Informacje o wydaniu

Gangubai Kathiawadi 2022 parsian 480p NF WEB DL AAC2 0 x264 srt
Komentarz od reza eevaze

Tagi

web
x264
480p
480
Opublikowano: 2022-04-27
Pobrania: 102
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

وای!

ببین چقدر خوشگل شدی !

حالا به حرفام گوش کن ببین چی میگم

همون کاریکه جاگان میگه رو انجام میدی

دهنت رو باز نمیکنی

فقط پاهات را باز کن

آقا برید تو اتاق و لذت ببرید

لطفا بزارید من برم

نخیر..

می‌خوام برم خونه .

نه...

سلام آقا...

هی تو!

لطفا در را باز کن...

مادر!

راشمبایی!

دختره سه روزه. همش داره گریه میکنه بدون اینکه یه لحظه آروم بمونه

مشتری ها شب ها نمی زارن بخوابیم. ، اونم توی روز!

خانم، اون فقط یه بچه 14 ساله است.

لازم نیست اینطوری بزنیش

ممکن بمیره. میان می برنت

پس باید چیکار کنم؟

اونو بفرستم بره خونه؟

هیچ کاری نکن

فقط به گانگوبای زنگ بزن

اون الاغ باهوش چیکار می تونه انجام بده؟

اگر کسی هست که بتونه دختری رو راضی کنه ...فقط گانگوبای است.

بهش فکر کن...

راست میگه خانم

دیگه وقتش رسیده که با گانگوبای حرف بزنی

گانگو، بدنام!

مثل آفتاب پرست رنگ عوض میکنه

با یه چشم بهم زدن . قلبت رو مال خودش میکنه

اون عشق رو تحقیر می‌کنه ولی خیلی مهربونه

رسیدیم؟

بنزین تموم کردیم.

رانی چپ الکل درجه 1

پس با تشکر از شما، باید پیاده برم...

و خودم را گول بزنم

در رو باز کن.

اون می درخشه اون می درخشه

اون می درخشه...

سلام خانم

ناماسکار، گانگوبای.

سلام خانم

گانگوبای!

اینجا

راشمبایی!

خیلی وقته که اینجا نیومدم فراموش کردم.

چی شده .مشکلت چیه ؟ تو که یه گربه وحشی بودی

- مثل یه پارچه رنگ و رو رفته به نظر میای. -چیکار کنم گانگوبای؟

کار رو کاسبی خرابه

و این دختر تازه وارد هم داره بازی در میاره

ولی هر دفعه که میای

اینجا.. چراغ اینجا رو روشن میکنی

میدونی مردم چی میگن

شب های کاماتیپورا همیشه مهتابی هستند

از من بپرس چرا؟

چون گانگو اونجا زندگی می کنه

گانگو بود، هست و خواهد بود همیشه مثل ماه بدرخش

-دختره کجاست؟ -داخل.

عالی رشمی

همانطوریکه از تو انتظار داشتم ...

چیکار می تونستم انجام بدم؟ اون یه حیونه .....

- آقای جگان رو هم گاز گرفته-- -در رو ببند و برو.

باشه من میرم

یکمی آب بخور

با عشق تقدیم میکنم فقط . بگیر و بخورش

اسمت چیه؟

-خیلی کتکم زدند. -اسمت؟

مادو.

من نمیتونم اینجا بمونم

مادو...

وقتی وارد کاماتی پورا شدی،

دیگه راه برگشتی نیست.

دستت رو بده به من

یه دختری مثل تو بود که به خانه برگشت

خانواده اونو در ملاء عام دار زدنش

کی تو رو آورده اینجا؟

جمیل...

چه نسبتی با تو داشت

من زنش بودم

و اون تو رو همسر کل دنیا کرده

داستان همه اینها که اینجا هستن یکی هست.

هر شب شب عروسی هست با یه شوهر جدید

گفتی اهل کجایی؟

راتناگیری.

من اهل کاتیاوار هستم.

من دختر وکیل دادگستری بودم

گانگا جاگیوانداس کاتیاوادی.

من قبلاً متعلق به یک خانواده معتبر بودم.

دختر رقصنده و چرخان

کجا میری؟

با ریسمانی که به باد گره خورده است

دختر رقصنده و چرخان

کجا میری؟

با ریسمانی که به باد گره خورده است

همانطور که او کمرویی خود را دور می کند

چشماش حرف میزنه

بگذار امشب وحشی شود

دختر رقصنده و چرخان

کجا میری؟

با ریسمانی که به باد گره خورده است

دویدن در خیابان ها

نه خواب و نه بیدار

او می پرد و می پرد

مثل مهتاب

تعقیب شده توسط ماه

دویدن در خیابان ها

نه خواب و نه بیدار

او می پرد و می پرد

مثل مهتاب

تعقیب شده توسط ماه

دختر رقصنده و چرخان

کجا میری؟

با ریسمانی که به باد گره خورده است

همانطور که او کمرویی خود را دور می کند

چشماش حرف میزنه

بگذار امشب وحشی شود

دختر رقصنده و چرخان

کجا میری؟

با ریسمانی که به باد گره خورده است

ادم سفیه و احمق! کجا بودی؟

-چرا نیومدی گاربا ? -آروم باش.

ببین چی دارم برات

وای

بلیط بمبئی!

عمه شما با تهیه کننده فیلم صحبت کرده؟

به طور مشخص!

او در بمبئی ارتباط خوبی دارد.

آنها شما را انتخاب می کنند در فیلمی با Dev Anand.

هی، این همه درام را برای فیلم ها نگه دار

وسایل خودت رو جمع کن.

باشه صبر کن به پدر و مادرم اطلاع بدم

اونوقت هرگز ستاره سینما نخواهی شد!

تو فکر می کنی پدرت اجازه میده که تو بری و فیلم بازی کنی

-اما رامنیک-- -میخوای ستاره بشی؟

تو نمیخوای باعث افتخار والدین خودت بشی؟

دوستم داری؟

-بگو دوستم داری یا نه؟ -بیا دیگه...

دیگه فرصت گیرت نمیاد.

پس باید نگه دارم بلیط رو یا پاره اش کنم

تو منو دوست داری، درسته؟

به من بگو.

-رامنیک. -هوم

-گرسنه ای؟ -هوم

میخوام بخورم thepla که مامانم درست کرد؟ ترشی شیرین و تند هم هست.

شما رو با اون دوست دارم.

پول و طلاها رو آوردی؟

آره اینجاست.

ولی...

باید وقتی برگشتیم. همه شو به بابا برگردونیم.

-البته. -قول؟

قول میدم.

لعنتی!

چی شده؟

من کلیدهای کمد مامان را با خودم آوردم

-حالا چی میشه؟ -هیچ چیزی.

منظورت چیه؟

پیراهن جدید بابا توی کمد مونده برای نماز چی باید بپوشه؟

یه چیز دیگه میپوشه

-به من بده، من با احتیاط... -نه!

من کلید مادرم را به کسی نمی دهم!

خوب نگهشون دار

-رامنیک... -آره؟

همراه با کلیدها مامانم هم باید دنبال من باشه

اگه پدر و مادرم منو نبخشیدن ؟

وقتی فیلم های تو بیان توی بازار،

پدر و مادرت که هیچ ، همه کاتیاوار تو رو می بخشند !

خوشحال باش ما داریم می ریم به بمبئی !

رامنیک من گرسنه ام

-خونه عمه چقدر فاصله داره؟ -آروم باش. ما تقریبا رسیدیم اونجا.

-وای، اینجا خیلی کثیفه -- -ساکت... اروم.

اوه، واقعا عمه تو اینجا زندگی میکنه؟

همه مثل پدرت وکیل نیستند.

خفه شو احمق!

مثل اینکه یه مورده .تازه داره میاد

رامنیک.

از اینجا خوشم نمیاد

این دخترها لباس های عجیبی پوشیدن

کدوم آدمی توی طول روز میخوابه؟

بیا برگردیم.

خاله من تمام شب بازیگری درس میده. به همین دلیلکه الان همه خواب هستن.

من نمیخواهم بازیگر بشم . بیا بریم.

دوست نداری یه ستاره سینما بشی؟

چی میخوای به پدرت بگی ؟

بشین بشین

من برم عمه رو ببینم. مثل اینکه تهیه کننده اومده بوده اینجا..

-زود برگرد رامنیک. -باشه.

هی،

چای میخوری؟

رامنیک...

گانگا؟

بله.

رامنیک .... حتما می‌دونه چه طعمی داره

اوه، رامنیک--

من خاله اش هستم

شما--

از الان به بعد برای تو هم

خاله شیلا

More Farsi Persian subtitles for Gangubai Kathiawadi

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left