ي سه بخشي استفاده کردي

...اولاً، اين کلمه دو بخشي بود

بذار بهت بگم توي فلوجه چي ديدم

سربازها. خب؟

افراد من روي زمين افتاده بودن و دل و رده‌شون توي پوتين‌شون بود

...اين چه ربطي

...با کمال احترام

مي‌دوني بمب کنار جاده‌اي چيه؟

مثل قطعه‌هاي ماشين و ديناميته

يا از روش رد ميشي يا نميشي

همين. مي‌فهمي؟ تصادفيه

يا بمب‌هايي که توي خيابون آمريکاست

کي کشته ميشه؟

تصميم مي‌گيري اون روز سگت رو گردش ببري يا چمن جلوي خونه رو بزني؟

مشکل تو اينه که قضيه رو بيش از حد پيچيده مي‌کني

زير کف تخته‌اي خونه‌اش کتاب پيدا کردي

بدون اجازه به هاليوود کوفتي سفر کردي

More Farsi Persian subtitles for Fargo

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left