Pierwsze 193 wierszy.
به این میگی موسیقی پانک؟
وای، خدای من
تو خودت یه پانکی
ها؟ من پانک نیستم
آره، تو یه پانکِ لعنتی هستی
نه، من یه پانکِ لعنتی نیستم. من یه
یعنی نمیدونم چی هستم، ولی
خب، کجا داری میری؟
ام... به... حومه شهر
با... مالکوم
آره، یه کلبه، فکر کنم. یعنی، کلبهی اون
یه موشِ مترویِ شهری مثل تو
توی یه کلبه وسط جنگل؟
آره، اولین بارمه میرم اونجا
ای بابا. خیلی وقت شده، نه؟
آره، تقریباً یه سال
واو، این باید
یه رکورد غیررسمی برای تو باشه
نه، خفه شو
اوه اوه، بهتره کات کنی
نه، خبری از "اوه اوه" نیست
به چی فکر میکنی؟
هیچی
خب، چی میپوشی؟
آدم تو کلبه چی میپوشه؟
مثلاً، پیرهنِ چهارخونه؟
برام یه ژاکت بافتنی گرفته
کرم رنگه؟
آره. کرمه. اه
فکر نکنم تا حالا اصلاً کلمه "کرم" رو به زبون آورده باشی
اصلاً فکرشم نمیکردم
که این کلمه رو بشناسی. من که اصلاً نمیشناسمش
خب، اون بچه میخواد؟
نمیدونم... اه، ما هنوز دربارهش حرف نزدیم
فکر نمیکنی باید حرف بزنی؟
آره خب، میدونی که من هیچوقت
خودمو در نقش یه مادر تصور نکردم
خب... خوشحالی؟
آره
و هنوزم چیزی قایم نمیکنه؟
مثلاً زن و بچه تو زیرزمین؟
نه. هیچ خانواده مخفیای در کار نیست
فقط... اون و
فقط ما دو تا
لعنتی، واقعاً
خیلی عجیبه که اینطوری باهات حرف میزنم
بهم زنگ بزن، باشه؟
حد و مرزت رو مشخص کن
اینجا رو خونه خودت بدون. آره
اوه
اول از همه
شاهکارت. آره
هر چقدر میخوای نگاه کن
بیا دیگه. اوه
بفرمایید
یکی برات کیک گذاشته
آره، سرایدار
آره، یه جور سنته
راهیه که باهاش جبران میکنه
که چقدر تو رسیدگی به اینجا افتضاحه
هی، بیا یه نگاه بنداز
نگینِ انگشترِ کلکسیونِ من
خب، نظرت چیه؟ آره
"آره"؟ "آره"؟
همین؟ آره
خوب به نظر میرسه. اوه، خوبه
خوبه. عالیه. خوشم اومد
تو کارت درسته. اوم
یعنی واقعاً کارت خوبه. خودت میدونی؟
آره. آره. "آره" درسته
اوه
کی اونجا زندگی میکنه؟
فقط پسرعموم، دارن. هوم
مایه افتخارِ خاندانِ ما
در تمدن بشری نیست، ولی
کاری به کارمون نداره
همون گوشهگیرِ عجیب و غریب و بدعنقِ قدیمی
پسرعمو دارن؟
راستش، اون بیشتر
به اسمِ همون "پسرعموی عوضیِ همیشگی" شناخته میشه
ولی، اه، ماشینشو ندیدم، پس
هوم
من میرم وسایل شام رو
آماده کنم، باشه؟ عالیه
آه
اوم
مالکوم؟
چیزی گفتی؟
نه. هیچی
اوه. باشه
من پانک نیستم
پانک نیستم
نه، نمیدونم چی هستم، ولی
فکر میکردم از دیدن تابلوی نقاشیت که اون بالا نصب شده خوشحالتر شی
میدونی چه حسی بهش دارم
فقط جنبه تزئینی داره و همین خوبه
نه. نه، ولی تو اون رو خلق کردی، میدونی؟
اگه من میتونستم کاری رو که تو میکنی انجام بدم
فکر نکنم میتونستم جلوی خودمو بگیرم
مدام انجامش میدادم
دوباره و دوباره و دوباره و دوباره و دوباره
شبیه اون جوک قدیمی حرف میزنی
چی بود؟
اگه مردا ممه داشتن، هیچوقت دست از بازی کردن باهاشون برنمیداشتن؟
آره. آره، خب اگه مردا سینه داشتن
قطعاً رم یه روزه ساخته نمیشد
اوه
منتظر کسی هستی؟
نه
سرایدار... یا هر کی؟
این موقع شب؟ نه، اه، نه، معلومه که نه
خیلی اصرار داره. لعنت بهش
پسرعمو دارنه. نه
با دوستدخترش
نه
دارم میبینمت
میرم در رو براش باز کنم
باشه
مالکوم
هی-هی-هی
چه خبر؟
پسرعمو دارن، لیز
لیز، پسرعمو دارن. سلام
آره! هه. و، اه
مینکا
مینکا مُدله
مینکا. اوه، چه خوب
آره. سلام مینکا
به تلاشت ادامه بده. آره، آره. هه-هه-هه
ولی، اه، این یکی یه کلمه هم انگلیسی نمیفهمه
نمیتونه بحرفه
دیدی؟
مال اروپای شرقیه
از اون کشورایی که آخرشون "انیا" داره
ترانسیلوانیا نیست ولی تقریباً همونجاست
مگه نه عزیزم؟ واو
نه؟ کی اهمیت میده؟
عاشق، عاشق، عاشقِ "مُلی"شه
مگه نه عزیزم؟
آره، آره
کاش بهم گفته بودی که داری میای سر بزنی
غذای بیشتری درست میکردم. اوه، مشکلی نیست
ما مال خودمون رو خوردیم. نمیتونستیم منتظر بمونیم
در ضمن، نمیخواستیم مزاحم شبِ خاصِ
خاصترین شبِ شما بشیم
آره
مالکوم خیلی آدم رمانتیکیه
همیشه همینطور بوده. از اون کُندهاست
اه
پسرعمو، میشه... یه لحظه بیای اون یکی اتاق؟
یه لحظه ببخشید
خوبی؟
مزه گه میده
خب
وقت رفتنه. یالا بلند شید
بذاریم این دو تا کفتر عاشق تنها باشن
این یکی رو باید نگه داری، پسرعمو
زیاد معطل نکن و نذار این یکی از دستت بپره
ها؟
اوه اوه
بفرما. خوبی
بلند شو، بلند شو
خوبی. آره. برو سمت در. باریکلا
وقتِ لالا کردنه. بیا دیگه
خوبی؟
نه. لیز، لیز دیگه اینجا نیست
اونا مجبور شدن مغزش رو خالی کنن
تا سینههاش رو باهاش پُر کنن
ببین، من فقط میتونم بابت پسرعموم معذرتخواهی کنم
میدونی، اون یه زمانی آدم جذابی بود
ولی الان فقط یه عوضیِ سطحی و بزدله
ولی
تو اینطوری نیستی، نه؟
تو دنبال اون دخترای بیست از بیست
یا هر کوفتِ دیگهای نیستی
که پشتشون یه نخ دارن که
با دو سه تا جمله از قبل ضبط شده
اوه، کجا میریم؟
الان میریم کلاب؟
بیخیال، هی
پسرعموی من، اون... اون فقط یه جعبه خالیه
میدونی، با یه... با یه پاپیونِ لعنتیِ احمقانه روش
و، اه، اون جعبه قراره خالی بمونه
مگه اینکه بخواد توش چیزی... اما من؟
جعبهای که من باشم، یه چیزی توش داره
آره، تا لبهش پُره
داری درباره چی حرف میزنی؟
به خاطر همینه که عاشقتم، لیز
و، اه
و چیزی که حتی نگرانکنندهتره، اینه که
ازت خوشم میاد
من واقعاً، واقعاً
ازت خوشم میاد
No comments yet. Be the first to leave one.