Pierwsze 200 wierszy.
دماي هوا در نيويورک براي پنجمين روز متوالي
و بدون پاياني مشخص، 38 درجه بوده و .از اين جهت رکوردشکني کرده است
!بهت ميگم چي ميخوام
بهت گفته بودم که باهات تماس ميگيرم
آره، چيزي که دنبالشي رو بدست مياري
!حرومي جلوم هفتتير کشيد
!شدني نبود
...مشکلت چيه؟ بهت گفته بودم که
نميخواي ماشينت رو يه جاي ديگه پارک کني؟
!برين کنار
!خداي من
!کنار! کنار
شليک کردن
برين گمشين کنار
!بنداز تفنگو
...تفنگ رو بنداز و بخواب روي زمين
!برين کنار
!کنار
برو، برو، برو
بلندشو از رو ماشينم
فورا از ماشين بيا بيرون
با پليس تماس بگير
...و بعدش ميخواست - !تو! تو -
!آروم باش
زنگ بزنين پليس
ولم کن! خواهش ميکنم ولم کن
!کمک! خواهش ميکنم يکي کمک کنه - !خفه شو! خفه شو -
لطفا همه برگردن عقب
« ايرانفيلم، تيويورلد و تاينيموويز تقديم ميکنند » .:: TinyMoviez &Tvworld & IranFilm ::.
Drama مترجمين : حسين غريبي و آرين
...تا حالا شده صبح از خواب بيدار بشي
...و از لحظهاي که از تخت ميزني بيرون
تمام ملکولهاي بدنت درد کنه؟
نه هيچوقت - توي بد دردي هستم رفيق -
نکنه دوباره رفتي باشگاه؟
نه بابا. به نظرت من ميتونم از اين مدل تصميمهاي سالم بگيرم؟
يکي رو بردم بيرون، متيو. رفتم برقصم
تصميم دارم حرفت رو باور نکنم - ولي حقيقت داره -
ميشه يک سوال شخصي ازت بپرسم؟ - بفرما -
ديوونهاي؟ - آره -
همون دختر خدمتکاره رو بردي بيرون؟ - چطوري داش فاگي؟ -
اسمش بتانيه
و بدن تميزي هم داره
تو قهرمانمي
مراقب باش گوسفند - خب قرار بعدي کيه؟ -
منشاء درد اصلي از همينجاست - !نه -
آره. فقط همون يک قرار بود
"آخر شب من رو مثل پسرعموش بغل کرد و گفت "بعدا بهت زنگ ميزنم
!عجب نامردي
ميدوني مشکلم چيه؟ - مطمئنم رقصيدن نيست -
ميدوني که بلدم برقصم
.مصيبت کور بودن توئه تا حالا رقصيدنم رو نديدي
آره ولي ميتونم افسانههايي که توي دانشگاه حقوق شنيدم رو به خاطر بيارم
خب بگو ببينم، مشکلت چيه؟
.رفيق پايه ندارم ديگه اصلا باهام نمياي بيرون
ميتوني نلسون و مورداک رو موقع رقصيدن تصور کني؟
نميتونم منکر حماسي بودنش بشم
پس باهام بيا بيرون، مت - باشه -
بيخيال ديگه. فقط يک بار خودم و خودت
چي شده؟
داري خونريزي ميکني
کجا؟ - پايهي جمجمهت -
تميزش کردي؟
کسي متوجه نميشه، اگه منظورت اينه
ممنون
از اين کار متنفرم - لازم نيست راجع بهش صحبت کنيم -
فکر خوبي بود
ميدوني، کارن داره بابت زخمها و کبوديهات سوال ميپرسه
تو چي بهش ميگي؟ - که به الکل اعتياد داري -
اينکه فاجعهست
خب قابل قبولتر از
اينه که بگم تو يک لباس شيطاني ميپوشي و دهن غريبهها رو سرويس ميکني
ميدوني، اين قضيه ديگه فقط مشکل تو نيست
و منم از استخون هاي شکسته شده
و بيهوش پيدا کردنت، خسته شدم
ما چي ميشيم؟ - نلسون و مورداک؟ -
تا حالا شده به اين فکر کني که اگه گير بيوفتي چه اتفاقي ميوفته؟
در بهترين حالت، مجوز وکالتت رو ميگيرن
اونوقت تو کار خوبي که باهم شروع کرديم رو ادامه ميدي
اصلا حاليته چي ميگي؟
.تو همکار مني نميخوام تنهايي ادامه بدم
...فاگي
هفتهي پيش، يک موکل به اسم زولي آلميدا به دفترمون اومد
ادعا کرد که جونش در خطره و ما هم از لحاظ قانوني نميتونستيم بهش کمک کنيم
يادم مياد
تو يک پناهگاه عالي براي زنان کتک خورده پيشنهاد کردي
و اونم رفت اونجا - آره، سعي کرد بره -
همون شب شوهرش فهميد که زنش ميخواد ولش کنه
براي همين تا ايستگاه اتوبوس
با يک شکم پر از آبجو و يک چاقوي قصابي در دست دنبالش کرد
اين رو بهم نگفته بودي - خب الان دارم ميگم -
آقاي آلميدا با اين قصد از آپارتمانش بيرون رفت
تا خانم آلميدا رو تيکه تيکه بکنه
و البته با بريدن گردنش شروع کنه
حدس بزن چي شد؟
همچين اتفاقي نيوفتاد
به جاش با دو تا دست شکسته و يک دستور دادگاهي حفظ فاصله
توي بيمارستان بهوش اومد
خداي من، مت
اگه من يک شب کار کنم، مردم آسيب ميبينن
من نميخوام از دست بدمت
نميدي - قول بده -
ميخواي روي قلبم صليب بکشم؟
من رو مسخره نکن
قسم ميخورم
بيا بريم به کارمون برسيم
آره اين گرما داره کلافهم ميکنه
احمقا
.صبح بخير پسرا امروز زياد قدم زدين؟
صبح تو هم بخير - صبح بخير کارن -
امروز چي داريم؟ - خيلي خب -
...خب سگ آقاي مارينو توسط
همسايهي ايشون به شدت کتک خورد به خاطر اينکه
سگ به مجسمهي سنت فرانسيس اين آقا بي حرمتي کرد
بي حرمتي؟
رودهش رو خالي کرد
اين سگيه که ميخوام ازش دفاع کنم - تمام و کمال مال خودت، کابوي -
و مکسول هم ديشب توي يک دعوا کتک خورد
خودش دعوا رو شروع کرده بود
با بيمارستان "متروجنرال" تماس گرفتم و گفتن که حال اون طرف هم خوب ميشه
اما اگه ميخواين برين دادگاه
توصيه ميکنم تا زمان خوب شدن آروارهش صبر کنين
کار دختره خيلي درسته
روحتم خبر نداره
و مجوز کار خانم هاسينتو
براي سومين بار تائيد نشده
پدرشون فوت کرده و ميگه فقط با کار توي کارخونه
ميتونه خانوادهش رو حمايت کنه
خب بهش بگو که نگران نباشه - آره -
فرمهايي که براي وزارت نيرو پر کرده بود رو آوردم بيرون
خوبه. چون ما قراره براش يک کار بهتر پيدا کنيم
و اين فقط قرارهاي ساعت اول بود
بريم راجع به قرارهاي ساعت 10 صحبت کنيم؟
اون چيه؟
اون موزها از آقاي تيت هستن
.هزينهي اون خم کن گلگير رو اينطوري داده ...و براي تو هم
کيک توت فرنگي و ليمو
مال خودمي
...خب
من نسخهي آزمايشي رايگان يک نرم افزار حسابداري رو روي کامپيوترم نصب کردم
خبر خوب اينه که ميتونم هر سي روز
...با يک ايميل تقلبي جديد، تمديدش کنم. اما
...خبر بد اينه که ما ورشکسته شديم
.به معناي واقعي کلمه پول نداريم و درآمدمون کفاف هزينههامون رو نميده
درستش ميکنيم
نميدونم چطوري اما مطمئنم که درستش ميکنيم
باشه
...خب پس به نظرم تا اون موقع
شيريني و ميوه داريم
آره. همينطورم پنکه
پنکههاي قابل حمل و برقي - آره -
و همديگه
خانم هاسينتو، ميشه بفرمايين داخل؟
ببينيم ميشه براتون يک راه بهتر براي زندگي در هلزکيچن پيدا کرد يا نه
بفرمايين بشينين
.عذر ميخوام آقاي نزبيت بلاد" هنوز فعاله"
پس حواست بهش باشه توماس
!آشغال بدردنخور
چرا ده دقيقه پيش انقدر وحشي نبودي؟
!اينجا بوي گه سگ ميده
ديگ به ديگ ميگه روت سياه
يکي براي اين بنده خدا يک پيک آماده کنه
.گروتو، کثافت عوضي منظره توي کون نزبيت چطوره؟
...آقايون، اگه اجازه هست
قبل از شروع، يک صحبتي با شما دارم
امشب، شب جشنه
...شبي براي صحبت در باب آيندهي خانوادمون
و قدرداني ما از حمايت پدر اين آقا
...اما شايد نکتهي مهمتر
الان زمان تفکري هوشيارانه باشه
!ارواح عمت
دويست سال پيش، مردم ما چيزي بيشتر از يک مشت کشاورز بي ارزش نبودن
و تنها هدفشون زنده موندن بود
چيزي جز اميد و زور بازو نداشتن
و با اومدن به امريکا، هر دوش رو همراه خودشون آوردن
و بسياريشون به همين شهر اومدن
فکر کنم به اندازه کافي خوردي، جورج
بعضي از شما جوون هستين
براي همين احتمالا به خاطر نميارين
ولي زماني بود که ايرلنديها صاحب هلزکيچن بودن
هيچکس بدون اجازهي ما حق نفس کشيدن نداشت
،و هر احمقي که ميخواست زيرآبمون رو بزنه بهاي سنگيني پرداخت ميکرد
پليسها، قاضيها و نمايندههاي مجلس براي ما کار ميکردن
کل شهر گوش به فرمان ما بود
اما ما از خود راضي شديم
هوشياريمون رو از دست داديم
و همين براي اون ويليام فيسک آشغال کافي بود
تا چيزي که در اصل حق ما بود رو ازمون بدزده
درسته
بعضيامون از فيسک ميترسيدن
بعضيها فرار کردن
...چند نفري
حتي براش کار کردن
و به مردم خودشون پشت کردن
ولي حالا شيطان اون رو فرستاد پي کارش
و آقايون، اين مورد براي ما فرصتي استثنايي مهيا کرده
روسها مردن
چينيها دمشون رو گذاشتن لاي پاشون و فرار کردن
و تجارت مواد رو خالي و در انتظار يک صاحب جديد گذاشتن
از ياکوزا هم صدايي در نمياد
No comments yet. Be the first to leave one.