Pierwsze 171 wierszy.
اوشیو نباید گیر بیفتیم
نگران نباش
من دیگه برگشتم
میخوام ببینم کی جرئت داره نطق بکشه
گیل
زرهم برنمیگرده
داره محو میشه؟
ولگردها هم نابود شدن
انگار به محض اینکه موهاش با سایه برخورد میکنه سایه رو هک میکنه
یعنی دوباره تکامل پیدا کرده؟ عجیبه
مرسی که دفعه قبل از پشت بهم خنجر زدی
...ولی این دفعه
شکست نمیخورم
هی
همه سایهها رو جوری هک میکنم که همهچی رو فراموش کنن
شیده هنوز هم ذاتا انسانه
فقط باید زرهش رو پاره کنم
این دفعه دخلش رو میارم
اونها به این چیزها فکر نمیکنن؟
اونجوری پیش نرفت که انتظارش رو داشتیم
یعنی ممکنه خاطراتش رو منتقل کرده باشن که زنده بشه؟
باید همون موقع که فرصتش رو داشتم میکشتمش
حسرت خوردن فایدهای نداره
باید از چشم پرنده نگاه کنیم
دوتا اوشیو چیزی نیست که از پسش بر نیایم
اوشیو، رشد تو مانع پیشرفت ما شده
ولی به لطف همین رشد حالا میتونم بکشمت
خنجر این دختر واقعا خطرناکه
خوشبختانه من "اکو" رو دارم نهایتا زرهم رو از دست میدم
ولی خنجرم روحت رو از هم میدره
وقت تمومه
چی؟
چرا؟
میو، تویی؟
آخه چرا؟
چرا نمیذاری کارم رو بکنم؟
آروم بگیر آبجی
بذار حداقل یه مشت بهش بزنم
واقعا؟ نقشه اینه؟
شینپه، تو نابغهای
خوش اومدی
خوشحالم که حالت خوبه
شینپه، پات
احتمالا به خاطر پردن تو اینجوری شده
چیزی نیست
یه پا که بیشتر نیست
شین، لطفا مراقبش باش
حتما
شیده
بله؟
به نظرت من از کجا اومدم؟
منظورت چیه؟
میدونستم نمیدونی
یعنی اگه داخل گیل باشم نمیتونی جام رو پیدا کنی
میبینمت
جلوش رو بگیرید
...چطوری
گیل معمولا به شکل پستونک در میاد
وقتی پرتش کنی برای حمله آماده میشه
میشه امتحان کنم؟
البته که میشه
ببخشید
حالت خوبه، سو؟
مرده
نه، نمرده
اون تو چطوری بود؟
خیلی عجیب بود
همهجا تاریک بود هیچجا رو نمیدیدم
ولی میشنیدم بیرون چه خبره
تاریکه، به خاطر اینکه گیل چشم نداره
ولی به همین خاطر شنواییش بهتره پس جنگیدن رو بذار به عهده خودش
اگه بتونیم این رو با پیشبینی دوثانیهای ریونوسکه ترکیب کنیم
شاید بتونم با شیده بجنگم
در حین همگامسازی، هر ضربهای که به گیل وارد بشه رو کاربر هم حس میکنه
حواست خیلی باید جمع باشه
حالا باید بفهمیم که وقتی داخل گیل هستیم اثر دست مخفی میشه یا نه؟
آره
دوست دارم امتحان کنم اما اگه سیگنال قطع بشه هاینه متوجه میشه
اگه پیش از موعد امتحانش کنیم سریع ته و توی قضیه رو در میارن
دوست دارم بدونم دو ساعت چطوری میگذره
میخوای بذاری گیل رو پیدا کنن؟
سیگنال گیل با سیگنال بقیه ولگردها فرقی نداره
اگه جایی باشیم که ولگردها هستن ممکن نیست بهمون شک کنن
بهترین جا برای قایم کردن یه برگ، جنگله
اگه ببیننش چی؟
میریم سراغ نقشه دوم
نه، نقشه سوم
یا موفق میشیم یا میمیریم
باید برای هر پیشامدی آماده باشیم
این شد حرف حساب
قسم میخورم برش گردونم
اومدن
شینپه، برگشتی؟
واقعا؟
شینپه؟ چی شد؟ اوشیو کجاست؟
شینپه؟
فکر میکردم اعتماد بنفس شینپه به خاطر اینه که قاطی ولگردها شده و داره دنبال اوشیو میگرده
و حالا که دوتا اوشیو داره سعی میکنه وارد غار هیروکو بشه
ولی اشتباه میکردم
پس دوباره برگشت به چرخه، درسته؟
بگو ببینم چی دیدی؟
...چیزی که باعث میشه اعتماد بنفس داشته باشه
اوشیو
هی، بچهها من برگشتم
خوشحالم که میبینمت
به نظرت من از کجا اومدم؟
غار هیروکو
عوضی اونجا رو گذاشته نقطه آغاز مجدد
به خاطر همین دنبال سایهها بود
بعد هم وارد چرخه شد و اوشیو رو فرستاد سروقت من
باید فورا کالبد اصلی هیروکو رو نابود کنیم
کاریکیری
وقتشه مراسم رو شروع کنیم از این طرف لطفا
یه لحظه صبر کن
کوگایتو، دارم از دل درد میمیرم
چت شده؟
نمیتونم خودم رو نگه دارم باید برم دستشویی
باید خودم رو تو دستشویی زندانی کنم
میخوای برات ضد اسهال بیارم؟
بقیهش با خودته
عجب گیری افتادیم
کاملا صافه، ولی توش عادیه
یه خورده نگرانم
فکر میکنی متوجه نقشهمون شدن؟
آره، ولی این همون چیزیه که میخوایم
الان قطعا ما اولویت اولشونیم
تا ما رو نکشن کشتار رو شروع نمیکنن
گیل یه سایه حس کرده
ساعت دو، بیست متر جلوتر
پس واقعا وجودمون رو حس کردن
یه چیزی به سمتمون شلیک شد
یه چیزی مثل سوزن
دندون؟
میخوان همینجا زمینگیرمون کنن
توکی، بذار باهاش بجنگم
من خوبم
همینجا نگهش میدارم
شماها برید
من چیزیم نمیشه
چی؟ من ولت نمیکنم
راه بیفت احمق
الان وقت این حرفها نیست
باشه
ممنون
نه، منم که باید ازت تشکر کنم
ممنونم شینپه
ممنون که یه فرصت دیگه بهم دادی
توکیکو
فکر مردن هم به سرت نزنه
تو هم همینطور، سو
حواست باشه سرعتشون رو کم نکنی
کمک کمک
بیدار شدی که به هاینه خدمت کنی و مجبور شدی بجنگی
بریم گیل
بریم چیزی که دنبالشه رو بهش بدیم
یه مرگ آروم
بن بسته؟
نه، مخفیگاه هیروکو باید همین بالا باشه
...آره، یه دیوار ساختن
اصلا عادی نیست نمیتونم بفهمم پشتش چه خبره
از گل ساخته شده
از دریا و معبد خیلی سریع حرکت میکنن
برو کنار
خون؟
داره ترمیم میشه
بذار من امتحان کنم
بهش دست نزن
اوشیو، دستت
نزدیک بود
هک معکوس شدم
این دیوار از بدن هیروکو ساخته شده
No comments yet. Be the first to leave one.