Informacje o wydaniu

My Heart Is That Eternal Rose (1989) (1080p BluRay x265 10bit r00t) fa
Komentarz od OldMan505

Tagi

bluray
Opublikowano: 2026-07-04
Pobrania: 12
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫من سه تا بازی رو پشت‌سرهم بردم. ‫بعدش بدجور کفری شده بود!‬

‫بعضیا کلاً شانس دارن دیگه!‬

‫- بهت گفتم که می‌بری. ‫- دست نگه دار!‬

‫جرئتشو داری شرط رو ببری بالاتر؟‬

‫من که ترسی ندارم!‬

‫بابا، بهش بگو این کار رو نکنه!‬

‫نترس! اون حتماً می‌بره.‬

‫تو همیشه طرف اونی.‬

‫چی شده؟‬

‫پول کافی داریم؟‬

‫بعد از این یکی، صددرصد.‬

‫بگیرش! تو می‌بری، ریک!‬

‫باشه! قبولش می‌کنم!‬

‫بازی آخر!‬

‫تو همیشه همینو می‌گی.‬

‫آفرین پسر!‬

‫عمو چونگ!‬

‫داداش بزرگ، شینگ، منتظرته.‬

‫داداش بزرگ، شینگ؟‬

‫بیرونه.‬

‫ادامه بده بازی رو!‬

‫تقصیر من نیست! ‫من فقط دارم دستورای باباتو اجرا می‌کنم.‬

‫شروع کن...‬

‫شانسم داره ته می‌کشه.‬

‫دستبند طلا هم انگار دیگه شانس نمیاره.‬

‫اینم بقیه‌اش.‬

‫چیزی که بهت گفته بودم رو گرفتی؟‬

‫نگران نباش. ایناهاش.‬

‫حالا با هم بی‌حساب شدیم.‬

‫داداش شینگ. ‫خودت می‌دونی که من خیلی وقته خودمو بازنشسته کردم.‬

‫این دفعه پای پسرم وسطه.‬

‫تو با‌تجربه‌ای.‬

‫وگرنه نمی‌اومدم التماست کنم.‬

‫اتفاقاً چون پای پسرت وسطه.‬

‫می‌ترسم از پسش برنیام.‬

‫چونگ، چی به سرت اومده؟‬

‫قدیما خیلی رُک و بی‌باک بودی!‬

‫چرا الان این‌قدر بزدل شدی؟‬

‫شاید واسه اینه که پیر شدم.‬

‫نمی‌گم که برو کسی رو بکش.‬

‫فقط یه پسربچه رو واسم قاچاقی بیار اینجا.‬

‫این مگه کجاش سخته؟‬

‫یعنی می‌گی از پسش برنمیای؟‬

‫می‌تونم یکی دیگه رو بهت معرفی کنم.‬

‫نیازی نیست! خودم کلی آدم دارم!‬

‫باید یکی رو پیدا کنم که دهنش قرص باشه و مطمئن.‬

‫خب، آره یا نه؟‬

‫حتی اگه بدم یکی دیگه انجامش بده، ‫تو دیگه از قضیه خبر داری.‬

‫اگه چیزی خراب بشه، ‫مظنون اصلی خودتی.‬

‫پس تمومه دیگه، حله؟‬

‫کسب‌وکارت اینجا خوب می‌چرخه.‬

‫کسی واست دردسر درست می‌کنه؟‬

‫اگه خبری بود، بهم زنگ بزن.‬

‫ممنون!‬

‫هنوز از دستم عصبانی هستی؟‬

‫این یعنی چی مثلاً؟‬

‫این واسه توئه!‬

‫مگه نگفتی خیلی دوسش داری؟‬

‫اگه با پول قمار خریدیش، ‫نمی‌خوامش.‬

‫این‌قدر بچه‌بازی درنیار!‬

‫ریک، بیا اینجا!‬

‫چی شده، عمو چونگ؟‬

‫بشین.‬

‫باز با لپ دعوات شده؟‬

‫بذار اون ببره حالا.‬

‫فقط داریم شوخی می‌کنیم.‬

‫ریک، به کمکت نیاز دارم.‬

‫چه کاری از دستم برمیاد؟‬

‫می‌خوام راننده‌ام بشی.‬

‫راننده؟‬

‫مشکلی نیست! کی؟‬

‫ممکنه خیلی خطرناک باشه.‬

‫داریم به یه نفر کمک می‌کنیم قاچاقی رد بشه.‬

‫من هر کاری واستون می‌کنم.‬

‫ممنون.‬

‫بابام بهت چی گفت؟‬

‫هیچی. ردش کردم بره.‬

‫چی رو رد کردی؟‬

‫قبول نکردم تو رو بگیرم. ‫ازم خواست باهات ازدواج کنم.‬

‫تو خوشگل و دلبری.‬

‫واسه شوهرت شانس میاری.‬

‫ولی من اون‌قدر شانس ندارم!‬

‫این زنجیر دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره.‬

‫هیچ‌کی تو رو نمی‌خواد.‬

‫برو گم شو، زنجیر احمق!‬

‫چرا انداختیش دور؟‬

‫برو واسم پیداش کن!‬

‫منو یادت نمیاد؟‬

‫روز به روز داری خوشگل‌تر می‌شی.‬

‫بابات خونه‌ست؟‬

‫خیلی وقته ندیدمت، چونگ!‬

‫اینجا بدک نیستا!‬

‫کسب‌وکارت چطوره؟‬

‫روبه‌راهه.‬

‫خب اومدم. چی این‌قدر فوری بود؟‬

‫همون حقه قدیمی.‬

‫مگه تو بازنشسته نشده بودی؟‬

‫دارم به یه دوست کمک می‌کنم.‬

‫اینجا «شونگ شوی» نیست؟ ‫به زودی می‌رسیم «یوئن لانگ».‬

‫بعدش هم «کسل پیک».‬

‫و بعدش «تسوئن وان» و «کوای چونگ».‬

‫نوار کاستِ «ترسا تِنگ» داری؟‬

‫نه.‬

‫این وایسرایه، یه برند آمریکایی.‬

‫قبلاً از اینا کشیدم.‬

‫الان دیگه مارلبرو می‌کشم.‬

‫هنگ کنگ اون‌قدرا هم مدرن نیست.‬

‫شبیه شنژنه.‬

‫این ماشین کولر داره؟‬

‫بنز بابام کولر داره!‬

‫پسر جون، تو خیلی زرنگی.‬

‫توی هنگ کنگ موفق می‌شی.‬

‫فکری واسه کاری که می‌خوای بکنی نکردی؟‬

‫می‌خوام خواننده بشم.‬

‫کنسرت گذاشتن توی سالن کولسیوم هنگ کنگ...‬

‫یه روزی.‬

‫چه هدفی داری!‬

‫ولی واسه خواننده شدن باید پارتی داشته باشی.‬

‫با کمک بابام از پسش برمیام.‬

‫بابات مگه کیه؟ لی کا-شینگ؟‬

‫نه، اون نیست!‬

‫اون «لاو من-شینگ»ـه!‬

‫تا حالا اسمشو نشنیدی؟‬

‫دارین چه‌کار می‌کنین؟‬

‫پلیس.‬

‫داریم می‌بریمش اداره مرکزی.‬

‫- باشه، برید. ‫- ممنون.‬

‫عجب حقه تمیزی!‬

‫پایه این یه چیزی بزنیم، چونگ؟‬

‫ولی ما عجله داریم.‬

‫پس منو باز کن!‬

‫عجله‌ای نیست بابا!‬

‫پسر جون، جلوی مغازه نگه دار!‬

‫خوبه، تشنمه!‬

‫بزن بریم.‬

‫آروم‌تر، درد داره.‬

‫بریم.‬

‫ریک، بیا یه چیزی بنوش.‬

‫نه ممنون، همین‌جا منتظر می‌مونم.‬

‫دو تا نوشابه بدین.‬

‫اول دستای منو باز کن.‬

‫چونگ، خیلی خودخواهی.‬

‫چرا بهم نگفتی اون پسرِ لاوئه؟‬

‫اون مایه داره ولی تو خیلی کم به من دادی.‬

‫چرا منو نمی‌بری پیش بابام؟‬

‫همین الان منو ببر پیش بابام.‬

‫منتظر چی هستی؟‬

‫چقدر می‌خوای؟‬

‫حداقل این‌قدر!‬

‫چونگ، گوش کن.‬

‫اگه خیری بهم نرسه، ‫ترجیح می‌دم بازداشتش کنم.‬

‫باشه، شینگ رو که دیدم بهش می‌گم.‬

‫بهتره همین الان بهش بگی!‬

‫بیا!‬

‫پسر جون، صبور باش.‬

‫الو، داداش شینگ. منم، چونگ.‬

‫پسرت حالش خوبه.‬

‫پلیسی که اینجاست پول بیشتری می‌خواد.‬

‫می‌تونی جورش کنی؟‬

‫حله؟ مشکلی نیست؟‬

‫باشه...‬

‫من...‬

‫می‌خوای منو رنگ کنی؟‬

‫پیرمرد روباه مکار.‬

‫تنگ، منظورم اون نبود...‬

‫نمی‌خوام اوضاع رو خراب کنم.‬

‫داری کیو خر می‌کنی؟‬

‫من بازداشتش می‌کنم.‬

‫این‌طوری هیچ‌کدوممون نفعی نمی‌بریم.‬

‫تنگ، لطفاً به حرفم گوش کن...‬

‫سعی نکن دست به سرم کنی.‬

‫همین الان می‌برمش کلانتری.‬

‫حالا برو اینو به داداش شینگ توضیح بده.‬

‫نه...‬

‫می‌خوای با من بازی کنی؟ ‫نشونت می‌دم بازی یعنی چی. بیا جلو!‬

‫تنگ، رو اعصابم نرو! من واقعاً...‬

‫بمیر!‬

‫تنگ، چرا شلیک کردی؟‬

‫تکون نخور!‬

‫حالا چطور اینو واسه ‫داداش بزرگ شینگ توضیح بدم؟‬

‫توضیح بدی؟‬

‫- بابا! ‫- لپ، سوار ماشین شو!‬

‫به وانگ زنگ می‌زنم! تو ماشین منتظرم باش!‬

‫- ریک کجاست؟ ‫- اسکله منتظره!‬

‫- چی شده؟ ‫- فقط سوار شو!‬

‫الو، وانگ؟‬

‫قایق داری؟‬

‫آره!‬

‫توی دردسر افتادیم! باید مخفی بشیم!‬

‫سه نفر! هر چه سریع‌تر!‬

‫سوار ماشین شو!‬

‫بابا!‬

‫لپ، کجا داری میری؟‬

‫می‌خوام به پلیس زنگ بزنم!‬

‫این جور قضایا رو نمی‌شه به پلیس گزارش داد!‬

‫پس من چه خاکی به سرم بریزم؟‬

‫یکی رو پیدا کن که باباتو نجات بده!‬

‫کیو؟‬

‫پدرخوانده شِن رو پیدا کن!‬

‫- پدرخوانده شن؟ ‫- آره.‬

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left