Pierwsze 200 wierszy.
@FRANCOFILMS
ترجمه و زیرنویس: (مهسا نیک بخت)
- تموم شد؟ - صبرکن.
ماهستیم! خیلی ترسیدی.
بیا تو.
نترس، اون خیلی مهربونه.
- سیلندر رو باید عوض کنم؟ - خودم ی نگاه بش میندازم.
ولش کن.
گفتیم سیصد یورو؟ درسته؟
نه ، دویست و پنجاه.
عدالت برای ثمین!
همونطوری که پشت سر من می بینید، راهپیمایی به یاد ثمین اِبا....
همچنان در بروکسل ادامه دارد.
ثمین اِبا ،
که بر اثر شدت جراحات جان باخت.
سه شنبه شب....
بله?
سلام ، ویزلاک؟
- من کلیدامو گم کردم. - دویست و پنجاه یورو میشه.
خیابون دوازدهم .
اسمتون؟
کلر.
الان میام.
اعتراضات به یاد ثمین اِبا ادامه داره.
تمام شب در بروکسل.
برگزارکنندگان مراسم فراخوان داده اند برای محکوم کردن خشونت پلیس...
گلچین مامان
شما به پیام صوتی...
- سلام - چی لازم دارین؟
دو تا سمبوسه گیاهی،لطفا.
- گرم باشه؟ - بله.
کِلِر؟
پنج دقیقه صبر کن.
اینجاست.
پول نقد داری؟
پولم تو خونست.
کارت شناساییت رو می خوام.
تو کیفمه.
تو خونه.
خونت چه شکلیه؟
یک چیز خاص؟
ی کیسه بوکس هست.
تو بوکس کار میکنی؟
می خوای اجراش کنم؟
میخوای؟
نه، نمیخواد.
شب مرا صدا می زند
شب هرگز به پایان نمی رسد
و من منتظرم
برای اتفاقی که میافتد
تو به این چیزای قدیمی گوش میدی؟
شرمنده، ذهنم درگیرشه.
نه، خوبه، اتفاق میفته.
کی خونده؟
پتولا کلارک.
خودشه، پتولا کلارک.
به درد من میخوره.
اسمت چیه؟
مَدی.
مَدی.
مدی و پتولا.
ما عالی میشیم.
کلر هم خوبه.
کلر باحاله. خوبه.
گاهی اوقات ، از راه دور
صدای قدم ها را می شنوم
کسی میآید
اما همه چیز محو میشود و سپس..
واستا ی لحظه.
کارت شناساییت یادت نره.
الان خوبی؟
میام.
ببخشید،نتونستم پول نقد پیدا کنم.
پایین دستگاه خودپرداز هست.
من آشغالا رو میبرم بیرون.
- باهات میام. - زود برمی گردم.
- کارت شناساییت؟ - رو میزه.
خودت از خونه بردار.
لعنتی...
چه احمقی...
بله؟
سلام، منم.
- همین الان برو بیرون. - کجایی؟
شرمنده، مدی.
- برمیگردی؟ -نه.
زود برو بیرون. قبل از اینکه اون بیاد.
فهمیدی؟
مدی؟
مَدی؟
خونه من چه غلطی میکنی؟
صبر کن...
اینجه چه غلطی میکنی؟
اون دختره بود. من فقط...
- تنهایی؟ - نه.
تنهایی اومدی؟
می تونم تلفنتو قرض بگیرم؟
تلفن من؟
آره، بیا.
خوبی؟
هزاران نفر برای ادای احترام به ثمین اِبا جمع شده اند.
شما با پلیس تماس گرفته اید، لطفاً صبر کنید.
اداره پلیس، سلام.
سلام؟
دوست دخترته؟ جواب نمی ده؟
آره...
لطفاً ی سمبوسه دیگه میدین؟
گرمش کنید.
باشه ، آقا
ویزلاک
سَم.
سَم.
- یا خدا... - لعنتی...
زنگ بزن به یانیک.
- سلام، ما اینجائیم. - لعنت بهش
سَم مرده.
تو آپارتمانش چاقو خورده.
رمی ام، کیسه خالیه.
باز بود. یکی خالیش کرده.
نه، ما فقط اینجاییم.
مثل اینکه درگیری شده، همه چی به هم ریخته.
یکی می خواسته اینجارو پاکسازی کنه.
دوباره بهت زنگ می زنم.
بیا اینجا.
صبر کن...
-تکون نخور! - کمک، کمک، کمک!
- تنهاست؟ - ما اونو پیدا کردیم و آوردیم.
- چیزی می دونید؟ - هنوز هیچی.
مدی بالا, مدی بالا.
چیزی از مدی بالا می دونی؟
15 سپتامبر 1996 تو بروکسل به دنیا اومده.
بفرستش واسه جرج.
اطلاعات و سوابقشو بگیر.
اونو از رو سرش بردار.
برش دار.
تو الان چهره منو دیدی، مدی.
میدونی این یعنی چی؟
نگام کن.
به من نگاه کن.
تو خوبی.
یعنی این که از الان به بعد.
یا می افتی تو دردسر...
یا با من راه میای.
پولا کجاست؟
مدی؟
نمی دونم.
- پولا کجاست؟ - من هیچی ندیدم.
کار اون دختره بود...کلر.
هم دستته؟
نه بابا، من اصلا نمی شناسمش.
از کجا می دونستی پولا اونجا بوده؟
- من هیچ پولی ندیم.
چرا به گلوی سام چاقو زدی؟
گِرِگه.
بله،گِرِگ. عکس گرفتی؟
اطلاعاتی راجع به این یارو پیدا کردی؟
سابقه جنایی داره؟
همدستی داره؟
یه سرقت تو سال 2015 ، دیگه؟
اگه چیز دیگه ای پیدا کردی زنگ بزن.
پس تو یه دزدی؟
مدی بالا، دزد کلید ساز.
ی بار بوده فقط...
مَدی، مَدی، مَدی....
تو چیکاره ای؟
من فقط یه کلیدسازم.
اون دختره کلر بهم زنگ زد. منم فقط کارمو کردم.
اون آشغالا رو برد بیرون.
بهم گفت صبر کن تا برم از خودپرداز پولتو بریزم.
بعدش...
اون یارو سر میرسه.
مثل یه دیوونه به من حمله می کنه.
اون لعنتی میخواست منو بکشه.
به خدا راست میگم.
صبر کن!
چیز دیگه ای پیدا کردی؟
اون یه مدت فعال نبوده.
مامانش سال 2019 خفه شده. باباشم که هیچی.
نه.
دوست دختری چیزی...
مدی.
مدی ، به من گوش کن.
تو باید راستشو به من بگی، باشه؟
به خدا، راستشو گفتم.
اون گولم زد. اون چیزی که شما می خواید رو برداشته.
به خدا، قسم می خورم.
تئو ، کمکم کن.
چی فکر میکنی؟
کلر ، درسته؟
آره...
چیزیه که به من گفت.
بم بگو چه شکلی بود.
سبزه...
موی متوسط، تقریبا سی ساله.
سفید ، سیاه ، عرب؟
تتو؟
سفید، تتو نداشت.
No comments yet. Be the first to leave one.