Pierwsze 193 wierszy.
سورج، .به خاطره هوای بد همه پروازها کنسل میشه
با اولین پرواز بعدی من باید برم. من پرسیدم ازشون
باشه. من حواسم به هم چیز هست. نگران نباش. میرم خونه و پرونده رو میگیرم.
17 جولای 2019 30 دقیقه قبل از حادثه
خودتی؟
یا شما هستید؟
08 ماه پیش
وقتی رویاهای ما مثل ابر نقره ای بلند می شوند...
وقتی رویاهای ما مثل ابر نقره ای بلند می شوند...
ایستادن روی اون ابروهای بلند.........
وقتی این ابیات خاطرات ما را بیدار می کند .....
وقتی این ابیات خاطرات ما را بیدار می کند .....
در این روز جدید که در پارچه ابریشمی طلایی پیچیده شده است .......
با من بمون ... همیشه و همیشه .....
با من بمون ... همیشه و همیشه .....
برای همیشه و همیشه با من بودن ........
با من بمون ... همیشه و همیشه .....
برای با من بودن ... برای همیشه و همیشه ........
ما مرزهایمان را گم کرده ایم..... صمیمیت نامحدود .......
این اصل داستان عشق ماست .......
وقتی رویاهای ما مثل ابر نقره ای بلند می شوند...
ایستادن روی اون ابروهای بلند.........
رنگ گلهایی که در این دره می شکفند همین است .......
با ناگفته ها اومدی .......
با ناگفته ها اومدی .......
با ناگفته ها اومدی .......
رویاهای ما در افکار متحد به حقیقت می پیوندند .......
وقتی دل ما بوی این عشق را می فهمد، .....
නිර්මාණය خلق ملودی زندگی می بخشد.......
ما مرزهایمان را گم کرده ایم..... صمیمیت نامحدود .......
این اصل داستان عشق ماست .......
چطوری - سلام عمو!
من خوبم عمو
حالا عمو میتونی ما رو پیدا کنی زمانی بود، درست است؟
خیلی کار داشتم دختر. من امروز برگشتم هفته پیش توکیو بودم
اونجا چیکار کردی؟
من رفتم تا پروژه ای در مورد علوم اعصاب ارائه کنم.
آه، درست، روی به من در مورد آن گفته شد، من آن را فراموش کرده ام
من هستم
پس کی برمیگرده؟
او به زودی می آید، عمو دوست داری چی بنوشی؟
آه، بله
قهوه؟
اگر یک فنجان چای بنوشیم عالی خواهد بود
مین، کسی که قهوه دوست ندارد..
من هم چای دوست دارم
احساس می کنم روی آمد
هی دایی اومده
سلام عصر بخیر عمو
عصر بخیر، عصر بخیر
آیا شما برای مدت طولانی اینجا هستید؟
بله، خیلی وقت است، اینطور نیست؟
خوب. عمو به من 2 دقیقه به آن فرصت دهید. من یک شستشو می دهم و به زودی برمی گردم
خوب، وقت بگذارید و آماده شوید
- آکال من برای روی قهوه درست میکنم... - هوم، ادامه بده...
وقتی رویاهای ما مثل ابر نقره ای بلند می شوند...
ایستادن روی اون ابروهای بلند.........
با من بمون ... همیشه و همیشه .....
ما مرزهایمان را گم کرده ایم..... صمیمیت نامحدود .......
این اصل داستان عشق ماست .......
این اصل داستان عشق ماست .......
شروع کردی؟ بله ما خانه هستیم آرام باش، وقت خود را صرف کنید. بله، به زودی می بینمت
چینچو!
اوه
چینچو
چرا چی؟
گوش کن، آنها به زودی اینجا خواهند بود
بیا، درسته؟ حداقل پانزده دقیقه دیگر برای من در حال رفتن.
پانزده دقیقه؟ چرا پانزده دقیقه دیگر می خواهید؟
لمس من به من به بالا بیاورید و فر را روشن کنید
بگذار اجاق گازم را روشن کنم همچنین باید گرم شود
اجاق را روشن کنم؟ اما ما غذا سفارش دادی، درسته؟
اجاق را روشن کنم؟ اما ما غذا سفارش دادی، درسته؟
فقط ما این را می دانیم، درست است؟
وقتی آنها آمدند، من غذا را داغ از فر خارج کنید
وقتی رسیدند هوا گرم بود بگیر و غذا بده.
اگه اون موقع اومدی شوخی کنی من واقعا از دست شما عصبانی هستم
روی تنها کسی نیست که می آید.
چینچو، همه اینها فقط یک دروغ است. اگر متوجه شوند به همین دلیل است که یک ناراحتی بزرگ است.
آه، قبل از اینکه آن را بدانند الان داری از من تعریف میکنی
شما سختی ساخت اینها را درک نمی کنید حتی اگر زن دیگری به این خانه بیاید
من هستم
هر چیزی که برای تو نوشته شده تو هستی ساخته شده با قلب؟ -
نمی دانم. برای هر کلمه ای که به طور طبیعی به من می رسد از شما تشکر می کنم.
اوه
آقایان طبیعتاً نمی توانید از من تعریف کنید؟ چی؟ به همین دلیل همه چیز را دقیقا نوشتم.
حالا با صدای بلند بخوانید،
با چیزی که میشنوم
وای، وای، چنین غذاهایی، چینو کلاه داری
روی، امروز دعوتهای بیشتری برای شما داریم من فکر می کنم که این غیر قابل قبول خواهد بود
تینا، من نمی گویم این مال چینچوی من است حتی اگر همسر هستید، باید آشپزی را یاد بگیرید.
این چیه؟ مثل دیالوگ در نمایشنامه...
بله، مثل یک نمایشنامه است حالا اینو بخون
گوش کن تینا، مردم معمولا از زندگی زناشویی می ترسند پس البته
اما باید بگویم تنها پس از ازدواج با چینچو بود که از زندگی لذت بردم.
چینچو، چون من در دروغ گفتن خوب نیستم من فکر می کنم این یک مشکل شکست است!
سلام
هی روی، گرفتی؟ بیا تو
برو برو ببین
سلام آقای روی، خانم روی هی سورج!
تینا بیا داخل تبریک می گویم!
سلام روی، سلام تینا. روی، چطوری یک بطری گرفتی؟ بنوشیم؟
- باشه، اوضاع خوب نیست - سلام چینچو
- به سنگاپور خوش آمدید! - متشکرم
ببخشید من آشپزخانه کمی مشغول کار است
- سوراجتا، چرا به آنها نمی گویید که بیایند داخل؟ -آره میخواستم بگم...
اندیشه ها، خیلی خوبه که الان اینجایی
یا از دیدن این بطری خوشحال شد از اینجا می توانستیم فراموش کنیم.
آره، این یه دنگ دیگه است
بیا مرد
ව مرد رن
هی، سورج، تو به من گفتی که کمی پیش می آیی بنابراین، من فقط توانستم این خوراکی ها را سفارش دهم
- آه، چینچو، این همه چیز را آماده کردی؟ - آره آره...
داره اذیتت میکنه
چه اشکالی دارد یک تماس تحویل در نیم ساعت انجام می شود
لطفا فریاد نزنید
منظورم این است که چینچو یک آشپز سریع است، او هر چیزی را در کمتر از نیم ساعت درست می کند
واقعا باید از زحمات او قدردانی کنم..
هر چند من این را نگفتم چینوچو معشوقه من است
چینچولا در مورد آشپزی است، و نه فقط این لازم نیست در مورد هر چهار مورد چیز عجیبی بگویم
فکر نمیکنم که در دو روز باقی مانده می توانید غذا بخورید.
آه، چینچو اینا قدیمین؟
فریاد نزن، می خواهم بگویم چینچیلا همه چیز در مورد مهارت های آشپزی است.
اوه منظورت هم همین بود
بنابراین، اجازه دهید من یک توصیه کوچک به شما کنم می خواهم با تو بدهم...
مردم به طور کلی ترس از فکر کردن به زندگی زناشویی
اما، چون با آن نوع تجربه من برای رهایی از این ترس ازدواج کردم
سورج، به اندازه کافی داری؟ تینا، بهش گفتم وقتی اومدی یه کم ازت تعریف کنم...
چگونه می توانید به من بگویید که او نمی تواند بگوید؟ واقعا کی گفته
بله، وقتی آن را تجربه می کنیم، باید سعی کنیم آن را بدتر کنیم
شما آن را بگیرید و بخورید
17 جولای 2019 14 ثانیه قبل از تشنج
ترجمه و زیرنویس = اودایا سامان کومارا (60) = w w w. c i n e r u. l k
صبح بخیر تیم
صبح بخیر
ما امروز اینجا هستیم برای بحث در مورد کنفرانس آسترومانیا
همکاری باشکوهی که درخشان ترین ذهن ها را گرد هم می آورد.
مرکزی که به آن می روند ...
پارچه ابریشمی را تغییر دهید و مفاهیم را با هم عوض کنید ...
در زمینه هایی مانند کیهان و فیزیک هسته ای.
من جهان را دوست دارم، حوزه هایی مانند فیزیک هسته ای.
این عنوانی است که باید ارائه کنیم پروژه ماه سرخ
موضوع ما برای ارائه پروژه ها ماه قرمز هستند.
در ادامه با پروژه ما همراه باشید کسی که تا مدتی دیگر با او ارتباط برقرار خواهم کرد.
او اینجاست،
ممکنه بیام؟ 7 - روی!
لطفا بیا داخل
- صبح بخیر آقای اندرسون ... - لطفا جای خود را بگیرید
صبح همگی بخیر!
از دیدن شما خوشحالم .. چطور هستید؟
عالیه واقعا خوشحال به نظر میای پس آنچه می گویند باید درست باشد
همسر خوشبخت، شاد زندگی کنید
واقعیت
پس بچه ها، من انجام می دهم 3 هفته دیگه به شهر برمیگردم یک بار! برگشت از سیدنی...
من خیلی دوست دارم آخرین ارائه شما را ببینم.
البته آقای اندرسون این کار را خواهم کرد
راستش الان میخوام باهات حرف بزنم مطالعات متعددی در مورد چندین مورد تکمیل شده است.
اوه، عالی! لطفا این کار را بکنید با تیم به اشتراک بگذارید دوست دارم آن را هم بشنوم.
اوه، عالی! خودشه با تیم به اشتراک بگذارید دوست دارم آن را بشنوم.
خوب، امسال، یک ماه گرفتگی کامل رخ خواهد داد، , به زودی ماه به دور خورشید خواهد چرخید
همه شما می دانید، گفته می شود ماه گرفتگی یک رویداد نادر است
این چیزی است که به من انگیزه می دهد برای کسانی که آن را تماشا می کنند ...
به دلیل تغییر ظاهر، ماه در جسم دیگری قرار دارد کاملا متفاوت به نظر می رسد.
این یک پدیده طبیعی است که روی روحیه و روانشناسی افراد تاثیر می گذارد جای تعجب نیست که مردم بفهمند..
طبق مطالعات اخیر، 40 درصد از جمعیت عمومی معتقدند ...
برخی رویدادها، از جمله ماه گرفتگی که بر رفتار جنون آمیز افراد تأثیر می گذارد
راه رفتن در خواب، خودکشی و ...
و خشونت
ممنون روی. مطمئنم همه شما با یک تحلیل عالی موافق هستید.
من واقعاً می خواهم شما به سطح دیگری بروید، درست؟ یک چیز دیگر، این مقاله تحقیقاتی را تحویل دهید.
بنابراین، آیا برای آن آماده هستید؟
به من اعتماد کن اندرسون، این اتفاق می افتد
من مطمئن هستم که شما کار بزرگی انجام می دهید - متشکرم.
تبریک می گویم!
پروژه جدید شما چیست؟
گرهامانام
چنگ زدن؟
این یک پروژه مبتنی بر ماه گرفتگی است.
ماه گرفتگی و پیامدهای آن چگونه روانشناسی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.
من می خواهم چند نقل قول و نقل قول از شما بدانم. که من یک روز دیگر باز خواهم گشت تا در مورد جزئیات صحبت کنم.
بسیار جالب
تماسی از خاله کونجا. . ببخشید عمو
سلام خاله کونجا...
بیایید به آن سمت برویم
سلام دختر تینا چطوری؟
خونه ای که کنارش بودیم تازه اومده بود خونه عمو. بچه ها چطورین؟
اینجا همه خوبن دختر چطور هستید؟ روی چطوره؟
عمو یا دایی. بعد از اینکه تینا وارد زندگی من شد
اینی که گفتی درسته عمو. وقتی تینا وارد زندگی من شد ...
که روزهایم روشن شد، احساس پر از چیزهای جدید می کند.
او می تواند مرا دوست داشته باشد و درک کند
او مرا کامل می کند.
من هستم උපරිමයෙන්ම} من هستم සතුටු වෙනවා කුන්ජා නැන්දා ...
No comments yet. Be the first to leave one.