Pierwsze 200 wierszy.
اين چيه؟
آب ... آب
اين ديگه چيه؟
سلام
بله خودم هستم
ها؟
شرمنده
... کاش ميشد يه کم بيشتر بهمون وقت بديد
همين هفته قبض ها رو پرداخت ميکنيم
چي؟
پس چه جوري اينجا رو بچرخونيم؟
الو؟ الو؟
چه قدر سروصدا ميکني؟ چي شده؟
چون قبض ها رو نداديم ميخوان آب رو قطع کنن
چي؟
کِي؟ - همين الان -
هي ، خيال کرديد بامزه ايد؟
مگه نگفته بودم بدم مياد سرکارم بذاريد؟
... عجبا
دونگ گو
آب رو برگردون وگرنه کاري ميکنم مرغاي آسمون به حالت زار بزنن
هي
دونگ گو اين وَره
بسه ديگه سر کارم نذاريد و آب رو ! برگردونيد
سر کار؟
چون قبض ها رو نداديم آب رو قطع کردن
آب قطع شده؟
مگه نگفتم سر وقت قبض ها رو بده؟
انگار من از قصد قبض ها رو ندادم
چون آه در بساط نداريم نتونستيم قبض ها رو بديم
پول آب اونقدرها هم زياد نيست
دو ميليون تومن بود - دو ميليون تومن؟؟ -
بله - خيلي زياده -
بازم تو خيرِ سرت رئيسي ، يعني دو ميليون تومن هم تو دست و بالت نيست؟
همش تقصيرِ توئه - چي گفتي؟ -
مگه فکر کردي مهمون خونه اقيانوس آبيه؟
توريست هاي چيني با آبِ جاري ميان اينجا به نظرت؟
فکر کردي خروار خروار پول در مياريم و فيلم ميسازيم؟
فکر نميکردم تحريم هاي چين مسئله ساز بشه
من که نميتونم هر اتفاقي تو سياستِ آسياي شرقي ميفته رو پيش بيني کنم
! خـــفه
ميدوني چه قدر بهره رو وام هامون اومده؟
چيزي نمونده به خاک سياه بشينيم
بدونِ آب چه جوري اينجا رو بچرخونيم؟
هي نگران نباشيد
ما سه تا مردِ گنده ايم ميتونيم سريع دو ميليون تومن جور کنيم
راست ميگي ، اوضاع که ديگه بدتر از اين نميشه
سعي کن مثبت باشي دونگ گو
چي؟ مثبت باشم؟
تو راست ميگي ، همش تقصيرِ منه
اشتباه خيلي بزرگي کردم
... ما به ندرت مشتري داريم
قرضمون داره تپل تر و تپل تر ميشه و آب هم که قطع شد
ولي من زيادي منفي نگر بودم
واقعا متاسفم
زانو بزنم؟
منظورم اين نبود
خداوندا
هـــي
حرصتُ سر اين بچه خالي نکن
اشکال نداره
واقعا زده بود به سرم
چه طور با اين ابله ها يه بيزينس راه انداختم؟
واقعا عقلم عيب کرده بود
چي؟ مثبت باشم؟
پــــخ
هيچي سر جاش نيست
... من مطمئنم
مشکلِ کنترل خشم داره
اشکال نداره ، آروم باش
داري گريه ميکني؟
چرا؟ همه ي ما بايد مثبت باشيم
چي؟
چون اوضاع بدتر نميشه بايد مثبت باشم؟
اگه اوضاع بدتر شه من ميفتم مي ميرم که
صدايِ چيه؟
از کجا مياد؟
يه بچه؟
! جــون کي ، دو شيــک
چي شده؟ - چه خبره؟ -
چيه؟ - چي شده؟ -
... اونجا
چي شده؟ - چته؟ -
يه نگاه بندازيد - چته تو؟ -
يه نگاه بندازيد - چرا؟ -
چيه؟ - پرده رو بکش -
يه بچه است ، يه عروسکِ بچه
تکون ميخوره - چي؟ -
! تکون خورد
چشم تو چشم شديم
تکون خورد
اين بچه اينجا چيکار ميکنه؟
چيه؟
ممکنه مشتري باشه
ما خيلي وقته مشتري نداريم
واسه همين ديروز شب نشده زهرماري زديم
شايد وقتي مست بوديم سر و کله اش پيدا شده
احتمالا
من هيچي يادم نيست
تو چيزي يادته؟ نوشيدني نزدي
من زود واسه فيلم برداري امروزم رفتم خوابيدم
بيايد ببينيم تو کيف چيه
شايد شماره اي چيزي داخلش باشه
باشه - باشه -
هيچي توش نيست
چيه؟
شايد خانواده اش واسه يه مدت گذاشتنش اينجا
آخه با عقل جور در مياد؟
... کدوم خانواده اي
بچه اشُ تک و تنها ول ميکنه؟
هي بچه گريه اش گرفت
يه کاري کن - خودت يه کاري کن -
چيــه؟ - يه کاري کن -
خب ... چرا گريه ميکني؟
گشنته؟
اونجا ، اونجا؟ - خراب کاري کرده؟ -
اين چيه؟ - چيه؟ -
وايسا
اي داد ، پي پيه
خيــلي خب
بازش ميکنم
چيه؟ خيلي کثيفه؟
... خب چيزه
هيچي نداره
دختره - خب؟ -
درسته که بچه است
ولي فکر نکنم درست باشه پوشک يه دخترُ عوض کنم
چه قدر با ادبي آخه تو
واقعا که جنتلمني - چي ميگي؟ -
... شر و ور نگو
و پوشکُ عوض کن
باشه بابا باشه
ببخشيد
دستمال مرطوب ، دستمال مرطوب ها رو بده
بجنب - بگير -
منم يکم ميخوام
بيشتر ، بيشتر ميخوام
بيا
يه پـــوشک جديد بده
يه پوشک جديد - بيا -
خب تموم شد
باريکلا
... خب
اونقدرام سخت نبود
دستمال مرطوب
! دستمال مرطوب
بچه جان
بهت غذا دادم حتي پوشکتـم عوض کردم
چرا همش گريه ميکني؟
به پليس گزارش بديم؟
نکنه مشتري ها گذاشتنش اينجا تا برن گردش؟
راست ميگه ، بيايد يه روز صبر کنيم
بچه رو ببريم اداره پليس اذيت ميشه
خيلي صداش بلنده
مشتري نداريم ، آب هم قطعِ
حالا يه بچه ام شده وبال گردنـمون
اين بلاها از کجا نازل ميشه؟
واي کمرم
واي کمرم شکست
چي؟ ديگه گريه نميکنه نه؟
هي چه باحال
واي خدا خيلي بهتر شد
چيه؟ - اي خدا -
چرا باز داره گريه ميکنه؟ - الان چيکار کردي؟ -
دوباره انجامش بده
بلند شو ، سعي کن بلند شي
... من فقط بلند شدم
و اينجوري کمرمُ صاف کردم
هي همينجوري بمون - همينجوري بمونم؟ -
چه ميشه کرد؟ وگرنه گريه ميکنه
ولي نميتونم تا ابد اين شکلي بايستم که
بيايد نوبتي آرومش کنيم ، جون نمونده واسم
واي ساعتُ ببين
امروز فيلم برداري دارم بعدا مي بينمتون برو بچ
هي تو که گفتي عصر ضبط داري
قراره با پارک سونگ وونگ فيلم برداري داشته باشم خدايِ فيلم هاي سينمايي
بايد زودتر برم تا ديالوگ هامُ باهاش تمرين کنم
بعدا مي بينمت
ولي بازم خيلي زوده
دو شيک
من بايد برم سر يه کار نيمه وقت خدا بهت صبر بده
نه وايسا ، چه کا ر نيمه وقتي؟
بايد تو سوپرمارکت کار کنم
هي وايسا - موفق باشي -
! نميتوني تنهام بذاري ، دو شيـــک
واي خدا الانه است که ديوونه شم
الو؟ هي سوآ ، چه خبرا؟
موضوعِ جدي؟
الان؟
عاليه ؛ يک
اوکي
عالي به نظر مياي اوکي
بخند
يکي ديگه
عاليه ؛ خسته نباشي
ممنون
بانکِ يوهان : مشتري گرامي لطفا وامـتون رو چک کنيد) (و در اسرع وقت بدهي هاتون رو بپردازيد
سوآ من اومدم
اومدي؟
اين کيه؟ - چيزه -
No comments yet. Be the first to leave one.