Hart of Dixie

Hart of Dixie

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hart of Dixie01x17Heart to Hart
Komentarz od hamid007
من فقط تنظیم و آپلود کردم 480 p

Tagi

other
Opublikowano: 2012-05-03
Pobrania: 62
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

. هارلی ویلکس پدرت بود . اون مطبش رو برات به ارث گذاشت

. زویی در مورد ما میدونه

چرا اون شب شیطنتمون رو قطع کردی ؟

تو به جورج ، پسر طلایی چشم داری مگه نه ؟

، من تقریباً 30 سالمه

و تا الان هیچوقت تو یه . رابطه ی واقعی نبودم

کار خوبی کردی که منو . هم وارد این قضیه کردی

من فهمیدم که پدرم

برگشته نیویورک

. و بهم هم هیچی نگفته

تنها چیزی که برای ایتان هارت مهمه

اینه که ما . مشترک نداریم DNA

تو خودخواه ترین آدمی ! هستی که تا حالا دیدم

. دیگه تمومه . اینو نگو

. کارمون تمومه پدر

پدر ؟

! پدر

. در مورد پدرت شنیدم

. یه جراح خوب گرفتیم

. حالا یه عالیش رو داری

. من به پدرم زنگ زدم

. فردا میرسه اینجا

داری به چی نگاه میکنی ؟

. پدرم

در هیبت یک چراغ . چشمک زن قرمز رنگ

می بینی ؟

. داره مدام ... نزدیک تر میشه

. نزدیک تر

. نزدیک تر . اوه خدا ... نزدیک تر

چند وقته که به این دکمه ی قرمز زُل زدی ؟

. از وقتی که رسیده بود به ایالت دلاویر

پروازش تا یک ساعت ، دیگه فرود میاد

و وقتی هم که فرود باید میرم بیمارستان

و منتظرش میشم . و این قیافه رو براش میام

و الان چه اتفاقی داره میوفته مثلا ؟

. حالت بی تفاوت گرفتم

خشنه ، مگه نه ؟

. نمیدونم

. یه جورایی به نظر خسته میای

! نه

. جوری به نظر میرسم که انگار برام مهم نیست

میدونی ، میخوام قیافم طوری باشه که پدرم اینطوری برداشت کنه : سلام بابا

، من برات مهم نیستم پس تو هم برام مهم نیستی

. فقط همین

، و بعدش عملش رو انجام میده ، جون پدر جورج رو نجات میده

. و بعدش شروع میکنم

چی شروع میکنی ؟

. تیکه پاره ـش میکنم

اما فکر میکردم همین الان گفتی که برات مهم نیست ؟

، نه ! البته که برام مهمه اما نمیتونم بلافاصله بهش بگم

. و گرنه ممکنه آقای تاکر رو بکشه

واقعا موقعیت استرس زاییه ، ادی

. خیلی خب ، شاید من باید برسونمت

آره ، فکر میکنم . این بهترین کاره

. نزدیک تر

. سلام

. فکر میکردم تو موبیل باشی

. داشتم برمیگشتم بیمارستان

فقط اومدم اینجا تا یکم . شیرینی کره ای برای خانم تاکر بگیرم

فرصت کردی در مورد اون قضیه با جورج صحبت کنی ؟

پدر بنده خدا همین تازه . حمله ی قلبی بهش دست داده

! به خاطر خدا ، لاوون

فکر نکنم الان . وقت مناسبی باشه

خب ، هی .. من ... متاسفم

فقط میخواستم آماده باشم . فقط همین

صادقانه بگم ، اصلاً نمیدونم که کی قراره بهش بگم

پدر زویی برای جراحی داره میاد اینجا

و جورج هم الان خیلی . دلگرم زویی شده

. فکر نکنم متوجه شده باشم

، بلافاصله بعد از اینکه من حقیقت رو به جرج بگم

فکر میکنی سریع میره پیش کی ؟

. میره پیش زویی هارت

اما اگه خودم به جورج نگم زویی بهش میگه . باشه ؟

. برای همین دیگه گیر افتادم

نه ، هنوزم فکر نکنم زویی . بخواد چیزی بگه

. اون بهم قول داده

... میشه فقط

بهم ضمانت بدی ؟

دختره از لحظه ای که پاشو گذاشته اینجا

کمر به نابودی زندگی من بسته

و حالا ، با تشکر از تو ، این ... فرصت رو داره . پس

. امیدوارم راضی شده باشی

. سلام

. یه فنجون قهوه

. قوی درستش کن

باید برای چند ساعت ، آینده بیدار بمونم

. و کافئین هم منو سرپا نگه میداره ، یه جورایی -

فکر نکنم به نفعم باشه اگه تو رو از اینی که هستی

. عصبی تر بکنم

. اوه ، نگران نباش

تمام عصبانیت من امروز روی . پدر پیر گرامیم متمرکزه

فکر میکردم فقط . از مامانت متنفری

خب آره ، اما بعدش فهمیدم عادلانه نیست

همه خشم

و عصبانیتم

رو فقط روی یه نفر خالی کنم ، باشه ؟

، شاید مامانم بهم دروغ گفته باشه . اما پدرم به من بی اعتنایی کرده

آره ، اما مگه قضیه مال خیلی وقت پیش نیست ؟ - . چرا -

، اما بعدش محل اقامتش رو 2 هفته ی قبل عوض کرد

. و هیچی بهم نگفت

واقعا کارش کمرم رو شکوند

. یالا

بالاخره فرصت پیش اومد تا عصبانتیم . رو روی سرش خالی کنم

برای همین امروز میرم و . با عصبانیتم کبابش میکنم

چیه ؟

فکر میکنی اینکارو نمی کنم ؟

. واقعاً داغه ها

دیدی ؟

. از آهن ساخته شدم ، جیگرم

... از آهن

هی ، میخوای پولشو بدی یا نه ... ؟

هی جیگر ، حالت چطوره ؟

! آقای مینارد

. عجب افتخار غیرمنتظره ای ، قربان

. به جامر خودتون خوش اومدید چی میتونم براتون بیارم ؟

خب ، خوبه که لااقل یه نفر هنوز یادشه

. کی هزینه های اینجارو میده

. صبح بخیر مشتری های عزیز

کسی میدونه امروز چه روزیه ؟

! دوشنبه

. نه

! سه شنبه

. بیخیال

امروز ، 30 امین سالگرد . رامر جامر هست

، و برای همین

، به افتخار تولد اینجا

میخوام یکم شاخ و برگ . اینجا رو بیشتر کنم

، حالا ، برای شروع

برادر زاده ی عزیزم ، واندا

. به جمع کار کنان اینجا اضافه میشه

! وووهووو ! واندا

همینطور هم یه میز بیلیارد . میذارم اون پشت

و همچنین

. به منوی مشروب، یه مارک جدید کاکتیل هم اضافه میکنم

... آه

ما که توی منو اصلا ! مشروبی نداریم

برای همینم هست که هیچوقت

. وارد 100 بار مشروب فروشی برتر امریکا نشدیم

، و برای رسیدن به این هدف

. میخوایم یه مسابقه راه بندازیم

. شیلی در برابر وید

هرکسی بهترین

کاکتیل رو تولید کرد ، اسم کاکتیل . به اسم خودش تو منو میاد

. ایول - ... و -

. پونصد دلار هم جایزه میگیره

. اوه خدای من

. ایشالا که بهترین نفر برنده بشه

. اگه بخوای میتونم بهت کمک کنم

. تو مشروب خوردن خیلی کارم درسته

. یالا واندا

پدر ، حالت خوبه ؟

میتونم برات بالشت میارم ؟

یه بالشت دیگه ؟ میخوای پرستار رو خبر کنم ؟

. اینقدر سر و صدا نکن جورج . من حالم خوبه

این چطوره ؟ بهتر شد ؟

. تو پسر خوبی هستی

... آره ، من

اینا دیگه چیه ؟

اوه .. فقط یه چند تا چیز کوچیک آوردم تا

. اینجا رو یکم خودمونی تر بکنم

یکم شکلات آب نمکی براتون آوردم تا بعد از عمل

. بخورین و لذت ببرین

. با طعم موز

. یهو احساس خستگی بهم دست داد

شاید باید یکم چشمامو بذارم روی هم ، اره ؟

. البته

خدایا ، خیلی رنگ پریده به نظر میرسه ، مگه نه ؟

، عزیزم

، اون مریضه اما بعد از عمل

. حالش مثل روز اول خوب میشه

هنوز باورم نمیشه

. که زویی زنگ زد

منظورم اینه که ، نمیدونم اصلاً میتونیم . لطفش رو جبران کنیم یا نه

، خب ، منظورم اینه که ... میدونی . به پدرش زنگ زد دیگه

. به رئیس جمهور که زنگ نزده

لمون ، خودتم نمیدونی . که داری در مورد چی صحبت میکنی

... زنگ زدن زویی به پدرش درست مثل

. زنگ زدن تو به مادرته

. پس خیلی کار سنگینیه

معذرت میخوام ، من ... من . نمیدونستم جورج

. میدونم که نمیدونستی

میدونی چیه لمون ؟

، از الان به بعد

همه ی این چرندیات رو پیش خودت نگه دار

چون دیگه نمیخوام . این مزخرفات رو بشنوم

... جورج ، من - ، حقیقت اینه که -

اگه تو منو مجبور نمیکردی وارد این دعوای ، مسخره با پدرم بشم

احتمالاً الان اونم روی اون . تخت دراز نکشیده بود

پس اگه میخوای از دست ، کسی عصبی باشی ، لمون

. از دست خودت عصبانی باش

، خیلی خب ، فقط یادت باشه ، خلاصه و مفید حرف بزن

، و بعد از عمل

اون موقعست که میتونی دق دلیت . رو کاملا روی سرش خالی کنی

. خودشه

. زویی

. خوشحالم که میبینمت

. مطمئنم نبودم که اینجا باشی

. خب ، حالا که هستم

. خوشحالم که اینجایی

دکتر هارت ؟

More Farsi Persian subtitles for Hart of Dixie

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left