Year of the Jellyfish

Year of the Jellyfish (L'Année des méduses)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

L'année des méduses AKA Year of the Jellyfish 1984 DVDRip
Komentarz od SubAvaliHa
DVDRip

Tagi

other
Opublikowano: 2022-11-19
Pobrania: 16
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫سال عروس دریایی

‫"الان نه، قبل ظهر نیارش."

‫خوابیدی؟

‫ویس زنگ زد. گفت بریم با ماریانه ناهار بخوریم. ‫تو هم میای؟

‫نمی‌دونم. - ‫چه تشنمه. -

‫چیزی برات بیارم؟

‫نه میخوام حداقل تا ظهر دووم بیارم.

‫میرم شنا کنم. - ‫الان؟ -

‫چطوری سالومه؟ - ‫مگه ایشون تخت خوابته؟ -

‫حال و حوصبه نداشتم برم رو تخت. ‫این دوروتیه.

‫سلام. اسمت سالومه هستش؟ - ‫نه. -

‫اگه ناهار میخوای، بهتره رزرو کنی. ‫چون شاید تموم بشه.

‫نه ممنون. ‫خودمون قرار ناهار داریم.

‫چطوری؟ این کیه؟ - ‫والا اگه بدونم! -

‫بیا بریم بخوریم، خیلی گرمه. - ‫یه ده دقیقه دیگه. -

‫با این وضع، تو 30 سالگی، ‫پیر، چروکیده و داغون میشی!

‫وای چه بد!

‫اون که گوتاز هستش. ‫میدونی چقدر خر شانسی؟

‫(صحبت به زبان آلمانی)

‫چند میشه؟

‫پولش داده شده. - ‫آره؟ کی داده؟ -

‫چه خوب، ولی آخه... - ‫میخوان باهاتون غذا بخورن؟ -

‫ایده خوبیه. - ‫وایسا... -

‫آره یا نه؟ - ‫شاید. -

‫باشه؟ - ‫حله. -

‫این کارا یعنی چی؟

‫ترجیح میدی، ‫سیب زمینی سرخ کرده تو ساحل بخوری؟

‫کجا داری میری؟

‫به من چه. ‫میخواستی بهم بگی.

‫اَخوی، من نمی‌تونم همه چی رو بهت بگم.

‫باید اول از من بپرسی، ‫فهمیدی؟

‫حله.

‫میری براشون نوشیدنی میخری، ‫و بعد همه چی رو میسپاری به من، گرفتی؟

‫گوش میدم.

‫سیب زمینی سرخ کرده با آبجو. - ‫دو تا باشه. -

‫باریکلا به شاید گفتنت! - ‫میشه بیخیالم بشی؟ -

‫اولین سالی که اومدیم اینجا، ‫اصلا این جمعیت نبود.

‫اون موقع خلیج چقدر قشنگ بود.

‫آره، بابا. ملت اومدن ‫بهشتت رو تصرف کردن!

‫پس برا چی برگشتی؟ - ‫خودمم در عجبم. -

‫اومده پلنگ‌ها رو بلند کنه! - ‫کریس، بیخیال شو. -

‫راست میگه. ‫به یاد روزای خوش قدیم!

‫راجع به دوستت برامون تعریف کن، ‫همون همسر سیاستمداره.

‫لولِت؟ - ‫وای نه! -

‫پسرم خوشش نمیاد.

‫خب، ‫امشب بریم کاسینو؟

‫رو من حساب نکن. - ‫من میام. -

‫به سن قانونی نرسیدی. - ‫از هویت جعلی استفاده می‌کنم. -

‫یکی از لباسای مامان بزرگیتو بپوشم، ‫مشکل حل میشه!

‫قربون لطفت!

‫شرط بندی هم میخوای اونجا کنی؟ - ‫چه جورم. -

‫خانم، ‫روزنامتون رو قرض گرفتیم.

‫اشکال نداره. خوندیمش. نگهش دارید.

‫نظر منو هم میپرسیدی، ‫نمی‌مُردی‌ها!

‫تو که اصلا نمیخونیش.

‫پیتر کاستلین، ‫همسرم باربارا.

‫کریس ریوات. ‫مادرم.

‫از ملاقتتون خوشبختیم. - ‫میای شنا؟ -

‫نه، دارم بُرُنزه میکنم.

‫پس، تا بعد. - ‫تا بعد. -

‫نه، هی، با تویم. ‫این شکلی نه!

‫برو توپ رو بیار.

‫سفت راکت رو بگیر. ‫همه چی به شونه‌ت بستگی داره.

‫من بدرد نخورم، می‌دونی که. - ‫نه، نه، نه. -

‫نگاه، باید اینجوری ضربه بزنی.

‫وحشت نکن بابا. الان میرم. ‫بعدا بهت کمک میکنم.

‫بیا از اول شروع کن.

‫کرم لطفا. - ‫بفرمایید. -

‫بهتری؟ - ‫بابا خوبم. -

‫اینو بخور. - ‫چی هست؟ -

‫خاکشیر! ‫معجزه میکنه!

‫یه روز همسرم باهام نیومد، این جوری شد.

‫ازتون ممنونم. - ‫چیزی که میگن، راسته؟ -

‫چی؟ - ‫که یه عروس دریایی نیشت زده؟ -

‫ساعت 6 بعد از ظهر تو یه کنفرانس مطبوعاتی، ‫تمام دنیا رو با خبر می‌کنم!

‫زمانش خوبه؟ - ‫وقتم پُره، نمیام! -

‫کی بود؟

‫یه نخود مغز! - ‫آهان، خودم هم فهمیده بودم. -

‫بله؟ ‫بیست دقیقه دیگه، خوبه؟

‫حله، ‫شما هم میاید؟

‫آره میایم. ‫تصمیم خودت بود، ویک؟ -

‫نه، اون گرفت. فکر کنم حس می‌کنه ‫باید مراقب پدرش باشه.

‫احتمالا فکر کرده اگه بخواد باباشو آوار کنه رو سر تو، ‫خودشم بدبخت میشه!

‫عجب وضعیه. - ‫آره، بزودی میبینمت. -

‫دیگه پیر شدم.

‫دری وری نگو!

‫درسته، از درون پیر شدم. ‫دیگه هیچی مثل قبل نیست.

‫فقط 38 سالته.

‫برام مهم نیست. ‫بازم می‌ترسم.

‫از چی می‌ترسی؟

‫از این‌که بیخیال خوش گذرونی بشم.

‫وقتی شدم، ‫خبرشو بهم میدی؟

‫حتما!

‫امشب چت شده؟

‫نمی‌دونم.

‫13 قرمز. - ‫16 مشکی. -

‫دیگه نمی‌تونی شرط ببندی.

‫نه.

‫یکی دیگه لطفا.

‫خودتی، کلود؟ - ‫آقای گوتاز. -

‫پیر هم اینجاست؟ - ‫نه. -

‫سرکاره؟ ‫رومَن رو میشناسی؟

‫قبلا دیدمش.

‫شما، مامان سالومه‌اید، مگه نه؟

‫بیا اینجا.

‫شنیدم یه عروس دریایی ‫نیشت زده بود.

‫آره. - ‫نشونم بده. -

‫چیکار داری میکنی، کریس؟

‫خبر داری دیگه جاش نمیره؟ - ‫آره. -

‫و بازم اهمیتی نمیدی. ‫خیلی خوبه.

‫میشه با مامانت برقصم؟ ‫میتونی سراغ هر کسی بری، غیر از من. -

‫نیاز به گفتن نداره.

‫بیاید بریم، بانوی عزیزم.

‫بر می‌گردم. ‫میشه برام نگهشون داری؟

‫این که رقص ایرانیه! - ‫آره، خب که چی؟ -

‫گوتاز رو چقدر میشناسی؟

‫می‌دونم چه فاسدیه. - ‫پس خوب میشناسیش! -

‫مگه کسی هم هست از ‫اتهام‌ها و فرارهای جنسیش خبر نداشته باشه.

‫خودت چی؟ ‫خوب میشناسیش؟

‫والا اگه چیزی بدونم.

‫شوهرم ‫معاملات تجاریه زیادی باهاش داشت.

‫فکر کنم براش احترام قایله.

‫و شوهرت کجاست؟ - ‫پاریس. -

‫آدم بیچاره!

‫نه اصلا قضیه یه چی دیگست. ‫فقط بلد نیست به خودش استراحت بده.

‫چرا میخواستی باهام برقصی؟

‫سوال احمقانه‌ایه؟ - ‫آره. -

‫میشه بدونم چرا دخترم رو ‫سالومه صدا کردی؟

‫نه، نمیشه بدونی.

‫قبلا راجع به شوهرت حرف زدیم و ‫حالا شده دخترت.

‫دوست ندارم با چند نفر، ‫همزمان برقصم.

‫گوتاز رو یادت رفت بگی! - ‫نه، اصلا. -

‫از گوتاز استفاده کردم تا تو رو ببینم. ‫پس نمیشه بدردنخور دونستش.

‫تو چی کار کردی؟ - ‫باشه بعد. -

‫اون لِنگَش کجاست؟

‫ایناهاش.

‫خوب بخواب.

‫رومین پسر عجیبیه.

‫طرف یه جاکشه!

‫چی؟ - ‫جاکش! -

‫دیگه پیاز داغشو زیاد نکن. ‫درسته یکم لاس میزنه.

‫همش آویزون دخترای تو ساحله. ‫کارش کارگزاریه!

‫چی؟ یه کارگزاره؟

‫آره. هم تو بندر هم تو ویلاها. ‫جاکشه دیگه.

‫از کجا اینو میدونی؟

‫همه میدونن.

‫فکر کردم ترک کردی!

‫خودمم همینطور.

‫خوابت نمیبره؟

‫تا قبل طلوع نه.

‫واقعا؟ ‫از کِیِه؟

‫یه چند سالی میشه.

‫تو چی؟

‫نمی‌دونم.

‫بخاطر استرسه.

‫براش یه تاکسی خبر کن. ‫خیلی سادست.

‫میخوام با قطار برم. - ‫یکشنبه‌ها نه، الان پر علاف و ولگرد اونجایه. -

‫بیا برسونیمش. - ‫حتما. -

‫بیا برسونش. - ‫لطفتون رو میرسونه، ولی... -

‫اشکالی نداره. ‫از پروازت جا نمونی.

‫خب دیگه، خداحافظ.

‫می‌تونی رادیو رو روشن کنی. - ‫نه، ممنون. -

‫باشه پس.

‫یه نقشه‌ای تو سرت بود. ‫برا همین میخواستی با قطار بری.

‫نه، نه. - ‫میخواستی تنهایی بری خونه؟ -

‫نه. - ‫بپیچ سمت راست. -

‫ترجیح میدی هیچ کی نبینه، ‫من پیادت میکنم؟

‫دیگه باید برم.

‫الو، الو؟ - ‫مَنَم. -

‫من یعنی کی؟ - ‫ویک. -

‫سلام. ‫فکر می‌کردم پیش والدینمی.

‫دارم از رستوران زنگ میزنم.

‫واقعا. مامان چیزی رو یادش رفته؟

‫نه، نه. - ‫الو؟ -

‫کریس. - ‫ها؟ -

‫می‌تونم ببینمت؟

‫نمی‌دونم. اگه زود بیای و ‫خواب نباشیم، شاید...

‫خب دیگه. باید برم.

‫راستی راجع به ‫این زنگ به مامانت نگو.

‫باشه.

‫تو چی، ویک؟

‫معذرت میخوام؟

‫رفتی تو هَپَروت! ‫حداقل به نظرت خوشگل نیست؟ -

‫قهوه بیارن، برندی؟ - ‫صورتحساب. -

‫صورتحساب.

‫یه نوشیدنی هم تو خونه بخوریم؟ - ‫باشه، ولی فقط یکی. -

‫حیوونکی. ‫واقعا دیگه نمی‌تونه چیزی بشنوه؟ -

‫حتی یذره. - ‫پیر شده دیگه. -

‫از دید مثبت قضیه، ‫سگ آرومی شده.

‫اوضاع با کریس چطوره؟ - ‫خوبه. -

‫حداقل بهتر از پارساله.

‫هر کی یه سال بد داره. ‫مال کریستین هم کلاس هشتم بود.

‫میرم دستشویی و بعدش میریم.

‫سلام. - ‫سلام. -

‫دَنی. ‫مبصر کلاس تو سنت ژانه.

‫کمک معلمم! - ‫نیا رو مُخ! -

‫بعضی وقت‌ها هم آدم باحالیه. ‫بریم؟

‫اینجا مال کیه؟ - ‫دنی، وقتی میاد پاریس. -

‫همه چیز رو برنامه ریزی کرده بودم.. ‫البته اون دقیقه نود، نظرش عوض شد.

‫نمیخواست بیام اینجا؟ - ‫آره. -

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left