Pierwsze 200 wierszy.
سلام، خالهجون
اون چیه؟ - ازطرفِ مامان -
بیا تو
واقعاً؟ - خودش گفت -
صبح بهخیر - سلام -
سلام، دده. میشه بذارمش اینجا؟ - آره -
سلام، جنّارین - سلام، ایمّا -
کمک میخوای؟ - آره، ممنون -
با این میشه بازی هم کرد؟
فکر کنم
جنّارو
خوب به نظر میرسی
آفرین
دده، با این سریعتر میتونی برای امتحانات آماده بشی
راست میگه، مامان. میتونم برای امتحانهام نکتهنویسی کنم
آره
سیستمعاملش اینطوری کار میکنه
مامانت بالاست؟ - دیگه کجا باشه؟ -
اوه، خالهجون
یه یارویی اومد، این رو از جواهرفروشی مونتسانتو» برات گذاشت»
برای من؟
دیروز اومد، ولی خونه نبودی
« من رو ببخش. مارچلّو »
قضیۀ این رایانه چیه؟
بیا
رایانۀ دفتره
هنوز لازمش نداری؟ - نه، ندارم -
اگه اِنزو تنهایی بتونه از پسش بربیاد، مشکلی نیست
درغیراینصورت میفروشیم
میخوای «باسیک سایت» رو بفروشی؟ بعدش چیکار میکنی؟
مگه بههرقیمتی که شده باید یه کاری بکنی؟
میخوام وقت تلف کنم
لی، تو اِنزو رو داری، جنّارو رو داری
باید به فکر اونها باشی - جنّارو ۲۳ سالشه -
بهقدرکافی بهش رسیدهام
اِنزو هم باید خودش رو از من جدا کنه
چرا؟ - چون میخوام برگردم به تنهاییخوابیدن -
تنهاییخوابیدن خیلی بَده
چرا اونوقت؟
مگه به اِنزو علاقه نداری؟ - چرا -
،ولی دیگه حوصله ندارم
نه حوصلۀ اون رو، نه هیچکس دیگه رو
پیر شدهام
نمیخوام وقتی میخوابم، کسی مزاحمم بشه
دده داره جنّارو رو تغییر میده
جنّارو فقط به اعتماد نیاز داره
!بهت میگم جنّارو چی نیاز داره
ولی اگه کار نکنی، چیکار میکنی؟
برات خوب نیست بیکار بمونی - کی میگه بیکار میمونم؟ -
من کُلی کار انجام میدم
وقتی میری بیرون، کجا میری؟
«میرم دور «ناپل - کجا؟ -
حالا باید به تو جواب پس بدم؟
موضوع رو عوض نکن
تو فکر میکنی جنّارو مناسبِ دده نیست
منظورت چیه؟
تو بهتر از من میدونی که اون عاشق شده
چرا اون رو انداختی؟
مارچلّو داده بود برام تعمیرش کنن
درش بیار
و نذار دخترهات هم بندازنش
ولی مال مامانمه - باید اون دو تا رو فراموش کنی -
کُشتنشون، لنو
کارشون هم بهحق بود
آدمهای تخمیای بودن
،من فقط دلم به حال خواهرت میسوزه
تنها و درمونده
اگه باهوشتر بود، با اون ازدواج نمیکرد
همه میدونن اراذلی مثل اون عاقبت خوشی ندارن
من هم دلم برای اِلیسا میسوزه
و باید به زمینی که روـش راه میری سجده کنی که برادرهات هنوز زندهان
،یه خونهای دارن، یه زندگیای و میتونن از پدرت مراقبت کنن
چی شده؟
تو هم اینجائی؟ بهتر
نادیا رو گرفتن، حالا دیگه قطعاً پاشکال رو هم میگیرن
کجا؟
کارابینییری توی «سوئیس» جلوش رو گرفت
توی روزنامه زده که خودش رو تحویل داده
پاشکال از دست سولاراها جون سالم به در برد، حالا پلیس میکُشدش
نه. نه اگه خودش رو تحویل بده
به کی؟
به دولت - به دولت؟ -
میدونی دولت واقعاً چیه؟
،یهمشت شیّادن
،وزرایی که با خلافکارهای توی زندان دوستان
،پلیسها و قاضیهای فاسد
سازمانهای اطلاعاتی که پذیرای فاشیستهان
چقدر میخوای شرط ببندی که نادیا بعد از چند ماه آزاد میشه؟
برای بچههای قشر متوسط همچین اتفاقی میوفته
اگه پاشکال رو بگیرن، زندانیش میکنن، کلیدش رو هم میندازن دور
!حالا لازم نیست مسئله رو اخلاقی کنیم
!تمرکزمون فقط باید روی سلامتیِ پاشکال باشه
زندان باشی بهتره تا کُشته بشی
درسته
،شما یهمشت سلیطۀ احمقاید
ترسوهای بیوجود
!برید ساکتون رو بزنید
!شما فقط به درد همون کار میخورید
کجا میره؟
کجا غیبش میزنه؟ تو میدونی؟
...لنو
«فکر کنم میره قبرستان «داگانلّا
قبرِ یه دختربچه رو انتخاب کرده که برای تینا عزاداری کنه
یه دختربچه که تاریخ تولد و تاریخ فوت داره
لیلا اون رو نداره. بهخاطر همین داره دیوونه میشه
تو دیدیش؟
نه، ولی مطمئنام حق با منه
کارمِن، تو تخیلات هولناک زیادی داری
« اِلنا فرّانته بر اساس رمانی از »
« دوســت نــابــغــۀ مــن »
« داســتــان کــودک گــمشــده »
« بخش سیوْچهارم: بازگردانی »
من اون رو میخوام - این رو بخور -
با هم بخورید
فرقی نداره
چطور از آب دراومد؟ - خیلی خوب -
باید تشویقتون کنم
،چون همهتون بهدقت توجه کردید سعی کردید ما رو دنبال کنید
...ببخشید که اینقدر طولانی و خستهکننده شد
مامان، اِلسا کجاست؟
با چندتا از دوستهاش رفته بیرون
با چندتا پسر - منظورت چیه؟ -
خبر نداری اِلسا با پسرهای بزرگتر میگرده؟
تو سرت به کار خودت باشه
مدتیه میخوام ازت بپرسم
عاشق جنّارو شدی؟
آره
و اون؟
نمیدونم
از کِیه این حس رو داری؟ - همیشه -
اگه اون عاشقِ تو نباشه چی؟
زندگیم بیمعنا میشه
حالا میریم سراغ یک گزارش خبری دیگه
دستگیریِ پاسکوآله پلوسو
بخش مهمی از سازمان تروریستی ...مستقر در «ناپل» هماکنون تاروْمار شده
ساکت، عزیزدلم
پلیس مخفیگاه تروریستها رو پیدا کرده
انتظار میره پس از بازجوییهای پیشِرو که برای روزهای آتی تعیین شده، تحولات بیشتری صورت بگیره
بیاید گزارش رو تماشا کنیم
پلیس مدتی پیش خانۀ روستایی متروکهای رو در ییلاقات «کازرتا» پیدا کرد
جایی که گروهی از تروریستها چندین ماه بود که مخفی شده بودن
،پیش از انجام حملۀ غافلگیرانۀ شبانگاهی
،به پاسکوآله پلوسو، که چندین سال فراری بود دستور دادند که خودش رو بدون مقاومت تحویل بده
فراری در تلاش برای یافتن همدستهایش ...مورد بازجویی پلیس قرار داره
برای چند هفته بیشتر از اینکه نگرانِ امتحانات دده باشم، نگرانِ بازداشتِ پاسکوآله بودم
اتهامات پُرشماری که علیهش بود شامل قتلِ سولاراها نمیشد
اون فقط شکی بود که من و خواهرش کارمِن داشتیم
سلام، عالیجناب سارّاتوره منتظر ما هستن
این دخترشونه، ایمّا سارّاتوره
بله. میتونید از همکارم پایین راهرو بپرسید
ممنون. بیا
آخرسر از نینو کمک خواستم
،اما به اون هم به شکم اشارهای نکردم
که تا اون موقع تبدیل شده بود به اعتقاد راسخ
بله. عالیجناب ریکاردی هستن
وصلشون میکنم
« با ما، ایتالیا رشد میکنه »
« به سارّاتوره رأی بدید »
عالیجناب یعنی چی، مامان؟
نمایندۀ مردمه. پدرتون درحالحاضر به اون متعهده
و اگه مردم مسخرهش کنن چی؟
مردم مسخرهش نمیکنن
اوناهاش
اوه! کی رو اینجا داریم؟
!هلوی کوچولوی خوشگل من
هر دفعه که میبینمت، خوشگلتر میشی
سلام، اِلنا - سلام -
خیلی خوب به نظر میرسی - تو هم همینطور -
میدونی معلم من بهت رأی داد؟
واقعاً؟ خب، حالا میبرمت یه جای فوقالعاده غذا ،بخوریم، اونوقت میتونی همهچی رو برام تعریف کنی
دربارۀ مدرسه، همکلاسیهات و معلمت
اول با مامان صحبت میکنم، بعد میریم. باشه؟
میخوایم بدونیم حالش خوبه یا نه
و آیا تمام حمایتهای قانون رو دریافت میکنه
تو هم به اون گروه همسُرایان پیوستی؟
سؤال اصلی اینه که تصمیم گرفته همکاری کنه؟
نه، نه، فکر نمیکنم همکاری کنه
اگه میکرد، بهتر بود
مثل نادیا؟
،اِلنا، نادیا داره تنها کارِ ممکن رو میکنه
وگرنه باقی عمرش رو توی زندان سپری میکنه
نادیا یه دختر نازپروردهست. پاسکوآله نیست
من اینجام که کنترل کنم از ،حقوق همه محافظت میشه
ازجمله حقوق خانوادههای افرادی که پاسکوآله به قتل رسونده
،نمیتونی ادای یاغیها رو دربیاری
،خونِ واقعی بریزی
بعد فریادِ «ما هم حقوْحقوقی داریم» سر بدی
درست نمیگم؟
اگه کسی توی مدرسه اذیتت کرد، بابا رو خبر کن
باشه؟ - باشه، بابا -
نه! اون میتونه از حق خودش دفاع کنه
مثل کاری که پاسکوآله پلوسو داره میکنه؟
پاسکوآله تابهحال کسی رو نداشته که بتونه ازش طلبِ حمایت کنه
و این توجیهش میکنه؟ - نه -
اما گویای اینه که اگه ایمّا مجبور بشه از حق خودش «دفاع کنه، تو بهش میگی «من رو خبر کن
یه دقیقه وایسا ببینم، ولی مگه تو من رو خبر نکردی که به دوستت پاسکوآله پلوسو کمک کنم؟
سرِ میز همیشگیم بشینیم؟ - همهچیز آمادهست، قربان -
خوشت میاد، عزیزدلم؟ پیتزا هم دارن
ولی با پیتزاهای ما فرق داره؛ تختتر و تردتره
من الآن برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.