Pierwsze 200 wierszy.
سلام
سلام
من کار جديدم رو دوست
عزيزم , تو داري داد مي زني- فکر کردي من نزديک کونتم -
!من بهترين اولين روز کاريم رو داشتم
آشپزخونه ؟ دو برابر آشپزخونه آلکساندرا
اوه , عاليه
!! تميزم هست؟ نه فقط از نظر سازمان بهداشت, از نظر مونيکا تميزه
.حيرت انگيزه
.اوه , همه خيلي خوبن
يه پسره هست که اسمش جفريه .اون مدير اونجاست
!چندلر , تو عاشقش مي شي
!بدون شک اون شوخ ترين آدميه که تا حالا ديدم
اين قسمت - پرستار مرد براي بچه
اين خيلي خوبه مي دونم
تو به هر دوتا دستت احتياج داري - آره يه جورايي -
خوب , اين چطوره ؟
ببين شما دوتا رو , دستاتون رو تو دست هم گرفتين
قضيه داره جدي ميشه ها؟
تا حالا راجبش صحبت نکردين؟
من که دارم مزاهمتون نمي شم؟
تو اگه بزرگتر بودي , حتما منو کتک مي زديا؟
.منو ببخشيد
.اين حتما خيلي براي ما زوده که درباره اين چيزا صحبت کنيم
آره ؟ شايد هم نه ؟ ,
...وقتي من طلاق گرفتم
.من فکر نمي کردم به کسي براي مدت طولاني دل ببندم ...
.و حالا , من فکر نمي کردم بتونم کسي مثل تو رو پيدا کنم ... و
, اين شايد خيلي زود باشه .اما من مي خوام که تو اين رو داشته باشي
.نه , ... اين آدامسه
!اوه , اين پنج دلاره من خوشم مي ياد وقتي اين چيزا اتفاق مي افته ؟
تو مطمئني اون اونجاست - آره , بگرد -
.متاسفم
اين يه کليده
.صادقانه بگم , من فکر مي کنم پنج دلار رو ترجيح بدم
اين کليد آپارتمانمه ! اوه
.قدم بزرگي براي فيبي و مايک
من نمي خوام جوري احساس کني که تو هم مجبوري کليد آپارتمانت رو به من بدي
نه من هم اينو مي خوام خدايا شکرت
... اوه , من داشتم فکر مي کردم ديگه کسي رو پيدا نميکنم که
اينا رو بهش بدم...
حالا اينا مال تو
اين خيلي خوبه آره واقعا اينجوريه
آره مي دونم , واقعا جالبه نه !!اين چيزهاي کوچيک مي تونن درها رو باز کنن
... من براي چهار هفته ديگه سر کارم بر نمي گردم
... اما ما مي خواييم که پرستار بچه هرچه زودتر کارش رو شروع کنه
... تا ببينيم بچه مي تونه باهش جور شه
من فکر مي کنم ايده خوبيه
اينجوري براي بچه هم بهتره
.اين عاليه عاليه
شما ديگه سوالي ندارين ؟ نه واقعا
خوب ممنونم که اومدين
ممنون از ملاقات با شما خوشحال شدم
ما با شما تماس مي گيريم ... اه , شما مي دونين , صبر کردن
من يک سوال برام پيش اومده
شما پيش مي ياد بطور اتفاقي تست مواد مخدر بگيريد؟
ما اصلا بهش فکر نکرده بوديم
اين خوبه , اما اگه اين کار رو مي کنيد من مي خوام سه بار در روز از من اونو بگيريد
!باشه , باشه
ما هيچوقت نمي تونيم يه پرستار خوب پيدا کنيم
مطمئن باش ما مي تونيم , من قول مي دم ما مصاحبه هاي بيشتري انجام مي ديم
کم کم ما آشنايي بيشتري پيدا مي کنيم فقط مي تونيم به کسايي که ديديم توجه کنيم
مثل اين يکي ؟ يه آدم که پوستش روشنه ؟ بدون سوتين؟ اون پوستش روشن بود ؟
يه لحظه
باشه , اسم اين يکي سنديه
مدرک آموزشي براي بچه هاي نوزاد داره
براي آخرين خانواده هم حدود سه سال کار کرده
سلام , من سنديم
. اون يخورده شبيه مردا نيست
اوه خداي من , ديويد
الان زمان بديه؟ نه اتفاقا زمان خوبيه , بيا تو
اوه , سلام
اوه خداي من , تو اينجا چيکار مي کني؟ از مينسک برگشتي؟
فقط براي چند روز
... من اينجام تا براي آدم هايي که پولشون رو به ما دادن توضيح بدم
... کار خوبي بوده که پولاشون رو به اين کار اختصاص دادن
... گر چه به جايي نرسيد
چه اهميتي داره ؟ مهم اينه که تو اينجايي
اين باعث شد من به نيويورک بيام ...بعدش من تو فرودگاه سوار تاکسي شدم
بعد راننده پرسيد کجا مي رين؟
منم ادرس تو رو بهش دادم و اصلا به چيزي فکر نکردم
وسايلت کجاست؟
لعنت
باشه , من به تاکسيراني زنگ مي زنم
مي تونيم بعدا بهشون زنگ بزنيم مي توني يه چند لحظه اونجا وايسي
پسر
: يه ضرب المثل قديمي روسي هست که مي گه
: تقريبا معنيش اين ميشه که
ببين من به چه چيز فوق العاده اي دارم نگاه مي کنم
ممنونم
-- تو بايد منو وقتي مي ديدي که راستش نه , الان خيلي خوب بنظر مي رسم
شوخي مي کني؟
... مي دوني , وقتي کسي رو براي مدت طولاني نمي بيني
توي ذهنت اونها رو تجسم مي کني ... : کم کم فکر مي کني
"خودت باش مرد کسي به اين زيبايي وجود نداره"
اما , حالا تو به همون زيبايي هستي
خوب, تو با کسي هستي ؟
نه
من بدترين آدميم که وجود داره
چطور مي تونم به ديويد نگم که مايک رو مي بينم ؟
شايد خودش نذاشت که بهش بگي
"اون گفت " تو با کسي هستي ؟ " بعد من گفتم , " نه
خوب , شايد همين احساس رو داشتي
من , راستش نمي دونم ... من داشتم تو چشم هاش نگاه مي کردم
و من فقط داشتم فکر مي کردم... ''اوه , خداي من اين ديويده , اومده اينجا ''
نمي شه جلوش مقاومت کرد
واقعا ؟ همون آقاي دانشمند؟ واقعا ؟ چندلر ؟
حرفت رو ادامه بده
... بعد اوضاع وخيم تر مي شه
... چون من بهش گفتم فردا مي بينمش
! فيبي !مي دونم ! خيلي بدجنسم
تو مي دوني من خيلي از مايک خوشم مياد همه چيز داشت خيلي خوب پيش مي رفت , اوه خداي من
... اين معني خاصي نداره که يهو ديويد پيداش مي شه
درست همون روزي که تو و مايک کليد خونه هاتون رو به هم داديد
آره , تو هم الان تو زندگيم بگرد و اين چيز ها رو بگو
!! مي توني تصور کني چقدر خوشبختم
الان مي خواي چي کار کني ؟ ... مي خوام... , فکر کنم
به ديديو بگم بين ما دوتا, نمي تونه چيزي باشه
! مگه اينکه , نگم
آخه مي دوني ,موقعيت عاطفي پيچيده ايه ؟
درست و غلط وجود نداره تو بايد به ديويد بگي
مي دونستم , در مورد اين مسائل بايد با جويي مشورت مي کردم
شوخ ترين پسري که تا به حال ديده
من شوخم , مگه نه ؟
تو چي مي دوني ؟ تو فقط يه دري
جوک تو , فقط تق تقه
اينا رو براي توي خونه نگه دار
مي دونين تو اکلاهاما همه ديونه ان " خودشون به اونجا مي گن " ايالت زود
! خيلي زود مي رم يه ايالت ديگه
چرا اوکلاهاما اينجوريه ؟
همه ايالت هاي ديگه هم همين چيزها رو دارن ؟
هي , آره من از بند تومون وايومينگ اومدم
اما وقتي هفت ساله بودم , يه شاخ داشتم
فشار هواى داخل کابينت زياد بود ؟
ديگه نذار بهت بگم مردم تلسا چه جوري صحبت مي کنن
باشه
اين کلمات به هم چسبيده و هخون چين , يعني هر کدومش رو که بخوايم بعد هم مياريم
همه ما مي تونيم اينکار رو بکنيم ؟
مي دوني , سگ تازه پشمالوى باهوش تو نشونه خنگ بودن توست
به مرغ سوخاري بجاي " fricken " مي گيم " fried chicken "
پيشخدمت ؟ , پيشخدمت من يه مي خوام fricken!
ديدي , ايني که راجبه fricken گفتم خنده دار بود
نه , منو فقط ياد کاري که اين پسره امروز سر کار انجام داد انداخت
من , راجب اين پسره خيلي شوخ جفري بهت گفتم , مگه نه ؟
آره , دوباره حرف اون شد
اونم امروز از اين کارا مي کرد تو بايد اونجا مي بودي
اما اون ليزا مندلي بود که تو يخچال آشپزخونه که قفل شده بود داشت مرغ سوخاري مي خورد
تا حالا اونجا بودي؟ خنده دار بود fricken اما به نظر مي رسيد اين
من واقعا درک مي کنم که چقدر سخته بچه تون رو پيش يه نفر ديگه تنها بذاريد
مثل اين ميمونه که يک تيکه از قلبتون رو جا بگذاريد
سندي , واقعا همين جوريه
شما گي هستيد؟
اشکالي نداره , بارها برام پيش اومده که اينجوري فکر کردن
اما من کار خودم رو ادامه مي دم و اينکه من نامزد دارم.
اسمش دلياست اسم زيباييه
خوب , تو تقريبا يه مردي , که پرستار بچه ست
من مي دونم , اين يکم براي بعضي غير متعارفه
اما من کاري رو که واقعا باعث رضايت درونيمه رو انجام مي دم
و اون مراقبت از بچه هاست
باشه
مثلا سر کار قبليم
من دنيل رو که 3 هفته سنش بود رو داشتم
و من بزرگ شدنش روکه حيرت انگيز بود رو ديدم
وقتي از اونجا اومدم بيرون بهش گفتم که خيلي زود مي بينمت
اونم بهم گفت ''Skadandy?''
اين اسميه که اون برام گذاشته بود
"....من تو رو هر روز توي قلبم "
چيزي نيست آره , بچه ها چرت و پرت زياد مي گن
اوه , حتما جاش رو خراب کرده
من مي تونم اين کار رو انجام بدم , اگه شما بخوايد اي عاليه
من دوستش دارم , من دوستش دارم
چي ميگي ريچل , اون يه مرده
که چي ؟ خيلي باهوشه اون تمام شرايط رو داره
يه دليل برام بيار که ما نبايد اين کارو بهش بديم
چون خيلي , يجوريه
چرا ؟
پرستاري بچه؟ اين اصلا کار مرداست؟
....منظورم اينه که , اين مثل اينه که يه زن بخواد
آره ؟
پادشاه ؟
اميدوارم ناراحت نشيد اگه من از محلول ضدعفوني خونگي خودم براي اما استفاده کنم
اون مخلوطي از کالاندلا , موم عسله اون براي خشکي پوست خوبه
بعلاوه اينکه , دست هاتون رو جوان نگه مي داره
آره ! , سندي تو استخدامي
اين عاليه
منو ببخشيد
اين مثل اينه که حضورت تويه يه خانواده جديد رو خوش آمد بگن
او , خداي من , بيا اينجا
تو حداقل بايد از قبلي خداحافظي مي کردي
من به کمک براي ساختن جوک احتياج دارم
وقتي مونيکا اين اطراف بود , درباره کاميون آتش نشاني ازم بپرس
من نمي دونم چندلر , من حافظه خوبي ندارم
او خداي من مگه تو بازيگر نيستي همين جوري پول در مياري ديگه
اره , درست ميگي
چرا مي خواي اين کار رو بکني ؟
مونيکا گفت , مدير آشپزخونه شون شوخ ترين مرديه که تا حالا ديده
واقعا ؟ اينو گفت ؟ منم ديونه ام نه که اينقدر ناراحت شدم
نه بينگ شوخي فقط مال خود خودته اره
بدون اون تو مثل يه ادم چلاقي
سلام , تو اينجايي
No comments yet. Be the first to leave one.