Pierwsze 200 wierszy.
همه شخصیت ها، مکانها و سازمانها و اتفاقات در این سریال ساختگی می باشند
فیلمبرداری از بازیگران خردسال در شرایط امن، صورت گرفته است
این لباس بهت میاد
دلت واسم تنگ شده بود؟
...برای آخرین بار
میخوام هیپنو تراپی رو بهت پیشنهاد بدم
مشکلی ندارم بخوام درمان بشم
...خواب هات
...درباره یه سالن نمایشگاه با دیوار سفیده
تو یه سالن بزرگ
فقط یه تابلو آویزونه
از کجا میدونی؟
من اون خواب رو ساختم
نمیدونم نقشهات چیه
ولی تا همین جا، کافیه
...واسه یه پسر بچه کوچیک
تحمل چنین چیزی، غیرممکن بود
...پس من
خاطراتت رو با نقاشی عوض کردم
داری درباره چی حرف میزنی؟
...منظورم اینه که
میتونم نشونت بدم مادرت چطوری مرده
میخوای ببینی؟
!مامان
"بازداشتگاه سئول"
الان جلسه دارن
نباید الان برید داخل
گولم زدی؟
!دارم ازت میپرسم، گولم زدی؟
یی سو
چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟
...حقیقت داره که مادرم
مادرم خودکشی کرده؟
درسته
پس واسه چی بهم دروغ گفتی؟
واسه چی گولم زدی؟
تا ازت محافظت کنم
یی سو
یی سو
هی، یی سو
کنار مادرت، بیهوش افتاده بودی
سون یونگ
سون یونگ
هی، سون یونگ
!سون یونگ
سون یونگ
رئیس، اول باید از اینجا برید
همراهیشون کنین
از اون لحظه به بعد به هیچی لب نمیزدی
و نمیتونستی حرف بزنی
حتی روان درمانی هم روت جواب نداد
تنها راه حلی که مونده بود
حذف کردن اون خاطره بود
آجاشی
مامانم کجاست؟
اینطوری، نجاتت دادم
...از لحظه ای که
برگشتی به اون خونه، نگران بودم
دکتر سو هم باهام تماس گرفته بود
سعی کردم تو رو از تیم تحقیقات بکشم بیرون
و از اون خونه بیارمت بیرون
...ولی
ممکنه فرصت خوبی باشه
...الان
وقتشه که یی سو با حقیقت روبرو بشه
...اون گفتش که
تو به اندازه کافی بزرگ شدی که بتونی با حقیقت روبرو بشی
...ولی
ظاهرا اینطور نبوده
...تو هنوزم
یه بچه نابالغ هستی که بدون فکر کردن، رفتار میکنه
واسه چی مادرم، اونطوری مرد؟
تقصیر تو بود
لیاقتش یه زندگی بهتر بود
نباید اون طوری میمرد
!تو
تو باعث شدی بمیره
!دیگه همچین حرفی رو نزن
اون، زنی بود که عاشقش بودم
واسه محافظت از جایگاه خودت یه زن حامله رو ول کردی
هیچ کسی به این کار، عاشقی نمیگه
...به خاطر تو
...زندگی من و مادرم
از بین رفت
یی سو
چی شده؟
نمیتونم برم تو خونه ام
منظره اش قشنگه، مگه نه؟
وقتی ذهنم بهم میریزه
میام اینجا تا یکم آرامش پیدا کنم
به چی فکر میکنی؟
...دارم به این فکر میکنم که
چقدر احمق و بیچاره ام
امروز، فهمیدم
که مادرم چطوری مرده
یه تصادف رانندگی معمولی نبوده
...مادرم- نمیخواد چیزی بگی-
خودم میدونم
چطور؟
پرونده اش رو دیدم
...پس
حقیقت داشته، ها؟
به خاطر مصرف بیش از حد داروی خواب آور بود
افسردگی داشت
...تنهایی بزرگ کردن پسرش
حتما خیلی سختش بوده
به خاطر من بود؟
همچین فکری نکن
...اونایی که باقی میمونن
همیشه میخوان دلیلشو بدونن
ولی هیچ جوابی وجود نداره
...خب
...اون اتفاق
پیش اومد دیگه
با یه نفر قرار دارم باید برم
فردا میبینمت
خداحافظ
"آقای چویی"
آجاشی
خانم لی، چی شده؟
انتظار نداشتم بیاین دیدن من
دارین درباره مادر جین یی سو مقاله می نویسین، درسته؟
خب، ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه
تمومش کن
اسم این کار چیه؟
سرکوب رسانه؟
...بین اون همه خبرنگار آشغال
تو که جزء کثیف تریناشون نیستی، نه؟
...خبرنگارای آشغال
پول زیادی پارو میکنن
...فکر کنم بدونم
اون پول از کجا میاد
الان دو تا راه برات میزارم
اگه اون مقاله رو منتشر کنی
...منم به هر قیمتی که شده
...ته و توی رابطه کثیف تو و وانگ جونگ ته رو
در میارم
...و اگه منتشرش نکنی
یه خبر داغ، بهت میدم
یه خبر مثل فایل مخفی دکتر سو یا همچین چیزی؟
اون که گم شده
...عوضش گزارش اختصاصی پرونده بعدیم
قول میدم مال تو باشه
"گیونگ سونگ، 1926"
"ها نام سو"
"هتل شرقی"
"بک سانگ هی"
مشروب یا چای؟
چیزی نمیخوام
نیومدم خوش بگذرونم
!خیلی جوونی
...خیلی جوون و
!توانمندم
که عادی نیست
...از دیروز تو هتلمون
سه نفر مردن
همه شون وحشت زده بنظر می اومدن
انگار یه چیزی دیده بودن که نباید می دیدن
و همه این مرگ ها، تو اتاق201 رخ داده
...و دلیل مرگ همشون
غرق شدن بوده
نرفته بودن تو آب که غرق بشن
...مگه اینکه تو اتاقشون
غرقشون کرده باشن
...تو یه مکان، تو یه هفته
سه نفر به شکل عجیبی مردن؟
...وقتی پیگیر این مدل پرونده ها میشی، آخرش
یه راز وحشتناک فاش میشه
...توام
همچین رازی داری؟
...تو این دوره زمونه
کی هست که یه راز کثیف نداشته باشه؟
تو هم داری، مگه نه؟
لطفا ارتباط بین این سه قربانی رو پیدا کن
...من -❤@moonriverteam_sns ❤-
راز اتاق 201 رو پیدا میکنم
"هان یورا"
!کات، اوکی
!آره، کات، اوکی
خب همه چی خوب بود برای سکانس بعدی، آماده بشید
خیلی سبکی، اصلا وزنت رو حس نکردم
!یورا، بفرما
ممنون
خواهش میکنم
همینطور عالی ادامه بده
دنیا پر از دروغه، مگه نه؟
... اونایی که حقیقت رو میگن
آسیب می بینن
...با این وجود
میخوای حقیقت رو بدونی؟
!کات، اوکی
کات- اوکی-
برای امروز کافیه
همگی خسته نباشین
ممنون، عالی بودی
ممنون- بله-
یورا، کجا میری؟
!یورا- یه لحظه-
باشه
یورا؟
No comments yet. Be the first to leave one.