Pierwsze 200 wierszy.
« اميت استاسي »
اين داستان واقعي است
« ادارهي کلانتري »
« گلوريا برگل »
« استعفانامه »
اتفاقات به تصوير کشيده شده در مينسوتا و در سال 2011 رخ داده است
به درخواست بازماندگان اسامي تغيير يافتهاند
خوبه
فقط چند تا مونده
ديگه آخراشه
به احترام قربانيان حادثه، بقيهي داستان بدون کوچکترين تغييري بيان شده است
« بايد با هم صحبت کنيم » « گلوريا برگل »
پليس
اوه، سلام، با کي تماس گرفتم؟
کلانتري بخش ميکر
با گلوريا برگل کار داشتم
خودمم - من لارو دالرد هستم -
براي ادارهي ماليات داخلي کار ميکنم
اسنادي که فرستادين به دستم رسيده
ولي چند تا سؤال دارم
شما؟
مأمور دالرد. ادارهي ماليات
پاکتي که فرستادين دقيقاً براي من بوده
يه يادداشت هم فرستادين
ادارهي ماليات؟ ...من هرگز چيزي نفرستادم
خب، اسم شما روش نوشته
...ببينين، اين آخرين روز منه، پس
شما روي پروندهاي در خصوص اميت استاسي يا شرکت استاسي کار نميکنين؟
اين شماره رو از کجا آوردي؟
اينم روي يادداشتي بود که فرستادين
،جدولهاي ارقام طرفهاي کاري، توافقات وامي
مطمئن نيستم چطور منو پيدا کردين
،به نظرم آقاي استاسي حمايت ميشه
شايد حتي در بالاترين سطح
تحقيقات من پارسال از طرف دولت متوقف شد
...پس بايد با احتياط کامل پيش
،ببينين، آقاي دالرد نميدونم چي بهتون بگم
ما پروندهاي در خصوص ...آقاي استاسي داشتيم ولي
خب، اون پرونده الان مختومه شده
مدارک يه توطئهي مالي گسترده جلوي چشم منه
که شامل فرار مالياتي بارز
و تغيير کاربري سرمايههاي شرکت به اموال شخصيه
،به نظر مياد در سال گذشته
آقاي استاسي بيش از 200 ميليون دلار
قرض گرفته تا صرفاً براي خودش پول به جيب بزنه
،و البته براي شرکاش آفايي به اسم ساي فلتز
و يکي به اسم وي.ام. وارگا
دوباره اون اسمو بگو
اه، وي.ام. وارگا؟
مطمئن نيستم "وي.ام" مخفف چيه
همونجا بمون. الان ميام
اوه، صبر کن. آدرست کجاست؟
دو تا دل
،سه تا گشنيز چهار تا پيک
پنج تا بدون خال آتو
بهش زنگ بزنيم؟
ده دقيقهي ديگه
آخريشه
بفرما
...خب
بايد خوشحال باشي، آقاي استاسي
اقدام شمارهي يکت انجام شد
ذخيرهي ثروت
خيلي خستهام
کاملاً طبيعيه
توي طبيعت هميشه اتفاق ميفته
حيوانات کوچکتر در آروارههاي حيوانات بزرگتر سست و بيحال ميشن
غريزهي ذاتيه
در يه مرحلهاي، خوراک ميفهمه که خوراکه
بله
...اوه
.استراتژيست منتظر تماست بودم
بله، پيشمه
تمام پول، مشروط به اينکه ...تو هم به قولت عمل
باشه
همون محل جذاب قبلي؟
نه، اين آدرس رو نميشناسم ولي مطمئنم ميتونم پيداش کنم
،محض اطلاعت ميگم
من با گروهي ميام که در اصطلاح نظامي
"بهش ميگن "تيم آتش ...تا هيچ کلکي
!برو عقب. برو عقب
عزيزم، ببخشيد بايد قطع کنم
مجبورم نکن. شليک ميکنم
من خوراک نيستم
نه، البته که نه
تو به من دروغ گفتي
.هيچ قوم وحشياي قرار نيست بياد هيچ قوم پست و فقيري
!دشمنم تويي! نه
آروم، آروم، آروم، نه
آروم، دست بردارين
يه کم از آقاي استاسي فاصله بگيرين
حق داره بدخلق باشه
بعد از تمام سختيهايي که کشيده
ديگه بسه
!برگههام رو بهم پس بدين و برين بيرون
آيا طرفدار پيشرفت هستي، آقاي استاسي؟
تکنولوژي؟ - حرف زدن بسه -
،ميدوني، قديمها فقط آدمهاي قوي پولدار بودن
مسئله اين بود که آدم چقدر پول ميتونه حمل کنه
،ولي بعدش خاندان مديچي بانک رو اختراع کردن
و ثروت و پورن
انگيزهي نوآوري اينه
البته تکنولوژي مزاياي ديگهاي هم داره
،مثلاً امنيت، ماشيني امنتر قلب مصنوعي
...و خب، اينکه اسلحه ممکنه مجهز به
حسگر اثرانگشت باشه
تا کسي جز صاحبش نتونه ازش استفاده کنه
درسته
ميتوني حسش کني، نه؟
روي دستهش
بجنب، نگاهش کن
منتظر ميمونم
ميبيني، پيشرفت در همهي زمينهها
خيلي خب، همه چيزو پاک کنين
ما هرگز اينجا نبوديم
دختره زنگ زد؟ - آره، بايد يه سر بريم -
اين اشتباهه
متأسفانه، نبايد اثري به جا بذاريم
اون هاردها رو لازم داريم
بجنب
سوانگو
سوانگو
من ميرم - نه -
خطري نيست
اون بچه؟
« طبقهي سوم - واحد 327 »
دو تا آسانسور
« پول رو اينجا بذارين » « هاردها توي واحد 209 هستن »
« هاردها دست ادارهي مالياته. برو بيرون »
مال توئه
من فقط داداشه رو ميخوام
يعني چي؟
ببخشيد
...اين کار... شما نميتونين همينجوري
.خيلي ممنون اميت. اميت عزيز
حالت چطوره؟
...به نظر
خب، مطمئنم اين موضوع برات راحت نيست
تو براي وارگا کار ميکني
تمام اين مدت
مثل درِ ضد آتيشي که به آتيش ديگهاي ختم ميشه
اميت، بايد خوب گوش کني چي ميگم
شرکت استاسي، امروز صبح تمام داراييهاش رو به قيمت
صد هزار دلار به ريلايمنت فروخت و ميخوام از سخاوت زيادت تشکر کنم
ولي الان شرکتت جمع بدهيهاش بيش از 300 ميليون دلاره
بايد فوراً اعلام ورشکستگي کني
ولي نگران نباش
،ثروت شخصيت
سودهايي که با شراکت ،در اين فعاليت به دست آوردي
...همگي به دقت مخفي شدن. پس
در کل بد نيست
مايک و مايک تا بيرون همراهيت ميکنن
...و يعني ميگي اين ثابت ميکنه
تا 18 ماه پيش، شرکت پارکينگ استاسي يه شرکت ملکي سنتي بود
در اطراف مينسوتا 24 تا زمين داشتن
پارکينگهاي عادي و چند طبقه
،نرخ استانداردي براي پارک دريافت ميکردن
نرخهاي ماهيانه و ساعتي
سپس طبق دفاتر حساب مبلغ يک ميليون دلار
از شرکتي به اسم ناروال قرض گرفتن
تا جايي که تشخيص ميدم شمارهي ثبت شرکتش جعليه
خب، چهار ماه پيش
مدارک جديدي براي شرکت ثبت شدن
و وي.ام. وارگا رو به شرکاي شرکت پارکينگ استاسي اضافه کرد
يه مرد بريتانيايي؟ حدود 180 سانت؟
محل تولدش توي فرم نيست
ولي به نظرم همون مرديه که ديدم
...پس، داريم از پولشويي حرف ميزنيم يا
منم اول همين فکرو کردم، ولي نه
اين چيز متفاوتيه
يه جور خريد يا شيرهکشي با اعمال فشاره
که در اون، شخصي از بيرون مالک يه شرکت سالم ميشه
به نامش ميليونها دلار پول قرض ميگيره
که از جيب شرکا کم ميشه
،بعد شرکت رو ميفروشن
،شرکتي که زير بار بدهيه به کسري از قيمت
و اين جرمه؟
نه اگه درست انجام بشه. نه
يعني چي؟
،منظورم اينه که، جدا از اخلاقيات
اينکه شرکتي شرکت ديگهاي رو بخره و تمام سودش رو بالا بکشه
کاملاً قانونيه به شرط اينکه آدم نص قانون رو رعايت کنه
و ماليات لازم رو بپردازه
که نپرداختن - صحيح -
مدارکي هست که تمام پولهايي که شرکت استاسي
...در 4 ماه گذشته قرض کرده به دهها
حساب برونمرزي منتقل شدن که به نام هر سه شريک هستن
آقاي استاسي، آقاي فلتز - و اين وي.ام. وارگا -
که پارسال يهو پيداش شده - اينطور به نظر مياد -
...اه
اوه
...بر
برگل هستم
چي؟
پنج تا جسد توي طبقهي سوم بود
.از هر دو طرف تيراندازي شده بوده کشتار تمام عيار بوده
رئيس نظرش اينه که براشون کمين کرده بودن
کي کمين کرده بوده؟
.اين مرد رو نميشناسم ولي بعديش رو ميشناسي
گفتم که
No comments yet. Be the first to leave one.