Pierwsze 200 wierszy.
آنچه گذشت
.اسمش ژان والژانـه
از یه بچه دزدی کرد و هرگز .تاوان جرمش رو نداد
تو پاریس چیکار میکنی؟
.یه مجرم خطرناک رو شناسایی کردم
حالا خودش رو جای شهردار .مونتروی جا زده
.اشتباه میکنی
!مامان - !یه بچه حرومزاده داره که در مونتفرمی ولش کرده -
نه! ماهانه براش 15 فرانک .ارسال میکنم
!بهم دروغ گفتی .اخراجی
میفروشی، عزیزم؟
.گناهکار بودم
،ولی وقتی کوزتام کنارم باشه .به این معناست که خدا من رو بخشیده
!لابد وضعش توپه
فکر نکنم ازش !به قدر کافی خواسته باشیم
.بوی گند میده
.فانتین! اشتباه میکردم .بذار سعی کنم جبران کنم
بچهات رو پیدا میکنم تا بتونید .پیش همدیگه باشید
.قول میدم
.والژان واقعی پیدا شده
.قراره در آراس محاکمه بشه
.زندگیش تمومه
.باید بدون تعلل بچه آورده بشه
!بله، درک میکنم، خواهر
میخوام به مونتفرمی بری .و دختر کوچولوش رو بیاری
.باید برم یه جای دیگه
موسیو مادلین کجاست؟
موسیو شهردار به .مونتفرمی رفتن
،رفته کوزت رو
.بیاره
.همینه
.رفته دختر کوچولوم رو بیاره
دادگاه آراس
بـینـوایـان
امیرعلی با افتخار تقدیم میکند
.زندانی پشت میلهها
،تو متهم به دزدی اموال، به عبارتی 9عدد سیب از
،باغ پیرون هستی
که ادعا داری روی زمین .خارج از دیوارهای باغ پیدا کردی
تصمیمش با هیئت ژوریه که بگه .جانب تو از وقایع حقیقت داره یا نه
،و در تصمیم گیریشون
شکی نیست شهادت ،چهار شاهد رو لحاظ میکنن
که سه تاشون از همسلولیهای سابقت ،هستن و یه گارد سابق زندان
و بازرس ژاور، تو رو به عنوان تبهکار محکوم
،و فراری ژان والژان شناسایی کردن که به جرم دزدی 40 سو از بچهای به نام
پتیت ژروی و از اون موقع فراری بودن از عدالت .تحت تعقیب هستی
.بایست
آیا تو تبهکار، ژان والژان هستی؟
اسم من شامپاتیو است. اهل پاریس هستم. قبلاً یه چرخساز
،برای موسیو بالو بودم، به مدت 20 سال
،میتونید ازش بپرسید .بهتون میگه
متأسفانه، ثابت شده غیرممکنه که این
.موسیو بالو رو پیدا کنیم
چیزی داری که به دادگاه بگی که شاید به دفاعت کمک کنه؟
!شما خیلی نابکارید !همه چیز رو میپیچونید
!من هرگز چیزی ندزدیدم
میدونید، من مردیام که هر روز .غذا نمیخورم
،داشتم از اَلی میاومدم، به دنبال کار .نزدیک بود از گرسنگی بمیرم
بعدش دیدم که افتادم زندان. قبلاً .هرگز تو زندانی نبودم
.تا حالا اسم ژان والژان رو نشنیدم
!بلند حرف بزن، مرد
.پریشانیت محکومت خواهد کرد
!از موسیو بالو بپرسید !بهتون میگه من کی هستم
بروی؟
.مطمئنم ژان والژانـه
.نه سال کنارش حبس کشیدم
شنالدیو؟
.آره، خودشه
ما پنج سال باهمدیگه .غل و زنجیر بودیم، قربان
کوشپای؟
.ژان والژان، اونه
،قبلاً بهش میگفتیم ژان لهکریک .خیلی قوی بود
!ساکت
!ساکت !ساکت
حالا از هیئت ژوری میخوام مدارک رو رو در نظر بگیرن
.و قویاً حکم گناهکاری رو توصیه میکنم
!کافیه
!این دروغها کافیه
موسیو مادلین، حالتون خوبه؟
.دکتر رو خبر کنید
.ژان والژان منم
!بروی! شنالدیو !کوشپای
امیدوارم برای این دروغها .بهتون پول خوب داده باشن
من رو یادتون نیست؟
بروی، هنوز اون آتلهای قرمزی که تو زندان
میپوشیدی رو داری؟ - .آره -
،شنالدیو
وقتی روی یه منقل افتادی .تمام شونهات سوخت
!به دادگاه نشون بده
.کوشپای، یه خالکوبی روی آرنج چپت داری
نوشته اول مارس، 1815، روزی که .حاکم به کن رفت
!خب، آستینت رو بده بالا
و حالا، بازرس ژاور، شاید بخوای .شهادتت رو اصلاح کنی
کاملاً، متأسفانه .اشتباه میکردم
.این مرد ژان والژانـه
،و حالا، در مقابل دادگاه
،به دزدی این 40 سو
از بچهای به نام پتیت ژروی .اعتراف میکنم
،موسیو شهردار
حاضرید خودتون رو تسلیم بازداشت بازرس ژاور کنید؟
.به خواست خودم - !دستبند -
.بیا دنبالم
.مرسی، موسیو، مرسی
امروز کوزتام میاد؟
.از بابتش مطمئنم
،وقتی اومد
میتونه رو یه تخت کوچیک کنارم بخوابه؟
.میتونه .دیگه خودت رو خسته نکن
،فقط یه توقف سریع داریم .زندانی 24601
حالا مردم این شهر میتونن .هویت واقعیت رو ببینن
.بره سلولها ببریدش - .بله، قربان -
بچه رو آوردی؟
!بچه کجاست؟
!بگیریدش! شما، باهام بیاید - .بله، قربان -
!پر مادلین، دستهاتون
.بذارید ببینمش - خیلی ضعیفه! بچه کجاست؟ -
کوزت کجاست؟
آوردیش؟
!میخوام حالا ببینمش
،اینجاست، عزیزم ولی دکتر
گفت نمیتونی پیشش باشی وقتی .هنوز تب داری
.ولی حالم خوبه
!خوبم
.و خیلی زود خواهی دیدش
!باز کنید
حالش چطوره، موسیو شهردار؟ حالش چطوره؟
تو مونتفرمی باهاش خوب رفتار کردن؟
!چه صحنهی متأثرکنندهای
...بازرس ژاور، خواهش میکنم
،خواهر، این مرد یه مجرمه !یه دروغگو و دزده
در آراس محکوم شده
!و به همون اندازهی دختره آدم بدیه
!اونها تفالههای زمین هستن - !خواهش میکنم -
قول دادی دختر کوچولوم رو ،از مونتفرمی بیاری
.موسیو شهردار
!اینجا موسیو شهرداری نداریم
اون نرفته مونتفرمی که .دختر کوچولوت رو بیاره
داشته به جرایمش !در دادگاه اعتراف میکرده
و حالا قراره به زندان برگرده، جایی که !بهش تعلق داره
!کوزت
!تو اون زن رو کشتی
!کافیه
اون مرده، و حالا .تو زندانی منی
بهت توصیه میکنم یه لحظه !ازم دور بمونی
!فانتین !فانتین
.من رو ببخش
.من رو ببخش
.قسم میخورم، پیداش خواهم کرد
.پیداش خواهم کرد
.براش خوشحالیش جونم رو فدا خواهم کرد
.قسم میخورم
!نمیتونم صدای کار کردنت رو بشنوم
،کار کن !هیولای تنبل
دو سال بعد
از دیدن عروسکهای دستساز ،زیبام لذت ببرید
،خانومها و آقایون ،هر کدوم منحصر به فرد
هر کدومشون با !موی واقعی انسان درست شدن
چه کادوی کریسمسی میشه برای یه !دختر کوچولوی عزیز
یا اگه دنبال کلاه گیس هستید، یا !یه دست دندون جدید، همهاش رو دارم
،همه چی دارم! میخرم و میفروشم !میفروشم و میخرم
،فکر میکنی داری چیکار میکنی هیولا کوچولوی تنبل؟
به عروسکها خیره شدی وقتی مشتریهامون منتظرن؟
!همین الان اون سطلها رو برگردون داخل
وگرنه واقعاً یه کاریت میکنم !گریه کنی
نیوفتید بچههای عزیزم، باشه؟ !یالا
،امشب میخرم و میفروشم .خانومها و آقایون
،اومدی ،آواره برگشت
،اگه میخوای !برو به عروسکهای نمایشگاه نگاه کن
،اون قابلمه رو پُر کن و از سر راهم برو کنار !مادمازل وزغ
!و حق نداری چیزی ازشون بریزی !حتی یه قطره
!هی، عمداً ریختی، تا من رو عصبی کنی !بهتره فرار کنی، دختر
!همینه، همینه
!بیا اینجا ببینمت
،هیچی مثل یه کم ورزش نیست
باعث میشه گونههات !گل بندازه، مادام
!باشه، اینقدر مزه نریز
مادام! به اسب من !آب ندادن
!وزغ! دو سطل دیگه بیار !زودب باش
.نترس، کوچولو .قرار نیست بهت صدمه بزنم
.بذار کمکت کنم
.بیا
اسمت چیه؟
.کوزت
.امشب من سطلهات رو میارم
.تو راه رو نشونم بده
!هی !برو به اسبها رسیدگی کن
.شب بخیر، مادام
کی هستی؟ چی میخوای؟
یه تخت برای شب میخوام، یه .بطری شراب و یه چیزی واسه خوردن
.جای خالی نداریم
.میتونید هرجایی بهم بدید .اگه میخواید، توی اسطبل
.قیمت بهترین اتاقتون رو میدم
.40سو
.باشه
.پس نشون بده ببینم
.40برای اتاق
.20برای غذا .20برای هر چیز دیگه
!هی !براش یکم شراب بیار
و موسیو براش شام چی میل دارن؟
.نون و پنیر
No comments yet. Be the first to leave one.