Pierwsze 200 wierszy.
« لندن »
سالِ نوی چینی اکنون در سراسر دنیا جشن گرفته میشود
و قرار است شاهد
رژهی کارناوال جشنوارهی بهاری در میدان ترافالگارِ لندن باشیم
!جشن و سرورِ زیادی در جریانه
اون بالأخره از غارش اومده بیرون
حرکتِ جسورانهای واسه یه ترسوئه
کجا بودی؟ دیر کردی
سالِ نو مبارک - !همچنین -
اینا چین؟
!هدیهان
فقط واسه اینا دیر اومدی؟ !عجب دل و جرأتی داری
بازم هست - صبر کن، نمیتونم. نمیتونم -
مالِ من کجاست؟
اونی که الان رو هوا گرفتم
اگه له شده، نگهش دار - میذارمش تو انبار -
!بیا تو
رسیدیم! یه دستی بهم برسونید
!لی اومد - ،عمو -
سالِ نو مبارک، براتون آرزوی سلامتی دارم - خیلی ممنون! همچنین -
!سالِ نو مبارک - !چقدر هدیه -
!جیاهوا
بیا بغلم - !پدرخونده -
این پسرِ جوان همکارِ داماد منه
اون خیلی باجربزهست
،و مرد شریفیـه. علاوه بر این
!ازدواج نکرده
!یه ماچ... یه بوس به پدرخونده بده
دخترم داره زنگ میزنه
!سلام، بابا! سالِ نو مبارک
!سالِ نوی تو هم مبارک
گلودردت چطوره؟
خوبم. به نصیحتت عمل کردم و سیگار رو ترک کردم
کجایی؟ - !تو آفریقام -
...بذار نشونت بدم - آفریقایی؟ -
میبینی؟ - باید حواست رو جمع کنی -
دوستپسرت پیشته؟ - من دوستپسر ندارم -
فریدا
میوی اینجاست. باهاش حرف بزن
!فریدا، سالِ نو مبارک - !بابا -
...بابا، داره قطع میشه - ...میوی اینجاست -
سلام؟ - گوشیم آنتن نمیده -
فریدا... الو؟
جوما، راه بیفت بریم - باشه -
گوشیش آنتن نمیده - ،آره، مثلِ همیشه -
هر وقت میخوام باهاش حرف بزنم
از حرف زدن باهام طفره میره
نه بابا! الکی حساس نشو
!بیا بیرون! یالا! زود باش
!برو
« مقرِ ونگارد، لندن »
قربان
خانم و آقای شین ربوده شدن
به پلیس زنگ زدی؟ - تازه بهشون زنگ زدم -
رژهی سالِ نوی چینی در حال برگزاریه
.هزاران نفر مشغولِ راهپیمایی هستن .همهی خیابونها بسته شدن
طول میکشه پلیس بتونه واکنش نشون بده - شین کجاست؟ -
در حال حرکته، ولی هنوز تو محلهی چینیهاست - نیروهای ونگارد تو محدوده هستن؟ -
دوتا نیرو که تو مرخصین نزدیکِ محل هستن
فوراً بفرستشون شین گولی رو نجات بدن - !بله، قربان -
یک
دو
!سه
!عالیه
میبینی پدرخونده چی واست آورده؟
پدرخونده، اون کیه؟
کاپیتان چین! اون درست شبیه باباته
!کاپیتان چین بابای منه
!آره - پسرِ عزیزم، به بابایی بوس بده -
.مشتریهای ویژهمون ربوده شدن .درخواستِ اعزام اضطراری شده
.تقریباً 400 متری موقعیتِ کنونی شما !هشیار باشید
!دریافت شد
مامان، ما باید بریم. بیا بریم
واسه چی با عجله؟ - یه کاری پیش اومده -
جیاهوا، عمهات رو سرگرم کن
!یالا
بشینید
بعد از ظهر بخیر، آقای شین
شماها کی هستید؟
تو موقعیتِ پدر عمر رو به آمریکاییها لو دادی، مگه نه؟
نه، من نمیدونستم پدرش کجاست
عمر... هنوز زندهست؟
!پول
،پولِ پدر عمر
دستِ توئه؟
نه
نمیدونم
اون شوهرته؟
...بله
لطفاً به زنم صدمه نزنید - عزیزم -
خواهش میکنم. بذارید توضیح بدم
!اون هیچ ربطی به این قضایا نداره - ...عزیزم -
میدونی از دست دادنِ عزیزهات چه حسی داره؟
!آقای شین
!پول
!بهم بگو
ما تو موقعیتیم
تفنگت رو آوردی؟ - نه، روزِ مرخصیمه -
تو چی؟ - معلومه -
تفنگم دستِ اوناست. هوام رو داشته باش
آقا، تعطیلیم
تعطیلید؟ - بله -
!من رئیسِ اینجام - !هی، وایسا -
من برادرشم - واسم مهم نیست -
مسلح نیست - بیا جدا شیم -
!بکشش
...نه، نه! خواهش میکنم
میدونم پول کجاست
خوبه
پول رو به من تحویل بده و من به تو یا زنت صدمه نمیزنم
سلام - امروز تعطیلیم -
توله سگت به کمکت نیاز داره
!بدو
!با من بیا
!بگیریدش
!بدو
!برو تو
!یالا! برو
پناه بگیر
کایژوان، کجایی؟ - !دارم پاچهی خوک کباب میکنم -
اون فقط یه بادیگارده
شین گولی رو بهم تحویل بده و منم میذارم زنده بمونی
این فقط یه کاره
چرا زندگیت رو به خاطرش به خطر میندازی؟
اونا به قدری بهت حقوق نمیدن که انقدر سخت کار کنی
تو کی هستی؟
!بپر
!من مأمورِ ونگاردم
شلیک نکن. زنده لازمشون داریم
!برو
!بریم
میا، کجایی؟ - 30 ثانیه دیگه میرسم -
!بیا... این طرف
...عجله کن
یالا
،سوار شید
!سریع
!شلیک نکنید - اون صدمه دیده -
حالت خوبه؟ - خوبم -
گروهی که شین رو گرفتن از «گرگهای شمالی» هستن
رهبرشون بروتوئه
اونا واسه پول هر کاری میکنن
چرا دنبالِ تو هستن؟
من یه شریکِ کاری به اسم ماسیم داشتم
با فروشِ نفت و اشیای باستانی تو اروپا براش کلی پول در آوردم
مدتی بعد بود که فهمیدم اون رئیسِ گروه «انجمنِ انتقام»ـه
سعی کردم بکشم کنار ولی دیگه دیر شده بود
ماسیم مجبورم کرد براش پول تهیه کنم
که باهاش سلاح کشتار جمعی بخره
وگرنه من و خانوادهام رو میکشت
بعدها، اون رو به پلیسِ لندن لو دادم
هفت ماه قبل، ماسیم تو یه عملیاتِ نظامی کشته شد
حالا پسرِ ارشدش عمر اومده سراغم
پس عمر گرگهای شمالی رو فرستاده؟
بله
،اگه نتونن من رو گیر بیارن میرن دنبالِ دخترم
میشه یه نفر رو بفرستید برش گردونه؟
اون الان کجاست؟ - آفریقاست -
ترتیبش رو میدم - ممنون -
« بندرِ جیدابالا »
رئیس، بروتوئه
اون رو بردن - کی بردش؟ -
اسمِ خودشون رو گذاشته بودن ونگارد
ونگارد چیه؟ - ونگارد یه شرکت امنیتی خصوصی بینالمللیـه -
بیشترشون نظامیهای بازنشسته یا کارشناسهای امنیت هستن
،خدماتِ اونا شامل تأمین امنیت محموله و محافظتِ شخصیه
!کافیه
شین یه دختر داره. اون رو برام بیار
و اون رو از هر سوراخی که خزیده توش بیرون میکشی، باشه؟
!بله، قربان
« آفریقا »
قربان، اطلاعاتِ شین
توسط پلیسِ لندن تأیید شدن - !خوبه -
دختره تنهایی رفته از حیاتِ وحش آفریقا محافظت کنه
و جونش رو با فیلم گرفتن از شکارچیهای غیرقانونی به خطر انداخته
اون شجاعه
.اون از هوادارانِ حیاتوحشه .یه فعالِ محیط زیسته
در آفریقا، سالانه 30,000 فیل به دستِ شکارچیها سلّاخی میشن
من احترامِ زیادی براش قائلم
،فقط فیلمش رو ببین ،یه ساعت پیش آپلود شده
!به این سرعت 400,000 تا بازدید گرفته
در نتیجه حالا دشمنهای بیشتری داریم
باید سریعاً پیداش کنیم
ما دلیلی مبنی بر این داریم که داوطلبان قربانیِ گروهی از شکارچیان غیرقانونی شدن
که مردی به نام توندا رئیسشونه
!قاتلِ کثافتی مثلِ اون باید زندانی بشه
!میخوام بمیره
توندا! اوضاع چطوره، رفیق؟
از دیدنت خوشحالم
!نگاهش کن، واسه خودت ستاره شدی
400,000 کلیک تو یه ساعت
بدک نیست، داداشم - !خفه شو -
این دختره، من پیداش میکنم
و میکشمش - ما هم دنبالش میگردیم -
یالا، بذار تو رو به رئیسم معرفی کنم
هی، رئیس، این تونداست
بهترین شکارچی تو کل آفریقا
میتونی دختره رو پیدا کنی؟
این دختره، اون یه بچهی لوس و فضوله
گفت تعداد حیوونهایی که کُشتم 119 تاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.