Informacje o wydaniu

Unrequited Love E17-NF 💞 ProMovi ir 💞
Komentarz od Saharnaz_GH
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

Tagi

other
Opublikowano: 2020-09-02
Pobrania: 9
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

*-*

ت

تی

تیم

تیم ت

تیم تر

تیم ترج

تیم ترجم

تیم ترجمه

تیم ترجمه پ

تیم ترجمه پر

تیم ترجمه پرو

تیم ترجمه پروم

تیم ترجمه پرومو

تیم ترجمه پروموو

تیم ترجمه پرومووی

تیم ترجمه پروموویز

تیم ترجمه پروموویز ت

تیم ترجمه پروموویز تق

تیم ترجمه پروموویز تقد

تیم ترجمه پروموویز تقدی

تیم ترجمه پروموویز تقدیم

تیم ترجمه پروموویز تقدیم م

تیم ترجمه پروموویز تقدیم می

تیم ترجمه پروموویز تقدیم میک

تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکن

تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞P

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pr

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pro

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProM

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMo

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMov

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi

..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.i

من یه دفترچه خاطرات داشتم

همه چیو توش نوشتم

برای سه سال شده بود همه چیز من

برناممو عوض کرد و منو سمت خودش کشوند

به خاطرش مدرسمو عوض کردم

و مثل اون لباس پوشیدم

هیکلش از پشت

حتی همه نمره هاشو نوشتم

توی روز فارغ التحصیلیه دبیرستان

دفترم به طرز عجیبی ناپدید شد

من همیشه احساس میکنم

اگر دری باشه که بشه باهاش توی زمان سفر کرد

خاطراتم تنها کلیدشه

تموم داستان جوونیم توشه

که تا ابد

کنار آشغالا فاسد میشه

دیگه نمیتونم به گذشته برگردم

لو ژی شنگ هواینانو دوست داره

لو ژی شنگ هواینانو دوست داره ولی کسی نمیدونه

قسمت هفده

بذار بهت ایروبیک یاد بدم

بعد از اون دیگه نمیترسی

خوبه؟ دنبالم بیا

هر کاری میکنم انجام بده

آماده. شروع

یک، دو سه، چهار

دو، سه، سه، چهار

سه، دو، سه، چهار

چهار، دو، سه، چهار

اونقدرام بد نیستم

قبلا یه انیمه در موردش دیدم

اونا اینجوری انجامش میدادن

فقط دیروز؟

قبلا دیدیش؟

بهت گفتم ببینش

تا حالا انیمه فقط دیروز رو دیدی؟

ازت خوشم میاد. دوست دارم

راه های بهتری برای بیان کردنش هست

ببخشید

من تازه متوجه شدم

دوست داری بهم میگیش؟

چیو؟

میخوام از خودت بشنوم

مگر اینکه یادت رفته باشه

توی کلاس نهم

من همیشه شبا میرفتم بیرون تا بتونم روی طاقچه کتاب بخونم

اون روز

تو اومدی

چرا اینجا فقط هیدروژن هست؟

برات نامه نوشتم

جلوی اون پنجره منتظرت بودم

بعد از اون روز، من همیشه منتظر بودم

همه اون سالا

هیچ وقت اونجارو ترک نکردم

ولی هیچ نامه ای برام نیومد

چی شده؟

چیز مهمی نیست

شاید یادت نیاد

من یادمه. همه چی یادمه

فقط متوجه نمیشم

چرا هیچ وقت توی دبیرستان ندیده بودمت

تو منو دیدی

سلام خانم

میشه به ژان یان وصل کنید؟

چه منو قبلا دیده باشی چه نه

چرا انقدر اهمیت میدی؟

این بازم تاثیری

توی اینکه منو ندیدی نداره

حتی تاثیری روی رابطتت با ژان یان نداره

من با اون بودم

چون فکر میکردم

اون کسی که کنار پنجره دیده بودم

همون نفر بود

من تظاهر نمیکنم به اهمیت دادن

واقعا برام مهمه

من اون انیمه رو قرض گرفتم و دیدمش

ولی بعد از اون

بعد از گذاشتن اون نشونه اسرار آمیز

از توی خاطراتم محو شدی

رفتم و کل مدرسه رو برای پیدا کردنت. زیر و رو کردم

حتی اگر اون

شباهتش خیلی کمی داشت

من تمام تلاشمو کردم

حالا تو بودی یا نه

بعد از اون مطمئن شدم که نمیخوای جواب بدی

پس تسلیم شدم

آره

اون نشونی که روی پنجره کشیدی، نشونه چیه؟

اول نمیخواستم بنویسمش

ولی شویجینگ اصرار کرد

بعدش

بحث میکردیم چون هر دومون می‌خواستیم

مرکز توجه انجمن باشیم

اون صلیب من بودم

هر چیزی که به ذهنم اومد و کشیدم

بعد از اون

من ژان یانو دیدم

اون گفت

این همونیه که من دنبالش بودم

اون کتاب من بود

وقتی بهش فکر میکنم

هر وقت که به گذشته اشاره میکنم

اون عصبانی میشه یا بهم بی محلی میکنه

شاید من زیادی هیجان داشتم

برای حقایق بزرگ

که قبلا متوجهشون نشده بودم

حقیقته که مهمه

جز اون چیزی مهم نیست

هر پسری که ژان یانو دیده

بهش علاقمند شده

برای سرخوشیش

شخصیت و انرژیش

اما کسی توی گروه

به عنوان دختر منو نمیبینه

من یه خاطره توی دبیرستان نوشته بودم

که فقط در مورد تو بود

ولی توی روز آخر سال دوازدهم

توی اون روز بهاری من گمش کردم

و نتونستم هیچ وقت پیداش کنم

دوباره توی دانشگاه

دیدمت

یه دفتر جدید خریدم و دوباره نوشتم

بعد از اینکه دو سه بار نوشتم، دیگه ننوشتم

شاید همه چیز

باید در حد توقع خودم باشه

لو ژی- کافیه-

دیگه هیچ وقت

در مورد این صحبت نکن

بذار کمکت کنم- من خوبم-

من توی سرخ کردن تخم مرغا استادم

خاموشش کن. بیارش بیرون

شیر سرده

به هیچی دست نزن، باشه ?

فقط یه گوشه وایستا

پیش بندت گشاده

گشاد نیست

من گفتم گشاده

تیفانی، بیدار شدی

دندونات و مسواک بزن و داداشت رو از خواب بیدار کن

صبحانه چند دقیقه دیگه آماده میشه

میخوام برای پروفسور ژیانگ صبحانه درست کنم

خیلی خوبه باشه

اخیرا مامانم نمیذاره توی حیاط پشتی بازی کنیم

اون می‌ترسه دوباره خانم خوشگله رو ببینیم

خانم خوشگله کیه؟

نمیشناسمش

تیفانی

تیفانی سردته ؟

بیا، این بالشت برای تو

اینجوری سرما نمیخوری

بذار ببینم داری چی بازی میکنی؟

من ازش خواستم گردنبدتو بهت برگردونه

اون گفت تو گردنبد رو دور انداختی

تیفانی

میشه بهم بگی

چجوری این گردنبد دست توئه؟

الو؟

سلام، شانگ هواینان هستم

دوباره پیش آقای گو بودی

بالاخره بعد از دو سال گشتی این اطرافو؟

چیزیو داری از من پنهان میکنی؟

نه

برای کار اینجاست

... همزمان , اون

اون همیشه برای کار اینجاست

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left