Specials

Informacje o wydaniu

[AnimWorld] Shinigami Bocchan to Kuro Maid- 09
Komentarz od MrManjiro
MrManjiro

Tagi

other
Opublikowano: 2021-09-11
Pobrania: 46
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

....می تونی تصور کنی

زندگی رو، که درش نمی تونی کسی رو که دوست داری لمس کنی؟..

.اون زندگی هرچی رو که لمس می کنه ازش می گیره

.این نفرینی بود که یه جادوگر روش گذاشت

.مادرش خودشو ازش دور کرد

.دوستاش بهش می گفتن هیولا

.حتی غریبه ها از اون به عنوان متجسد مرگ حرف می زدن

،و با این حال

.اون اصلا احساس تنهایی نمی کرد

.می خوام به راب یه هدیه بدم

فکری چیزی دارید؟

..همم

عینک مطالعه چطوره؟

.نه-اه، غیرممکنه، عمرا

.اصلا حرف عینکو نزن

می خوام بتونیم

.می خوام مستقیم تو چشمای هم نگاه کنیم،نه از طریق یه جفت لنز

خب پس، دستمال چطوره؟

!فکر عالی هستش! ممنون، آلیس

.اون درست مثل شما احساساتیه، اعلیحضرت

دنیای انیمه تقدیم می کند

مترجمین MrManjiro & RadLad

زیرنویس های بیشتر در کانال تلگرامی @awsub

..امروز شب کریمسه، ها

قسمت نهم شب کریسمس، دوک و آلیس

.بخاطرهمین، ویولا بهم گفت که امروز میاد اینجا

.و به همین دلیل به راب هدیه می ده

.بانو ویولا دختر شجاعی هستن

اما من یکم ناامید شدم که نمی تونم شب کریمس رو

.باهم تنها بگذرونیم، اعلیحضرت

!من سریع می رم که تمام درای عمارت رو سریع قفل کنم

!لطفا، برگردید! فقط داشتم سوخی می کردم

.کاف و زین هم بعدا قصد دارن بیان

.بنظر میرسه امشب یه مهمونی کریسمس داریم

اوه؟ یه مهمونی، ها؟

فکر می کنی اشکالی نداره تو همچین فعالیت انسانی عادی شرکت می کنم؟

.خب، می دونید، شما همیشه انسان بودید

.اما ما داریم در مورد یه مهمونی کریسمس صحبت می کنیم

.و من اینجا همون کلاه و لباسای قدیمیم رو پوشیدم

.ظاهر شما همینطوری که هست خوبه

.اگرچه من تصمیم گرفتم بهترین جفتم رو بپوشم

.یعنی، از لباس زیر

...ها؟! چرا داری به من نشون می دی

!یو-هو

.کریسمس مبارک، مامان

.بنظر می رسه این اواخر زیاد بیرون می ری

.آره، خب، یه چند تا کار داشتم

،نمی دونم دقیقا کجا می رفتی

.اما کریسمس یه زمانی هستش که باید با خانواده صرف بشه

.امروز خونه بمون

.البته، مامان

...و یه چیز دیگه

تا کی می خوای همچین لباسای بچه گونه ای بپوشی؟

.ببخشید، مامان

.همه چی رو طبق برنامه برای رفتن من آماده کنید

....اما بانوی خونه گفت که شما نباید

تا وقتی وقتم رو با خانوادم بگذرونم اشکالی نداره، درسته؟

.و به شما بچه ها هم نیازی ندارم تا بهم بچسبید

.تا وقتی رانندمو دارم مشکلی نیست

.داره می ره رابو ببینه

کریسمسه، و دوباره می خواد به اون جای عجیب بره؟

...این یه سفر ویژه دو ساعتست

!دو...دو

!اوه،عزیزم! دوباره رفتارهای پسر دومی بودنش شروع شد

!چه قلب قوی داره

،تو بهش می گی مهمونی

،ما حتی یه درختم نداریم

.هیچی نداریم تا به ما روح کریسمس رو بده

.حق با شماست

...خوب می شد اگه ما حداقل یه بابانوئل داشتیم

بابانوئل، ها؟

اعلیحضرت؟

اعلیحضرت؟

اعلیحضرت؟

اعلیحضرت؟

اون جا چی می بینید سرورم؟

.شاید خیلی کریسمسی نباشه اما سعی می کنم بهترین وعده های غذایی رو آماده کنم

.فکر می کنم قراره اوقات خوبی داشته باشیم

.آره. من خیلی خوشحالم

.یه دستمال گرفتم که فکر می کنم خیلی به راب بیاد

.امیدوارم بتونم بهش بدم

ارباب والتر، برای من مشکلی درست نمی شه اگه بدم کالسکه رو شما برونید؟

.این بهترین فرصته برای این که بفهمم برادر بزرگتره لعنتیم الان داره چی کار می کنه

.بنظر می رسه ویولا به چیزی شک نکرده

.فقط صبر کن، برادر بزرگتره احمق

...کسی که عنوان وارث خانواده رو به ارث می بره

!.....منم

.همین الان یه سردی شدیدی رو احساس کردم

!خدای،من! این وحشتناکه

می شه همدیگه رو به گرمای بدنمون گرم کنیم؟

!نمی تونم

!داریم میاییم

!کریسمس مبارک

!کاف و زین، خوش اومدید

!هی، آلیس، خیلی وقته ندیدمت

.می بینم که سینه هات مثل همیشه بزرگه

.براتون یه چیزی آوردیم

!وای، درخت کریسمس

.ممنون

.ما همین الان تو این فکر بودیم در مورد درخت کریسمس چی کار کنیم

!بیایید سالن ها رو انقدر قشنگ تزئین کنیم که کفشای بابانوئلم کنار بذاره

چی، بابانوئل؟

ها؟

!شاید امسال بتونم اونو ببینم

،من فکر می کنم حتی جادوگرا هم به وجود اون اعتقاد دارن

خب،چرا کمک نمی کنی درخت رو تزئین کنم،آلیس؟

!اوه-هو! اگه آلیس کمک می کنه،پس منم می خوام کمک کنم

.حتما

.نه،زین-- .به هیچ وجه،زین--

حتما باید اینطوری کنید؟

.خب، این جا خیلی ترسناکه

.بذارید خانما درخت رو تزئین کنیم ما بریم اتاقو تزئین کنیم

!رون رون

!ایول

!رون؟

...همم

.گمونم اون از نوع جی باشه

!هی، مراقب باش

،موضوع رو عوض کنیم

فکر نمی کنی تزئین کل اتاق برای دو نفر آدم سخت باشه؟

.بهتره چهار نفری انجامش بدیم

...به اندازه کافی

منظورتون اینه می خوایید خانما کار سخت تر رو انجام بدن؟

.چی؟آهان، منظورتو فهمیدم

...درواقع تو داری یه حرف درست می زنی

!ام، یه لحظه اجازه بده

،به علاوه اگه هروقت از کاف بخوایید کار سختی انجام بده

.باعث می شه سخت تر تلاش کنه

!این غیرممکنه

.می بینید، اون نمی تونه کار زیادی انجام بده

.تنها چیزی که اون داره زیباییشه

.اوه،پس اینو می دونی

این دیگه چه جهنمیه؟

.و اون نمی تونه دروغ بگه، و قلب بزرگی داره

....و اون یه جورایی سکسیه

!بسه دیگه

چرا بهش نمی گی چه احساسی در موردش داری؟

.نمی تونم این کار رو انجام بدم

،به هر حال

.اون از بچگی اینطوری بوده

....از اینکه دوست خوبی هستی ممنونم

...ها؟ خب، این منم که باید از شماها ممنون باشم

...خب در این مورد کافیه، بیا یکم شوخی بکنیم

!روی آلیس...

!عمرا

،مثلا من اینو اونجا پرت می کنم

چی میشه اگه این روبان اتفاقی دور آلیس بپیچه؟

فکر نمی کنی کاملا سکسی و زیبا بشه؟

!تعجب می کنم، چطوری به اون جا رسید

می دونم، درسته؟

یا، اگه این تنها چیزی بود که به بدن برهنه اون پیچیده شده بود؟

.فکر کنم صحبتامو شنید

تو هیچ وقت یاد نمی گیری، مگه نه؟

.تموم شد

!هی،زین! بیدار شو! بیدار شو

!زین، بیا یه نگاه بنداز

!باید بخاطر کمکای زیاد آلیس ممنون باشم، ولی منم یه کمکی کردم

.هی، چه کار بزرگی کردی

خب، چی فکر می کنی؟

تو دنیای جادوگرا همچین چیز قشنگی وجود نداره، مگه نه؟

چرا بهش نمی گی چه احساسی داری؟

.مطمئنم که خوشگله

...و-و تو هم همینطور، کاف

چی؟

!اون وایستاده خوابیده؟

اون گفته بود که می خواد یه چرت کوتاه بزنه

.چون بابانوئل نصف شب قراره بیاد

!چی--؟

!اون بدترین زمان ممکن رو برای این کار انتخاب کرده

من یه جای بهتری واسه خوابیدنش پیدا می کنم

!بیا اینجا

...اونجا یکم براش سخته

.مشکلی نیست

.من مجبور نیستم کاری بیش تر از حد توانم انجام بدم

.می رم یکم چای درست کنم

!ممنون،آلیس

.اوه، آرزو داشتم مثل کاف زندگی آسونی داشتم

.زندگی تو از نظر من آسون بنظر می رسه

این طور فکر می کنی؟

..حتی والترم این جا نیست

!من این جام

.اون خیلی عجله داره

یعنی بدجوری دلش می خواد اون پسر اولو ببینه؟

اون چیه؟

.ویولا باید اینو انداخته باشه

!نگو که واسه اونه

!لعنت بهت، پسر اول

.همونطور که انتظار داشتم این خونه درو کننده ارواحه

...کریسمسه

.و اینجا خلوته....

.شنیدم تنها کسایی که این جا زندگی می کنن اونو و دو تا از خدمتکاراشن

.می دونم بخاطر نفرینه، اما هنوز یکم ناراحت کنندست

.فقط باید نشون بدم که از اون تو گرفتن عنوان وارث بهترم

...من باید خیلی،خیلی ساکت باشم

!وایسا ببینم، لباس بابانوئل این جا چی کار می کنه؟

این یه جور تلست؟

...و

!چرا ریش تقلبی داره؟...

اوه؟

ها؟

More Farsi Persian subtitles for The Duke of Death and His Maid

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left