We Bought a Zoo

We Bought a Zoo

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

We Bought a Zoo 2011 BluRay Bdrip x264 1080p 720p
Komentarz od Hamzeh Dexter
ترجمه از حمزه Rapidbaz.org

Tagi

bdrip
bdr
BluRay
x264
720p
720
1080
BDR
Opublikowano: 2012-03-18
Pobrania: 89
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

پدر من يه نويسنده‌ست .‌که متخصصِ ماجراجويي‌هاس

.من "بنجامين مي" هستم ... الان حدودِ صدها

و يا شايد هم هزاران... .زنبورهاي کُشنده اطرافم هستن

،اگه اين لباس رو نمي‌پوشيدم

.در یک‌آن، مُرده بودم

.با کُلي ديکتاتورِ خطرناک مصاحبه کرده

اين پيام رو به گوشِ اون :گاوچرون‌هاي آمريکايي برسون

،ما تا همين‌الانش هم به ارزشِ 10ميليارد دلار ... به چيني‌ها

!نفت داديم...

!"بسـوز، آقاي "خطرناک

فيلم موردِ علاقه‌ت چيه؟ - ."داستان اسباب‌بازي" -

اوليش يا دوميش؟ - .دومي -

،اون حتي تا وسطِ "طوفانِ چارلي" هم پرواز کرد

.که در رده‌ي چهارمِ طوفان‌ها قرار مي‌گيره

چقدر مونده تا به مرکزش برسيم؟ - .حدود 2دقيقه -

اين طوفان خيلي خوب داره .هدايت‌مون مي‌کنه، آقا

!هروقت شدیدتر شد، خبرم کن

اون تمامِ جزئياتِ هرجور .ماجراجوييِ عجيب و غريب رو مي‌دونست

،اما هيچ‌کدومِ اينکارا .براي اين آماده‌ش نکرده بود

،زودباشيد .ديرمون مي‌شه

* ما يک باغ‌وحش خريديم *

.زود باشيد .واقعاً داره دير مي‌شه

بابا، مي‌توني موهام رو درست کني؟ - .آره -

.من کلوچه مي‌خورم - .نه، مي‌خوام تخم‌مرغ بخوريد -

.هنوز يکم وقت داريم .به پروتئين احتياج داريد

مامان هميشه .شيرِ بادوم‌زميني بهم مي‌داد

،بابا، تو برچسبش رو نخوندی .اينا خودشون گلوتن دارن

میشه همون تخم‌مرغ رو بخوری؟ !اصلاً کسي «صبح‌بخير» گفت؟

الو؟ .بنجامين مي" هستم"

."سلام، "شرين .آه، نه نمي‌تونم. الان وقتِ مناسبي نيست

.پس، فردا بهت زنگ مي‌زنم - .باشه، ممنون -

ناهار هامون کجاست؟

اونا چيَن پوشيدي؟ - .کفش‌راحتي‌هاي عصباني -

،ببين منم که همه‌ش بخاطرِ کم‌کاري‌هاي تو بهم ايميل مي‌زنن، خب؟

آخرش مي‌دوني کتاب کجاست يا نمي‌دوني؟

!بابا، گفتم حالا هرچي .وقتي رسيدم مدرسه مي‌فهمم

"مي‌دوني، "حالا هرچي .حرفِ تمامِ تنبل‌ها توي قرنِ بیستم بوده

.ديگه کافيه از بس شنيدمش

.نمي‌خوام ديگه توي اين قرن بشنومش

.حالا هرچي" تموم شده" - .اون هميشه همينو مي‌گه -

اگه اينو نگه، ديگه توي اين قرن .چيزي واسه گفتن نداره

،تا يه کلمه جديد نگي .نمي‌ذارم از اين ماشين پياده بشي

.بايد تمرکز کني، پسر

اگه همين‌تمرکزت براي کارهاي هنريت رو ،روي تکاليفت بذاري، آدمِ موفقي مي‌شي

... اما اينطوري - بابا،من کتاب‌های «برجِ هفتم» رو تموم کردم-

.صفر مي‌گيري...

.مُهلک

.ممنون

.کارت خوب بود

بابا، کسي به بچه‌اي که .مادرش 6ماه پيش مُرده، صفر نمي‌ده

مُهلک" يعني چي؟"

.يه‌جور عاملِ زيان يا نابوديه

.عاملِ آسيب

!پياده شو

!بابا

.خيلي خب، يه کیفِ جدید برات مي‌خرم

.بيا، عزيزم

مادرت کوله‌پشتي‌ها رو از کجا می‌خريد؟ - .بي‌خيالش، بابا -

!"بنجامين" ."ببخشيد، آقاي "مي

.بيايد بچه‌ها .ممنون، عزيزم

.خيلي خب !خدافظ

.خدافظ، بابا - .خدافظ، عزيزم -

گفتم... براتون لازانيا بيارم؛ .شام واسه 3نفر

.عاليه، ممنون - .يا شايد 4نفر -

مي‌دوني، راستش برادرم امشب .واسه شام مياد خونه‌مون

و من ظرفش رو .تا يه هفته ديگه براتون ميارم

،به وقتش .به وقتش

.پس به وقتش

.ممنون

!خدافظ، بابا - .خدافظ، عزيزم -

.بنجامين"، من يه فکري کردم"

.بگو

فکر کنم بايد با اون دختره که توي .جامبا جويس" آشنا شديم، قرار بذاري"

.دخترِ جذابيه

!همه‌ش بهم مي‌گه بيا بريم پياده‌روي

،بنجامين .قبول کن

.نگاه کن - !ايول -

برني" رستورانش رو براي تعمير" .تعطيل کرده

اين يعني دیشب حسابی مَست کرده .و امروز خماره

دخترِ جذابيه؟ !"همينو مي‌گن ديگه؟ "جذاب

،من درست اين چيزا رو نمي‌دونم .اون موقع‌ها دنبالِ صداقت بودم

خب، ديگه اينجا چي داريم؟

."رستوران "دام کوچولو - .نه -

.هي - .نه -

ببين اگه بخواي پات رو ... داخلِ تمامِ جاهايي که

،خودت و "کاترين" قبلاً مي‌رفتيد، نذاري... .دنيا خيلي کوچيک مي‌شه

.اونجا باهاش آشنا شدم

.اوه پسر، متأسفم .درسته

.عيبي نداره .مي‌دوني، من ديگه بايد برگردم

چطوره هفته‌ي ديگه اينکارو بکنيم؟

... ببين

،بايد بذاري يکم نور واردِ زندگيت بشه خب؟

.عملِ متقابل بينِ آدم‌ها چيزِ خوبيه

اين نصيحت رو از آدمي قبول کن ... که 6ماه رو روی

قايقِ ماهيگيريِ تجاری، توي "بالي" گذروند .فقط واسه اينکه بتونه خودش رو پيدا کنه

يادته؟

مي‌دوني به چه نتیجه‌ای رسیدم؟ .دلم برای آدما تنگ شده

.پس فقط يه لطفي بهم بکن

.سعي کن از اول شروع کني

.سعي مي‌کنم

!تو خيلي خوشتيپي - !خوشتيپي از خودته -

.دوستت دارم، داداش - .منم همينطور -

.تو مَردِ خوبي هستي

.نور

.عملِ متقابلِ آدما - .فهميدم -

.از زندگی لذت ببر

.خيلي‌خب "مک‌گينتي"، اينو گوش کن

من به محلِ کوه‌آتشفشانِ فوران‌شده ... مي‌رم و بچه‌ها رو برمي‌دارم

و از ديدگاهِ نسلِ جديد ... در موردِ

پايانِ دنيا مي‌نويسم... .که همين باعثِ نجاتِ داستان مي‌شه

و مي‌گيم که ... ،زندگي چقدر ساده و ابتداييه

و حتي تمامِ اين نرم‌افزارها، لپتاپ‌ها... .و برنامه‌ها هم نمي‌تونن عوضش کنن

... و اسمش رو مي‌ذاريم آماده‌اي؟

Ipocalypse.

!عجب! فقط عجب - خوبه، نه؟ -

،مي‌تونيم مثل يه مجموعه بذاريمش .مثل داستان زنبورهاي کُشنده

.خيلي جسورانه‌ست

نمي‌خواي موافقت کني، نه؟ - .نه -

گوش کن. فکر کنم بايد توي نسخه‌ی .اينترنتی روزنامه، برات یه ستون بذاریم

.اينطوري برات بهتره .الان اينجوري کار رو پيش مي‌بريم

،اگه دفترِ روزنامه ورشکسته يا فروخته بشه

.مشکلي براي تو پيش نمياد .فقط ويروسي مي‌شي

... منو از روي دلسوزي - !نه بابا -

.آخه از دلسوزي متنفرم

.از دلسوزي خسته شدم - .مي‌دونم -

.اتفاق‌هاي بد زياد ميفتن .آدم به زندگيش ادامه مي‌ده

.من استعفا مي‌دم - !بنجامين -

.تو زنت رو از دست دادي، مَرد

"از يه جنبه، "دلسوزي .مي‌تونه واکنشِ مناسبي باشه

نه، من نمي‌خوام اينجا بشينم ،و وقتم رو تلف کنم

!و توي شهرِ طرفدارانِ ترحم زندگي کنم

اِي بابا! بذار خودم اخراجت کنم !که حداقل يه چيزي بهت برسه

!اين که بدتر شد .نه، من استعفا مي‌دم

و عاشق خودت !و اون وصله‌هاي روي آرنجتم

.آخرش منو مي‌کُشي - .دلم برات تنگ مي‌شه -

.بهم پیامک بزن

.بنجامين مي" هستم"

.عاليه .واقعاً عاليه

خودشون جعبه‌ي پولا رو .همينطوري روي ميز گذاشته بودن

.اگه فکرش رو بکني، تقصيرِ خودشون بود

توي اين نيمسال، سومين‌باريه که .از دفتر خواستنت. کم‌کم داري رکورد مي‌زني

.آره، شايد يه جايزه‌اي هم بهم بدن

!چطور مي‌توني الان شوخي کني؟

!خدايا، چه صدایی می‌ده

!بابا، بس کن - .مي‌تونم درستش کنم -

.بابا، داره ميادش

.مشکل از قابشه .يه لحظه صبر کنيد

.من مشکلي با صداي پنجره‌م ندارم

.درواقع ترجيح مي‌دم ازش لذت ببرم

جدا از دزديِ امروز؛ يه مشکل اساسي .اينجا هست که بايد حلش کنيم

... "آقاي "دِوِرو"، معلمِ هنرِ "ديلان

ازتون خواسته که .نقاشيِ ديواريِ "ديلان" رو ببينيد

.ما خلاقيت رو توي مدرسه تشويق مي‌کنيم

.اينجا يه اثر خوب از کلمه‌ي "عشق" هست

.یک تصويرِ غریب از بازيافت

.يک ارائه‌ي خیلی قوی در موردِ صلحِ جهاني

(اينم از "باب مارليِ" بزرگ.(خواننده‌ي جاماييکايي .البته ما از تمام کارهاش حمايت نمي‌کنيم

.گُلِ آفتابگردون

!و حدس بزنيد کدومش مالِ پسرِ شماست

،ما با 3اخطار دانش‌آموز رو اخراج می‌کنیم ،"آقاي "مي

.امروز چهارمين اخطارش بود

.متأسفم .ما مجبوريم "ديلان" رو اخراج کنيم

... اما، به عنوانِ يه پدر بهتون مي‌گم

،اگه جاي شما بودم .زندگيِ شخصيش رو بررسي مي‌کردم

.بريم

!انگار بخاطرِ کارِ هنريم اخراجم کرد

.من مشکلي با طراحي‌هات ندارم

يعني اگه "چارلز منسون" مي‌خواست عسکش (رو بکِشن، از تو استفاده مي‌کرد.(قاتل زنجيره‌اي

،اما نه ،اون بخاطرِ کارِ هنريت اخراجت نکرد

.اخراجت کرد چون دزدي کردي

!تو دزدي کردي

.قلبم رو شکستي

.هميشه لازانيا

.بابا، يه روز بالاخره بايد اونا رو بخوري

... عزيزم - .يا بريزي‌شون دور -

عزيزم، چرا نمي‌ري خونه‌ي "سِيدي" باهاش بازي کني؟

.همينطوري .اينجا خيلي کار دارم

،"هي "رُزي من اصلاً کاري رو درست انجام مي‌دم؟

.تو از باباهاي ديگه خوش‌قيافه‌تري

.خيلي از باباها کچلن .واسه همين خوبه

عاليه، پس «کچلي» رو .از ليستِ نگراني‌هام در ميارم

.خوبه

.بابايي، نمي‌تونم بخوابم .بازم همسايه‌ها دارن سروصدا مي‌کنن

.بيا

.شادي‌شون خيلي پُر سروصداست

!سلام

."روزِ جديدي براي شماست، آقاي "مي

... امروز خونه‌هاي زيادي داريم که ببينيم

و فکر مي‌کنم براي جديدترين خونه‌هاي موجود .خيلي هيجان‌زده بشيد

.ما فقط مي‌خوايم جديد باشه .همه‌چيز جديد باشه

،فرصت‌هاي جديد .مدرسه‌هاي جديد، فقط جديد

توي اين وضعيتِ اقتصاديِ فعلي .مي‌فهميد که خريدار، توانِ ماليِ بالايي نداره

اميدوارم بتونيم يه جايي با ،حياطِ پُشتيِ بزرگ و چشم‌نواز پيدا کنيم

.مي‌دوني، با چندتا تپه اطرافش

خيلي سخت مي‌شه .توي اين شهر تپه پيدا کرد

.توی لیست‌مون نیست

.شايد حداقل چندتا تپه‌ي کوچيک

،حتماً لازم نيست تپه‌هاش زياد باشن درسته، عزيزم؟

.فقط جديد باشه - .همه‌چيزش جديده -

،مردم عاشق چيزاي جديد هستن .منم همينطور

More Farsi Persian subtitles for We Bought a Zoo

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left