Pierwsze 200 wierszy.
KAI PICTURES
PALM ENTERTAINMENT
Translate By Mojh50
شهر جولانگ
IP MAN & THE FOUR KINGS
سه روز پیش
هنگ کنگ سال 1950
استاد میشه به من بگید شما کی هستید؟
چه استادی؟ شما ین ون هستید؟
هی گوش کن می خوام الان تو رو اینجا به چالش بکشم
میتونم بپرسم چرا میخوای منو به چالش بکشی؟
چون دو استاد یی نمی تونه توی یک خیابون باشه
من کی ام؟
من هفتمین دسته از رهبر شیاطین فرقه خدایانم
او یی
پس تو او یی هستی استاد او از دیدنت خوشحالم
به من نگو استاد او من معلم یی هستم
مهم نیست من می بخشمت
بزار بهت بگم من تا به حال به هیچ کس نباختم
استاد ما هنوز با کسی مبارزه نکردیم
خفه شو
من شنیدم کنگ فوی وینگ چون مال زن هاست
پس بزار امروز با مشت هامون حرف بزنیم
هر کی ببازه باید این ها رو بپوشه و توی خیابون راه بره
برنده استاد یی واقعی خواهد بود
آکوانگ امین
بله استاد
فازت چیه؟
اولین مشت دوست داشتنیم رو بگیر که اومد
نخند
بپوشش بپوشش
تو گفتی به همچین نمایشی نیاز نیست
صورتت رو پاک کن
نخند
وایسا وایستا برگرد
ین ون این هنوز تموم نشده
من مدرسه هنرهای رزمی تو رو دیر یا زود می بندم
بریم
استاد یی
استاد یی شما اینجا مشهور و شناخته شده هستید
ما قبلا همدیگه رو ندیدیم من شما رو به عنوان دوست قدیمی می بینم
من میخواهم با شما برای تبادل دانش مبارزه کنم نه برای پیروزی
خوب استاد یی بزار باهات مبارزه کنم
استاد فنگ شما خیلی مهربان و فروتن هستید
من مفتخرم تا با شما مبارزه کنم و دانشم رو با شما در میون بذارم
برای الان کارهای واجب تری هست که باید انجام بشه
شما رو همینجا تا 9 روز دیگه می بینم
مهم نیست که چی کسی برنده بشه مایلم تا با شما دوست باشم
شما چی فکر می کنید استاد یی؟
استاد فنگ هرطور که مایلید
مادرپیرم خیلی مریضه و میخواست ماهی بخوره پس من هم یکی براش خریدم
استاد یی لطفا به من نخندید
بدنت در دنیای هنرهای رزمیه ولی قلبت توی خونه است
استاد فنگ چطور میتونم به آدم خوبی مثل شما بخندم
جسم در دنیای هنرهای رزمی و قلب در خانه عجب حرف خوبی
نه روز دیگه بعد از رقابت مون
من خودم ماهی می پزم تا بتونیم ازش لذت ببریم و بنوشیم
خیلی ممنون
شهر جولانگ
به جولانگ خوش اومدید آقای جان
اقای ژنگ دوباره همدیگرو ملاقات کردیم
اقای ژنگ اینجا چه اتفاقی افتاده؟
داشتم به مسائل خانوادگی رسیدگی می کردم
تو به اندازه کافی بیرحمی ولی خوشم اومد
ایشون پرنسس خانه جین جیائو هستن
واقعا سلیقه خوبی داری لطفا بنشین
خریدارها از آخرین دسته از محموله خیلی راضی اند
این پرداختی ات هست
من دوست دارم با شما کار کنم
امروز من اینجام تا دستور تهیه یک دسته دیگه از محموله رو بدم
اونها خیلی خوب فروخته میشن و در بریتانیا خیلی رایج اند
باشه
باشه مشکلی نیست
اما این دفعه جنس های خوب رو می خوام
میشه توضیح بدی چطور بهتر؟
آقای ژنگ تو باید بهتر از من بدونی اینطور نیست؟
برای جنس های بهتر
باید پول بیشتری بدی
تا زمانی که جنس ها خوب باشند پولش هیچ مشکلی نداره
دوست دارم باهات کار کنم اونجا رو نگاه کن
ولم کن حرومزاده
چی میخوای ؟ بزار برم
این جنس های بهتری هست که میخوای؟
این اقلام خوب اند معامله است؟
باشه
نباید مشکلی باشه
اگه از چیزی مطمئن نباشم انجامش نمی دم
تو کی هستی؟
استاد فنگ در واقع افرادی که گم شدن اینجان
برادر
حمله کنید بگیریدشون
برادر، برادر!
...برادر
...برادر
پایین پایین پایین
می بینی؟ نمیتونم باور کنم که نمی تونم ببرم
تو دوباره بردی چه شانسی
شرط شرط می بندیم
بالا
برادر لطفا 500 تای دیگه به من قرض بده
اکوانگ تو این روزها پول زیادی باختی
اگه 500 تای دیگه بهت بدم بدهیت 5000 تا میشه
میتونی پرداختش کنی؟
یکم دیگه به من قرض بده تا بتونم پولم رو دوباره ببرم
بعد از اینکه پولم بردم پولتو میدم
خوب یه دقیقه صبر کن
من میرم پیش صندوقدار تا پول رو برات بیارم
ممنون
امروزه بدشانسی زیاد شده
اینطوری کار می کنه
امیدوارم بتونیم خوب همکاری کنیم پسر عموی بزرگ
پسر عموی بزرگ یکی منو زده
چرا اینطوری لباس پوشیدی؟
پسر عمو من با زحمت مدرسه هنرهای رزمی رو راه اندازی کردم
اما اون ین ون
مدرسه خودشو نزدیک من باز کرده
اون با این کارش کار منو نمی دزده؟
اومدم متقاعدش کنم ولی اون با دیدن من کتکم زد
اینجا بدنم رو نگاه
مخصوصا اینجا خیلی درد میکنه
پسر عمو تو باید انتقام منو بگیری
اوه خوب باشه
از چه راهی میخوای برات انتقام بگیرم؟
از هر راهی باید مدرسه هنرهای رزمی اش رو ببندی
بزاری همچین کسی زنده بمونه بعدا برات دردسر میشه
رئیس من میرم به زندگی اون ین ون پایان بدم
صبر کن
بزار یه بازی جالب بازی کنیم
شرط تون رو بزارید شرط هاتون رو بزارید
شرط هاتون رو بزاید دستاتون رو از روی میز بردارید
بالا بالا بالا
پایین پایین
بالا بالا
پایین پایین بالا
باز شد
اگه به نصیحت من گوش کنی میتونی برنده بشی درسته درسته؟
خودتو ببین همیشه یه دنده ای
نمی خوای نصیحت منو گوش بدی
سریع باشید
اره درسته خوبه
زود باشید شرط ببندید
شرط شرط شرط
بیاریدش داخل باشه
رئیس مشکل حل شد
بیا منو ببین اینجوری
انطوری نه اکوانگ داری به چی فکر می کنی؟
ین ون
چی شده؟
ما به شما مظنونیم که در قتل دست داشتید
لطفا برای بازجویی به ما ملحق بشید
قتل؟
چرا مزخرف مگید مدرکی دارید؟
اینجا چه خبر شده؟
دیروز 7 نفر از افراد خانواده فنگ بیرحمانه به قتل رسیدن
گفتی خانواده فنگ؟
این چیزیه که توی صحنه قتل پیدا کردیم
یه ساعت جیبیه؟
وانمود نکنید که خبر ندارید همه چی اینجاست
باید با من برای بازجویی بیاید
تو با هدف برامون پاپوش درست کردی این نقشه تو بوده
اون ساعت جیبی مال شخص من بود
اما هیچ ربطی به کس دیگه ای نداره
اگر می خواید برای تحقیقات از کسی بازجویی کنید من باهاتون میام
استاد دنبالشون نرید
استاد
حقیقت رو بگو هدفت از کشتن فنگ ژیانگ چی بود؟
برای اینکه جرات نکردی باهاش مبارزه کنی؟
ترسیدید که شخصیتتون رو از دست بدید پس کشتینش
کسی که اونو کشته یه سگ بدنام بوده
منظورت اینه که اشتباهی گرفتیمت؟
پس چطور این رو توضیح میدی؟
قربان اگه من مردم رو بکشم
چرا باید توی صحنه جرم مدرکی از خودم جا بزارم؟
حقیقت رو کتمان می کنی
وانمود می کنی که چیزی نمی دونی
متوقفش کنید
نمی تونی بدون هیچ دلیلی اون رو شکنجه کنید
بازجویی خسته ام کرده فقط می خوام بدنم رو نرمش بدم
بیرون برید بیرون همین الان
استاد یی لطفا از افراد من دلخور نشید
بیاید یه فنجون چای بنوشید
اونها هیچ چیز نمی دونن ناراحت نباشید
زود باش
این گروه بی ادب بعدا حسابشون رو می رسم
این شما رو راحت تر می کنه؟
برادر یی شما جونمو نجات دادید
...من شخصا شما رو می شناسم اما
برادر ژنگ کی برام پاپوش درست کرده؟
نمی تونم چیزی بگم من چیزی نمی دونم
به عنوان یک فرمانده فروتن فقط می تونم
از شکنجه زیاد محافظتت کنم
بیا یه سیگار بکش
آقای هنری
قاتل فورا باید به سزای عملش برسه
...چی
بله البته آقای هنری
می دونم می دونم
اقای هنری مواظب خودتون باشید
اه واقعا برای ین ون دلم میسوزه
یکی بیاد اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.