Pierwsze 200 wierszy.
من سه تا بازی رو پشتسرهم بردم. بعدش بدجور کفری شده بود!
بعضیا کلاً شانس دارن دیگه!
- بهت گفتم که میبری. - دست نگه دار!
جرئتشو داری شرط رو ببری بالاتر؟
من که ترسی ندارم!
بابا، بهش بگو این کار رو نکنه!
نترس! اون حتماً میبره.
تو همیشه طرف اونی.
چی شده؟
پول کافی داریم؟
بعد از این یکی، صددرصد.
بگیرش! تو میبری، ریک!
باشه! قبولش میکنم!
بازی آخر!
تو همیشه همینو میگی.
آفرین پسر!
عمو چونگ!
داداش بزرگ، شینگ، منتظرته.
داداش بزرگ، شینگ؟
بیرونه.
ادامه بده بازی رو!
تقصیر من نیست! من فقط دارم دستورای باباتو اجرا میکنم.
شروع کن...
شانسم داره ته میکشه.
دستبند طلا هم انگار دیگه شانس نمیاره.
اینم بقیهاش.
چیزی که بهت گفته بودم رو گرفتی؟
نگران نباش. ایناهاش.
حالا با هم بیحساب شدیم.
داداش شینگ. خودت میدونی که من خیلی وقته خودمو بازنشسته کردم.
این دفعه پای پسرم وسطه.
تو باتجربهای.
وگرنه نمیاومدم التماست کنم.
اتفاقاً چون پای پسرت وسطه.
میترسم از پسش برنیام.
چونگ، چی به سرت اومده؟
قدیما خیلی رُک و بیباک بودی!
چرا الان اینقدر بزدل شدی؟
شاید واسه اینه که پیر شدم.
نمیگم که برو کسی رو بکش.
فقط یه پسربچه رو واسم قاچاقی بیار اینجا.
این مگه کجاش سخته؟
یعنی میگی از پسش برنمیای؟
میتونم یکی دیگه رو بهت معرفی کنم.
نیازی نیست! خودم کلی آدم دارم!
باید یکی رو پیدا کنم که دهنش قرص باشه و مطمئن.
خب، آره یا نه؟
حتی اگه بدم یکی دیگه انجامش بده، تو دیگه از قضیه خبر داری.
اگه چیزی خراب بشه، مظنون اصلی خودتی.
پس تمومه دیگه، حله؟
کسبوکارت اینجا خوب میچرخه.
کسی واست دردسر درست میکنه؟
اگه خبری بود، بهم زنگ بزن.
ممنون!
هنوز از دستم عصبانی هستی؟
این یعنی چی مثلاً؟
این واسه توئه!
مگه نگفتی خیلی دوسش داری؟
اگه با پول قمار خریدیش، نمیخوامش.
اینقدر بچهبازی درنیار!
ریک، بیا اینجا!
چی شده، عمو چونگ؟
بشین.
باز با لپ دعوات شده؟
بذار اون ببره حالا.
فقط داریم شوخی میکنیم.
ریک، به کمکت نیاز دارم.
چه کاری از دستم برمیاد؟
میخوام رانندهام بشی.
راننده؟
مشکلی نیست! کی؟
ممکنه خیلی خطرناک باشه.
داریم به یه نفر کمک میکنیم قاچاقی رد بشه.
من هر کاری واستون میکنم.
ممنون.
بابام بهت چی گفت؟
هیچی. ردش کردم بره.
چی رو رد کردی؟
قبول نکردم تو رو بگیرم. ازم خواست باهات ازدواج کنم.
تو خوشگل و دلبری.
واسه شوهرت شانس میاری.
ولی من اونقدر شانس ندارم!
این زنجیر دیگه به هیچ دردی نمیخوره.
هیچکی تو رو نمیخواد.
برو گم شو، زنجیر احمق!
چرا انداختیش دور؟
برو واسم پیداش کن!
منو یادت نمیاد؟
روز به روز داری خوشگلتر میشی.
بابات خونهست؟
خیلی وقته ندیدمت، چونگ!
اینجا بدک نیستا!
کسبوکارت چطوره؟
روبهراهه.
خب اومدم. چی اینقدر فوری بود؟
همون حقه قدیمی.
مگه تو بازنشسته نشده بودی؟
دارم به یه دوست کمک میکنم.
اینجا «شونگ شوی» نیست؟ به زودی میرسیم «یوئن لانگ».
بعدش هم «کسل پیک».
و بعدش «تسوئن وان» و «کوای چونگ».
نوار کاستِ «ترسا تِنگ» داری؟
نه.
این وایسرایه، یه برند آمریکایی.
قبلاً از اینا کشیدم.
الان دیگه مارلبرو میکشم.
هنگ کنگ اونقدرا هم مدرن نیست.
شبیه شنژنه.
این ماشین کولر داره؟
بنز بابام کولر داره!
پسر جون، تو خیلی زرنگی.
توی هنگ کنگ موفق میشی.
فکری واسه کاری که میخوای بکنی نکردی؟
میخوام خواننده بشم.
کنسرت گذاشتن توی سالن کولسیوم هنگ کنگ...
یه روزی.
چه هدفی داری!
ولی واسه خواننده شدن باید پارتی داشته باشی.
با کمک بابام از پسش برمیام.
بابات مگه کیه؟ لی کا-شینگ؟
نه، اون نیست!
اون «لاو من-شینگ»ـه!
تا حالا اسمشو نشنیدی؟
دارین چهکار میکنین؟
پلیس.
داریم میبریمش اداره مرکزی.
- باشه، برید. - ممنون.
عجب حقه تمیزی!
پایه این یه چیزی بزنیم، چونگ؟
ولی ما عجله داریم.
پس منو باز کن!
عجلهای نیست بابا!
پسر جون، جلوی مغازه نگه دار!
خوبه، تشنمه!
بزن بریم.
آرومتر، درد داره.
بریم.
ریک، بیا یه چیزی بنوش.
نه ممنون، همینجا منتظر میمونم.
دو تا نوشابه بدین.
اول دستای منو باز کن.
چونگ، خیلی خودخواهی.
چرا بهم نگفتی اون پسرِ لاوئه؟
اون مایه داره ولی تو خیلی کم به من دادی.
چرا منو نمیبری پیش بابام؟
همین الان منو ببر پیش بابام.
منتظر چی هستی؟
چقدر میخوای؟
حداقل اینقدر!
چونگ، گوش کن.
اگه خیری بهم نرسه، ترجیح میدم بازداشتش کنم.
باشه، شینگ رو که دیدم بهش میگم.
بهتره همین الان بهش بگی!
بیا!
پسر جون، صبور باش.
الو، داداش شینگ. منم، چونگ.
پسرت حالش خوبه.
پلیسی که اینجاست پول بیشتری میخواد.
میتونی جورش کنی؟
حله؟ مشکلی نیست؟
باشه...
من...
میخوای منو رنگ کنی؟
پیرمرد روباه مکار.
تنگ، منظورم اون نبود...
نمیخوام اوضاع رو خراب کنم.
داری کیو خر میکنی؟
من بازداشتش میکنم.
اینطوری هیچکدوممون نفعی نمیبریم.
تنگ، لطفاً به حرفم گوش کن...
سعی نکن دست به سرم کنی.
همین الان میبرمش کلانتری.
حالا برو اینو به داداش شینگ توضیح بده.
نه...
میخوای با من بازی کنی؟ نشونت میدم بازی یعنی چی. بیا جلو!
تنگ، رو اعصابم نرو! من واقعاً...
بمیر!
تنگ، چرا شلیک کردی؟
تکون نخور!
حالا چطور اینو واسه داداش بزرگ شینگ توضیح بدم؟
توضیح بدی؟
- بابا! - لپ، سوار ماشین شو!
به وانگ زنگ میزنم! تو ماشین منتظرم باش!
- ریک کجاست؟ - اسکله منتظره!
- چی شده؟ - فقط سوار شو!
الو، وانگ؟
قایق داری؟
آره!
توی دردسر افتادیم! باید مخفی بشیم!
سه نفر! هر چه سریعتر!
سوار ماشین شو!
بابا!
لپ، کجا داری میری؟
میخوام به پلیس زنگ بزنم!
این جور قضایا رو نمیشه به پلیس گزارش داد!
پس من چه خاکی به سرم بریزم؟
یکی رو پیدا کن که باباتو نجات بده!
کیو؟
پدرخوانده شِن رو پیدا کن!
- پدرخوانده شن؟ - آره.
No comments yet. Be the first to leave one.