Pierwsze 178 wierszy.
آشنای غریبه قسمت 14
ببین اینجا چی داریم
!تاکافومی یه کتاب ممنوعه آورده مدرسه
این کتاب ممنوعه نیستش
!بذار ببینمش
!بسه- ممنوعه-
وای نه، کاچان به تاکافومی گیر داده
دیگه کارش تمومه
عکس دختراشـو نگاه
میدونستم یه کتاب کثیفه
کثیفه- نه، اینطور نیست-
چه سکسی- این فقط یه رمان سبک فانتزیـه
"رمان " پاندای تنگ"ـه فقط"
!عجب نکتهای رو گفتی
اون کتاب ممنوعه رو بدین به من
آقای فوجیمایا
آشنای غریبه قسمت 14 سنت آکیلیا
کاری از نوبورو یاماگوچی
به این میگین همه چی معلومه؟
دیگه بچه نیستین
!بدو- کاچان کارش تمومه-
متاسفم آقای فوجیمایا
متاسفم آقای فوجیمایا
فوجیمایا سان خیلی تاثیرگذاری
مگه نه؟ اون فوجیمایا ی منه
کاچان رو در حد مرگ، ترسوندی
گروه انی پلاس تقدیم می کند Mr Manjiro :مترجم @AniPlus :کانال تلگرام
دایی: تو بهترین خودت هستی
شاید واقعیت داشته باشه
ممکنه چند سال اول مدرسه رو بد اخلاق بوده باشم
ولی از وقتی اومدم راهنمایی رفتارم دخترانهتر شده
میبینی؟
!واو
یه عکس از تو و تاکافومی
بذار یه عکس ازش بگیرم- یه عکس؟-
کارکرد - پخش - صفحه نمایش- بزرگنمایی
اگه میخوای، میتونم برات رو گوشیت بفرستم
چطوری؟- میتونم ایمیلش کنم یا یه جور دیگه بدمش-
گوشی من ایمیل و اینا نمیگیره حتی نمیشه باهاش تماس گرفت
چی؟
چطوری بدون اینکه از گوشی استفاده کنی میخوای با تاکافومی در ارتباط باشی؟
میخوام بدونم میشه از دود یا پرچم واسه علامت دادن استفاده کنیم
دود که ممنوعه، اینجا آپارتمانه ها
...علامت با دود و پرچم
نمیفهمم اینجا آپارتمانه یا یه قلعه قرون وسطی
چی؟- چی؟-
چرا این قهوه اینقدر خوشمزه ست؟
یه چیزی بگم؟
من برای تولد20سالگیم ده هزار ین گرفتم و این قهوه ساز و یه کیسه قهوه خریدم
اولین باریه که از دونههای آسیابشده تر و تازه قهوه دم کردم. خیلی خفنه
دایی برای هدیه تولد بهت 10 هزار ین نقدی داد؟
چه عاقل
مجبور بودم
اصلا نمیدونم این روزا جوونا چی دوست دارن
خب، هر هدیهای که قلبا به کسی بدی قطعا ارزشمنده
واقعا؟
خب! چطوره تونر مخصوص تلویزیون گیم گیر بگیرم؟
اصلا هدیه خوبی نیست
چیزی نمیبینم
جدی ترجیح میدم بهم پول بدن
حالا که بازم یکم پول مونده بیشتر قهوه میخرم
پس من یکم شیرینی میگیرم
هدیه تولد، ها؟
پیام جدید
یک هدیه
از روزهای دبیرستانم
چطور میتونم کمکتون کنم؟
چطور عکسا رو از توی شبکه اجتماعی پاک کنم
وایسا، چرا پاک کنی؟
...اینو درباره نحوه حذف عکس- واقعا، ریسکیه -
از شبکه اجتماعی پیدا کردم- کجاش ریسکیه؟ -
ممکن بود بازداشت بشی و از اجتماع طرد بشی
چطور ممکنه به خاطر این بازداشت بشی؟ !چه ترسناک
امکان نداره
خب، مطمئن نیستم
ببخشید، شاید عجول بودم
همچنین، لطفا اینو به داییت نشون نده
حراج این ماه دانه قهوه اتیوپیایی
دونه های قهوه امروز حراج شدن !میرم یه کیسه بگیرم
چی؟
فوجیمیا
...عکس لباس شنات که زندگیتو روش شرط میبندی
از نظر جذابیت محتوا برای انتخاب تبلیغ دانه قهوه انتخاب نشد
نه نه نه
من فقط یه دبیرستانی بودم
...اگه قرار بود الان منو ببینه
!منجمد شو
چ- چی کار کردی؟
قهوه مو ریختم! سوختی؟
از هیچ طلسم شفابخشی نمیتونم استفاده کنم
به جاش حس میکنم سرمازده شدم
...پس
روح آتیش
دشمنم رو با آتیش سوزان جزغاله میکنه...
!جادو کافیه
لطفا، اگه میخوای دوش بگیری راحت باش
از صمیم قلب عذر میخوام
ممکنه معذب باشی وقتی من اینجام بخوای دوش بگیری
چند ساعتی میرم بیرون
لباسای تاکافومی رو برات درمیارم
همشون گرم و راحتن
این لباس مردونهست
اگه ترجیح تاکافومی دختری با لباسای پسرونه باشه چی؟
سر کی دارم کلاه میذارم؟
ممکن بود اگه لخت ببینتم نظرش دربارم عوض شه؟
دیدنش ضرری نداره- دایی-
چرا پرده کشیده شده؟
ب-ببخشید
!و-واقعا ببخشید
چند ساعتی میرم بیرون
تاکافومی- خیلی معذرت میخوام-
سعی میکنم دیگه تکرارش نکنم
اما خیلی کیوتی، نمیتونم جلوی خودمـو بگیرم
احتمالا معذب شدی که یه دوست اینطور بهت زل زده درسته؟
ببخشید
اگه میتونستی اینجور نگاهم کنی
خب، خوشحال میشدم
فوجیمیا
تو همیشه باملاحظه بودی
من مسئولیتشـو کاملا میپذیرم- مسئولیت؟-
منظورت چیه؟
من پرچمـو برعکس کردم
پرچم؟
چی؟
تاکافومی، تو دردسر افتادی؟
!پرچمـو بذار تو حالت اضطراری
این چیه؟
از پرچم استفاده کردم که به داییم علامت بدم بیاد خونه
روح ها بهش میگن حالت پرچم
خطر - بیا خونه - معمولی
اینا خیلی درباره پرچمها و علامت دادن با دود جدی بودن
دایی
من ناخواسته دوستِ دخترم رو درحال لباس عوض کردن دیدم
مبخوام مسئولیتشـو گردن بگیرم
میشه لطفا حافظهـمو پاک کنین؟ - !چی -
باشه، بیا پاکش کنیم
-ارواح فراموشی، این حافظه را
!وایسا
چرا همچین کاری میکنی، احمق؟
!اصلا برام مهم نیست
فوجیمیا
ممنون- !تمومش کن-
یه ذره هم عوض نشدی
خیلی باملاحظهای
اینقدر اینو نگو اینقدر اینو پیش نکش
...فوجیمیا- این کیسه قهوه جدیده؟-
...تو خجالت کشیده بودی ولی با این حال ملاحظه منـو کردی
قهوه درست کنم؟
اگه پاکش کنی دوباره انجامش میدم- ...فوجیمیا-
اصلا عوض نشده هنوزم یه دوست فوق العاده و مراقبـه
خوشحالم که دوباره بههم رسیدیم- !کودن -
امیدوارم اونم همین حِسـو داشته باشه
روشنایی - تاریکی - شمشیر
هلوی هوروهورو 3%الکل
هلوی هوروهورو 3%الکل
فوجیمیا، تو دیگه زیر سن قانونی نیستی؟
من امروز 20 سالم شد پس کاملا از سن قانونی رد کردم
واقعا؟ تولدت مبارک
خیلی ممنونم
و تو هم باید 34 سالت باشه، از اونجایی که از 17 سالگی تو دنیای آخرت بودی
حول و هوش سی؟
نه، تولدم گذشته پس درواقع الان 35 سالمه
آها
پس حول و هوش چهل
"حول و هوش سی" و "حول و هوش چهل" اصطلاحات ژاپنی هستند که در سال 2006 شکل گرفتن
...انتخاب کن
ما چیز خاصی برای تولدت نداریم
نه نه، مهم نیست اصلا
خب، حداقل بذار این جملات خردمندانه رو بگم
این فلسفه زندگیمه
"هر نیشگون یک فرصت است"
...وقتی داری تسلیم میشی
...وقتی نیروهای منفی بیرونی دارن تکونت میدن
ممکنه بتونی با عوض کردن چیزی که روش تمرکز کردی وضعیت رو برگردونی
پس مهم نیست با چه مشکل یا بدبختیای روبهرو شدی
مهم اینه که تا آخر بجنگی
توضیح طولانیای بود اما امیدوارم فراموشش نکنی
از شنیدن جمله خردمندانهاتون سورپرایز شدم
No comments yet. Be the first to leave one.