Pierwsze 200 wierszy.
،یه سال قبل، من مجرد بودم
.بدون هیچ مشکلی توی دنیا
،امروز، ازدواج کردم، با سه تا فرزند خونده
.و دارم عقب ماشین همسر سابق شوهرم تلف میشم
.همسر اول سابقش
.ممکنه همون چیزی رو فکر کنین که من فکر می کنم
چطور به اینجا رسیدم؟
خُب، پارسال، نزدیکترین کسی که تو یه خانواده داشتم
.بهترین دوستم، "مِگ" بود
.ما با هم هر کاری می کردیم
،با هم رامش می خوردیم، قرارهای تصادفی
.پارتی های مجردی، و ما خوش می گذروندیم
،هر موقع که یکی از ما به هم می زد
،یه سرمی رفتیم به بار "کاسا گرند" و کارائوکی می خوندیم
.و این اواخر، خیلی کارائوکی می خوندیم
اما من رومانتیک بودم و می دونستم که
وقتی بالاخره آدم مورد نظرم رو پیدا کنم
.درست می پرم روش
.خیلی متأسفم ،خیلی خُب، وحشت زده نشو
.اما داری خونریزی می کنی می تونی یه دستمال بهم بدی، لطفاً؟
.من خیلی متأسفم - .من حالم خوبه... این درد می کنه -
،اون خیلی جذاب بود ،و با اینکه من بینی ـش رو شکسته بودم
.اصرار داشت دکتر اول من رو ببینه
به اون میگی زخم؟ - .آره -
به این نگاه کن، توی مدرسه حقوق .روی یه قسمت یخ زده سُر خوردم
از مدرسه شکایت کردم، برنده شدم .و هزینه مدرسه حقوق رو پرداخت کردن
.اُه، آره؟ این یکی رو ببین .به یه زمین سنگی مشت زدم
."سال 2002، صخره نوردی، "کاستاریکا
،درست قبل از اینکه برم
... متوجه یه زخم پوست کوچولو شدم
.دو چیز رو باید دربارم بدونی
.یک، عاشق کاستاریکام .دو، از زخم پوست متنفرم
،یه چیزی که تو باید دربارم بدونی .من به گردو حساسیت دارم
!بابا
.و بعد، من خانواده اش رو ملاقات کردم
،پرستار بچه زنگ زد و گفت که تو توی بیمارستانی
به همین خاطر بچه ها رو جمع کردم .و بهشون گفتم که برای بدترین شرایط آماده باشن
.اون این حرف رو زد - .تو متأهلی -
."آه، این همسر سابقمِ "جکی
.سلام - ."این پسرم "وارن -
."دخترم "هیلاری - .من آدامس پیدا کردم -
.نه، نکن - .باید اون رو بزاری زمین -
.وارن"، بندازش"
.احتمالاً به مدفوع آغشته شده است
!بله
.و بعد، کل خانواده رو ملاقات کردم
.تو متأهلی - .نه، این، اون یکی همسر سابقمه -
.اون مادر دوقلوهاست
.جکی" مادر "برت"ـه" - .من اهل چینم -
،"خُب، "پیت
دکتر بیکل می گفت بینی ـت رو شکوندی
.توی یه بار چطور اتفاق افتاد؟
،آم... خُب، آه ... من توی یه رستوران بودم
خیلی خُب، این یه تکنیکِ باستانیِ درمانیه که .دارم روش کار می کنم
."بهش میگن "ریکی
... واقعاً یه کاری می کنه
ببخشید، می تونی این رو نگه داری، خانم جوان؟
جکی"، اشکالی نداره که روش درمان مدرن رو" که بهش میگن علم به کار ببرم؟
.درست بشین _ درست بشین؟ -
.بچه ها، اون ور نگاه کنین
.ممنون
.درد گرفت
.ولی می تونم نفس بکشم
.بابا، نمی تونم اینو برگردونم داخل
!"اُه، "برت -
ممکنه یه وقتی بریم بیرون قهوه بزنیم؟
.سه شنبه بیکارم، پنچ شنبه و هر آخر هفته دیگه
،بعضی دختر ها ممکن بود بگن نه
اما من ازش خوشم اومد .به همین خاطر قبول کردم
.البته، آره
.من هر آخر هفته دیگه بیکارم - .خوبه -
منظورم اینه که، همیشه .دلم یه شوهر و خانواده می خواست
.فقط انتظار نداشتم همشون رو توی یه شب ببینم
،خُب، حالا اینجام
.و همه چیز رو تحت کنترل دارم
... اُه، تو کوچولویه
.بیخیال .فقط خفه شو
!آره
.هِی، بچه ها .داشتم صبحونه درست می کردم
.آره، شنیدیم
.اُه، هِی، هِی، نیزه سه شاخه ام - ."اِه، ممنون، "وارن -
.من "وارن" نیستم
.من "پوسایدون"ـم، خدای دریا - .اُه، عالیه -
.هِی، از دیروز کمتر دود هست
!بابا، بله - عزیزم، کمک می خوای؟ -
.نه، دارم درستش می کنم
پرونده در چه حاله؟
.داره خوب پیش میره .همه مدارک رو دارم
... فقط نمی تونم همشو کنار هم بگذارم
استدلال؟ - .سه اصل -
.بچه ها، شما باید برین مدرسه، بجنبین
.هردوتون رو دوست دارم - .من هم دوست دارم -
.تو کنسرت بهت خوش بگذره - .ممنون، حتماً -
خُب، "هیل"، برای رفتن به کنسرت هیجان زده ای؟ .خیلی خُب، صحبت خوبی بود
.اون داره با "چلسی ترایسین" میره - چلسی ترایسین" دیگه کیه؟" -
.یه دانش آموز با یه باسن فوق العاده
می دونی "هیل"، وقتی هم سن تو بودم .عاشق این بودم که برم کنسرت
،یه سال بود که رفتیم لاپولازا
.و بارون شروع به باریدن کرد
.همه سر تا پاشون گل و لای بود، کاملاً مست
منظورت چیه مست؟ الکی خودتونو به مستی می زدین؟
.نه، ما وودکا رو میزاشتیم توی بطری آب تا از حفاظت رد بشیم
.اُه، درسته - .خُب بارون بند اومد -
.و بزرگترین رنگین کمان پدیدار شد - یه رنگین کمان؟ -
.واو! سرویسمون اومد
."بعداً باهات صحبت می کنم، "کیت - ."خداحافظ، "وارن -
.ممنون بابت صبحانه
."تو کنسرت بهت خوش بگذره، "هیل -
.می تونی دیگه اینقدر سخت تلاش نکنی
.هیچ کس ازت انتظار نداره که یه مامان باشی
.فقط به خودت بیشتر به عنوان همسر سوم بابام، فکر کن .خداحافظ
،اوم، نه اون نمی تونه
،چون مادرش توی بخش جراحیه
.و من دارم یه پرونده رو آماده می کنم
.معلم "وارن"ـه .می خواد که من برم مدرسه
باید حتماً امروز باشه؟
.من میرم .من میرم
... خواهش میکنم، این شانس رو بهم میده که شبیه
.می دونی، والدین بشم
.برت" ارکستر داره"
.نه، به "مگ" میگم ببرش
.اون ماشین و گواهینامه داره
میدونین چیه؟ .همسرم قراره بیاد
."نامادری "وارن
.نه، نامادری جدیدش
.آره، میاد اونجا، باشه
کی ملکه است؟ کی ملکه است؟
.تو مامان ملکه ای
.قراره بترکونی
.من قراره بترکونم
... چرا دارم .فقط نگهش می دارم
هِی، چه خبرا، مادر خانه دار؟ - .خفه شو، جعبه ابزار -
."هِی، "جکی - ."هِی، "مگ -
.کیت" ازم خواست که "برت" رو امروز به ارکستر ببرم"
،می دونی، می خواستم خودم این کارو بکنم
.اما امروز سرم شلوغه، دیوونه شلوغه
به یه سازمان غذای گیاهی پیوستم
.که خیلی عالیه
.سی تا کدو گرفتم به قیمت 6 دلار - .واو -
من اینطوری بودم، چی؟ .اونا هم اینطوری بودن، آره
.هِی
.خیلی خُب، دوشنبه می بینمت
.اما در این مدت اینا همراهت باشه
.هزار تا بغل
.دو هزار تا بینی به بینی
.سه هزار تا بوس پروانه ای
میدونی سه روز دیگه دوشنبه است، مگه نه؟
.خیلی خُب، بهت خوش بگذره
.سلام
."سلام ، خانم "استاینبرگ .من "کیت هریسون"ـم
."نامادری "وارن .از آشناییتون خوشحالم
.اُه، خدای من، شما خیلی جوانید
.می تونستین دانش آموز همینجا باشین - .اُه، شما هم همینطور -
.دانش آموز زندگی، می دونی
.همه مون پیر می شیم
.سنجاق سینه خوشگلیه
.اُه، ممنون
... من، فقط
.یه دفتر یادداشت آوردم
."دایان"
.فکر نمی کردم تو بیای
.البته که میومدم .وارن" پسرمه"
."مارگارت" - .دکتر باکلی -
پیتر کجاست؟ - .سر کاره، به همین خاطر من اومدم
خُب، من مجبور بودم کارهای امروز بعد از ظهر رو به تعویق بندازم
.اما نمی بینی که یه پرونده قضایی درباره اش بسازم
.خُب، در واقع این یه پرونده قضایی هست
.که داره درباره اش کار می کنه
بیاین شروع کنیم، ممکنه؟ - .بله -
خُب، پس توی "ساکسیفون" واردی؟
.نمی دونم
،من فوتبال دوست دارم ،منظومه شمسی رو دوست دارم
.و لِگو دوست دارم
دارم پول توجیبی هام رو نگه می دارم .تا یه لگو ایستگاه آتش نشانی بخرم
.قیمتش 106 دلاره
چقدر داری؟ - .هشت دلار -
.موفق باشی
داری منو به یه بار می بری؟
.من داخل نمی یام - .آروم باش -
.دو ثانیه ای برمی گردم
.فقط می خوام چک دستمزدم رو بگیرم
.تا ساعت 3 باید اونجا باشم
.اگه دیر کنیم، اجرای انفرادی بهم نمی رسه
کیت"؟"
کیت"، تویی؟"
چطور پیش رفت؟
جکی"، تو اینجا چیکار می کنی؟"
.اوم، می دونی... کارهای همستر
منظورت چیه، یه سفر غیر معمولی؟
.خُب، ما داشتیم اسطوره شناسی یونان رو می خوندیم
.اُه، آره، "وارن" خیلی به "پوسایدون" خدای دریا علاقه داره
.شاید بهتر باشه نوشته رو بخونید
.باشه
... پوسایدون" دریا، جایی که زندگی می کرد را ترک کرد"
.و به جزیره ای آمد که او زندگی می کرد
.پوسایدون" به سویش رفت تا او را ببوسد"
.و او گفت من برای تو خیلی پیرم
.سینه هایش شبیه گریپ فروت های شیری است
.اُه، خدای من
.ببخشید .لطفاً ادامه بدید
No comments yet. Be the first to leave one.